یکشنبه, 17 فروردين 1399 15:45

تبلیغ در سیره و گفتار عارفان

«مبلغان وارسته »

 

«مبلغان وارسته »

از عالمان پرهیزگار، از خود گذشته، دلسوز، پارسا، هدایت گر، هدایت شده، اهل تزکیه و تهذیب نفس، صاحب اخلاق شریف و بیداردلانی هستند که این فرمایش امام علی علیه السلام را چراغ راهنمای زندگی خود قرار داده و ضمن تعلیم و تادیب خود، به هدایت و ارشاد دیگران می پردازند . «من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدء بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ولیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه ومعلم نفسه ومؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس ومؤدبهم  (1) ; کسی که خود را در مقام پیشوایی و امام مردم قرار می دهد، باید بیش از آن که به تعلیم دیگران بپردازد، به تعلیم خویش بپردازد و باید تادیب کردن او به عملش پیش از تادیب کردن به زبانش باشد . کسی که معلم و ادب کننده خویشتن است، به احترام، سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی مردم است .»

بر این اساس هر کس که می خواهد عالم دین و پیشوا و مقتدای مردم باشد، باید ابتدا خودش را اصلاح و تهذیب کند و به وسیله عمل، مردم را به سوی دین دعوت نمایند . او باید پیشوایان معصوم را الگوی عملی خود قرار دهد، چنانکه عالم ربانی شیخ حسین بحرانی می نویسد:

«با دقت در طریقه اهل بیت علیهم السلام و تتبع در آثارشان، در می یابیم که آن بزرگواران، تنها با اخلاق کریمه خویش مردم را هدایت نموده و مجذوب دین ساخته اند و پیروان خود را نیز به همین امر دعوت کرده و فرموده اند: «مردم را با غیر زبان های خود بخوانید» ; یعنی، با اخلاق خوب و رفتار نیکوی خود، برای آن ها الگو و نمونه باشید . (2) »

مبلغان وارسته و فرزانه، با داشتن اخلاق و رفتار نیک و الهی، می توانند آثار و برکات بی کرانی در جامعه داشته باشند وبا نفس معنوی و اخلاق پسندیده خود در مردم یک شهر، روستا، محله و . . . تاثیر بگذارند .

«مبلغان وارسته » ، از قید نام و شهرت و نان رسته اند و دل در سودای عشق دوست نهاده اند تا بلکه بر تعداد عاشقان و دلدادگان دوست بیفزایند و از این رو برترین و با فضیلت ترین انسان ها به شمار می روند . عالم بیدار دل سید جعفر کشفی رحمه الله درباره فضیلت مبلغان و اهمیت کار آنان می نویسد:

«فضیلت و مرتبه دو طایفه از مبلغان (مبلغانی که اصلا طمع در کسی ندارند و اجری از کسی نمی خواهند و در مرتبه لافت خدای، وراثت انبیا و ائمه، ثابت و مستقیم اند) از حد گذشته و در تلو مرتبه پیغمبران و بالاتر از مرتبه مفتی می باشد، چون که وعظ نمودن آخر مرتبه و آخر کمال فتوا دادن و تعلیم نمودن است . و حق این طایفه بر مردمان شدیدتر است از حق مفتیان و این دو طایفه چون که ارشاد و عمل موعظه ایشان از دل و از روی اخلاص و بدون غرض می باشد، به مضمون «الا من اتی الله بقلب سلیم » (3) دل ایشان مقرون به اخلاص و سالم از طمع، ریا، شک و شرک می باشد و لهذا کلام و موعظه ایشان تاثیر می کند و به دل می رسد و بندگان به آن منتفع می گردند و عمل خلافت ایشان مر خداوند و انبیا، مثمر ثمر می گردد و لیکن تاثیر کلام و موعظه آن یکی که عالم به ظاهر و باطن هر دو می باشد، به مراتب سریع تر و شدیدتر می باشد، چون که کلام و موعظه از عالم بالاتر از دل و از عالم مشاهده و عیان - که عالم روح می باشد - صدور می یابد و سر تا پای او همگی وعظ و کلام شده است . (4) »

از این جاست که وقتی حواریین از حضرت عیسی علیه السلام پرسیدند که مجالست با که بنمائیم؟ آن حضرت فرمودند: «من یذکرکم الله رؤیته ویزید فی علمکم منطقه ویرغبکم فی الآخرة عمله  (5) ; با کسی [مجالست کنید ] که دیدن او شما را به یاد خداوند بیندازد و نطق و کلام او بر علم شما بیفزاید و عمل او شما را در مورد آخرت ترغیب کند .»

اصولا بدون تزکیه و تهذیب نفس، تبلیغ و ارشاد دیگران معنا و مفهومی ندارد و دست زدن به این کار شریف، اقدامی سخت و پرخطر می نماید .

نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان

چون کنی تسخیر نفس دیگران

نفس را اول برو در بند کن

پس برو آهنگ وعظ و پند کن

منبری بگذار بهر خود نخست

وانگهی برجه به منبر تند و چست

تا تو را سوزی نباشد در جگر

دم مزن کاندر دمت نبود اثر

امام راحل رحمه الله درباره اهمیت تزکیه و تهذیب نفس قبل از اصلاح و ارشاد دیگران می فرماید: «باید دانست که مشکل ترین امور و سخت ترین چیزها دینداری است در لباس اهل علم و زهد و تقوا و حفظ قلب نمودن است در این طریقه و از این جهت است که اگر کسی در این طبقه به وظایف خود عمل کند و با اخلاص نیت وارد این مرحله شود و گلیم خود را از آب بیرون کشد و پس از اصلاح خود، به اصلاح دیگران پردازد و نگه داری از ایتام آل رسول نماید; چنین شخصی از زمره مقربین و سابقین به شمار آید . (6) »

پس این تزکیه و تهذیب و خودسازی، باید از همان اوان تحصیل و در مراکز علمی صورت گیرد و پایه های اخلاقی مبلغان از همان جا مستحکم شود . مرجع فقید شیعه آیت الله العظمی بروجردی نیز بر این باور بود که: «اولین برنامه ای که برای فراگیران علوم دینی ضرورت دارد، پالایش درون، تطهیر روان و تهذیب نفس می باشد، زیرا تمامی فضایل بر این محور می گردند و تا آلودگی ها از قلب پاک نشوند، تحصیل علم و رسیدن به مقامات بالای علمی انسان را نجات نخواهد داد . کسی که می خواهد جامعه را اصلاح کند، باید در مرکز علمی، خود را مهذب نماید . (7) »

امید آن که همه ما که در - دانشگاه اهل بیت علیهم السلام علم آموزی می کنیم - از مکتب دین و اخلاق و معرفت آن بزرگان نیز دلدادگی و پارسایی آموزیم و بدانیم که برتری و شرافت در دنیا و آخرت مربوط به پرهیزگاران و نیکوکاران است، نه عالمان بی عمل .

«اهل علم با سایر مردم تفاوت ندارند، بلکه مسؤولیت سنگین تری را بر عهده دارند . اگر از مردم تزکیه و تهذیب نفس و عمل صالح خواسته شده، از ما نیز همین امر را خواسته اند . اگر گنه کاری و اخلاق زشت، اسباب هلاکت و شقاوت اخروی است، علما و غیر علما در این جهت فرقی ندارند .

اگر گفته می شود که ایمان و عمل صالح، تنها وسیله سعادت و کمال و نیل به مقام قرب الهی است، در مورد علما نیز همین امر ضرورت دارد . چنان که بعضی مردم به بهشت می روند و بعضی به جهنم، بعض علما هم در دوزخ معذب خواهند شد . بنابراین اگر ما انتظار داشته باشیم که بدون تزکیه و تهذیب نفس و بدون پرورش اخلاق نیک و بدون عمل صالح، به مقام قرب الهی و درجات عالیه بهشت نائل گردیم، سخت اشتباه می کنیم و مغرور هستیم . علم تنها نمی تواند ما را از عذاب دوزخ نجات دهد و به قرب خدا نائل گرداند; بلکه عمل لازم دارد . . . پس باید به این نکته توجه داشته باشیم که ممکن است در اثر درس ها، سخنرانی ها و نوشته ها، منبرها، مداحی ها و مرثیه خوانی های ما، صدها و هزارها نفر هدایت یابند و به سعادت و کمال نائل گردند، لیکن سعادت و کمال آنان، مستلزم نجات و رستگاری ما نخواهد بود . ما به آن ها گفته ایم و عمل کرده اند تا به سعادت و کمال رسیده اند، اگر خودمان اهل عمل نباشیم، ارشاد و هدایت آن ها برایمان سودی نخواهد داشت (8) ! !»

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم

تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم

بی مغز بود سر که نهادیم پیش خلق

دیگر فروتنی به در کبریا کنیم

کمترین و ضروری ترین خواسته بزرگان دین از ما، عمل به گفته ها و سخنان خود ما است، یعنی ما حداقل در آنچه که به دیگران می گوییم، عامل باشیم و نمونه کوچکی از مطلوب و مقصود مورد اشاره در سخنرانی ها، وعظها و نصیحت های خود باشیم .

اگر خود فراتر و برتر از گفتارها و تبلیغ ها باشیم و به تقصیرها و کاستی های خود بینا شویم و با توبه و انابه، در صدد پاکسازی دل و جان برآئیم، در این صورت حتی نیازی به گفتن و صحبت کردن نداریم; بلکه عمل و رفتار ما خود «تبلیغ واقعی » دین خدا و معارف اهل بیت علیهم السلام خواهد بود .

در این جا به چند نکته درباره «مبلغان وارسته » اشاره می شود .

1- مبلغان وارسته و بایسته ها عارفان و دانشمندان اخلاق و ادب، سفارش ها و رهنمودهای گران مایه و آگاهی بخشی در زمینه اخلاق و رفتار مبلغان و دانشمندان دینی دارند و خود نیز بهترین نمونه و الگوی این خواسته ها و رهنمودها بودند .

یکم . نخستین سفارش و دستورالعمل اخلاقی و عرفانی به مبلغان و واعظان، اصلاح نفس و تصفیه درون از ناپاکی ها و نقص ها و مواظبت بر دوری از گناهان و محرمات است .

عارف کامل بهاری همدانی رحمه الله در این زمینه می فرماید:

«ابتدا بر خود مبلغ و دانشمند واجب است که از اصلاح نفس خود آغاز کند و بر انجام طاعات وترک محرمات مواظبت کند .» (9)

همو می فرماید: «فرقه ای از [واعظان] هستند که تهذیب اخلاق کرده و تصفیه نفس از لوث کدورات نموده و نفس را از شواغل و علائق دنیویه استخلاص فرموده و طمع خود را از خلق به سوی حق گردانیده اند . . . .» (10)

دوم . مبلغان سعی کنند، جمیع مکارم و فضایل اخلاقی را در خود جمع کنند و از دنیاپرستی و مال دوستی گریزان باشند . عالم ربانی سید جعفر کشفی می نویسد: «عالمان و مبلغان، منزه باشند و تواضع، فروتنی، شکسته نفسی، حلم و بردباری در تعلیم و فتوا دادن به مردمان را شیوه و شعار خود سازند و زهد در دنیا و اعراض از زخارف و امتعه و لذات فانیه آن را بنمایند و یاس از نفس و ریا و خلق پرستی را التزام نمایند و طریقه اخلاص و توکل و رغبت در آخرت و تهیؤ بر مردن قبل از آمدن مرگ را، زاد و توشه خود نمایند . (11) »

سوم . جهاد اکبر و مبارزه بی امان با خواهش های نفسانی و هواهای درون، از صفات بایسته مبلغان است که در هیچ حال نباید ترک شود . عارف بنام ملکی تبریزی رحمه الله در این زمینه می نویسد: «از کارهای مهم برای اهل علم، امامت جماعت و وعظ است . . . اگر عالم، قوی و مجاهد بوده و از کسانی باشد که مدتی با نفس خود جهاد کرده و در طول جهاد، راه های پنهان نفوذ شیطان و پوشش های هوای نفس را پیدا کرده، نباید امامت جماعت و وعظ را به کلی رها کند، زیرا این دو مورد اهتمام شرع است . (12) »

چهارم . از خصال و ویژگی های دیگر مبلغان و دانشمندان در نظر عارف ربانی مرحوم بهاری همدانی رحمه الله فروتنی، داشتن خوف و خشیت از خدا و خشوع و خضوع دائمی است:

«باید شکسته و حزین و ساکت و سرپایین باشد و آثار خوف و خشیت و خضوع و خشوع در وی نمایان باشد که هر که او را ببیند، متذکر به الوهیت گردد . سیمای او دلالت بر علم کند [ . . . هم چنین] باید اهتمام او به علم باطن و مراقبه قلب و شناختن طریق سلوک اخروی پیش از همه کار [ها] باشد . (13) »

پنجم . تخلق و زینت یافتن به اخلاق و مکارم برجسته و فضایل انسانی، از دیگر صفات و ویژگی های «مبلغان وارسته » است . شارح رساله سیر و سلوک، آیت الله مدرس هاشمی ضمن اشاره به این مهم، می گوید:

«همه افراد - به خصوص علما و طلاب و مدرسین محترم و کسانی که در لباس روحانیت هستند - لازم است خود را متخلق به فضایل اخلاقی کنند و با کوشش و مجاهدت، خود را از رذایل اخلاقی، تخلیه کنند تا گفتارشان در دیگران مؤثر افتد; چه آن که موعظه اگر از دل بر آید، بر دل نشیند .

امام باقر علیه السلام می فرماید: «ان الموعظة اذا خرجت عن القلب دخلت فی القلب واذا خرجت عن مجرد اللسان، لن تتجاوز الآذان; موعظه اگر از دل خارج شود، در دل می نشیند و اگر صرف لقلقه زبان باشد، از گوش ها، تجاوز نمی کند . (14) »

ششم . یکی دیگر از صفات و ویژگی های اخلاقی و عرفانی ناصحان و واعظان، داشتن سوز و گداز در مجالس سخنرانی است . در این باره دانشمند گران پایه مرحوم محدث نوری رحمه الله می نویسد:

«سزاوار است که ارباب دانش و بینش، مجالس مصائب حضرت ابی عبدالله علیه السلام را . . . به دست دیندار دلسوزی دهند که در مجالس، اهل تقوا و دیانت و غیرت و عصبیت، بخوانند و بسوزند و بگریند و از خدای تعالی تعجیل فرج و ظهور سلطان ناشر عدل و امان و باسط فضل و احسان و . . . را بخواهند . (15) »

هفتم . الگو برداری از عارفان و حکیمان و رعایت شؤون علم و حکمت، از صفات برجسته مبلغان و عالمان دین است . آنان هم خود کسب نور و صفا می کنند و هم به دیگران گرمی و صفا می بخشند . علامه راغب اصفهانی در این رابطه می گوید:

«بر واعظ لازم است که تناسبی با حکما داشته باشد تا بتواند از آن ها استفاده کند . . . و مناسبتی هم با مستمعین خود داشته باشد تا آنان بتوانند از او بهره گیرند . . . مانند پیامبر که خداوند او را از بشر انتخاب کرد و قدرت ملائکه را به او داد تا بتواند احکام الهی را از ملائکه بگیرد و به مردم برساند . . . .

سزاوار است که واعظ خود موعظه پذیرد و سپس دیگران را موعظه کند . . . ، بلکه مانند خورشید باشد که به ماه نور می دهد و خودش بیش از آنچه به ماه می دهد نور دارد و مانند آتش باشد که آهن را داغ و سرخ می کند و خودش داغی بیشتری دارد . نیز بر او لازم است که اعمالش برخلاف گفتارش و حالاتش تکذیب کننده زبانش نباشد . . . .» (16)

2- آفات و کاستی ها کسی که اهل وعظ و تبلیغ است، سعی می کند که از آفت های این راه دوری جوید و کاستی ها و معایب را برطرف سازد و اخلاق و رفتار خود را زینت دهد . در این صورت می تواند به هدایت و ارشاد دیگران مشغول شود .

امام عارفان حضرت صادق علیه السلام می فرماید:

«لا یصلح لموعظة الخلق الا من جاوز هذه الآفات بصدقه واشرف علی عیوب الکلام وعرف الصحیح من السقیم وعلل الخواطر وفتن النفس والهوی; <SUP> (17)

آن کسی شایستگی موعظه خلق را دارد که با صداقت از این آفت ها گذشته باشد و بر عیوب سخن گفتن واقف باشد و درست را از نادرست تشخیص دهد و به بیماری های دل ها و فتنه ها و هوای نفس آشنایی داشته باشد .»

امام علیه السلام درباره این آفات و کاستی ها می فرماید:

«آفة العلماء عشرة اشیاء: الطمع والبخل والریاء والعصبیة وحب المدح والخوض فیما لم یصلوا الی حقیقته والتکلف فی تزیین الکلام بزوائد الالفاظ وقلة الحیاء من الله والافتخار وترک العمل بما علموا  (18) ;

آفات اهل علم ده چیز است: طمع و بخل و ریا و تعصب در رای و علاقه به ستایش و فرورفتن در چیزی که به حقیقت آن نمی رسند و به سختی انداختن خود برای زینت بخشیدن به سخن با الفاظ زیاد و کم شرمی از خدا و فخرفروشی و عمل نکردن به آنچه که می دانند .»

امام راحل رحمه الله نیز می فرماید: «اگر شما درس بخوانید، ممکن است عالم شوید; ولی باید بدانید که میان مهذب و عالم خیلی فاصله است . . . مواظب باشید مبادا پنجاه سال با کد یمین و عرق جبین در حوزه ها، جهنم کسب نمایید; به فکر باشید . در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق برنامه تنظیم کنید . خدا نکند انسان بیش از آن که خود را بسازد، جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ پیدا کند; خود را می بازد . تا ریش سفید نشده، کاری بکنید . (19) »

از آن جایی که مبلغان و واعظان، در هدایت و راهنمایی بشر، از پیامبران و امامان پیروی می کنند و برجایگاه رفیع ارشاد و هدایت تکیه زده اند، باید خود را از آفات و کاستی های این راه در امان دارند و از رذایل و خصلت های ناپسند اخلاقی دوری جویند .

عالم ربانی سید جعفر کشفی رحمه الله در این رابطه می نویسد:

«باری مرتبه ایشان (واعظان و ارشاد کنندگان)، بعد از مرتبه پیغمبران است و بالاتر از آن مرتبه ای نمی باشد و خلیفه اعظم و اقدم خداوند می باشند در نشر نمودن و تعلیم کردن علم به بندگان و باید که قدر این مرتبه را بدانند و خود را از آفات محفوظ دارند و آفات این مرتبه، کبر، نخوت، تندخویی، حب دنیا، حب جاه و ریاست، حب خوراک، حب خواب، حب راحت، حب زنان، حرص مال و جمع مال، حسد، اتباع هوا و طمع در خلق است و باید که از همه این ها اجتناب نمایند و منزه باشند . (20) »

مبلغان وارسته و کاستی ها مبلغان وارسته، مواظب گفتار و کردار خود بوده، از محدوده دین خارج نمی شوند .

آنان همواره مراقبت می کنند تا در دام های گسترده در مسیر تبلیغ گرفتار نیایند . در ذیل نحوه برخورد آن ها با خطرات و تهدیدها را بیان می کنیم:

یکم . مبلغان وارسته، مواظب و مراقب تفاوت گفتار با کردار و اختلاف عمل با سخن می باشند و به خطرات آن واقف اند . عارف روشن ضمیر آقا ملکی تبریزی می گوید:

«گاهی تفاوت عمل واعظ با سخنش، باعث جرات شنونده بر گناهان و بی اعتقاد شدن او به علما و حتی پیامبران می گردد، به گونه ای که او را از دین خارج می کند . (21) »

دوم . مبلغان وارسته، عشق دنیا و مادیات را در دل ندارند و از خودپرستی و خود فریبی دوری می جویند و رذایل نفسانی را از دل وجود خود می زدایند . شارح رساله سیر و سلوک در این زمینه می نویسد:

«انسانی که خود عاشق دنیا و مادیات است، خودپسند و خودخواه است، رذایل نفسانی را از خود نزدوده است و . . . دعوت او دیگران را به فضایل، جز لقلقه زبان نخواهد بود .»

نقل می کنند: «حسن بصری، روی منبر مردم را موعظه می کرد . بزرگی وارد آن جمع شد و این شعر را خواند:

وغیر تقی یامر الناس بالتقی

طبیب یداوی الناس و هو علیل

«آدم بی تقوایی که مردم را به تقوا می خواند، طبیبی را ماند که خود علیل و بیمار است و می خواهد دیگران را معالجه کند .»

آخرین سخن این که طالب علم، باید مواظب آفات آن که مهم ترین آن ها عجب و غرور است باشد، مطالب بزرگان را خوب درک کند و نسبت به اعمال عبادی مقید و در توسل به ائمه هدی علیه السلام مداومت داشته باشد . (22) »

سوم . مبلغان و اهل علم، همواره به معاد، قیامت و عذاب های دوزخ باور و یقین دارند و هیچ وقت در خدمت هواهای نفسانی و خواهش شهوت قرار نمی گیرند و می دانند که این آفات و کاستی ها، آثار و نتایج شومی را برای آنان در پی دارد . صدرالمتالهین شیرازی در این رابطه به اهل علم هشدار می دهد که:

«بسیاری از منتسبان به علم و دانشمندی، از احوال نفس و درجات و مقامات وی در روز قیامت غافل اند و اعتقاد به معاد - چنانکه باید - ندارند; اگر چه به زبان اقرار به معاد می نمایند و به لفظ اظهار ایمان به نشاه باقی می کنند، لکن دائما در خدمت بدن و دواعی شهوت نفس می کوشند و راه هوا و آرزوها می پیمایند و پیروی مزاج و تقویت جسد و شاگردی جالینوس طبیعت می کنند و یک گام از خود بیرون نمی نهند و در طاعت قوای نفس اماره، نقد عمر عزیز را صرف نموده، پیر می شوند و به زبان حال با خود مثل این مقال می گویند:

آزادی هر دو کون می خواست دلم

در بندگی نفس و هوا پیر شدم

هم چنین اکثر عالمان بی علم و ناسکان بی معنا، آخرت را بعینه دنیا تصور کرده، به طمع «فیها ما تشتهیه الانفس وتلذ الاعین » (23) ، «اعمال بدنی و عبادات بی معنا به جای آورده، فی الحقیقه غافل و عاطل از یاد خدایند، عبادت نفس و هوا می کنند و ترک معرفت مبدا و معاد نموده اند . . .» (24)

چهارم . مبلغان و واعظان می دانند که اگر آنان کارهای ناپسند و خلاف انجام دهند، عده ای از افراد ضعیف الایمان و بهانه جو، سوء استفاده خواهند برد و به آن ها تاسی خواهند جست . از این رو در آشکار و پنهان ، مواظب و مراقب رفتارها و گفتارهای خود می باشند و بهانه به دست افراد ضعیف الایمان نمی دهند .

علامه راغب اصفهانی می گوید:

«کسی که در مسند وعظ نشیند و کار زشتی انجام دهد، عده ای به او تاسی می کنند و آن واعظ علاوه بر وزر و گناه عمل خویش، حامل وزر و گناه آن ها نیز خواهد بود، همان گونه که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که سنت زشتی را پایه گذاری کند، گناه آن و گناه هر کسی که بدان عمل کند، بر او خواهد بود . (25) »

پنجم . مبلغان و واعظان، به صحبت و سخنرانی بسنده نمی کنند و می دانند که با گفتن پاره ای از فضائل اخلاقی، خود بدان ها آراسته نخواهند شد و اگر به گفته های خود عامل نباشند، حتی ثواب و بهره معنوی نیز از آن نخواهند برد .

عالم ربانی مولا مهدی نراقی می گوید:

«فریفتگان واعظان بسیارند . برخی از آنان، درباره اخلاق و صفات نفس از خوف و رجا، توکل، رضا، صبر، شکر و مانند این ها، سخن می گویند و چنین پندارند که به گفتن این ها و دعوت مردم به این ها خود نیز به این ها موصوف می گردند، حال آن که در واقع از آن ها جدا و دورند، مگر به قدر اندکی که عوام مسلمین از آن ها خالی نیستند! چنین واعظی گمان می کند که غرض او اصلاح خلق است نه چیزی دیگر . . . ! با وجود این اگر مردم رو به واعظی دیگر آورند و به دست وی به صلاح آیند و او برای ارشاد و اصلاح بهتر و قوی تر باشد، از غصه و حسد نزدیک به مردن رسد . . . (26) »

در این رابطه عالم عارف، بهاری همدانی می نویسد:

«[از واعظان کسی است که] خود پر است از رذایل و خالیست از فضایل، گمان کرده محض قول و عارف شدن بر اصطلاحات و فهمیدن معنای الفاظ و عبارات، او را داخل در سالکین الی الله می کند یا صرف اصلاح خلق و هدایتشان به سوی حق، او را مستحق جزای رب العالمین می نماید .

خبر ندارد از حسرت روز قیامت و واقع شدن او بر تاسف و ندامت . . . .» (27)

ششم . مبلغان و واعظان مهذب، همواره بر مدار و محور «اخلاص و تقوا» حرکت می کنند و از افتادن در دام خواسته های نفس و ریا و دروغ و . . . هراسان اند و خود را از این مهلکه دور نگه می دارند . محدث نوری رحمه الله در تبیین وظایف واعظان می نویسد:

«اگر شیطان او (مبلغ و واعظ) را از این پله (اخلاص و تقوا) لغزاند و هوای نفس او را در دام دامن ملوث دنیا کشاند و برای تحصیل مال . . . یا نشر فضل و کمال در اقطار امصار و بلاد و رسیدن محاسن گفتارش در اسماع عباد، بر منبر آید و سخن گوید و روضه بخواند، خود را به مهالک عظیمه انداخته که امید نجات در آن نیست . (28) »

هفتم . مبلغان و اهل علم، به جهت قداست و اهمیت کارشان، از دست زدن به فعالیت و کسب های شبهه ناک و مخالف با شؤون وزی طلبگی دوری می جویند و با قناعت و عزت نفس، به وظایف تبلیغی و رسالت دینی خود مبادرت می ورزند . در نتیجه با فروتنی و تواضع با مردم رفتار می کنند و هیچ حب و بغضی نسبت به آنان ندارند . صاحب کتاب «ادب الدنیا والدین » می گوید:

«از آداب علما این است که خود را از شبهه های کسب، منزه و به دور دارند، و به جای رنج بردن در طلب مال، به اندک قناعت کنند . . . .

اما اخلاقی که لازم است علما به آن آراسته باشند، همان است که به ایشان سزاوارتر و برای آنان لازم است و آن فروتنی و دوری از خودپسندی است، چون فروتنی موجب روی آوردن مردم و خودپسندی موجب نفرت آنان می شود . صفت آخر برای هر کسی زشت و برای علما زشت تر است، چون مردم به آنان اقتدا می کنند . (29) »

3- با مردم و برای مردم تبلیغ و هدایت، چیزی جز عشق و علاقه به مردم و دوست داشتن و دلسوزی برای آنان نیست . از این رو مبلغان با شناخت روحیات و خواسته های مردم و آشنایی با نقاط ضعف و قوت آنان، راه کارهای مناسبی در تبلیغ اتخاذ می کنند و از زوایای مختلف به ارشاد و هدایت مردم می پردازند، مرحوم سید جعفر کشفی رحمه الله در این رابطه می نویسد:

«سبب شدت و سرعت تاثیر موعظه این یکی، آن است که این طایفه (واعظان و مبلغان) به جذبات عنایت حق، سلوک راه دین و سیر عالم یقین حاصل کرده اند و به حقیقت رسیده اند و از مکاشفات والطاف خداوندی، علم لدنی یافته اند و در پرتو انوار تجلی صفات حق، بینای حقایق و معانی و اسرار گشته اند . . . و کمین گاه مکر و حیله نفس را دانسته اند و قدر عقل، اندازه، حوصله، ذوق، شوق، میل، اراده و مرتبه هر طایفه را می دانند و از عالم شریعت، طریقت و حقیقت خبر دارند و به مقتضای آن ها به قدرت تفاوت مرتبه مردمان، بیان می کنند تا هر کس حظ و بهره و نصیب خود را به فرموده «قد علم کل اناس مشربهم » بر می دارد و خلق را از خرابات دنیا، خمر شهوات و مستی غفلات، روی به حظایر قدس و معموره انس، مقعد صدق و شراب طهور می خوانند و می رانند و از وحشت و التفات به ما سوی الله و علایق دنیویه، آن ها را منقطع و به استیناس آشیانه و انس و خلوت خانه «یحببکم الله » می رسانند و دیده هر کس، بر جمال کمال این طایفه نمی افتد و در . . . تحت قبای «لا یعرفونهم غیری » مستور و مجهول القدر می باشند . (30) »

مردان رهش زنده به جان دگرند

مرغان هوا شبی ز آشیان دگرند

منگر تو بدین دیده به ایشان کایشان

بیرون ز دو کون در مکان دگرند

پس از اینکه مبلغ، از بهترین راه کارها و شیوه ها در تبلیغ سود جست و متناسب با روحیات و نیازهای مردم، به ارشاد آنان پرداخت، باید مدارا و سازگاری با مردم را پیشه خود سازد .

عالم ربانی شیخ حسین بحرانی، سازگاری و مدارا با مردم را یکی از صفات بایسته و ضروری دانشمندان و مبلغان می داند و از رسول گرامی اسلام نقل می کند که فرمود:

«پروردگارم مرا به مدارا فرمان داده; همان گونه که به انجام واجبات » و نیز از امام صادق علیه السلام نقل می کند:

«مدارا نمودن با مردم نیمی از ایمان است و مهربانی و نرمی نسبت به آنان نیمی از زندگانی است .»

سپس می افزاید:

«ای برادر! این که برخی از مدعیان صلاح و تقوا در مقام ناسازگاری با مردم می گویند: مردم برای من اهمیتی ندارند و من نیازی به آنان ندارم و مردم کیستند؟ ! . . . همه این ها ناشی از پیروی نفس و جهل نسبت به روش اهل بیت علیهم السلام است. (31) »

مبلغان در هر حال نباید رابطه دوستانه و دلسوزانه خود را با مردم قطع کنند و به خاطر مسائل سیاسی و اقتصادی، از آنان جدا شوند . آنان در هر حال به واعظ و راهنما نیاز دارند و به واعظان و مبلغان وارسته عشق می ورزند و همواره آن ها را الگوی عملی خویش قرار می دهند .

4- دو مبلغ وارسته مبلغان و واعظان مسلمان، همواره از پارسایان و صاحبدلان جامعه بودند و با رفتار و کردارهای نیک و آسمانی خود، خاطره های ماندگاری از علم و عمل، تقوا و ورع، زهد و عبادت، نیکی و احسان، عشق و محبت، لطف و دلسوزی و . . . از خود به جای گذاشته اند که یک نمونه کامل از این اشخاص، مرحوم حاج آخوند ملاعباس تربتی است .

وارستگی، آزادی از قید تعلقات، ساده زیستی، صداقت و بی ریایی، فداکاری و مردم یاری و خدمت گزاری، انزجار از مقام پرستی و زراندوزی و ریاکاری و شهرت طلبی، . . . و عشق خالصانه به خداوند، برجسته ترین صفات او محسوب می شد . در کتاب «فضیلت های فراموش شده » به بعضی از صفات برجسته ایشان اشاره شده است: «حاج آخوند را باید از شخصیت های نادر الوجودی دانست که جان و دل آنان از عشق به خدا به عنوان خالق و عشق به مردم به عنوان مخلوق لبریز بود . فقه او، علم او، مدرسه و مسجد او، با مردم داری و فداکاری و خدمتگزاری و از خود گذشتگی توام بود . عبادت و عرفان و زهد او، تعارضی با کار و تلاش و تولید و خدمت نداشت; بلکه تجلیات یک روح و یک شخصیت واحد بود .

متانت، دقت، نظم و برنامه ریزی، از ویژگی های دیگر حاج آخوند ملاعباس بود . ساده زیستی و قناعت و سادگی در خوراک و پوشاک از مختصات بارز و کم نظیر او به شمار می رفت .

او بسیار از ترس خدا می گریست و محبت زاید الوصفی نسبت به خاندان رسالت داشت، به طوری که هرگاه نام پیغمبر اکرم یا هر یک از ائمه اطهار علیهم السلام بر زبانش جاری می شد، اشکش جاری می گشت .

در منبر - خواه به هنگام موعظه یا به هنگام ذکر مصائب اولیای دین - خودش بیش از همه مستمعان می گریست و چون بسیار محتاط بود، غالبا هنگام موعظه یا گفتن مسائل دینی یا ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام از روی کتاب هایی که آن ها را معتبر می دانست، می خواند و توجه بسیار به احوال زهاد و عباد داشت . (32)

چهره برجسته دیگر در عرصه وعظ و تبلیغ، عالم ربانی حاج میرزا علی آقا شیرازی (استاد شهید مطهری رحمه الله) است . در حالات این مبلغ و واعظ برجسته آمده است:

«ایشان علی رغم همه فضایل و مکارمی که داشت، اهل منبر و وعظ بود . پرهیزگاری و اعمال شایسته سبب می شود که خداوند مهربان، قلب را رؤوف نماید; چنین ویژگی برکت زا است . علوم سودمندی از آن تراوش می نماید و نصایح آموزنده چون آب زلال چشمه سار، به سوی کشتزارهای تشنه جاری می کند .

حاج میرزا علی آقا شیرازی، چنین شیوه ای را پیش گرفت و به دلیل تبعیت از تعالیم قرآن و دستورات ائمه علیهم السلام با آن تفکرات عمیق و اندیشه های والا، مهیای ارشاد جامعه از طریق وعظ و خطابه گردید . موعظه او با حکمت توام بود .

حاج میرزا علی آقا شیرازی، واعظی بود که نفس او چون بهار به دل های مستمعان طراوت می بخشید و آنان را شکوفا می کرد . . . سخن این عارف عابد، چون از ذخیره معنوی برخوردار بود، به مخاطبان خویش حرارت ایمان، گرمی تقوا و نورانیت دل می بخشید . (33) »

شهید عارف مرتضی مطهری رحمه الله درباره این مبلغ فرزانه می نویسد:

«عالم ربانی حاج میرزا علی آقا شیرازی، به راستی مرد حق و حقیقت بود . از خود و خودی رسته و به حق پیوسته بود . با همه مقامات علمی و شخصیت اجتماعی، احساس وظیفه نسبت به ارشاد و هدایت جامعه و عشق سوزان به حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام، موجب شده بود که منبر برود و موعظه کند . مواعظ و اندرزهایش چون از جان برون می آمد، لاجرم بر دل می نشست . هر وقت به قم می آمد، علمای طراز اول با اصرار از او می خواستند که منبر برود و موعظه نماید . منبرش پیش از آن که قال باشد، حال بود . (34) »

پی نوشت ها:

1) بحار الانوار، ج 2، ص 56; نهج البلاغه، قصارالکلم، ش 73 .

2) سلوک عرفانی، ص 18 .

3) شعراء/89 .

4) میزان الملوک و الطوائف، ص 174 .

5) بحار الانوار، ج 71، ص 189 .

6) چهل حدیث، ص 322 .

7) ناصح صالح، ص 217 .

8) خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس)، آیت الله امینی، ص 275 و 281 .

9) تذکرة المتقین، ص 129 و 104 .

10) همان .

11) میزان الملوک و الطوائف، ص 157 .

12) المراقبات، ص 281 .

13) تذکرة المتقین، ص 96 .

14) شرح رساله سیر و سلوک، ص 53 و 54 .

15) لؤلؤ و مرجان، ص 206 .

16) بر کرانه سعادت، ص 138 و 139 .

17) مصباح الشریعه، ص 192 .

18) همان، ص 190 .

19) امام خمینی، جهاد اکبر .

20) میزان الملوک و الطوائف، ص 157 .

21) المراقبات، ص 287 .

22) شرح رساله سیر و سلوک، ص 54 .

23) زخرف/71 . «در آن (بهشت) آنچه دل ها می خواهد و چشم ها از آن لذت می برد موجود است .»

24) رساله سه اصل، ص 45 .

25) برکرانه سعادت، ص 139 .

26) جامع السعادات، ج 3، ص 28 و 29 .

27) تذکرة المتقین، ص 103 و 104 .

28) لؤلؤ و مرجان، ص 14 .

29) ادب الدنیا والدین، ابوالحسن ماوردی، صص 134، 145 و 156 .

30) میزان الملوک و الطوائف، ص 176 .

31) سلوک عرفانی، ص 98 و 99 .

32) فضیلت های فراموش شده، صص 23، 90 و 100 .

33) ناصح صالح (زندگی، اندیشه و اخلاق آیت الله حاج میرزا علی آقاشیرازی)، ص 177 و182 .

34) سیری در نهج البلاغه، مقدمه .

…………………………………………………………………………………………..

مجله  مبلغان  دی 1381، شماره 36

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved