جمعه, 09 خرداد 1399 22:10

آینده زمین و انسان

بررسی ابعاد مختلف آینده جهان و محیط زیست

اشاره : مشکلات موجود در زمینه محیط زیست جهانی از سه عامل عمده ناشی می شود: رشد جمعیت، میزان مصرف و فناوریهای نوین موجود. اگر چه در سالهای اخیر کنفرانسهای منطقه ای و جهانی فراوانی برای حل بحران محیط زیست، برگزار شده و می شود، اما نتایج عملی بسیار ناچیزی دارند. در هر حال، اگر اقدامی عاجل، مؤثر و فراگیر صورت نگیرد باید منتظر نتایج وخیم تری برای زمین و جوامع انسانی بود.

مقاله حاضر به بررسی ابعاد مختلف این بحران جهانی می پردازد.

هفت مرد قدرتمند دنیا پول زیادی در اختیار دارند، با این حال آنها مجموعا تنها 350 میلیون دلار برای حل یک مشکل بزرگ گرد هم آوردند. آنان همگی نگران جنگلهای استوایی برزیل بودند و برای نجات جنگلهای مذکور برنامه ای جدید و نوآورانه را ابداع نمودند. این طرح که PPG7 نام دارد، توسط سران کشورهای صنعتی جهان ارایه شده است. هم اکنون این احتمال وجود دارد که جنگلهای عظیم آمازون برای همیشه نابود و محو شوند. از یک سو، کارخانه های تولید چوب با سودجویی هر چه تمام تر درختان را قطع می کنند، از سوی دیگر کشاورزان بی زمین در جنگ برای ادامه بقا ناچار به سوزاندن جنگل هستند و از سویی دیگر مالکان بزرگ و صاحبان گله های گوسفند به صورتی بی رویه ذخایر آمازون را از میان می برند. چنین وضعیتی در سال 1992م. موجب شد تا مردان قدرتمند جهان به فکر چاره بیفتند. سرنوشت جنگلهای استوایی در آن زمان موضوعی بود که توجه زیادی را به خود برمی انگیخت.

امروز یعنی با گذشت نه سال از آن زمان، هنوز هم اوضاع در جنگلهای استوایی برزیل بهبود نیافته است. اگر چه هر روز خبرهایی از موفقیتهای به دست آمده در راه جلوگیری از نابودی این جنگلها در رسانه ها منتشر می شود و مجلاتی مانند «اکونومیست» راه حلهایی ارایه می دهند، اما در عمل تا کنون چندان پیشرفتی به چشم نمی خورد. اخیرا دولت برزیل طرحی را تحت عنوان «برزیل به جلو» ارایه داده که در قالب آن، در رشته های زیر بنایی سرمایه گذاریهای کلانی صورت خواهد گرفت. این طرح اگر چه نام پر زرق و برق و جذابی دارد، اما با اجرای آن آسیب بزرگی به جنگلهای آمازون وارد خواهد شد. شروع طرح مذکور به نابودی جنگلهای مذکور شتاب بیشتری می بخشد. دولت برزیل قصد دارد با اجرای طرح «برزیل به جلو» تا سال 2007 حدود 40 میلیارد دلار صرف ساخت جاده های جدید، خطوط راه آهن، سد و کانالهای آب بنماید. عده ای از دانشمندان به سرپرستی ویلیام اف. لورنس از مؤسسه تحقیقات استوایی اسمیت سونیان، نتایج احتمالی حاصل از اجرای طرح یاد شده را محاسبه نموده اند. به گفته آنها در خوش بینانه ترین حالت، ظرف بیست سال آینده بیش از یک چهارم جنگلهای آمازون از میان رفته و یا شدیدا آسیب می بینند؛ در بدترین حالت نیز حدود نیمی از این گنجینه از میان می رود؛ گنجینه ای که مجموعه منحصر به فردی از ذخایر گیاهی و جانوری را در درون خود دارد.

به زودی کارشناسان آب و هوا و مسئولان این امر از بیش از 180 کشور جهان در بن گردهم می آیند تا آن بخشهایی از پروتکل کیوتو را که قابل نجات دادن و حفظ شدن است، نجات دهند. البته آنها تنها به یکی از دهها مشکل موجود در اکولوژی جهان رسیدگی می کنند و بقیه معضلهای موجود، همچنان در انتظار رسیدگی بشر در آینده باقی خواهند ماند. هیچ گاه اصول زندگی بشر به اندازه ای که اکنون و در آغاز هزاره سوم شاهد آن هستیم، مخرب و تهدید کننده زندگی وی نبوده اند. از سیدنی تا نیویورک که به صورتی پی در پی شاهد برگزاری گردهماییهای متفاوتی در این زمینه هستیم، اما باید گفت که شرکت در این گردهماییها و جلسات، دیگر حالت مسافرت و مهمانی رفتن را پیدا کرده اند و کم تر شاهد نتیجه ای عملی از آنها هستیم. صحراها گسترش می یابند؛ آب آشامیدنی کم تر می شود و بشر با استفاده بیش از حد از انرژی و تولید گازهای گلخانه ای، دمای کره زمین را بالا می برد.

آقای ویل استفان، مدیر برنامه بین المللی ژنو سفر ـ بیوسفر و یکی از برگزار کنندگان کنفرانس علمی ماموتها در آمستردام، می گوید: «معلوم نیست سیاره ما با مجموعه ای جدید از آسیبهای وارده به آن چه خواهد کرد. آیا تاب تحمل در مقابل آنها را خواهد داشت؟» البته «جامعه علمی»، به پدیده کنونی، برچسب بی خطر «تحول جهانی» می زند و بدین ترتیب آن را بی ضرر به نظر می نمایاند، اما این وضعیت به عقیده بسیاری از کارشناسان، پیامدهای سنگینی را برای جامعه بشری بر جای خواهد گذاشت.

نابودی محیط زیست ما تدریجی است. درست همان طور که پوست تخم یک پرنده به تدریج نازک تر و نازک تر می شود و بالاخره جوجه از آن سر بیرون می آورد، محیط زیست ما هم تدریجا در حال کم رنگ تر شدن است. ابتدا «د.د.ت» در مواد غذایی پیدا شد، سپس نسل بسیاری از پرندگان و ماهیها از میان رفت. بر اثر نابودی ماهیها حدود 30 هزار ماهیگیر کانادایی بیکار شدند. یکی از علل نابودی گونه هایی از پرندگان، خوردن گرد د.د.ت توسط آنها بوده است. د.د.ت که به عنوان سم در مزارع استفاده می گردد، پس از نشستن بر روی دانه های گیاهان و خوردن این دانه ها توسط پرندگان، وارد بدن آنان می گردد. ورود د.د.ت به بدن پرندگان موجب می شود تا تخمهای پرندگان پوسته ای نازک بیابند و مقاومت آنها در مقابل شکسته شدن کم تر گردد؛ لذا تعداد جوجه ها کاهش می یابد و بدین ترتیب کم کم نسل این جانوران از میان می رود. استفاده بیش از حد از جنگلهای چین موجب شده تا ظرف سه سال گذشته طغیانهای معمولی آب در رودخانه یانگ تسه کیانگ چنان مخرب گردند که 3600 نفر بر اثر آنها کشته شده و 14 میلیون نفر بی خانمان گردند. حدود 30 هزار نفر هم بر اثر سیلاب در آمریکای جنوبی جانشان به خطر افتاده؛ علت بروز این سیلابها نابودی بی رویه جنگل است.

حتی با آن که به قول مجله تایم اکنون «درد زمین به درد بشریت» تبدیل شده، باز هم اوضاع نسبت به سابق تغییری نکرده و بی توجهی نسبت به محیط زیست ادامه دارد. البته هشدارهای دست اندرکاران مربوطه همچنان ادامه می یابد. امروز شاهد روز جهانی محیط زیست، تشکیل احزاب سبز، قوانین حفظ محیط زیست و اجلاسهایی نظیر اجلاس سران جهان ـ که در سال 1992 در ریودو ژانیرو برگزار شد ـ هستیم، اما چنین سیاستهای سمبلیکی هرگز مانع از تداوم نابودی اکوسیستم نگردیده است.

طبیعت کره زمین می تواند بیش از 6 میلیارد انسان را از لحاظ مواد غذایی و امکانات مورد نیاز، آن گونه که باید و شاید، تأمین نماید و در عین حال رشد مداوم اقتصادی را تضمین کند. البته در این میان بانک جهانی و برنامه توسعه سازمان ملل متحد ـ دو نهاد اقتصادی بزرگ جهان ـ بی کار ننشسته اند. آنان از جمله ارگانهایی هستند که در بزرگ ترین تحقیق صورت گرفته تا کنون درباره اکوسیستمها حضور دارند. قرار است ظرف چهار سال تحقیق، پیش بینی دقیقی راجع به وضعیت آینده زمین صورت گیرد. در این تحقیق که حدود 50 میلیون مارک هزینه خواهد داشت، 1500 دانشمند از سراسر دنیا شرکت دارند.

امروز با دخالت بشر در اکوسیستمها چرخه آب، کربن و مواد غذایی تغییر کرده است. در نتیجه این امر، اکوسیستمها به تدریج فرسوده شده و کارایی کم تری پیدا می کنند. به عنوان مثال، هم اکنون یک قطره باران که از مناطق نزدیک به سر چشمه رودها راهی دریا می گردد، سه برابر بیش از گذشته زمان نیاز دارد تا به دریا برسد. علت نیز وجود سدها و انواع و اقسام بهره برداریهای جدید از آب رودخانه هاست. با ورود آب رودخانه ها به دریاها و اقیانوسها مواد غذایی زیادی به همراه آنان وارد حوزه های دریایی می گردد. این مواد غذایی توسط کشاورزان برای بالا بردن محصول در مزارع پخش می شوند و به همراه آب وارد دریا می گردند. وضعیت یاد شده موجب می شود تا تعداد جلبکها افزایش یافته و به محیط زیست آسیب برسد. استفاده فزاینده از سوختهای فسیلی، همچنان میزان دی اکسید کربن را در جو افزایش داده که این مقدار ظرف 420 هزار سال گذشته بی سابقه است.

پیامدهای ناخوشایند گرم شدن کره زمین از هم اکنون آشکار شده اند: بارانهای شدید و پی درپی، افزایش طوفانها، سیلابها و قحطیها و گسترش بیابانها. البته هنوز مشخص نیست که در نهایت این روند چه نتیجه قطعی ای خواهد داشت. طی دهه هفتاد بیشترین نگرانیها به پایان یافتن ذخایر مواد خام معدنی مربوط می شد و گمان می رفت که اصلی ترین مانع رشد اقتصادی در آینده، اتمام منابع معدنی خواهد بود، اما امروز مهم ترین دغدغه اقتصاد در ارتباط با اکوسیستم، منابعی هستند که اگر درست از آنها استفاده می شد، همیشه پابرجا بودند؛ منابعی مانند آب، زمین قابل کشت، جنگلها و ماهیها. هم اکنون حدود 70 درصد ذخایر ماهی در دریاهای جهان مورد استفاده بیش از حد قرار گرفته اند. 16 درصد زمینهای کشاورزی جهان هم چنان مورد بهره برداری بی رویه قرار دارند که قدرت باروری خود را عملاً از دست داده اند و استفاده چندانی نمی توان از آنها کرد. حدود 40 درصد از مردم کره زمین هم از کمبود شدید آب رنج می برند.

در حالی که تحقیقات ژنتیکی، رؤیای مدیران صنعتی را برآورده می کنند، به گفته برخی از کارشناسان، انسان به واسطه تغییراتی که در محیط می دهد، مقدمات تغییر خود را نیز فراهم می نماید؛ تغییراتی که از عصر هوموساپینها، ششمین مرحله تغییر تاکنون محسوب می شوند. البته این تحولات صرفا محدود به کاهش گونه های جانوری و گیاهی نمی شود. کاهش نوع گونه های حیات، آسیبهای وارده به اکوسیستم را نیز افزایش می دهد و بازده آن پایین می آید.

این نکته نیاز به توضیح ندارد که اقتصاد در کل 193 کشور کره زمین بر مبنای صادرات کالا و خدمات با استفاده از اکوسیستم استوار است و لذا حیات انسانها و اقتصاد متکی به کارآیی اکو سیستمها بوده و با آنها ارتباط مستقیم دارد. بشر بدون توجه به این موضوع، همواره کوشیده است تا بالاترین سودجویی ممکن را در ارتباط با طبیعت داشته باشد. طبیعت، به خصوص در کشورهای صنعتی، بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته و ذخایر آن در حال نابودی است. شهرسازی در آمریکای شمالی بخش اعظم طبیعت بکر این ناحیه را دچار آسیب نموده است. البته یک نکته نیز گفتنی است و آن این که با و جود تمامی این آسیبها، ایالات متحده آمریکا، قدرت شماره یک کشاورزی در جهان است. در آمریکای شمالی یعنی محدوده کشورهای کانادا و ایالات متحده آمریکا، به ازای هر یک نفر جمعیت، نسبت به سایر جاها دو برابر زمین کشاورزی وجود دارد. کشورها چه کشاورزی پیشرفته ای داشته باشند و چه نسبتا عقب مانده باشند، یک نکته در مورد آنها صادق است و آن این که حیات آنها وابسته به روابط اکولوژیکی در نواحی آنان می باشد. در این میان در حالی که ما برای هر کدام از ساکنان کره زمین، نیازمند 85/2 هکتار زمین قابل باروری هستیم، این رقم در حال حاضر به ازای هر نفر حدود 2/2 هکتار است. اکنون می توان گفت که انسانها به یک سیاره دیگر غیر از زمین هم نیاز دارند، اما از آنجایی که ما یک کره قابل زیست بیشتر نداریم، طبیعت بیش از ظرفیتش مورد بهره برداری قرار می گیرد.

البته هنوز مشکل خیلی جدی نشده است. شش میلیارد نفر هنوز هم رقمی نیست که کره زمین در تأمین غلات، ماهی و سبزیجات برای آن دچار مشکل مهمی گردد. اگر چه در حال حاضر گرسنگان زیادی در سطح جهان وجود دارند، اما گره موجود در میزان مواد غذایی نیست، بلکه در نحوه تقسیم آنهاست. تقسیم ناعادلانه مواد غذایی موجب شده تا گروهی بیش از حد بخورند و گروهی هم از گرسنگی رنج ببرند. با عادلانه نمودن سیستم تقسیم، مشکل قابل حل شدن است، اما در آینده این گونه نخواهد بود. بعدها مشکل ما میزان مواد غذایی هم خواهد گردید. از یک سو جمعیت کره زمین رو به افزایش است و از سوی دیگر استفاده بیش از حد منابع طبیعی در آینده بازده اکولوژی را پایین آورده و در دراز مدت، میزان محصول را کاهش می دهد. به عنوان مثال در حال حاضر در مقایسه با توان تولید ماهی در دریاهای جهان، ظرفیت ناوگانهای ماهیگیری در سطح جهان 40 درصد بیش از مقدار صحیح آن است، لذا از یک سو قدرت اکوسیستمها تحلیل می رود و از سوی دیگر تقاضا افزایش می یابد. براساس تحقیقی که اوایل دهه هفتاد توسط یک زوج زیست شناس، به نامهای آنه و پاول اهرلیش، صورت گرفت، مشخص شد که مشکلات موجود در زمینه محیط زیست جهانی از سه عامل ناشی می شود: رشد جمعیت، میزان مصرف و فناوریهای موجود. اما این که برای کاهش این مشکلات به کدام یک از این عوامل می توان توسل جست، سؤالی است که باید بدان پاسخ مناسبی داده شود.

سال گذشته، هنگامی که رود لابرز ـ مدیر سابق بنیاد جهانی طبیعت و نخست وزیر پیشین هلند که هم اکنون کمیسر سازمان ملل در امور آوارگان است ـ گزارشی را تحت عنوان «گزارش سیاره زنده» ارایه داد، نوعی تابو را در هم شکست. او در گزارش خود تصریح کرد که جمعیت نامناسب کره زمین خود به تنهایی خطری بزرگ برای کره زمین محسوب می شود. اگر چه به یمن رشد رفاه و سیاستمداران هوشمند در برخی کشورها، افزایش جمعیت به سرعت ده سال پیش صورت نمی گیرد، اما جمعیت کره زمین همچنان بیشتر می شود. بنابر برآورد سازمان ملل تا سال 2020 میلادی جمعیت کره زمین 5/1 میلیارد نفر افزایش خواهد یافت. اگر هر کدام از این سکنه جدید زمین، سالانه تنها نیم تن دی اکسید کربن ـ یعنی حتی کم تر از مقدار شاخص آن در هلند ـ تولید کنند، در بهترین حالت هم، آنچه که در پروتکل کیوتو در مورد کاهش گاز دی اکسید کربن در نظر گرفته شده، محقق نخواهد شد.

در مورد میزان مصرف انسانها هم امیدواری چندانی وجود ندارد. برعکس هنوز حدود یک پنجم مردم جهان در فقر به سر می برند و در انتظار خانه و غذای مداوم و مناسب هستند. هر کس که استطاعت مالی می یابد، یک ماشین قوی تر و یک ساختمان بزرگ تر می خرد و بیشتر به مسافرت می رود و در انتها هم زباله بیشتری را از خود به جای می گذارد. لذا کارشناسان سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی در گزارشی که اخیرا منتشر شده، رشد مصرف را در آینده موجب افزایش آسیبهای وارده به محیط زیست دانسته اند و بسیار بعید می دانند که بهبودی در زمینه مصرف در جهان حاصل شود.

 

پی نوشتها :

*برگرفته از: ماهنامه سیاحت غرب، مرکز پژوهشهای صدا و سیما، سال اول، شماره هفتم، دی ماه 1382 به نقل از: دی تسایت، 14 ژوئیه 2001.

1. Fritz Vorholz

…………………………………………………………………………………………….

مجله  موعود  خرداد 1383، شماره 44

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved