چهارشنبه, 02 خرداد 1397 05:50

تعریف فلسفه

بنابر این که فلسفه را مساوی با فلسفه اولی یا متافیزیک و موضوع آن را موجود مطلق نه مطلق موجود بدانیم

میتوانیم آن را به این صورت تعریف کنیم علمی را که از احوال موجود مطلق بحث میکند یا علمی که از احوال کلی وجود گفتگو میکند یا مجموعه قضایا و مسائلی که پیرامون موجود بما هو موجود مطرح میشود.(3)
برای فلسفه ویژگیهایی ذکر شده که مهمترین آنها از این قرار است:

1- روش اثبات مسائل آن روش تعقلی است بر خلاف علوم تجربی و علوم نقلی ولی این روش در منطق خدا شناسی روان شناسی فلسفی و بعضی از علوم دیگر مانند فلسفه اخلاق و حتی در ریاضیات نیز به کار گرفته میشود بنابر این نمیتوان آنرا ویژه فلسفه اولی دانست .

2- فلسفه متکفل اثبات مبادی تصدیقی سایر علوم است و این یکی از وجوه نیاز سایر علوم به فلسفه میباشد و از این روی بنام مادر علوم نامیده میشود .

3- در فلسفه معیار باز شناسی امور حقیقی از امور وهمی و اعتباری به دست میآید و از این روی گاهی هدف اصلی فلسفه شناختن امور حقیقی و تمییز آنها از وهمیات و اعتباریات شمرده میشود ولی بهتر آنست که آنرا هدف شناختشناسی بدانیم .

4- ویژگی مفاهیم فلسفی این است که از راه حس و تجربه به دست نمیآید مانند مفاهیم علت و معلول واجب و ممکن مادی و مجرد این مفاهیم اصطلاحا معقولات ثانیه فلسفی نامیده میشوند و توضیح آنها در مبحثشناختشناسی خواهد آمد .

با توجه به این ویژگی میتوان دریافت که چرا مسائل فلسفی تنها با روش تعقلی قابل اثبات است و چرا قوانین فلسفی از راه تعمیم قوانین علوم تجربی به دست نمیآید

3- انتخاب واژه موجود به جای وجود این مزیت را دارد که با قول کسانی که قائل به اصالت ماهیت هستند هم کاملا سازگار است و پیش از آنکه اصالت وجود اثبات شود مناسبتر این است که موضوع فلسفه چیزی قرار داده شود که با هر دو قول بسازد.

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved