جمعه, 02 آبان 1399 00:20

امام خمینی(ره) بیشتر از هر کسی از متحجران ضربه دید؛

مهدوی راد در گفت وگو با شفقنا

امام و خطر مقدس مآبان متحجر؛ جهل و نا آگاهی دو پیامد نفوذ تحجر در جامعه و حکومت خواهد بود/

از خشک سری و سبک مغزی در تاریخ اسلام بسیار آزار مهدوی راد در گفت وگو با شفقنا

.............................................................

شفقنا- سمانه معارف وند؛ محقق پژوهشگر و استاد دانشگاه با بیان اینکه چهل و یکسال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد اما هنوز که هنوز در جامعه مبتلا به تحجر هستیم، گفت: خردورزی آنچنان که باید سطح جامعه را فرا نگرفته لذا تاکنون نتوانستیم جامعه ای که دین اقتضا می کنم داشته باشیم؛ بسیاری از چهره های مهم را از دست دادیم و بعضا کسانی وارد میدان شدند و صحنه آرایی کردند که به ظاهر خردورز و عاقل بودند ولی در باطن تحجر داشتند. تحجر بلای جامعه است و اگر بگوییم که حضرت امام خمینی(ره) بیشتر از هر کسی از متحجران ضربه دید، گزاف نیست و اگر بگوییم که امام(ره) بزرگترین بیدارگر خردمندی و خردورزی و حرکت علیه تحجر است، باز هم گزافه نگفتیم.

تصلب و توجه به ظواهر دینی در تاریخ اسلام فاجعه های بسیاری به بار آورد

حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی مهدوی راد در گفت و گو با شفقنا درباره معنا و مفهوم تحجر و متحجرین و نمونه ها و ویژگی های آن اظهار کرد: در تاریخ اسلام از همان آغاز، جریانی وجود داشت که شاید چنان می پنداشت که تصلب دینی و تعصب دینی دارد و بر ظاهر نصوص دینی بیش از هر چیزی تکیه می کرد و نتیجه به مسایل عجیبی می کشید. شاید این جریان در میان ادیان دیگر نیز وجود داشته باشد. ولی واقع این است که این گرایش به ظاهر و تصلب بر ظاهر بدون تعقل و تفکر و پیوند دادن حادثه ها با یکدیگر و از دل آن به حقایق روشن رسیدن، در تاریخ اسلام فاجعه های زیادی به بار آورد.

وی ادامه داد: خوارج به نوعی متحجر بودند حتی زمان پیامبر(ص) وقتی رسول الله در قصه نبرد حنین بخشی از غنایم را به تازه مسلمانانی که معلوم بود، آینده آن چنانی خواهند داشت، دادند؛ یکی از آنان بالای سر پیامبر(ص) ایستاد و گفت: «اعدل یا محمد!»؛ پیامبر(ص) هم مظلومانه فرمودند: «اگر من عدالت را برپا نکنم چه کسی می تواند بعد از من عدالت را برپا کند». ظاهر آن این بود که کسانی که جنگیدن باید غنایم را ببرند و چرا پیامبر(ص) این غنایم را به دیگران هم می دهد؛ ولی واقعیت این است که تاریخ اسلام پُر است از اینگونه تفکرات و حادثه ها و حضرت امام(ره) در یکی از پیام های خود خطاب به طلبه های جوان نوشته اند: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.»

متحجرین خود را برتر و جایگاهشان را ناب تر تلقی می کنند

محقق پژوهشگر و استاد دانشگاه گفت: یک مشکل مهمی که متحجرین دارند این است که خودشان را برتر و جایگاهشان را جایگاه ناب تر تلقی می کنند و هر کسی غیر از خودشان را با تیغ بی توجهی به دین و بی دینی و ولایت نداشتن، نقد می کنند و از بین می برند که این امر بسیار خطرناک است. حضرت علی(ع) جمله ای در نهج البلاغه دارند که بسیاری نتوانستند به خوبی محتوای آن را بیان کنند. حضرت علی(ع) فرمودند که کفر چهار پایه دارد و یکی از این پایه ها «تعمق» است، تعمق را قاعدتاً ژرفا نگری و دقت ترجمه می کنند بنابراین باید تعمق پایه ایمان باشد نه کفر؛ تا جایی که من دیدم از جمله کسانی که در دوره معاصر محتوا این جمله را به خوبی تبیین کرد مرحوم استاد محمد تقی شریعتی در کتاب وحی نبوت بود البته بعدها مقالاتی در این باره نوشته شده ولی گزیده سخن این است که در اینجا تعمق، یعنی بر کرانه، در حاشیه حرکت کردن و به محتوا و درون مایه نرفتن و بر همان هم اصرار ورزیدن، بدون خردورزی دقیق بر آن موضعی که گرفتند پای فشردن.

بسیاری از کسانی که ادعای روشنفکری هم می کنند، تحجر دارند

مهدوی راد ادامه داد: اگر اینطور نگاه کنیم دایره تحجر فقط دایره مقدس مأبی نیست بسیاری از کسانی که ادعای روشنفکری هم می کنند، تحجر دارند. اگر کسی موضعی دارد و خیال کند که آن درست ترین موضع است و هر کسی که بیرون از این موضع است را نفی کند، این یک تحجر است. یکی از علمای بسیار بزرگ روزگار ما در پاسخ به این سوال که با دگراندیشان باید چگونه رفتار کنیم؟ جملاتی می فرمودند که به نظر من راهبردی ترین و روشن ترین است و آن این است که ما بر صراحت در عقیده و قاطعیت در موضع موظف هستیم، اما باید تسامح در رفتار داشته باشیم، یعنی ما باید صراحتاً عقیده مان را بیان کنیم و بگوییم که شیعه و اهل ولایت و انقلابی هستیم و معیارهای انقلاب برای ما ارزش دارد و موضع مان هم همین است و پای آن محکم ایستادیم، اما هر کسی که بیرون از دایره ماست را نفی نمی کنیم. پیامبر(ص) به ما دستور دادند که با انسان ها براساس ارزش های انسانی تعامل کنیم. حضرت علی(ع) به مالک فرمودند: «مالک! به مصر که برسی مردم دو گروه هستند یک عده همچون تو متدین هستند پس برادران تو هستند، اما عده دیگری هم هستند که حقوق انسانی دارند حقوق انسانی آنان را نباید فراموش کنیم». یکی از ویژگی های بسیار مهم اسلام، عقلانی بودن، خردمندانه بودن، انسانی بودن و توجه به انسان است.

از خشک سری و سبک مغزی در تاریخ اسلام بسیار آزار دیدیم

وی اظهار کرد: ما واقعاً از تحجر، یکدندگی، خشک سری و سبک مغزی در تاریخ اسلام بسیار آزار دیدیم، خیلی کم کسانی داشتیم که در عین اینکه مواضع خود را مستدل ترین، قوی ترین و استوارترین می دانستند دیگران را هم نفی و طرد نمی کردند. اگر جامعه حرکت کند به آن سوی و اینگونه باشد، آن وقت می توان گفت که یک جامعه ای است، عاقل، خردورز و هوشمند. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه وقتی می خواهند جامعه جاهلی را تصویر کنند، می فرمایند: «بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَمٌ؛ جامعه ای که در آن خرمندان، خردورزان، آگاهان و فهمیده ها لجام بر دهانشان زدند و غوغاسالاران تکریم می شوند.» جامعه الهی و پیغمبر پسند جامعه خردورز، روا دار، متسامح بر مبنا و ارزش و خردمندی است و تحجر بلای جامعه است و اگر بگوییم که حضرت امام(ره) بیشتر از هر کسی از جامعه متحجر ضربه دید، گزاف نیست و اگر بگوییم که امام(ره) بزرگترین بیدارگر خردمندی و خردورزی و حرکت علیه تحجر است، باز هم گزافه نگفتیم.

جامعه باید مولفه ها و مشخصه های حق گرایی، حق مداری و خردورزی را بشناسد

مهدوی راد در مورد مهم ترین آثار و پیامدهای نفوذ متحجرین و مقدس مأبان در جامعه، حوزه و حکومت، گفت: اولین آثار و پیامد، جهل است. وقتی جامعه خردورز نمی شود چهره های نابخرد را هم به درستی نمی تواند شناسایی کند. دومین پیامد، نا آگاهی از حق در پایه معیارها و مولفه ها و مشخصه هاست. وقتی در نبرد جمل، جوانی به محضر علی(ع) آمدند و گفتند کسانی که در مقابل تو ایستادند، صحابه بودند و ردای صحابه گری داشتند، چگونه شما به ما دستور نبرد با اینها را صادر می کنید؟ حضرت علی(ع) فرمودند: «اِنَّکَ لَمَلْبُوسٌ عَلَیْکَ، اِنَّ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ لا یُعْرَفانِ بِاَقْدارِ الرِّجالِ، اِعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ اَهْلَهُ وَ اعْرِفِ الْباطِلَ تَعْرِفْ اَهْلَهُ ؛ حق برای تو زیر پرده شخصیت گرایی، چهره و مقدس مأبی و ظاهرسازی پوشیده شده است، حق را بشناس و اهل آن را هم بشناس، باطل را بشناس و اهل آن را بشناس» جامعه برای اینکه از این مهلکه نجات پیدا کند باید مولفه ها و مشخصه های حق گرایی، حق مداری و خردورزی را بشناسد. عاملی که سبب رشد این افراد و چنین تفکری می شود، بی توجهی به حق، گسترش جهل و بی توجهی به مولفه ها و مشخصه های حق مداری و زندگی خردمندانه و خردورزانه است. وقتی حق شناخته نشود و مولفه ها و مشخصه ها به درستی درک نشود، باطل و تفکر باطل هم به درستی شناخته نمی شود.

هنوز که هنوز مبتلای به تحجر هستیم

محقق پژوهشگر و استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که در پایان چهارمین دهه از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون چقدر توانستیم از خطر تحجر و متحجرین مصون بمانیم؟ گفت: بسیار کم؛ ما در این جامعه هنوز که هنوز مبتلای به تحجر هستیم و خردورزی آنچنان که باید سطح جامعه را نمی گیرد، وقتی خردورزی و تحجر را دقیقاً شناسایی کنیم اینطور نیست که بگوییم فلان جریان چون سواد دارد، چون خیلی امکانات علمی در اختیارش هست پس از تحجر هم به دور است، وقتی خود مداری، سیاه دلی و گرد ذهنی در جامعه گسترش پیدا کرد یعنی تحجر هم گسترش پیدا می کند، اگر جامعه به جایی رسید که موضع خود را آگاهانه انتخاب کرد و روا داری کرد، جامعه اسلامی می شود و ما واقعاً در جامعه نتوانستیم آنچنان که باید و شاید و دین اقتضا می کرد، باشیم لذا بسیاری از چهره های مهم را از دست دادیم و کسانی وارد میدان شدند و صحنه آرایی کردند که مصداق کلام امام علی(ع) هستند.

زیر یک پرچم و در توافق با هم روزگار درخشانی خواهیم داشت

مهدوی راد در پایان گفت: اگر به این نکته ها توجه شود و آنگاهی که یک حادثه ای اتفاق می افتد و جامعه به سوی بیداری حرکت می کند، از این بیداری پاسداری شود در آینده هم می توانیم امیدوار باشیم که اوضاع خوب است. و اگر در همین جریانی که اخیراً اتفاق افتاد و نام مطهر سردار بزرگ تاریخ اسلام وحدتی ایجاد کرد و جامعه را یکدست کرد و از سوی دیگر در صفحات مجازی کسانی بر طبل تفرقه کوبیدند و باز منم منم راه می انداختند، اوضاع به سامان نخواهد بود. همگی باید زیر این پرچم بیایند و همه آنچه را که بیشترین هست در توافق بگیرند. به تعبیر شهید بهشتی «جذب حداکثری و طرد حداقلی پیشرو و درخشان خواهد بود و گرنه درخشندگی نخواهد داشت.

 

fa.shafaqna.com

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved