پنج شنبه, 14 فروردين 1399 16:52

تحجر در حقیقت یک نوع جمود ورزی به ظواهر کتاب و سنت است

داوود سلیمانی در گفت وگو با شفقنا

تحجر در حقیقت یک نوع جمود ورزی به ظواهر کتاب و سنت است / نتیجه نگرش های متحجرانه، دین گریزی، تنفر و چند دستگی است؛

شفقنا- دکتر داوود سلیمانی گغت:  اگر دچار جمودگرایی و تحجر شدیم، دیگر نمی توانیم راهبردها را متناسب با زمان خود ارایه دهیم بنابراین در دام گذشته گرایی و یک نوع سلفی گری می افتیم. سلفی گری و نوع نگاه به گذشته و تفسیر از گذشته دادن در زمانی که نمی توان از آن فرهنگ، آثار و نشانی دید، گرفتاری ها و مصیبت های بسیاری را به وجود می آورد،

تحجر ریشه هایی از تعصب و تقلیل گرایی دارد

دکتر داوود سلیمانی در گفت وگو با شفقنا به معنا و مفهم تحجر و ویژگی های آن اشاره و اظهار کرد: تحجر در حقیقت یک نوع جمود ورزی به ظواهر کتاب و سنت است و عدم التفات به قصد و هدف آنچه که در آموزه های دینی وجود دارد و نشانه و ویژگی های آن این است که بدون درک زمان و مکان در پی استنباط حکم از متونی است که در یک شرایط فرهنگی خاصی زاده شده و فقیه یا عالم دین شناس باید بتواند شرایط و فرهنگ زمان خود را در آن حکم ببیند که نمی بیند بنابراین بسیار متصلب و متحجر است و بیش از اینکه ریشه های علمی به مفهوم عام آن داشته باشد، ریشه هایی از تعصب و تقلیل گرایی دارد.

این استاد علوم وقرآن وحدیث ادامه داد: در تقلیل گرایی در حقیقت مواجه با نص، مواجه با یک بُعد از ابعاد نص است و به قولی فقط سیاق درونی و متن بدون توجه به شرایط و سیاق برونی متن دیده می شود؛ آنچه در سنت ما سبب و اسباب یا شأن و فضای نزول گفته می شود، دیده نمی شود بنابراین بدون توجه به این شرایط حکم صادر کردن دقیقاً بر نقطه مقابل حکم حقیقی دین ایستادن است برای اینکه دین آمده است که راه حل دهد و زندگی را ساده کند و آن مقاصد اصلی که جامعه ای انسانی و الهی با ویژگی هایی مثل رحمت، گذشت، عف، مغفرت، تعاون و همزیستی مسالمت آمیز و همکاری و توجه به حقوق مردم و حقوق انسان ها دارد را با تمسک به ظاهر این جمودگرایی از بین می برد.

جبهه ای در مقابل مام خمینی(ره) برخی از آموزه های به روز شده را نمی پذیرفتند

سلیمانی در پاسخ به این پرسش که چرا امام خمینی(ره) نسبت به خطر مقدس مآبان و متحجرین بسیار حساس و نگران بودند؟ گفت: مرحوم امام خمینی(ره) نسبت به خطر مقدس مآبان و متحجرین به این دلیل حساس بودند و توجه داشتند که باید در عنصر سیاست عنصر زمان و مکان را دخالت داد و جبهه ای که در مقابل امام(ره) بودند قبل از انقلاب و در آرای فکری و نظری شان بعد از انقلاب، برخی از آموزه های به روز شده را نمی پذیرفتند در مقابل مرحوم امام(ره) صف آرایی می کردند و امام می گفتند که درک آنان از شرایط امروز درک ناقصی است به تعبیری بدین مضمون داشتند که اگر بخواهیم با روش های شما کشور را اداره کنیم باید به عصر قاطر سواری و امثال اینها برویم.

پارادایم ذهنی متحجرین جوانان را از دین خدا خارج می کند

این استاد علوم قرآنی افزود: امام(ره) می گفتند که نباید اجازه دهیم که اینان در جامعه بتوانند فعال ما یشاء باشند و حکومت را در مسیرهایی ببرند که جز ظااهرگرایی و تحجر، چیزی نباشد بنابراین تعابیر بسیار مهمی دارند، ایشان حتی در قم می گویند که این ولایتی ها و مارهای خوش خط و خال، یعنی مرحوم امام(ره) انقدر نسبت به این قصه حساس بودند چون می دانستند که اگر اینان بتوانند پارادایم ذهنی خود را در جامعه متجلی کنند فوج فوج جوانان از دین خدا خارج می شوند و مردم نسبت به دین بدبین می شوند و پیامدهای بسیار بدی دارد.

تحجر دین را از محتوای غنی خود خالی می کند

سلیمانی به مهم ترین آثار و پیامدهای نفوذ متحجرین و مقدس مأبان در جامعه، حکومت و حوزه های علمیه اشاره و خاطرنشان کرد: مهم ترین آثار و پیامدهای نفوذ و رونق بازار متحجرین و مقدس مأبان در جامعه و حکومت و حتی حوزه های علمیه و دانشگاه این است که اولاً دین را از محتوای غنی خود خالی می کند یعنی زمانی که شما به ظاهر بسنده کردید و به عمق نرفتید و به دنبال اهداف و مقاصدی که در پی آن یک آیه نازل شده یا یک حدیثی وارد شده، نرفتید و مقاصد دین را نفهمیدید و متوجه نشدید که این قرآن در یک ظرف زمانی خاص وارد شده و تفسیرش، متوجه آن ظرف و فرهنگ است و اگر همین ظرف و فرهنگ عوض کند چه بسا تفسیری نو بیابد و اگر شما تفسیر نو نکنید و قرآن را به قول حضرت علی(ع) به نطق در نیاورید، قاعدتاً دچار کجی و انحراف خواهید شد و آثار آن این است که اولاً نمی توانید براساس دین پاسخ نیازهای روز را دهید. ثانیاً اگر این اتفاق بیافتد یک نوع بد بینی در بین جامعه تزریق می کنید و در حقیقت بیش از همیشه ناتوان نشان می دهید و ناتوانی دین را تثبیت می کنید. همه اینها آثار سو است و آنچه به نام اسلام می گویید در حقیقت به جای اینکه بتواند توسعه پیدا کند و در بین قلوب آحاد مردم گسترش پیدا کند با یک نوع بی استقبالی از دین و حتی در مواردی موجب تنفر و روی گردانی از دین مواجه می شود بنابراین مرحوم امام(ره) علاوه بر اینکه می خواستند پایه های فقه سنتی داشته باشیم در کنار آن فقه پویا را مطرح می کردند و در جاهای گوناگون گفتند که نمی تواند زمان و مکان و به قول مرحوم مطهری مقتضیات زمان دیده نشود.

وی ادامه داد: حضرت امام(ره) فرمودند که زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده و مهم در اجتهاد هستند و این بدین معناست که ما باید فرهنگ زمانه و سنت ها و عرف زمانه و آنجایی که نصوصی ندارد را در نظر بگیریم و بعد از دین سخن بگوییم. دینی که نتواند نسبت به مسایل پیچیده روز و نسبت به استراتژی های گوناگونی که در توسعه، سیاست و اقتصاد مطرح است و رهنمودهای کلی گشایش دهنده و راه نشان دهنده ارایه ندهد، قاعدتاً بیشتر همان دینی خواهد بود که تنها در یک مقطع تاریخی به درد می خورد و دین پویا نیست.

نتیجه نگرش های متحجرانه، دین گریزی، تنفر، شقاق و چند دستگی است

سلیمانی گفت: دین پویا این است که استراتژی های کلان نه اینکه به مسایل ریز علمی مثلا در اقتصاد و جامعه شناسی ورود کند بلکه جهت گیری های اصلی و کلی را باید از دین جستجو کرد و سوالات در چارچوب هدایتی قرآن را بر دین عرضه کرد و پاسخ گرفت، اما اگر شما دچار جمودگرایی شدید آثار آن این است که این راهبردها را نمی توانید متناسب با زمان خود ارایه دهید بنابراین در دام گذشته گرایی و یک نوع سلفی گری می افتید که متأسفانه در جامعه های دیگر این را می بینیم که سلفی گری و نوع نگاه به گذشته و تفسیر از گذشته دادن در روزی که نمی توان از آن فرهنگ، آثار و نشانی دید چه گرفتاری ها و مصیبت هایی را به وجود می آورد. شکل حاد و پیشرفته این را می توانید در نگرش های داعش نسبت به دین پیدا کنیم که متأسفانه می بینیم که به نام دین و اسلام چه جنایاتی را مرتکب شدند و می شوند. حضرت علی(ع) فرمودند که اینان جامعه دین را از روی زیبا تن نکردند بلکه پوستین وارونه دین را به تن کردند. یعنی چهره زشتی به نمایش گذاشتند و چهره زیبا آن را مخفی کردند، این نوع نگرش ها این آثار را خواهد داشت که جز دین گریزی، تنفر، شقاق و چند دستگی و یک برداشت شداد از اسلام و نه اسلام رحمانی را نتیجه دهد.

اینکه بعضی استناد می کنند رأی مردم، زینتی است ناشی از نگاه گذشته گرا و سلفی گراست

این محقق وپژوهشگر در پاسخ به این پرسش که در پایان چهارمین دهه از انقلاب اسلامی تا چه اندازه توانسته ایم از خطر تحجر و متحجرین مصون بمانیم؟ گفت: اگرچه ما کم و بیش این خطر را از سر در برخی از مقاطع اساسی انقلاب گذراندیم و با پیشوایی مرحوم امام(ره) شکل گیری حکومت اسلامی نگاهی به این حقیقت دین داشت و این نوع نگاهی که توجه به سیاست و توجه به نهاد حکومت و امثال اینها بود، اما به گمان من بیشترین خطر متوجه حکومت و جامعه آنجایی شد که اینان در دست مجموعه ای به عنوان نمایندگان دینی انحصار پیدا کرد و آنان متأسفانه به جای اینکه عوامل گوناگونی که در تفسیر دین مهم است را ببینند، دچار محدودیت و یک افق کوتاه ذهنی و ایدئولوژیک شدند و متأسفانه آثار سوئی را گذاشت بنابراین اگر با همین فرمان در جای جای نگاه هایی که نسبت به حکومت و جامعه وجود دارد پیش برویم دچار چالش های سختی خواهیم شد. مثلاً فرض کنید یکی می گوید که ما در اسلام، جمهوری نداریم و استناد می کند که رأی مردم، رأی زینتی خواهد بود، این رأی زینتی یعنی اینکه اصالتا مردم هیچ حقی برای حکومت بر سرنوشت خود ندارند بلکه آن حق را از ناحیه خداوند به افرادی داده شده و مردم محکوم به اطاعت هستند، این نوع نگاه یک نگاه گذشته گرا و سلفی گراست و متأسفانه نه به جمهوری ختم می شود و نه پایه های مردم سالاری دینی را در جامعه می تواند تقویت کند.

سلیمانی ادامه داد: اگر با این  فرمان برخی  که در حقیقت با این نگاهی که گفتم در فعل و انفعالاتی که در حاکمیت و قدرت می شود، تأثیر بگذارند افق پیش رو افق خوبی نخواهد بود بلکه کاملا چالش برانگیز و یک نوع عدم انسجام در میان ملت خواهد بود که آثار سو و خطرناکی دارد و باید نسبت به آن تجدید نظر شود. اگر ما نسبت به این خطر هوشیار نباشیم و در برابر نفوذ و گسترش تقدس مأبی و تحجر گرایی بی تفاوت بگذریم مخصوصاً حوزه و دانشگاه و علمایی که متوجه آن نگاه بودند و نگاه مرحوم امام(ره) و مطهری نسبت به زمان و مکان را متوجه نشوند، متأسفانه شاهد آثار  بدی خواهیم بود و راه حل آن این است که از دل این، تغییر نگاه حاصل شود که امری زمان بر است و امیدواریم که این نگاه بتواند در سلسله بحث هایی به شکل آزاد در یک جامعه ای که می تواند صدا و سیما و مردم و محافل دانشگاهی آن در یک فضای آزاد اینها را تبادل کنند و در حقیقت به شکل یک نگاه کلان در حاکمیت ببیند که به قولی جمهوری اسلامی و جمهوریت و اسلامیت دو روی یک سکه باشند نه اینکه ما به یک بُعد آن بپردازیم آن هم با یک نگاه بسته و یک بُعد آن را به کلی فراموش کنیم مسلماً این نه با اصول و موازین دینی و نه با اصول و موازین سیاسی که در نظام ها وجود دارد و در نظام های سیاسی هست خواناست و نه مردم را اغنا می کند بلکه حکومت را باید موهبتی دانست که خداوند سرنوشت مردم را به دست مردم سپرده است و  حکومت در حقیقت کسب مشروعیت سیاسی خود را از جانب مردم اخذ می کنند اگر بگوییم فقط از جانب خدا لذا هیچگونه اعتراض و حق انتقادی در جامعه باقی نخواهد ماند و این برگشت به یک نوع تحجر است، مرحوم امام خمینی(ره) هم همینطور می اندیشیدند و معتقد بودند که مردم ولی نعمت های ما هستند؛ در جایی دارند که ولایت را مردم می دهند یعنی مردم هستند که با رأی خود ولایت می بخشند و ولایت را می گیرند.

 تفسیر سلیقه ای از قانون  موجب می شود بعضا یک برداشت سلیقه ای خاص مورد عنایت قرار گیرد

سلیمانی گفت: خبرگان داریم خبرگان هم باز مردم انتخاب می کنند، و این نشانگر این است که حاکمیت بر پایه و دوش مردم باید استوار شود، اما متأسفانه تفسیرهای سلیقه ای از دین و بلاخص بعضا تفسیر سلیقه ای از قانون اساسی موجب می شود که یک برداشت سلیقه ای خاص مورد عنایت قرار گیرد و متأسفانه به این صداهای متفاوت و متعدد و متکثری که درباره همین دین وجود دارد و جمهوریت و اسلامیت و مردم سالاری کمتر توجه شود. امیدواریم به این مسایل بیش از پیش توجه شود تا ما شاهد رشد و شکوفایی و تحقق جمهوری اسلامی به معنای واقعی آن باشیم.

fa.shafaqna.com

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved