دوشنبه, 25 شهریور 1398 01:17

تاریخچه قدس و فلسطین

نگاهی به تاریخچه قدس و فلسطین و دیدگاه امام خمینی (ره) نسبت به آن

مدل مبارزاتی امام خمینی در قبال رژیم غاصب قدس بر چند محور استوار بود. این مدل را می‌توان روش «ظلم‌ستیزی» و یا «استکبار ستیزی» نام نهاده و از «هویت اسلامی فلسطین»، «اتحاد امت اسلامی»، «مبارزه درونی یا تزکیه و انسجام درونی نیروهای مبارز»، «دشمن شناسی و افشای مستمر ماهیت رژیم صهیونیستی» و «بهره‌مندی از قابلیتهای جهان اسلام» به عنوان مؤلفه‌های مهم و کارکردی این مدل مبارزاتی نام برد.

اشاره

درباره اهمیت قدس شریف و مسئلة فلسطین از دیدگاه امام خمینی،‌ هر چه بگوییم و بنویسیم باز هم حق مطلب را ادا نخواهیم کرد. یکی از محورهای اساسی و مداوم پیامهای امام خمینی مربوط به قدس و فلسطین و نیز غدة سرطانی اسرائیل است. امام، مسئله‌ فلسطین را نه تنها مسئله مسلمانان بلکه مسئله تمام آزادیخواهان و مستضعفان جهان می‌داند و روز قدس را نه فقط روز مسلمین بلکه روز همة مستضعفان و موحدان و مؤمنان همة اعصار اعلام می‌کند. حضرت امام، اسرائیل را مادة فسادی می‌داند که در برابر اسلام ایستاده و بایستی ریشه‌کن شود و از طرف دیگر روز قدس را روز احیاء اسلام اعلام می‌کند. این است که قدس و فلسطین تا نابودی اسرائیل و تمامی ستمگران عالم مسئله اصلی مسلمانان و مستضعفان و آزادیخواهان دنیاست. بر این اساس مجلة حضور یکی از مباحث عمدة خود را همین مقوله قرار داده است و از تمامی محققان و متفکران و نویسندگان در جهت هر چه پربارتر کردن و توسعه بیشتر ادبیات قدس و فلسطین یاری می‌طلبد.

* * *

مقدمه

سیاست هیچگاه از جغرافیا جدا نبوده و نخواهد بود، به عبارت دیگر ژئوپلتیک یا سیاست جغرافیایی، یک علم جدید نیست و از زمانهای بسیار قدیم متفکران یونانی و پس از آن مسلمانان قرون وسطی سعی در توجیه رفتار دولتها بر اساس جغرافیای منطقه داشته‌اند. امروزه هر چند دیدگاه جبر جغرافیایی جایگاه سابق خود را در میان مکاتب جغرافیایی از دست داده است ولی به هیچ وجه نمی‌توان نقش جغرافیا و جغرافیدان را در سیاست و سیاستگزاری نادیده گرفت. اصطلاح ژئوپلتیک اولین بار توسط رودلف کیلن (Rudolf kiellon) جغرافیدان سوئدی (1923ـ 1864) بکار برده شد. در ژئوپلتیک (سیاست جغرافیایی) نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی می‌شود و در یک تحلیل واقع‌بینانه ژئوپلتیک برای داده‌های طبیعی، باید اهمیت محدودی قائل شد ولی در میان پدیده‌های محیطی هیچ پدیده‌ای مانند انسان نمی‌تواند در سرنوشت سیاسی نقش داشته باشد. در یک تحلیل ژئوپلتیکی سعی بر این است که میان مراکز قدرت بین‌المللی و منطقه‌ای و موقعیت جغرافیایی منطقه مورد بحث، رابطه برقرار نمود. در نظریه ژئوپلتیکی ساختار جغرافیایی منطقه‌ای که در آن قدرت اعمال می‌شود، از اهمیتی ویژه برخوردار است.

در این زمینه صاحبنظران روابط بین‌الملل به منظور تبیین موضوع از قیاس با شطرنج بهره گرفته و برای هر بازیکن «نه تنها تعداد و نوع مهره‌هایی ـ که دارد مهم است، بلکه نحوه قرار گرفتن آنها نسبت به مهره‌های رقیب هم اهمیت دارد.» بنابراین باید گفت: هر منطقه که به دلیل ساختار جغرافیایی خود مورد توجه قدرتهای رقیب قرار گرفته و بتواند در برقراری و یا برهم زدن آن مؤثر باشد، از اهمیت ژئوپلتیکی برخوردار می‌باشد. اهمیت ژئوپلتیکی یک منطقه ذاتاً یک عامل مثبت و یا منفی نیست، بلکه میزان این اهمیت بنا به خواست مردم منطقه، اتحاد و همبستگی آنها در مقابله با ترفندهـای رقیبب و یا برعکـس رقـابت و کشمکش آنها با یکدیگر تغییر می‌کند. در نتیجه در بعضی از موارد، قدرت آفرین و در موارد دیگر عامل ضعف و عقب‌ماندگی است. هدف این مقاله نگرش به قدس از دیدگاه مذکور با تمامی ویژگیهای جغرافیای سیاسی این منطقه خاص از خاورمیانه و ابعاد دیگری که به آن خاصیت ژئوپلتیک بخشیده است، می‌باشد. در این مقاله در پایان هر بخش نیز سعی شده با جمع‌بندی مختصری زمینه را برای بحث و بررسی ‌بخش بعدی آماده سازد.

1. تاریخچه بیت المقدس

سرزمین فلسطین که در قدیم کنعان نام داشت دارای 25000 کیلومتر مربع مساحت و در ساحل شرقی دریای مدیترانه و در مجاورت کشورهای مصر، سوریه، اردن و لبنان قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این منطقه محل ظهور پیامبران بزرگی چون عیسی (ع)، موسی(ع) و محل عبور و زندگانی حضرت ابراهیم (ع) بوده است و از نظر موقعیت ژئوپلتیک نیز بسیار حساس استراتژیک است. شهر اورشلیم یا بیت‌المقدس قدیم بر فراز تپه‌هایی بنا گردیده است که با معبد یهوه بر بالای کوه موریا قرار دارند. بیت‌المقدس از مکانهای مهم فلسطین است که کوه صهیون و کوه زیتون از شرق و غرب آن را احاطه کرده‌اند. در هنگام حکومت فرعون بر مصر و پیش از ظهور موسی (ع)، اسرائیلیان جمعیت بنی‌اسرائیل را از سرزمین مصر برای بردن به ارض موعود، به حرکت در‌آوردند که پیمودن این مسافت چهل سال بطول انجامید. پس ازموسی (ع)، یوشع جانشین وی برای عبور دادن بنی اسرائیل از اردن مهیا شد و پس از آنکه این قوم به شهرهای جدید رسیدند دست به غارت و کشتار اهالی زدند که پادشاه اورشلیم با شاهان پنج شهر دیگر متحد شده و با یوشع و بنی‌اسرائیل جنگیدند که همگی شکست خورده و توسط بنی اسرائیل به دار آویخته شدند. اما قوم فلسطین در مقابل آنان مقاومت کرد و سرانجام بنی‌اسرائیل را مغلوب ساخت.

طی چند جنگ خونین قوم فلسطین همواره بر آنان پیروز می‌شد اما پس از جنگ‌های فراوان، سرانجام بنی‌اسرائیل قدرت گرفته و بر شهرها مسلط شدند و در حدود هزار سال پیش از میلاد، حضرت داود(ع) توانست اورشلیم را از دست فلسطینیان خارج کند و بیت‌المقدس یا خانه خدا را در آنجا بنا کند، که این بنا توسط حضرت سلیمان تکمیل شد. بیت‌المقدس، حدود 1100 سال پس از بنای کعبه در مکه به دست ابراهیم (ع) و 970 سال پیش از میلاد مسیح ساخته شد. حضرت داود با چهارده نسل شجره‌اش به حضرت ابراهیم بنیانگذار کعبه می‌رسد و به روایت انجیل متی، حضرت عیسی(ع) پس از بیست و هشت نسل، شجره‌اش به داود ختم می‌شود و بدین ترتیب پس از نزول آیه تغییر قبله به پیامبر اسلام (ص)، مکه (کعبه) حرم اول و مسجد‌الاقصی (قدس) حرم دوم موحدان گردید. در زمان حضرت داود(ع) تابوت عهد را به کوه صهیون آوردند و برای نگهداری آن قربانگاهی بنا نمودند.

این تابوت مدتی به دست فلسطینیان فاتح افتاده بود که دوباره آن را به بنی‌اسرائیل بازگرداندند و تا زمان حضرت سلیمان در کوه صهیون نگهداری می‌شد، اما پس از تکمیل بنای بیت‌المقدس تابوت را به قدس انتقال دادند. حضرت سلیمان(ع) چهل سال سلطنت کرد و آرامش را به قدس بازگردانید؛ اما پس از او، دوباره ظلم و غارت بنی‌اسرائیل آغاز شد. حدود هفتصد و سی سال پیش از میلاد شلمنصر به اسرائیل تاخت و عده‌ای از آنان را اسیر کرد و به جای آنها بابلیان را در سرزمین اسرائیلیان اسکان داد و دوباره کشور یهود در زمان بخت‌النصر در سال 586 پیش از میلاد مورد حمله آشوریان قرار گرفت که منجر به انحطاط و اسارت بنی‌اسرائیل شد، پادشاهی یهود برانداخته شد و مردم اسرائیل پراکنده یا اسیر بابل گشتند و مهاجمین معبد سلیمان را ویران ساختند. پیامبران بعدی یهود: مانند ارمیا، اشعیا، دانیال (که مزار او در شوش است) و ... که شاهد ویرانی اورشلیم و رنج و اسارت یهود بودند و آنان را دلداری می‌دادند، پیوسته وعده رهایی و بشارت ظهور منجی بزرگ را می‌دادند که اشعار و سخنان آنان در عهد عتیق مضبوط است.

در این زمان کورش پادشاه هخامنشی از مشرق ظهور کرد و سرزمینها را یکی پس از دیگری مسخر خود می‌ساخت که این امر سبب خوشحالی یهود و رهبران آنها شد. سرانجام کورش، بابل را نیز تسخیر کرد و یهود و بنی‌اسرائیل را آزاد ساخت و به فلسطین و اورشلیم بازگرداند. کورش با همه اقوام و مذاهب مدارا می‌کرد و به دستو او خانه خدا دوباره بازسازی شد. آسایش اورشلیم تا پایان سلطنت داریوش سوم ادامه داشت تا اینکه اسکندر مقدونی در حدود 323 سال پیش از میلاد،‌ حمله به ایران، مصر، سوریه و فنیقیه و فلسطین را آغاز کرد و ویرانی‌ها و قتل و غارت فراوانی به بار آورد و گنجینه‌های ایران را به غارت برد.

پس از اسکندر، جانشینان او بر فلسطین مسلط شدند. از سال 63 قبل از میلاد،‌ دوره تسلط رومیان آغاز شد که پس از جنگهای فراوان، بر ارمنستان و قسمتی از آسیا و آفریقا و سپس سوریه و فلسطین حمله بردند و دوازده هزار یهودی را کشتند و دیوارهای شهر را ویران ساختند. در چنان شرایطی برای یهودیان، ظهور مسیح امید و آرزوی مردمان آن دیار بود تا آنان را نجات بخشد. حضرت عیسی(ع) هنگامی که از ناصره واقع در استان جلیل (موطن اصلی خود و خانواده‌اش) همراه با شاگردانش (حواریون) به سوی اورشلیم به حرکت در آمد، کرامات فراوانی از وی ظاهر شد. در سال هفتاد میلادی، تیتوس فرزند امپراطور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشلیم را محاصره کرد و پس از چند ماه مقاومت یهودیان،‌ سرانجام رومیان فاتح شدند و قوم یهود دوباره آواره شدند. حدود سیصد سال پس از مسیح که کنستانتین (قسطنطین کبیر 337 ـ 306 .م) امپراطور روم دین مسیح را پذیرفت و این مذهب را رسمی اعلام کرد، دوباره به اورشلیم توجه خاصی شد.

چون بیت‌اللحم را زادگاه مسیح و محلی می‌دانستند که قبر او را در خود دارد از این پس، اورشلیم مرکزیتی برای مسیحیت نیز گردید و کلیساهای زیادی ساخته شد. از سال 135 میلادی تا بیش از پنج قرن فقط عده قلیل و انگشت‌شماری یهودی در بیت‌المقدس زندگی می‌کردند. در زمان خسرو دوم پادشاه ساسانی، جنگ میان امپراطوری ایران و روم از 604 تا 630 میلادی به وقوع پیوست که سپاهیان ایران روم را شکست داده و با راهنمائی یهودیانی که با ایران همکاری می‌کردند اورشلیم (فلسطین) را فتح کردند اما پس از مرگ خسروپرویز، این سرزمین دوباره به دست مسیحیان افتاد. پس از بعثت حضرت محمد(ص)، در سیزده سال اول بعثت که پیامبر(ص) در مکه زندگی می‌کردند،‌ مسجدالاقصی در بیت‌المقدس قبله اول مسلمین بود و پس از مهاجرت به مدینه در سال دوم در مسجد بنی‌سلمه در شهر مدینه، به فرمان خداوند، قبله مسلمین از مسجد‌الاقصی به مسجدالحرام (خانه کعبه در مکه) تغییر یافت. پس از رحلت پیامبر(ص)، در زمان خلیفه اول،‌ او سپاهی را روانه سوریه و فلسطین کرد که با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم، سوریه و بیت‌المقدس به دست مسلمین افتاد و رومیان در آنجا شکست خوردند.

اهالی شهر مقاومت زیادی کردند اما طولانی شدن محاصره و مشکل غذا و شیوع بیماری و... آنان را مجبور به تسلیم‌شدن کرد. خلیفه دوم با مرکب و لباسی بسیار ساده وارد شهر شد که تعجب اهالی را برانگیخت و قرارداد صلح منعقد شد. خلیفه نسبت به اهالی رفتار بسیار ملایمی داشت و از آن سال (یعنی سال 15 هجری) فلسطین در دست مسلمانان بود، در معاهده صلح، مسیحیان در اعمال مذهبی خود آزاد بودند. ساکنان این شهر را عمدتاً مسلمانان عرب تشکیل می‌دادند و برای مسلمانان نیز قدس بخاطر اینکه قبله اول بود بسیار معزز و مقدس شمرده می‌شد. از سال 1095.م (488 ﻫ .ق) با تهاجم اروپائیان علیه مسلمانان جنگهای صلیبی آغاز شد که تا حدود نزدیک به دو قرن ادامه یافت. اگر چه این جنگ علتهای گوناگونی داشت مانند انتقام‌جویی دنیای مسیحیت از پیشرفتهای مسلمین در غرب و نیز طمع ثروت شرق از سوی اروپائیان و اعتقاد به رفتن به بهشت از طریق وصال تربت عیسی و... اما یکی از علتهای جنگهای صلیبی را مورخین مسئله فلسطین و شهر بیت المقدس و خراجگزار بودن مسیحیان این شهر برای مسلمانان می‌دانند.

در قرون وسطی که از سال 395 .م، یعنی زمان تجزیه امپراطوری روم باستان به روم غربی و روم شرقی آغاز می‌شود و به سال 1453 .م، با فتح قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح خاتمه می‌یابد، اروپا مرکز فرمانروائی مستبدانه کلیسا بود. پاپ برای آغاز جنگ دست به حیله زد و کشیشان شایع کردند که علائم ظهور عیسی در فلسطین آشکار شده است. به همین دلیل عده زیادی از مسیحیان برای تماشای ظهور عیسی روانه بیت‌المقدس شدند و کشیشان هر سال وعده ظهور را به سال دیگر موکول می‌کردند و بدین ترتیب بر عده زائرین افزوده می‌شد. در همان اوایل کار، یکی از پاپ‌ها که با هفتصد زائر عازم بیت‌المقدس شده بود از جزایر قبرس به اروپا بازگشت و شایع کرد که مسلمین مانع ورود به این شهر شده‌اند.

با چنین تمهیداتی آتش جنگی افروخته شد که حدود دو قرن قربانی گرفت و به دنبال آن هفتصد هزار نفر از فقرا و توده‌های مردم به همراه عده‌ای از شوالیه‌ها به سوی قدس به حرکت درآمدند و در بین راه بر جمعیت آنان افزوده می‌شد که به روایتی به میلیونها نفر رسیدند اما پس از سه سال جنگ و غارت و پیشروی تدریجی فقط چهل هزار نفر به بیت‌المقدس رسیدند و بقیه یا در جنگ با مسلمانان کشته شدند و یا از بیماری جان باختند. پس از محاصره طولانی بیت‌المقدس و نبردی سخت، عاقبت صلیبیون وارد شهر شده و دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت بردند. گودافر، فرمانده آنان که بعد شاه فلسطین شد در گزارش به پاپ می‌نویسد: «اگر می خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت‌المقدس به دست ما افتادند چه معامله‌ای شد همین قدر بدانید که افراد ما در معبد سلیمان در لجه‌‌ای از خون مسلمانان می‌تاختند و خون تا زانوی اسب می‌رسید.»

مسیحیان بدین سان تا 90 سال بر فلسطین حکومت کردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149 ـ 1147 .م) مطابق با (544 ـ 542 ﻫ .ق) صلاح‌الدین ایوبی، صلیبیون را تار و مار کرد و بیت‌المقدس را بازپس گرفت و آنها را از سوریه و مصر و سایر بلاد اخراج کرد. نیروهای کمکی همچون سیل از اروپا به صلیبیون می‌پیوستند و جنگ را ادامه می‌دادند تا اینکه جنگ سوم صلیبی آغاز شد (1192ـ 1189 .م / 588 ـ 585 ﻫ .ق). پاپ که سقوط بیت‌المقدس را سبب تحقیر شدن مسیحیان می‌دانست فتوای جهاد صادر کرد. امپراطوران و پاپ‌ها بخاطر این شکست اختلافات خویش را کنار گذاشتند و پادشاهان فرانسه و انگلیس رأساً وارد جنگ شدند و فتوحاتی به دست آورده و قتل عام دیگری از مسلمانان به راه انداختند. پس از مرگ صلاح‌الدین ایوبی، سلسله ایوبی پابرجا ماند و در اروپا نیز پس از کشمکشهای فراوان پاپ‌ها با سلاطین،‌ سرانجام پاپ «انیوسان» سوم، سلاطین را تکفیر و حکم جهاد با مسلمانان را صادر کرد و پس از بالغ بر سه سال که از صلح می‌گذشت،

آتش جنگ دوباره بر افروخته شد. صلیبی‌ها قسطنطنیه را فتح کرده و پادشاهی برای آن برگزیدند و جنگ چهارم نیز خاتمه یافت. آتش جنگ پنجم (1221 ـ 1217 .م / 618ـ 614 ﻫ .ق) به تحریک پاپ «انیوسان» و جانشین او مجدداً برافروخته شد. پاپ‌ها از پادشاهان اروپائی خواستند که بیت‌المقدس را نجات دهند اما آنها نپذیرفتند و پاپ حکم جهاد علیه مسلمین را صادر کرد. در جنگ پنجم، صلیبی‌ها شکست خورده و به سرزمین خویش باز گشتند. جنگ ششم نیز به تحریک پاپ «انوریوس» سوم، به وقوع پیوست. فردریک پادشاه آلمان، ابتدا دعوت پاپ را پذیرفت اما بعد پشیمان شد و مورد تکفیر پاپ قرار گرفت. فردریک پاپ را توقیف نمود و خودش عازم بیت‌المقدس شد. به دلیل اختلافات شدیدی که میان سلاطین ایوبی وجود داشت مسلمانها قرارداد صلحی با صلیبی‌ها بستند که بیت‌المقدس را به آنان بسپارند ولی مسجد‌الاقصی دست مسلمین باشد. هفتمین جنگ صلیبی (1254 ـ 1248 .م / 646 ـ 562 ﻫ .ق) با تهاجم سن لوئی در 1248 .م به مصر آغاز گردید. چون صلیبیون در غزه شکست خورده بودند، لوئی نهم در صدد جبران آن بود اما شکست خورد و دستگیر و زندانی شد و پس از پرداخت غرامت هنگفت به مسلمانان آزاد گردید.

پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه ایوبی، ممالیک (غلامان) حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته و بیت‌المقدس را نیز در اختیار گرفتند و با سپاه مغول که یورش به سرزمینهای اسلامی را آغاز کرده بود و عازم تسخیر بیت‌المقدس بود جنگیدند و آنها را شکست دادند و بازماندگان صلیبی‌ها در عکا را نیز نابود ساختند. از سوی دیگر سلسله عثمانی با جنگهای طولانی و فتوحات زیاد عثمان غازی در نبرد با مغول‌ها و یونانیان، پایه‌گذاری شد. عثمان در 727 ﻫ .‌ق مطابق با 1326 .م در گذشت و جانشینان او به حکومت رسیدند تا نوبت به سلطان محمد فاتح رسید. سلطان محمد فاتح در سال 1453 .م مطابق با 875 ﻫ .ق شهر قسطنطنیه را که مهمترین مرکز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح کرد و صلیبیون را تا پشت دروازه‌های اروپا تعقیب نمود و فتوحات خویش را در اروپا، آسیا و آ فریقا ادامه داد.

فتح قسطنطنیه نقطه عطفی در تاریخ اروپا بود و همانطور که با جنگهای صلیبی دانش و تمدن مسلمین به اروپا راه یافت، این حادثه نیز نقطه پایانی بر قرون وسطی بود و منشأ تحولات عظیم رنسانس و پس از آن گردید و قسطنطنیه به مدت پانصد سال تبدیل به پایتخت امپراطوری عثمانی ترک شد. پس از آن پیشرفتهای مهمی در صنعت و ادب و معماری؛ کشورداری و عمران و آبادانی در سرزمین عثمانی انجام شد و دول اروپائــی نیـز در هراس دائم از آن به سر می‌‌بردند. پس از انقلاب صنعتی،‌ چهره اروپا روز به روز به سرعت دگرگون می‌شد و اروپائیان در رشته‌های مختلف علوم و فنون بر مسلمین پیشی گرفتند. در این زمان به خواب طولانی فرو رفته بود ولی اروپا با پیدایش صنایع و تولید انبوه و اشباع بازار داخلی خود نیاز به بازار خارجی برای صدور مازاد تولید و نیز تهیه مواد خام پیدا کرده بود و دوران استعماری و دست‌اندازی به سرزمین‌های دیگر را آغاز نموده بود.

1ـ 1) خصوصیات ژئوپلتیکی قدس

در بررسی جغرافیای سیاسی هر منطقه به توصیف شکل‌گیری آن منطقه در طول تاریخ و اشکال مختلف حاکمیت و اهمیت آن می‌پردازیم که شمه‌ای از آن در مبحث قبلی (تاریخچه قدس) بیان گردید اما در بررسی ژئوپلتیکی هر مکان به علل و چرائی شکل‌گیری ابعاد گوناگون این امر و ارائه نظریه‌‌هایی درباره آینده این منطقه با توجه به داده‌های کنونی می‌پردازیم به عبارت دیگر ژئوپلتیک هر منطقه حاصل مجموعه پیچیده نیروهای متعدد و متخاصم موجود در صحنه می‌باشند که در کشمکش با یکدیگر قرار گرفته‌اند. از مهمترین خصوصیات ژئوپلتیکی قدس وجود و تعاطی ادیان الهی یهود، مسیحیت و اسلام و طبعاً فرهنگهای گوناگون می‌باشد که این امر می‌تواند محوریت ژئوپلتیکی خاص خویش را پیدا نماید. اگر تحولات و مناقشات خاورمیانه را در طول تاریخ بررسی نمائیم، به این مسئله پی خواهیم برد که یکی از علل مهم تحولات این منطقه ریشه در سرزمین فلسطین و اهمیت ژئوپلتیکی بیت‌المقدس دارد. از این رو در دوره‌هایی از تاریخ گذشته سرزمین فلسطین صحنه نزاع و جنگهایی به جهت دستیابی به حاکمیت بر بیت‌المقدس بوده و در عصر حاضر نیز با آمدن استعمارگران به منطقه خاورمیانه و اشغال سرزمینهای اسلامی از جمله فلسطین و سپس تأسیس رژیم صهیونیستی صحنه جدیدی از مناقشات خاورمیانه آغاز گردیده است.

مقاله حاضر با عنایت به موضوع آن در صدد بررسی ریشه‌ها و علل اهمیت قدس شریف از یک طرف و دیدگاه امام خمینی نسبت به این مکان مقدس از طرف دیگر می‌باشد. اما آنچه که موجب اهمیت این نوشتار نزد نگارنده شده است،‌ موارد ذیل می‌باشد: اول اینکه، موقعیت ژئوپلتیکی بیت‌المقدس همواره ذهن محققین و صاحبنظران را در جهت تبیین و تحلیل آن به خود جلب نموده اما کمبود مجموعه‌ای که موضوع مورد نظر را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داده باشد به وضوح مشاهده شده است. دوم، بیت المقدس به جهت دارا بودن قبة الصخره، مسجد الاقصی و اماکن مقدس دیگر در نزد ادیان سه گانه دنیا (اسلام،‌ مسیحیت و یهود) از اهمیت بسیار بالائی برخوردار می‌باشد،‌ بدین جهت برای دستیابی و حاکمیت بر آن در طول تاریخ، آن را به عنوان عامل تنش‌زا در خاورمیانه مطرح نموده و بدین لحاظ موجب بروز جنگهای بسیاری شده است.

سوم، خارج شدن بیت‌المقدس از تحت حاکمیت مسلمانان و ضربه حیثیتی که بدین لحاظ بر مسلمانان وارد شده است،‌ توانسته به عنوان عامل اتحاد ملل اسلامی و نقطه اشتراک و همسوئی در سیاست خارجی کشورهای اسلامی نسبت به اشغالگران آن در طول تاریخ مطرح باشد. چهارم،‌ بیت‌المقدس جزو سرزمینهای اسلامی است که به اشغال دشمنان در آمده است و بیشترین اماکن مقدس این شهر مربوط و متعلق به مسلمانان است. همچنین این منطقه در بیشترین دوره زمانی در طول تاریخ، تحت حاکمیت مسلمانان بوده است و اکثریت ساکنان آن در طول تاریخ، عرب و مسلمان بوده‌اند.

موارد بالا از مهمترین ابعاد ژئوپلتیکی قدس می‌باشند. اما آنچه بطور مختصر می‌توان بیان کرد آن است که چون در ژئوپلتیک نقش عوامل محیط جغرافیایی مورد بررسی قرار می‌گیرد و از آنجا که در میان پدیده‌های محیطی، هیچ پدیده‌ای مانند انسان نمی‌تواند در سرنوشت سیاسی آن محیط نقش داشته باشد. لذا به این امر توجه بیشتری خواهد شد. حدود دو هزار و پانصد سال قبل از میلاد مسیح (ع) چند قبیله عربی، به منطقه فعلی فلسطین مهاجرت کرده، و در این منطقه اقامت نمودند و سپس به اسم «کنعانیون» نامیده شدند. مدتی بعد عده‌ای از این مردم، به سواحل جلوی کوههای لبنان رفته و در آنجا اقامت گزیدند و رفته رفته به اسم «فینیقیون» شناخته شدند (بنابراین اصل این دو فرقه یکی است) کنعانیون در فلسطین شهرهائی با حصارهای محکم برای مصونیت از خطر غارتگران بنا نمودند و پایه تمدنی را در آنجا گذاشته، برای خویش مذهبی اختیار کردند.

تقریباً تمام اساس تمدن و اغلب مبانی مذهب «عبرانیون» از اینها اقتباس شده است. کنعانیون چندین قبیله بودند که قبیله مهم آن «یبوسیون» می‌باشد که در شهر قدس و اطراف آن سکونت داشتند و به همین مناسبت فلسطین را «ارض کنعان» می‌نامیدند،‌ زیرا از دو هزار و پانصد سال تا هزار سال قبل از میلاد، (نزدیک به یکهزار و پانصد سال) این منطقه را در دست داشته‌اند. تقریباً هزار و هشتصد و پنج سال قبل از میلاد مسیح، حضرت ابراهیم خلیل(ع) از شهر «اور» عراق مرکز کلدانیها به ارض کنعان (فلسطین) مهاجرت نمود، در همین منطقه حضرت اسحاق متولد شد و از اسحاق حضرت یعقوب به دنیا آمد و به اسم «اسرائیل» نامیده شد و یهود را به جهت انتساب به حضرت یعقوب، بنی‌اسرائیل می‌نامند. و در زمان حضرت یوسف، حضرت یعقوب و سایر فرزندانش به مصر رفتند و به تدریج تعداد اسرائیلیها افزایش یافت. در حدود یک هزار و دویست و نود سال قبل از میلاد، حضرت موسی (ع) و بنی‌اسرائیل از مصر بیرون آمدند. عده‌ای را به همراهی حضرت «یوشع» به فلسطین فرستادند تا از وضع آنجا اطلاع کاملی به دست آورند. هیئت اعزامی پس از مراجعت گزارش داد که جمعیت ظالم و سرکش در آنجا زندگی می‌کنند. بنی اسرائیل ترسیدند و حاضر نشدند که به فلسطین بروند و فرمان پیغمبر خود، حضرت موسی(ع) را اطاعت نکردند.

حضرت داود(ع) تمام اسباط اسرائیل را متحد کرد و مقاومت مردم یبوس (بیت‌المقدس) را در هم شکست و آن را تصرف کرد و پایتخت مملکت خود قرار داد. دو سبط «یهودا» و «بنیامین» را در اطراف بیت‌المقدس و بقیه اسباط را در اراضی قسمت شمال سکونت داد و فلسطینیان را مغلوب نمود و برای بنی‌اسرائیل حکومتی تأسیس نمود. حضرت داود(ع) از سال 970 تا سال 1010 قبل از میلاد حکومت کرد. وی به فرمان خداوند به ساختن بنای قدس یعنی خانه خدا اقدام نمود. ساخت معبد از زمان وی آغاز شد ولی در زمان حضرت سلیمان به نام معبد یا هیکل سلیمان به پایان رسید. اگر بنای بیت‌المقدس را که به دست حضرت داود شروع و به دست حضرت سلیمان تکمیل شد سال 967 تا 961 قبل از میلاد، یعنی مدت هفت سال بدانیم، آن چنانکه تورات بنای آن را در مدت هفت سال گزارش کرده است، هیکل یا معبد بیت‌المقدس تقریباً در هزار تا هزار و یکصد سال بعد از بنای کعبه و نهصد و هفتاد سال پیش از میلاد مسیح(ع) بنیان‌گذاری شده است.

2. دیدگاهها و اقدامات رژیم صهیونیستی

سلاطین عثمانی بیش از چهار قرن بر سراسر سرزمین فلسطین، از جمله قدس شریف حاکمیت داشتند. نفوذ قدرت این حکومت و گسترش سلطه آن بر آسیا، آفریقا و قسمتهایی از اروپا، کشورهای اروپائی مثل انگلیس، فرانسه، روسیه تزاری و ایتالیا را نگران ساخته بود و از سیطره قدرت عثمانی سخت به وحشت افتاده بودند. آنها در صدد بودند تا به هر وسیله جلوی گسترش قدرت آن دولت را بگیرند و آن را از پا درآورند. در این میان دولتی که بیش از همه در پی قدرت یافتن و ضربه‌زدن به دولت عثمانی عمل می‌کرد انگلستان بود.

و از طرفی پادشاه و عاملان حکومت عثمانی در مستعمره‌های امپراطوری،‌ نسبت به رعایا و مردم سختگیر و بی‌گذشت بودند و این عاملی بود که می‌توانست مردم سرزمینهای تحت سلطه را به شورشهایی وادار نماید. در اواخر قرن نوزدهم شورشهای متعدد در فلسطین مخصوصاً در قدس برپا شده و حکومت انگلستان که تا آن زمان سیاستش بر محور حمایت و حفظ تمامیت ارضی امپراطوری عثمانی در آسیا دور می‌زد، به ناگهان تغییر سیاست داد و خود قدرتی در برابر دولت عثمانی واقع شد. دولت انگلستان برای حفظ تسلط بر کانال سوئز و ادامه قدرت و نفوذ خود در هندوستان و نیز از پای درآوردن دولت عثمانی به عنوان هم پیمان دول محور در جنگ جهانی اول، به دسیسه‌های زیادی دست زد و با عقد قراردادهایی با اعراب، آنها را به حمایت خویش امیدوار ساخت. دولت بریتانیا در سال 1916 با برانگیختن خشم اعراب علیه دولت عثمانی، آنها را به شورش واداشت ولی بعدها به مفاد قراردادهای خود عمل نکرد و اعراب را به اعتراض واداشت.

در این دوران سیاست دولتهای استعمارگر،‌ پراکندگی قوم یهود در طول هزار سال، تعصبات نژادی، تحمیل ستم و شکنجه بر یهودیان در کشورهای مختلف مخصوصاً در روسیه تزاری و نیز تحریک سرمایه‌داران یهود به کمک و حمایت دولتهای استعماری، جنبش قوم یهود را از سال 1880 در اروپای مرکزی بوجود آورد. طی سالهای 1882 تا 1897 صهیونیسم جهانی برای اسکان مهاجران یهود در فلسطین به کوششهایی دست زد، اما پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کسب نکرد و مجدداً شکست خورد ولی با هر شکست کوشش و تلاش طرفداران نهضت بیشتر می‌شد. در این راستا (تئودور هرتزل 1860ـ 1904) خبرنگار روزنامه «نیوفری پرس» در سال 1896 مسئله صهیونیسم را صورت سیاسی داد و در سال 1897 روزنامه «دی ولت» ارگان رسمی و ناشر افکار صهیونیستها را تأسیس کرد. در همین سال بنا به ابتکار شخص او نخستین کنگره صهیونی در شهر بال سوئیس منعقد شد.

در این کنگره موادی به تصویب رسید که در رأس همه آنها چنین ذکر شده بود، هدف نهایی صهیونیسم، تأسیس کانونی برای قوم یهود در فلسطین و تأیید و تضمین آن به وسیله حقوق عمومی است. کنگره در آن زمان کلمه «کشور» را به کار نبرد، بلکه لفظ «کانون» را به کار برد؛ زیرا چنانچه از «کشور» نام می‌برد بی‌شک با اعتراض و مقاومت مردم فلسطین و سایرین روبرو می‌گردید اما مسلماً هدف کنگره از کلمه «کانون» همان سرزمین فلسطین بود. در سال 1915 بین دولتهای انگلیس و فرانسه بر سر تقسیم متصرفات آسیایی عثمانی قراردادی بین «سر مارک سایکس» از طرف انگلیس و «ژرژ پیکو» از طرف دولت فرانسه قراردادی که به نام «سایکس پیکو» معروف گشت منعقد گردید. در همین حال دولت انگلیس با شریف حسین که از طرف دولت عثمانی حاکم حجاز بود مذاکراتی به عمل آورد.

بدین مضمون که انگلیس، او (شریف مکه) را در برابر شورش با عثمانی حمایت کند و اعراب را تنها نگذارد. همچنین قرارداد سایکس ـ پیکو به اطلاع دولت روسیه تزاری نیز رسید و آن دولت نیــز بـــا گرفتن امتیازاتی بـا بستن قرارداد موافقت نمود. در 16 آوریل 1916، موافقتنامه‌ای بین سه دولت انگلیس، فرانسه و روس به امضاء رسید و به پیمان «سازونوف» معروف شد و مکمل پیمان سایکس ـ پیکو گردید و بالاخره اراضی دولت عثمانی بین سه دولت تقسیم شد که سهم دولت انگلیس در این قرارداد، نواحی جنوب عراق، شهر بغداد، بندر حیفا و عکا در فلسطین بود و طبق قرارداد دیگری بنام قرارداد «کلمانسو ـ للوید جرج» سهم متصرفی دولت انگلیس وسعت بیشتری یافت. ماده ششم این قرارداد دلالت بر بین‌المللی شناختن مسئله فلسطین داشت. این پیمان که از دولت انگلیس بخاطر متصرفات جدیدش بیش از همه حمایت می‌کرد،‌ از دولت ایتالیا که مدعی دیگر این ماجرا بود و همچنین از شریف حسین مخفی نگه داشته شد. همزمان با شروع جنگ بین‌الملل اول، انگلیسیها سعی کردند که اعراب را علیه دولت عثمانی بشورانند آنها با وعدة حمایت به آنان، قول دادند که اتحادیه‌ای از کشورهای عرب علیه دولت عثمانی بوجود آورند. بنابراین با ابن سعود،‌ امیرنجد و امیرحسین شریف مکه، مذاکراتی را آغاز نمودند. شریف حسین که از سوی دولت عثمانی به عنوان حاکم مکه برگزیده شد مردی جاه‌طلب بود و به تحریک انگلیسیها و با استفاده از نارضایتی اعراب از اعمال دولت عثمانی فریب خورد و در پنجم ژوئن 1916 علیه عثمانی قیام کرد و در دوم نوامبر همان سال خود را رسماً سلطان ممالک عرب خواند. دولت انگلیس که انتظار سلطنت حسین را نداشت،‌ سخت نگران شد و با توجه به منافات «سایکس ـ پیکو» با قرارداد حسین و انگلیس مخالفت خود را با سلطنت حسین ابراز نمود.

حسین در 1917 خیانت انگلیسیها را متوجه شد، زیرا اسناد محرمانه قرارداد توسط دولت جدید شوروی که به تازگی قدرت را به دست گرفته بود منتشر گردید و ترکهای عثمانی آن را به اطلاع شریف حسین رسانیدند، و او را از خدعه انگلیسیها برحذر داشتند. ترکها از او خواستند تا با انگلیس قطع رابطه کند و به یاری مسلمین بشتابد. شریف حسین نگران شد و از دولت انگلیس توضیح خواست. اما از آن دولت قانع کننده‌ای دریافت نداشت. از طرفی صهیونیستها از انگلیس و آمریکا می‌خواستند تا متفقین، رسماً تضمین نمایند که هر گاه دولت عثمانی شکست بخورد فلسطین محل مهاجرت و مملکت یهود گردد. با کوشش زیاد دکتر وایزمن عده ای از رجال انگلیس از جمله «لرد بالفور» وزیر خارجه وقت انگلیس طرفدار نظریه وایزمن شدند. در دوم نوامبر 1917 طرح حزب صهیونیسم تقدیم کابینه انگلیس شد و مورد تصویب قرار گرفت و لرد بالفور بدین مناسبت اعلامیه‌ای صادر کرد. در این اعلامیه دولت بریتانیا با صراحت اعلام می‌دارد که با «تأسیس یک وطن برای ملت یهود در فلسطین» موافق است و برای نیل به اهداف، بیشترین سعی خود را خواهد کرد ولی در عین حال «به هیچ وجه نباید به حقوق مذهبی و شهروندی جوامع غیریهودی موجود در فلسطین لطمه وارد شود» صدور اعلامیه بالفور از طرف انگلیسیها از جهتی ناشی از همدردی عده ای از مردم برای آرمان صهیونیسم بود، که مطالب انجیل و کشتارهای دسته‌جمعی یهودیان در اروپای شرقی به آن دامن می‌زد ولی نگرانیهای بشردوستانه فقط بخشی از علت به شمار می‌رفت.

برخی سیاستمداران بریتانیایی احساس می‌کردند که حضور یک دولت یهودی دوست در منطقه فلسطین نزدیک کانل سوئز که شاهرگ حیاتی امپراطوری است، فواید استراتژیک در بر خواهد داشت. در آن زمان اکثر اروپائیان به استعمار درآوردن و متمدن‌ کردن مناطق غیرغربی را حق و حتی وظیفه خود می‌پنداشتند. «هرتزل اصرار داشت که یهودیان در فلسطین باید بخشی از استحکامات اروپا علیه آسیا، و پایگاه متمدن در مقابل بربریسم را تشکیل دهند». وی فلسطین را «گوشه ویرانه و آفت زده‌ای از شرق» خطاب کرده و می‌گفت: «یهودیان،‌ یعنی نمایندگان متمدن غرب، با خود نظافت، نظم و فرهنگ غربی را به این ویرانه می‌آورند.»

در 25 آوریل 1920 شورای عالی متفقین قیمومیت فلسطین را به دولت انگلیس واگذار کرد و 22 ژوئیه 1922 این امر از طرف شورای مجمع اتفاق ملل به دولت انگلیس ابلاغ شد. موضوع تأسیس کانون ملی یهود در فلسطین جزء دستور قیمومیت بود و اعلامیه بالفور تقریباً کلمه به کلمه درآن درج شده بود و دولت قیم را موظف ساخته بود که استقلال و خودمختاری این کانون را تأمین نماید و در ماده (4) کارگزاری یهود را که با دولت قیم به منظور تأسیس کانون ملی همکاری خواهد کرد به رسمیت شناخته بود و تصریح کرده بود که کارگزاری مزبور به منزله سازمان یهود می‌باشد و در ماده (6) قید شده بود که دولت قیم باید وسایل و موجبات مهاجرت و اسکان یهودیها را به صورتی که به پیروان سایر مذاهب تعدی و اجحاف نشود فراهم سازد. بعد از آنکه در 1920 دستور قیمومیت در «سان رمو» امضا شد دولت انگلیس به اداره این منطقه اقدام نمود و «سر هربرت ساموئل» که از خانواده های معروف یهودیهای انگلیس بود ولی در نهضت صهیونی عضویت نداشت به عنوان نخستین کمیسر عالی فلسطین انتخاب شد.

هنگام متارکه جنگ بین‌الملل اول فقط پنجاه و پنج هزار یهودی در اراضی مقدس وجود داشت. حکومت جدید درهای کشور را به روی مهاجرین یهودی باز کرد و این امر فوراً مورد اعتراض اعراب قرار گرفت. اولین کنگره افراد و جمعیتهای مبارز فلسطینی در سال 1919 در شهر بیت‌المقدس تشکیل شد، ‌در قطعنامه این کنگره مواردی از جمله تقاضای جلوگیری از مهاجرت، شکستن وعده بالفور، پایان دادن به حکومت سرپرستی و وحدت با سوریه با در نظر گرفتن اینکه فلسطین هم جزء سوریه به نام «سوریه جنوبی» باشد، گنجانده شده بود. کنگره چهارم در ژوئن 1921 در شهر بیت‌المقدس به دنبال کنگره‌های معمولی دوم و سوم تشکیل شد و تمام مواد قطعنامه‌های کنگره‌های قبلی را تأکید و تثبیت نمود. همچنین در روزهای چهارم تا هشتم آوریل 1920 در شهر بیت‌‌المقدس، در محل «موسم النبی»، اولین شورش و اعتراضات فلسطین روی داد.

مراسم مذهبی «موسم النبی» تبدیل به یک صحنه شورش و تظاهرات ملی شدیدی علیه صهیونیسم و استعمار بریتانیا شد. در جریان این شورش مردم به یهودیان حمله کردند و در اثر تصادم شدیدی که بین اعراب و یهودیان و افراد پلیس که از یهودیان دفاع می‌کردند رخ داد، عده‌ای‌ از یهودیان و عربها کشته و مجروح شدند. در 1921 نیز شورشهایی علیه یهودیها به وقوع پیوست و عربهای سایر کشورها به روشنی مخالفت خود را با طرح صهیونیستها مبتنی بر تبدیل کردن فلسطین به منطقه یهودی‌نشین اعلام کردند. در پارلمان انگلستان،‌ صهیونیستها قدرت فوق‌العاده‌ای داشتند.

به همین دلیل حکام انگلیسی کوشیدند جاه‌طلبی یهود را تعدیل کنند و بدین وسیله آنها را برای عربها پذیرفتنی گردانند، زیرا در غیراینصورت ممکن بود عربها برای همیشه یهودیان را از خود جدا نموده و به کلی به صورت بیگانه بنگرند. این قبیل ملاحظات موجب شد که انگلستان،‌ به وسیله یادداشت چرچیل که در سوم ژوئن 1922 منتشر شد، سیاست خود را اعلام کند. در این یادداشت، «اعلامیه بالفور» که در اصل پذیرفته شده بود، به دقت و بدون کوچکترین اشتباهی مجدداً تفسیر شده بود. در این یادداشت سؤال شده بود که ماهیت موطنی یهودیان چیست؟ و جواب داده شده بود که: برخلاف تصور عده‌ای قصد آن نیست که فلسطین، همانقدر که انگلستان،‌ انگلیسی‌نشین است، یهودی‌نشین شود، بلکه قصد این است که: «جامعه فعلی یهود، به کمک یهودیان سراسر دنیا، توسعه بیشتری پیدا کند تا اینکه جامعه تبدیل به مرکزی بشود که بطور کلی یهودیان به دلایل مذهبی و نژادی، بدان علاقه نشان دهند و افتخار کنند»

در مورد مهاجرت یهودیان به فلسطین گفته شده بود که محدودیتهایی در مهاجرت پدیدار خواهد شد، به دلیل اینکه «ظرفیت اقتصادی این کشور در حال حاضر قدرت پذیرفتن تازه واردان را ندارد.» همچنین تصریح شده بود که قصد این نیست که «جمعیت، زبان و فرهنگ عرب از فلسطین ریشه‌کن گردد تا تحت انقیاد دیگران آورده شود.» دولت انگلستان به سازمان صهیونیستها فهماند که اگر این سازمان بخواهد قیمومیت بریتانیا بر فلسطین رسمیت پیدا کند باید این توجیه و تفسیر از اعلامیه «بالفور» را رسماً تصویب کند. هیئت مدیره سازمان صهیونیسم این توجیه و تفسیر را پذیرفت و تصویب کرد و بدین ترتیب رسماً طرح ایجاد یک دولت یهودی را رد کرد و به قول «وایزمن» اظهار امیدواری کرد که «طرحی برای ایجاد اکثریت در فلسطین تنظیم شود.»

موقعی که چنین اکثریتی در فلسطین بوجود آید، دولت یهود، به جبر شرایط زمان خودبخود بوجود خواهد آمد. بدین ترتیب پیش‌نویس قطعنامه مربوط به واگذاری قیمومیت فلسطین به بریتانیا با تأیید صهیونیستها از توجیه و تعبیر مجدد اعلامیه بالفور و بدون آن ماده مربوط به ایجاد دولت یهود به جامعه ملل تقویم شد و در بیست و دوم ژوئیه 1922 به تصویب رسید. از این تاریخ به بعد حکومت سرپرستی فلسطین هر سال سهمیه مهاجرین یهودی را اعلام کرد و عده آن پیوسته رو به افزایش نهاد. این وضعیت خشم اعراب را برانگیخت و اعتراضات ضدصهیونیستی از سال 1928 مجدداً آغاز گردید و در تابستان 1929 در کنار دیوار براق با دیوار ندبه درگیری خونینی بین اعراب فلسطین و صهیونیستها درگرفت. طبق مندرجات مطبوعات فلسطین،‌ جدال بین یهودیان صهیونیست و اعراب فلسطین در اگوست سال 1929 بوقوع پیوست.

طی راه‌پیماییهایی که طرفین انجام دادند برخوردی بسیار خونین در روز 23 همان ماه بوجود آمد که بر اثر تیراندازی شدید صهیونیستها و سربازان بریتانیایی، فلسطینیها خسارات زیادی متحمل شدند، از آن جمله 351 نفر شهید، 150 نفر زخمی و صدها نفر زندانی شدند. بعد از درگیری دیوار براق به تدریج مبارزات و اعتراضات مردم فلسطین اوج تازه‌ای گرفت و در سال 1963 قیام شیخ عزالدین قسام به وقوع پیوست. و این مبارزات همچنان ادامه داشت. در سال 1939 دولت انگلیس میزگردی از نمایندگان صهیونیست و فلسطین در لندن تشکیل داد که بر اثر پافشاری طرفین در اعاده حقوق خویش بی‌نتیجه ماند. در 17 ماه مه 1939 دولت انگلیس کتاب سفیدی منتشر ساخت و پیشنهاد کرد که ظرف مدت ده سال دولت مستقلی در فلسطین تشکیل شود که طبق قرارداد مخصوص دیگری به دولت انگلیس مربوط باشد. در این کتاب سفید سرزمین فلسطین را به سه منطقه تقسیم می‌کرد، منطقه‌ای که بطور مجاز به یهودیان واگذار می‌شود، منطقه‌ای که بطور محدود به یهودیان واگذار می‌گردد و منطقه ممنوع برای واگذاری. هر چند که اعراب پیشنهاد را پذیرفتند، اما صهیونیستها از این عمل انگلیس به شدت خشمگین شدند و گفتند که دولت انگلیس جانب اعراب را گرفته است.

در دوران جنگ بین‌المللی دوم تقریباً بر فلسطین آرامش حکمفرما بود. از 28 آوریل تا 15 مه 1947 سازمان ملل متحد جلسات متعددی برای رسیدگی به مسئله فلسطین برگزار کرد و تصمیم گرفت کمیته‌ای به نام کمیته مخصوص ملل متحد فلسطین تشکیل شود. اعضای کمیته مزبور که از فلسطین دیدن کردند شرح بازدید خود را همراه با پیشنهادهایی تقدیم سازمان ملل نمودند. بنا به تصمیم و توصیه گروه نفوذ و اعمال فشار امریکا و نهضت صهیونیست اکثریت اعضای کمیته سازمان ملل متحد در 29 نوامبر 1948، رأی به تقسیم سیاسی و وحدت اقتصادی فلسطین داد. طبق نظریه مزبور کشور فلسطین به دو منطقه عرب و یهود تقسیم می‌شد که شهر بیت‌المقدس به هیچ یک از مناطق تعلق نداشت و تحت اداره سرپرستی شورای قیمومیت سازمان ملل متحد قرار گرفت. در چهاردهم ماه مه 1948، دولت انگلیس به قیمومیت خود خاتمه داد و قشون خود را از آن کشور خارج نمود. در همان روز شورای ملی یهود در تل‌آویو انعقاد یافت و بن‌گوریون موجودیت دولت اسرائیل را اعلام و چند ساعت بعد «ترومن» رئیس جمهور وقت امریکا دولت جدیدالتأسیس را عملاً به رسمیت شناخت.

1ـ 2) بررسی حاکمیت و ملیت در قدس

در ادوار تاریخ از آنجا که یکی از مؤلفه‌های مهم ژئوپلتیک قدس ناهمگونی مذاهب و فرهنگها بوده و این امر باعث پیچیدگی ژئوپلتیکی می‌گردد ولی آمارنگاری عربی ـ اسلامی بیت‌المقدس نشان می‌دهد که اکثر ساکنین شهر در طول تاریخ، عرب بوده‌اند. در قرون 13 و 14 میلادی تعداد ساکنان عرب شهر، بالغ بر 40 هزار نفر بوده است و همچنین بعد از آزادی بیت‌المقدس در نبرد حطین جمعیت مسلمان شهر قدس بین 70 تا 80 درصد از کل جمعیت شهر بود. منابع تاریخی درباره مسیحیان بیت‌المقدس ذکر می‌کنند که اکثر آنها اصلیت عربی دارند و بعضی اصلیت اروپائی دارند. مهمترین طوائف مسیحی که در قرن 13 در بیت‌المقدس وجود داشتند شامل لاتین‌ها، سوریون (سریانی)، الیعاقبه، ارمنی،‌ ارتدوکس، النساطره، الهنود، الاحباش و الجورجیون بودند. اما حضور یهودیان در قدس در دوران اسلامی بسیار کم بود و آنها به دنبال انعقاد پیمان صلح و دریافت امان‌نامه در دوران خلیفه دوم در این شهر حضور پیدا کردند. بر اساس این پیمان یهودیان اجازه اقامت در بیت‌المقدس را نداشتند ولی آنها با پوشش خدمت در مسجدالاقصی در این شهر نفوذ کردند ولی خلیفه عمربن عبدالعزیز به وجود یهودیان در این شهر مقدس پایان داد.

به اختصار می‌توان گفت که اعراب در بیت‌المقدس در تمام اعصار قدیم و حتی در دوران اشغال این شهر توسط اروپائیان حضور مستمر داشته‌اند بطوری که تمام آثار تاریخی باقیمانده در قدس عربی بوده و در تمام محلات و مناطق بیت‌المقدس این آثار به چشم می‌خورد. در دوران اسلامی شعاع حضور علمی، فرهنگی و تمدنی مسلمانان در بیت‌المقدس به قدری تابناک بود که طلاب علم و معرفت از تمام عالم اسلامی در آنجا گرد هم می‌آمدند. با بررسی ادعاهای متفکران یهودی در اثبات وجودشان در بیت‌المقدس متوجه مــی‌شویم کــه آنها دوران و اعصار تاریخ قدس را فراموش می‌کنند و بر روی آن سرپوش می‌گذارند بخصوص دوره طولانی حاکمیت عربی ـ اسلامی از قرن هفتم میلادی تا زمان اشغال کامل قدس در سال 1967 را نادیده می‌گیرند.

حیات بیت‌المقدس تحت حاکمیت اسلامی بیش از دوازده و نیم قرن ادامه داشته است. همچنین این مدت غیر از مدت زمانی است که قدس حیات عربی صرف قبل از ظهور اسلام داشته که این دوران هم قرون متعددی را شامل می‌گردد. به این دلایل باید گفت که ادعاهای رژیم صهیونیستی برای برگزاری جشنهای سه هزارمین سال تأسیس بیت‌المقدس و ادعایش مبنی بر اینکه سه هزار سال بطور متوالی قدس پایتخت یهود بوده است، معتبر و قانونی نبوده است و این ادعا بر جعل آشکار تاریخ بنا گردیده است.

2ـ2) موضع رژیم صهیونیستی در مورد قدس

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران از جنبه های مختلف به تشدید مبارزات ضدصهیونیستی مسلمانان انجامید و روند مبارزه فلسطینیها را دگرگون ساخت. رژیم شاه یک متحد نیرومند غرب و اسرائیل در منطقه حساس خاورمیانه به شمار می آمد. ایران در زمان شاه بازار واردات انبوه کالاها و محصولات اسرائیلی بود که اقتصاد رژیم اشغالگر را رونق می بخشید و از سوی دیگر شاه با صدور و تأمین نفت مورد نیاز اسرائیل به کمک این رژیم می شتافت و نفت ایران در مجموعه اقتصاد و صنایع اسرائیل تبدیل به گلوله و سلاحی می شد که بر سینه فلسطینیان می نشست. ایران پایگاهی برای عملیات جاسوسی اسرائیل و کنترل اعراب منطقه شده بود. افشای روابط پنهان و آشکار شاه با اسرائیل و مخالفت با کمکهای بیدریغ رژیم شاه به دشمن مشترک مسلمانان یکی از انگیزه های قیام امام خمینی را تشکیل می داد که خود در این باره فرموده است: «یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است کمک او به اسرائیل است. من همیشه در مطالبم گفته ام که شاه از همان اول که اسرائیل بوجود آمد با او همکاری کرده و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود،

شاه همچنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل می داد و این امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است» سرنگونی شاه و حاکمیت نظام اسلامی در ایران نخستین ضربه مهلکی بود که اهداف توسعه طلبانه صهیونیستها را بطور جدی به مخاطره افکند. تأثیر پیام انقلاب اسلامی و رهبری آن بر افکار عمومی آنچنان گسترده بود که وقتی انور سادات معاهده سازش را در کمپ دیوید امضا کرد دولت مصر از جرگه اعراب و حتی از جمع رژیمهای مرتجع عرب نیز اخراج شد و در انزوای کامل قرار گرفت. با نگاهی به زمینه ها و عناصر دخیل در پیروزی انقلاب اسلامی که نطفه های آن از قیام پانزده خرداد 1342 منعقد و حتی با اشاره به جنبش های مذهبی نظیر لغو امتیاز تنباکو و... درمی یابیم که الگوی بسیج سیاسی توده ها که بر اساس آگاهی بخشی و مبارزه درونی و خودسازی و ظلم ستیزی بستر آن بود، به عنوان استراتژی امام و انقلاب اسلامی در تمامی ابعاد آن انتخاب و دنبال می شود.

در راستای پیوند دادن میان اندیشه های متجددانه امام خمینی با مسئله فلسطین لازم است اصولی را که امام در زمینه پایه ها و ساختار روحی، معنوی و عملی مبارزان با ظلم با همه نمودهای آن و مسئله فلسطین به طور خاص ترسیم کرده اند، بیان کنیم. امام خمینی مبارزه با تمامی انواع ظلم ـ استکبار ـ را در خارج به درون انسان مجاهد و مکتبی سوق می دهد و آغاز مبارزه را از درون انسان مکتبی دانسته است، تا پس از تحقق پیروزی بر هوای نفس و دشمن درونی، بتواند مبارزه را با دشمن بیرونی آغاز کند و این نشان از انعکاس واقعی مفاهیم انقلاب انسانی در اسلام است. در این زمینه امام خمینی استقلال سیاسی کشور را با مبارزه درونی انسان پیوند داده و می فرماید که اگر بخواهید کشورتان مستقل باشد تا دیگران در امور داخلی شما دخالت نکنند باید درون خود را اصلاح کنید.

از سوی دیگر امام ارزش و تأثیر داشتن علم و معرفت را با مبارزه درونی انسان مرتبط کرده و از داشتن علم بدون مبارزه با هوای نفس برحذر داشته است و می فرماید؛ اگر نفس تزکیه نشود، علم حجاب سیاه خواهد بود. امام خمینی قلمرو مبارزه درونی و مبارزه با دشمن که باید با او رویارویی کرد را این چنین ترسیم می کند و می فرماید که شیطان درون انسان خود انسان و هوای نفسانی اوست. امام مبارزه درونی را از خود انسان می داند تا نقش اندیشه را در سازندگی انسانی نشان دهد و بتواند او را در مبارزه خارجی با ظلم و استکبار توانمند سازد و می فرماید تعدد نفرات در جنگ نقش ندارد بلکه توانایی فکر انسان تعیین کننده است. و این نشان دهندة درک اصولی از شیوه های مبارزه خارجی است. در این جا انسان آماده می شود تا با سلاح صبر، اراده و استقامت و عدم یأس و ناامیدی مبارزه خارجی را آغاز کند، مبارزه ای که امام خمینی برای آن زمان و یا مکان خاصی را تعیین نمی کند زیرا دشمن همواره شرارت و خشونت و خلاصه «ظلم» را پیشه خود قرار داده است.

امام خمینی از انسان مکتبی انتظار دارد تا اصول و ارزش مبارزه را درک کند و از صراط مستقیم و اسلام منحرف نشود. صراط مستقیم در اندیشه امام چیست؟ صراط مستقیم در رویارویی با استکبار ظالم جهانی تجلی می کند سپس عنصر انسان را که از پیش خود را برای مبارزه آگاهانه گسترده آماده ساخته است مهم می داند، تا سرنوشت انسان ـ ملت را با یک فرد حتی اگر خود امام باشد پیوند ندهند. امام در این خصوص می فرماید که اگر خمینی سازش کند، ملت مسلمان سازش نخواهد کرد. و بدین سان دورنمای مبارزه با ظلم را به اراده یک فرد یا اراده موازنه قدرت پیوند نمی دهد تا مبارزه به زیان مبارزه جویان به پایان نرسد. امام خمینی از دیرباز و از آغاز مبارزه طولانی خود سعی کرد تا پل ارتباطی با فلسطین برقرار سازد زیرا درک عمیق از این مسئله که مبارزه در فلسطین بر سر تصرف یک محدوده جغرافیایی کوچک نیست، بلکه مبارزه گذشته، حال و اینده اسلام است زیرا فلسطین نماد مقدس (مذهبی، تاریخی و سیاسی) است؛

امام خمینی مسئله فلسطین را از محدوده تنگ ملی گرایی و میهنی بیرون آورده و با ترسیم چارچوب جدید، به آن محتوایی انسانی بخشید. فلسطین در اندیشه های امام خمینی از قلمرو فلسطین بیرون آمد و به مسئله ای که مورد اهتمام یکتاپرستان است، تبدیل شد. ایشان می فرمایند که مسئله قدس یک مسئله شخصی و مربوط به یک کشور نمی باشد و در حال حاضر مسئله مربوط به مسلمانان نیز نمی باشد، بلکه مسئله فلسطین باید مورد اهتمام موحدین جهان باشد. امام پس از ترسیم مفاهیم انسانی آرمان فلسطین به مفاهیم اسلامی مسئله فلسطین می پردازد و نقش برجسته امت را در قبال این مسئله تعیین کرده و رسالت آزادی فلسطین را به عهده امت گذارده است و می فرماید قدس از آن مسلمانان است و باید به آنان بازگردانده شود.

ایشان مسئله فلسطین را محور اساسی طرح اسلامی جهانی قرار داد، و روز قدس را روز حیات اسلام، و همچنین روز قدس را روز تعیین سرنوشت ملتهای مستضعف شمرده اند و از ملت می خواهد تا اقدام های اصولی و عملی را اتخاذ کنند و می فرماید که وظیفه و تکلیف همه ما نابودی اسرائیل است. ایشان می فرماید که رهبران بدانند که مذاکرات سیاسی با سیاستمداران جنایتکار تاریخ، قدس و فلسطین را نجات نمی دهد. این پیامی آشکار به تمامی کسانی است که سعی کرده و می کنند تا مسئله قدس را به سرنوشت خویش و نه سرنوشت اسلام پیوند دهند. امام خمینی مسئله فلسطین را زنده کرد و آن را در چارچوب اسلام و جهان قرار داد و بدین سان آرمان فلسطین را از مسئله ای که مربوط به ملت فلسطین است بیرون آورد و به آن بعد جهانی داد، که باید جهان اسلام و ملتهای اسلامی به آن اهتمام ورزند و با یکدیگر متحد شوند تا بتوانند با رژیم صهیونیستی مبارزه کنند. با توجه به آنچه که مذکور افتاد و از آنجا که اندیشه ها و دیدگاههای حضرت امام تأثیر ساختاری در دیدگاههای انقلاب اسلامی برجای گذاشت و انقلاب اسلامی نقطه عطفی در نهضت بیدارگری اسلامی بود زیرا از یک سو بدان تپش نوینی بخشید و از سوی دیگر به آن محتوای سیاسی داد زیرا تا پیش از آن، نهضت بیدارگری یک جریان فکری ـ فرهنگی و روشنفکری مذهبی بود که دعوت به بازگشت به خویشتن، بازگشت به هویت اسلامی و ارزشهای فراگیر مشترک میان امت اسلامی می نمود. طبیعی بود که پیام انقلاب اسلامی ایران، مسلمین را تکان دهد و احساسات آنها را برانگیزد و مواضع رهبری انقلاب ایران، حضرت امام خمینی مورد توجه مسلمانان مبارز در جهان از جمله مجاهدین فلسطینی قرار گیرد و اسلامگرایی را احیا کند.

مردم فلسطین، پیش از انقلاب ایران هم مسلمان بودند اما ریسمانی که آنان را به هم پیوند می داد و گرد هم می آورد یعنی عامل وحدت آنان، «عربیت» بود و اسلام در درجه دوم قرار می گرفت، به همین دلیل بود که فلسطینیها با عقاید مختلف اسلامی، مسیحی و مارکسیستی در یک گروه یا سازمان متشکل می شدند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اندیشة توانایی اسلام برای اتحاد و پیروزی قوت یافت و توجه دوباره مبارزان مسلمان را به خود جلب کرد. پیوند انقلاب اسلامی ایران و فلسطین، سالها پیش از پیروزی در جبهه های مشترک نبرد با اسرائیل به وجود آمده بود که چریکهای ایرانی برای مبارزه با شاه به اردوگاههای فلسطینی می رفتند و آموزش می دیدند.

این پیوند از سالها پیش تکوین یافته بود که امام خمینی اجازه داده بود ثلث سهم مبارک امام و خمس و نیز زکوات شرعی صرف حمایت از جنبش فلسطین گردد. شعار «امروز ایران فردا فلسطین» در بحبوحة انقلاب سال 57 به صهیونیستها بیم و به فلسطینیها امید می داد و بهترین گواه آن اظهارات رهبران فلسطین و کادر مرکزی سازمان آزادیبخش فلسطین درباره انقلاب اسلامی و امام خمینی در سالهای اولیه انقلاب است که این اظهارات در مطبوعات داخلی و خارجی منتشر می شد. مبارزه با اسرائیل منحصر به انقلاب ایران نبود، پیش از انقلاب نیز قدرتهای بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و نیز کشورهای مترقی دیگر به ظاهر حامی فلسطینیها بودند. اما این حمایت ها ناشی از تضاد منافع و رقابت قدرتهای جهانی و یا در عالی ترین شکل آن اعتقاد به حق حیات برای ملت فلسطین بود ولی هیچیک از آنها با اصل موجودیت اسرائیل تضاد نداشتند بلکه آن را به رسمیت شناخته بودند و به عنوان یک کشور تجاوزگر با آن مبارزه می کردند،

در حالیکه انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی با اساس موجودیت رژیم صهیونیستی به عنوان یک کشور مخالف بوده و آن را غاصب و بقای دولت صهیونیستی را به هر شکل ممکن موجب تداوم فتنه در بلاد اسلامی می دانستند و این تفکر بود که غرور ملی و دینی و بیداری اسلامی را در فلسطینیان اوج داد و اسرائیل و حامیانش را بیمناک ساخت.

1ـ5) انتفاضه تبلور استراتژی انقلاب اسلامی در فلسطین

در آوریل 1987 کنفرانس سران عرب در عمان منعقد شد و بطور بی سابقه ای، هیچگونه موضعی در زمینه مبارزه علیه رژیم صهیونیستی دربرنداشت. تمام توجه کنفرانس مصروف جنگ ایران و عراق شده بود و بطور کلی این کنفرانس در خط کمپ دیوید حرکت می کرد. فلسطینیها که سالها بود انتظار می کشیدند امت و دول عربی آنها را از آوارگی نجات بخشند، با توجه به خود مشغولی های گروهها و احزاب فلسطینی و اختلافات و انشعابات پی در پی آنان و با مشاهده این بی توجهی آشکار رژیمهای عربی به اوضاع فلاکت بار فلسطینیان، آخرین امیدها از اقدامات و حمایتهای دولتها و کارساز بودن اندیشه ناسیونالیسم عربی قطع شد و اندیشه اتکاء به اسلام و حرکت از درون که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به نحو موفقیت آمیزی تجربه شده بود، قوت گرفت. در این شرایط فاجعه خونین کشتار زائرین بیت الله الحرام توسط عمال حکومت سعودی به وقوع پیوست و بیش از 400 زائر خانه خدا به جرم فریاد برائت از مشرکین و سردادن شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل، در خون غلطیدند که قریب 10 نفر آنان از فلسطینیان سرزمینهای اشغالی بودند و مراسم بزرگداشت این شهدا در شهرهای رام الله و الخلیل و دیگر مناطق اشغالی برگزار گردید.

این رخدادها زمینه ای شد تا در پائیز 1987 روند جدیدی از قیام و مبارزه با اسرائیل توسط ساکنین سرزمینهای اشغالی آغاز شود که انتفاضه نام گرفت. انتفاضه در لغت یعنی قیام، تکان و جنبش (تکان گنجشک خیس شده در آب برای اینکه قطرات آب را که بر اندام او سنگینی می کند از پرهایش بپراکند و سبکبال برای پرواز شود) قیامی که ناخالصیها را کنار می زند تا بتواند اوج گیرد. تا پیش از این هر قیام (انتفاضه) منسوب به گروه خاصی بود مانند فتح انتفاضه (قیام فتح) که گروهی بود که در مه سال 1983 از سازمان الفتح جدا شد و برای اینکه بین خود و سازمان فتح به رهبری عرفات تمایزی ایجاد کند یک پیشوند انتفاضه به الفتح افزود.

اما این بار در سال 1987 (1366 µ . ش) انتفاضه دیگر هیچ پیشوند و پسوندی نداشت. حرکت انتفاضه (قیام) اعتراضی مردمی بود نسبت به ادامه اشغال سرزمین فلسطین که دارای اهداف و آثار زیر بود

: 1. خارج کردن قضیه فلسطین از بوته فراموشی

2. جلب توجه افکار عمومی جهان

3. همزمانی انتفاضه با موج اسلامگرایی در منطقه که خود رنگ و بوی خاصی به انتفاضه داده است.

4. طرح ضرورت حل مسئله فلسطین

5. سعی اروپای غربی برای نزدیکی بیشتر به قضیه فلسطین

6. القای شبهه در صحت سیاست اسرائیل حتی در میان یهودیان آمریکا به نحوی که عده ای اعتقاد پیدا کردند برای جلوگیری از منفورتر شدن چهره اسرائیل (در اثر قیام مردمی و مقابله نیروی صهیونیستی با مردم) باید امتیازاتی به فلسطینیها داده شود

. 7. تهدید امنیت داخلی موجودیت صهیونیستی

8. تحت الشعاع قرار دادن اختلافات گروههای فلسطینی و دنباله رو کردن دولتها و سازمانهایی که قبلاً ابتکار عمل تعیین سرنوشت فلسطین را در چهارچوب منافع خود به دست گرفته بودند.

برای نخستین بار بود که پس از گذشتن بیش از چهل سال از اشغال فلسطین و موجودیت رژیم صهیونیستی، فلسطینیها در موضع هجوم و اسرائیلیها در موضع دفاع قرار می گرفتند. حرکت انتفاضه از جهاتی شبیه انقلاب اسلامی ایران است، از جمله اینکه وابسته به هیچ گروه و سازمان خاصی نیست. یکی از مشخصه های انقلاب اسلامی ایران این بود که تا پیش از وقوع انقلاب، سازمان های اسلامی و غیراسلامی و ملی گوناگون و افرادی از طیف های فکری مختلف بطور انفرادی، علیه رژیم شاه مبارزه می کردند و اکنون شاهد الگوی جدیدی از مبارزه مردم فلسطین برای کسب حقوق حقه خویش هستیم و این وزنه جدیدی در معادلات منطقه محسوب می گردد و زاویه دیگری از اهمیت ژئوپلتیک قدس را در برابر دیدگان جهان گشوده است. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

نتیجه گیری

ـ قدس دارای ابعاد خاص ژئوپولتیکی بوده و قوانین خاص این علم بر آن حاکم و ساری و جاری بوده و خواهد بود. ـ بار ایدئولوژیک این شهر مقدس و تاریخچه آن نیز از مهمترین مؤلفه های ژئوپولتیکی این شهر می باشد. ـ قدس بعنوان خاستگاه و تلاقی ادیان توحیدی همواره مورد توجه پیروان این ادیان و مخصوصاً مسلمین بوده است. ـ آرزوی صهیونیسم جهانی از ابتدای شکل گیری اشغال قدس و سیاست کنونی آن یهودی سازی این شهر می باشد.

ـ قدس از سال 15 تا سال 1337 (ﻫ . ق) جز مدت تقریباً یک قرن هنگام وقوع جنگهای صلیبی دائماً تحت تسلط مسلمانان بوده و توسط آنان اداره و پیروان مذاهب گوناگون در آزادی کامل زندگی می کردند. ـ مسئله قدس فراتر از یک مسئله جغرافیائی و منطقه ای و مربوط به اعراب و یا فلسطینیان بوده و به تمام جهان اسلام مربوط می شود. ـ علمای اصیل و مبارز جهان اسلام اعم از شیعه و سنی همواره برای آزادسازی این شهر و برگشت آن به آغوش اسلام تلاش نموده اند. ـ راه رهایی قدس از چنگال صهیونیسم جهانی توسل به شیوه مبارزاتی ظلم ستیزی امام خمینی می باشد،

مؤلفه های این مدل، هویت اسلامی فلسطین، اتحاد امت اسلامی، مبارزه درونی یا تزکیه و انسجام درونی نیروهای مبارز، دشمن شناسی و افشای مستمر ماهیت رژیم صهیونیستی و بهره مندی از قابلیتهای جهان اسلام می باشند. ـ انتفاضه کنونی فلسطین تبلور استراتژی انقلاب اسلامی در فلسطین می باشد. ـ قدس یک شهر اسلامی بوده و همواره اسلامی خواهد بود و پیروان سایر ادیان آزادانه به زندگی خود ادامه خواهند داد.

نویسنده: نصرت اله تاجیک

منبع: فصلنامه حضور -شماره 47

------------

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900601130621

 

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved