دوشنبه, 25 شهریور 1398 01:19

ازدواج و فرزندآوری در دنیای جدید

فردین علیخواه

 

مدتی قبل مطلبی با عنوان « اومد اومد نیومد من می رم» نوشتم که زمینه بحث های چالش برانگیزی را فراهم کرد. آنچه در ادامه می آید در واقع تکمله ای بر آن نوشته است.

ازدواج و فرزندآوری در دنیای جدید یک انتخاب فردی است. اینکه بسیاری از آدم ها از نظر آماری ازدواج می کنند یا خود را در موقعیت پدر/مادری قرار می دهند دلیلی بر خوب یا بد بودن این پدیده ها نیست. زمانی که جوامع به تدریج از سنت ها فاصله می گیرند تصمیم های فردی پررنگ تر می شوند و اهمیت می یابند. در این شرایط طبیعتا اضطراب زندگی هم بیشتر می شود چون بار مسئولیت بر دوش فرد قرار می گیرد. البته نهادهای اجتماعی، محققان و کارشناسان با بحث های خود می توانند در تصمیم گیری به افراد کمک کنند.

خانواده از ابتدای تاریخ اشکال مختلفی داشته است. آشناترین آن در تاریخ معاصر ایران خانواده پرجمعیتِ گسترده بود که به خانواده کم جمعیت هسته ای تغییر شکل داد. اگر صد سال قبل فردی می گفت که در آینده ای نزدیک شاهد والدینی خواهیم بود که تنها یک فرزند دارند دیگران تصور می کردند که حواس درستی ندارد و نمی داند چه می گوید. اگر می گفت شاهد زوج هایی خواهیم بود که ترجیح می دهند فرزندی نداشته باشند حتما او را به نزدیک ترین تیمارستان می رساندند. غلبه آماری خانواده کوچک هسته ای در شرایط فعلی به معنای آن نیست که شکل خانواده در پنجاه سال دیگر هم به همین شکل خواهد بود. همانطور که هم اکنون در برخی از جوامع ۲۸ نوع خانواده به رسمیت شناخته می شود. ما دقیقا نمی دانیم که ۵۰ یا ۱۰۰ سال دیگر غلبه با کدام شکل از خانواده خواهد بود.

معمولا در رسانه ها می خوانیم که اگر خانواده نباشد جامعه از هم می پاشد. در اینجا باید پرسید که کدام نوع خانواده؟ آیا منظور خانواده کم جمعیت هسته ای است؟ برای مثال بسیاری از کشاورزان در فصولی از سال محل سکونت خود را ترک می کنند و به عنوان کارگر فصلی به شهر می آیند. آیا جامعه مبدأ آنان از هم می پاشد؟ نکته آنکه، به ندرت جامعه شناسان فقدان خانواده را مساوی فروپاشی جامعه قلمداد می کنند. خانواده از شکلی به شکل دیگر تغییر می یابد. خانواده با گذشت زمان می تواند اشکال مختلفی به خود گیرد ولی نتیجه این تغییرات لزوما فروپاشی جامعه نیست.

طی دهه اخیر در جامعه ایرانی « خود» به معنای جامعه شناختی آن تبدیل به پروژه زندگی شده است. افراد در حال کشف خودشان و رسیدگی به آن و پیشبرد آن هستند. این خود نه در عرض زندگی بلکه در طول آن قرار گرفته است. به همین دلیل شاید در آینده ای نه چندان دور کمتر بتوان از مادر / پدر یا همسر فداکار صحبت کرد. جمله اخیر نه به معنای سرزنش یا نقد، بلکه توصیف یک وضعیت است. خود، اهمیت یافته است و همین اهمیت می تواند باعث شود تا افراد ازدواج را به تأخیر بیندازند یا اساسا قید آنرا بزنند. این می تواند باعث شود تا افراد به محض آنکه احساس کنند شریک زندگی شان می خواهد در مقابل « شکوفایی خود» بأیستد از او جدا شوند. این تغییر در جامعه ایرانی را باید با اهمیت دید: خود به مثابه پروژه زندگی.

در جامعه ایرانی زنان بیش از پیش « خود» را تبدیل به پروژه زندگی کرده اند. با متزلزل شدن ساختار جامعه مردسالار،  آنان در حال بازسازی « خودی» هستند که شاید زیر تله ای از خاک پنهان شده بود. این روزها زنان با دوستان شان یا به تنهایی به سفر می روند، به کافه های شهر می روند، کوهنوردی می کنند ، دورهمی های زنانه دارند، کسب و کار شخصی شان را راه می اندازند، برای تحصیل به سایر کشورها می روند، برای کسب تجارب جدید در زندگی به تنهایی مهاجرت می کنند. برخی از محققان این تغییرات را «فردگرایی زنانه»(۱) می نامند. باز هم تأکید می کنم که توصیف این تغییرات به معنای منفی یا مثبت دیدن آنها نیست.

برخی از خوانندگان تبدیل خود به مثابه پروژه زندگی را گسترش خودخواهی به ویژه در بین زنان تلقی کردند. به نظر نمی رسد که اینگونه باشد. شاید سریع بودن تغییرات اجتماعی در ایران به شکل گیری چنین برداشت هایی منجر شده باشد. شکوفایی خود، پیشرفت فردی و استقلال برای زنان اهمیت یافته است. ظاهرا جامعه ایرانی هنوز نمی خواهد با چنین تغییری کنار بیاید.

امیدوارم با گسترش چنین مباحثی به سمت جامعه ای برویم که در آن تغییرات سریع اجتماعی،  کمترین صدمه را متوجه افراد نماید.

ـ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1.female individualization

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده

www.khabaronline.ir/news/1284879

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved