سه شنبه, 02 آبان 1396 07:37

ترامپ دربارۀ برجام به استیو بنن مأموریت داده بود

دلایل برکناری استراتژیست ارشد ترامپ استیو بنن

 ایزدی: ترامپ دربارۀ برجام به استیو بنن مأموریت داده بود بنن تندروست اما رفتن او به نفع ایران نیست | ترامپ می‌خواهد امتیازات توافق نصیب ایران نشود

 دکتر فواد ایزدی در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین، به دلایل برکناری استراتژیست ارشد ترامپ استیو بنن از کاخ سفید پرداخت.

ابوالفضل خدایی: پس از کناره گیری سریالی مقام های کاخ سفید، این بار نوبت به استراتژیست ارشد ترامپ یعنی استیو بنن رسید. این رویدادها و نابسامانی ها در حالی ادامه می یابد که با سپری شدن 8 ماه از دوره ریاست جمهوری ترامپ، هنوز تیم اجرایی کاخ سفید شکل نگرفته است. گمانه زنی های زیادی در مورد اخراج بنن مطرح می شود، تحلیگران بر این باورند که رفتن وی تغییری در سیاست های افراطی کاخ سفید ایجاد نخواهد کرد و برخی از محافل راستگرای نزدیک به بنن نیز می گویند ترامپ با دستانی بازتر برای پیش بردن دیدگاه های افراطی علیه رقبایش وارد عمل خواهد شد. خبرگزاری خبرآنلاین برای بررسی تحولات کاخ سفید با دکتر فواد ایزدی، مدرس دانشگاه و کارشناس مسایل آمریکا گفتگو کرده است که در ادامه می خوانید:

ارزیابی شما از برکناری استیو بنن استراتژیست ارشد ترامپ چیست؟

از ابتدای روی کار آمدن ترامپ دو جناح سعی کردند که در استیو بنن جهت دهی ایجاد کنند. یکی آز آنها جناح سنتی جمهوری خواه است که در حوزه سیاست خارجی و داخلی برنامه های خاصی دارد. اما در طرف دیگر جناحی در آمریکا وجود دارد که آنها جریان اصلی و تعیین کننده در سیاست نیستند. دلیل اینکه آنها به ترامپ گرایش پیدا کردند این بود که شخص رئیس جمهور آمریکا نیز از چهره ها و افراد پر نفوذ جمهوری خواهان نبود. در جریان رقابت های انتخاباتی هم دیگر کاندیدای جمهوری خواه نیز نسبت به ترامپ جایگاه بهتری داشتند و همینطور در همین جریان، اطرافیان ترامپ متشکل از افرادی بود که آنها نقش تعیین کننده ای در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی ایفا نمی کردند.

اما اتفاقی که بعدها رخ داد این بود که ترامپ موفق شد که بقیه رقبا را از میدان به در کند. در ادامه نیز چهره هایی چون استیو بنن که از چهره هایی سنتی جمهوری خواه محسوب نمی شدند به کاخ سفید راه پیدا کردند. در این راستا هنگامی که ترامپ وارد کاخ سفید شد، باید انتخاب می کرد که می خواهد جز کدام یک از بدنه های حزب جمهوری خواه باشد. به هر حال از مدت زمانی که ترامپ قدرت را بدست گرفته است، شاهد هستیم که نابه سامانی ها در کاخ سفید رو به افزایش است. در این مدت ترامپ همواره سعی کرده است خود را به آن دسته از جمهوری خواهانی که گرایشات نظامی گرایانه دارند نزدیک تر کند.

در همین انتصابات اخیر شاهد بودیم که "جان کلی" که یک ژنرال بوده است به عنوان رئیس دفتر خود انتخاب کرده است. همچنین مشاور امنیت ملی وی یعنی مک مستر هم یک ژنرال به شمار می آید. البته متیس را هم نباید فراموش کرد که او هم یک فرد نظامی است. بنابراین حضور افراد نظامی در کابینه ترامپ باعث شده تا کاخ سفید با بدنه اصلی و سنتی حزب جمهوری خواه فاصله زیادی داشته باشد. اما این نکته هم قابل توجه است که ترامپ دعوا و کشمکش های خود را با بدنه اصلی جمهوری خواه ادامه نداده است و کنار رفتن استیو بنن نیز یکی از نشانه های آن است که رئیس جمهور آمریکا در این بین سعی کرده است تا توازنی را برقرار کرده باشد. اما به نظر من مشکل فراتر از این صحبت هاست و به طور کلی بعید به نظر می رسد که ترامپ در این صدد باشد تا تمام مشکلات خود را با حزب جمهوری خواه حل و فصل کند. دلیل آن هم این است که نخبگان و سران حزب جمهوری خواه مقبولیت خیلی بالایی در بین رأی دهندگان این حزب ندارند، زیرا آنها شخصی مانند ترامپ را برگزیدند که با آنها درگیر بود.

به نظر شما برکناری افراد تندرویی مانند استیو بنن از قدرت که دارای گرایشات ضد ایرانی و اسلام ستیزانه هستند  می تواند تاثیری در روابط  ایران و آمریکا داشته باشد؟

تفسیری که از سیاست خارجی آمریکا ارائه می شود، بیشتر بر اساس بازتاب خبرگزاری ها و رسانه های مخالف دولت ترامپ است و در این بین باید به این نکته توجه داشت که استیو بنن فردی جنگ طلب نبود و در مصاحبه اخیر خود با یکی از رسانه ها، سیاست جنگ طلبانه ترامپ را در مورد بحران کره شمالی مورد انتقاد قرار داده بود و به نظر من این موضوع نیز یکی از دلایل اخراج وی بوده است. نخبگان حزب جمهوری خواه غالباً نگاه سنتی به سیاست خارجی دارند که استراتژی آنها استفاده از زور است. مانند دوره جورج بوش که وی حمله به عراق را ترتیب داد. در جریان رقابت های انتخاباتی نیز ترامپ همواره کلینتون را به خاطر رای برای حمله به عراق سرزنش می کرد و استیو بنن هم در حوزه سیاست خارجی از مواضع ضد جنگ طلبانه ترامپ پیروی می کرد و به طور کلی ترامپ و حامیانش انتقادات زیادی به مواضع سنتی حزب جمهوری خواه داشتند و آنها را گلوبالیست (پیرو جهان گرایی) می نامیدند. این در حالی بود که ترامپ اولویت خود را بر مبنای تامین منافع ایالات متحده آمریکا مطرح کرد. در مواضع اسلام ستیزانه استیو بنن هم شکی نیست، اما افراد دیگری هم نیز وجود دارند که رویکردی جنگ طلبانه ای در حوزه سیاست خارجی دارند.

در مورد ایران نیز عرض کنم چهره های سنتی تر حزب جمهوری خواه مانند مک مستر همواره تاکید بر حفظ توافق هسته ای داشته اند، زیرا آنها معتقد هستند که برجام توافقی مهم و سودمند برای آمریکا به شمار می آید. اما ترامپ بر این موضوع عقیده دارد که هر کاری که اوباما انجام داده است به نفع آمریکا نبوده است. ترامپ سعی دارد به هر نوعی شده موفقیت های اوباما در عرصه سیاست داخلی مانند طرح بیمه سلامت "اوباماکر" و در عرصه سیاست خارجی توافق هسته ای را از بین ببرد. در قضیه توافق هسته ای ترامپ به بنن ماموریتی داده بود تا برنامه ای را پیاده کند که طی آن برجام را از قابلیت های خود تهی کند. به طوری که ایران به تعهدات خود عمل کند و در نهایت نیز تهران را ناقض برجام معرفی کنند و همینطور فشارهای بیشتری علیه ایران وارد کنند و اگر هم میسر بود تحریم ها تعلیق نشود. لذا رفتن بنن بدین معنا نیست که آمریکا این پروژه را متوقف کرده باشد، اما ممکن است آمریکا در این راه با چالش مواجه شود و روابط تهران و واشنگتن نیز را تحت تأثیر قرار دهد.

در ضمن باید یادآوری کرد که مشکل ایران ستیزی و اسلام ستیزی آمریکا موضوعی جدید نیست. اما اگر مبنا و دغدغه اصلی روابط ایران و آمریکا موضوع مساله نظامی باشد، کنار رفتن بنن از کاخ سفید قطعا به نفع ایران نیست. بنن فردی تندرو بود ولی از این جهت که وی به صراحت مواضع را اعلام می کرد برای ما خوب بود. حال که بنن از گردونه قدرت کنار رفته است ترامپ سعی خواهد کرد که برجام را حفظ کند ولی در عین حال سعی می کند تا امتیازات این توافق نصیب ایران نشود. بنابراین تفسیر تحولات داخلی آمریکا به این سادگی نیست و نمی توان با صراحت اعلام کرد که رفتن یا آمدن فردی جدید به نفع یا ضرر کشوری است.

آقای دکتر با توجه به ادامه برکناری ها در کاخ سفید، مساله استیضاح ترامپ نیز در رسانه ها و نظرسنجی های اخیر قوت کرفته است. به نظر شما آیا چنین اتفاقی را می توان پیش بینی کرد؟

طبق قانون اساسی آمریکا استیضاح رئیس جمهور کار ساده ای نیست. در ابتدا مجلس نمایندگان باید به آن رأی دهد که در حال حاضر اکثریت این مجلس را جمهوری خواهان در اختیار دارند. سنا هم وظیفه محاکمه را بر عهده دارد که دو سوم رای آن نیز در این راستا الزامی است که در اینجا نیز اکثریت را جمهوری خواهان تشکیل می دهند. لازم به ذکر است که آن طبقه ای از جمهوری خواهان که به ترامپ رأی داده اند هنوز به وی معتقد هستند. افرادی که در مجلس نمایندگان و سنا اگر قرار باشد به استیضاح ترامپ رای دهند، در سال 2018 کل مجلس نمایندگان و یک سوم سنا باید برای رأی گیری آماده باشند. که در این راستا حامیان ترامپ باید به این افراد رأی بدهند. بنابراین مطرح شدن استیضاح از سوی این نمایندگان می تواند پیام های بدی در بر داشته باشد، چون در انتخابات باید از افرادی رای گیری کنند که از آنها به خاطر برخورد با ترامپ دلخور هستند.

بنابراین استیضاح باید به وسیله کنگره انجام شود، بنابراین در حال حاضر آن بدنه ای از حزب جمهوری خواه که باید علیه ترامپ اقدام کنند وجود ندارد. مگر این که اتفاقات جدید دیگری رخ دهد؛ برای مثال سندی محکم علیه ترامپ پیدا شود که وی در جریان انتخابات، چه ارتباطی با روسیه داشته است. یا اینکه وی کار خلافی انجام داده باشد که حمایت بدنه حزب جمهوری خواه از وی قطع شود که در این صورت بحث استیضاح می تواند قوت بیشتری بگیرد. البته باید اشاره کرد که نمایندگان حزب جمهوری خواه دل خوشی از ترامپ ندارند و تنها مشکل آنها رای دهندگان هستند. در صورت پیروزی نمایندگان دموکرات وگرفتن اکثریت مجلس نمایندگان و سنا به وسیله آنان نیز می توان طرح استیضاح ترامپ را متصور بود که این انتخابات نوامبر 2018 برگزار می شود و ژانویه 2019 کنگره بعدی کار خود را آغار می کند.

...............

http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(5gagufsydxquocomustxafpv))/detail/698849/World/diplomacy

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved