سه شنبه, 30 مرداد 1397 00:32

خمس معدن، از نظر اهل سنّت

آیا از نظر اهل سنّت علاوه بر غنیمت جنگى به موارد دیگرى هم خمس تعلّق مى گیرد؟

پاسخ :  اهل سنت متفقند که در رکاز (گنجینه طلا و نقره) خمس است و در معادن اختلاف دارند و حنفیه و مالکیه در آن به وجوب خمس قائل اند و شافعیه و حنبلى ها به یک چهلم. حنفى ها در وجوب خمس در معادن، به قرآن و سنت و قیاس استدلال کرده و آیه «وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْء فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ» را ذکر کرده و معدن را غنیمت شمرده اند و از سنت هم به این حدیث نبوى که فرموده است: در عجماء و بئر و معدن چیزى بر عهده نیست، ولى در رکاز خمس است (معانى اینها بعداً توضیح داده مى شود) رکاز شامل معدن و گنج مى شود، چون در جایى نهان است، چه از سوى خدا یا مخلوق.
به قیاس هم استدلال کرده اند و معدن را همچون گنج دانسته اند، چون معناى غنیمت در هر دو هست، پس در هر دو خمس واجب است.(1)
مى بینید که حنفى ها در وجوب خمس در معادن به آیه غنیمت استدلال کرده اند و این استدلال، وقتى درست است که مقصود از غنیمت، معناى عام لغوى آن باشد نه معناى اصطلاحى.
از مجموع روایات اهل سنت برمى آید که خمس در چهار مورد واجب است:
گنجینه طلا و نقره، گنج، معدن، جواهرات دفن شده. از صحابه کسانى همچون ابن عباس، ابوهریره، جابر، عبادة بن صامت، انس بن مالک، وجوب خمس در این موارد را روایت کرده اند. نمونه اى از این احادیث را مى آوریم:
1ـ ابن عباس روایت کرده است که پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: در رکاز خمس است.(2)
2ـ ابوهریره روایت کرده است که پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: در عجماء و معدن چیزى
نیست ولى در رکاز خمس است.(3)
نقل شده است که در جاهلیت رسم بر این بود که هرگاه مردى در چاه مى افتاد و تلف مى شد، چاه را خون بهاى او قرار مى دادند و اگر چهارپایى کسى را مى کشت، همان خون بهایش بود و اگر معدنى سبب قتل کسى مى شد آن را خون بهاى او قرار مى دادند. کسى در این مورد از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسید: حضرت فرمود: عجماء و معدن، جُبار و هدر است و در رکاز خمس است. گفتند: رکاز چیست؟ فرمود: طلا و نقره اى که خداوند از آغاز خلقت در زمین نهاده است.(4)
3ـ به روایت جابر بن عبدالله، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «در حیوان چرنده، در چاه و در معدن چیزى نیست، ولى در رکاز خمس است.» شعبى گفته است: رکاز، گنج معمولى است.(5)
4ـ عبادة بن صامت گوید: از قضاوت و حکم پیامبر خدا9 این بود که در معدن، چاه، حیوان فرار کرده، غرامتى نیست، اما در رکاز خمس است.(6)
5ـ انس بن مالک گوید: همراه پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) به سوى خیبر رفتیم. یکى از همراهان ما وارد خرابه اى شد تا قضاى حاجت کند. خشتى را برداشت که با آن خود را تمیز کند. خاکِ گنجى بر او فروریخت. آن را نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آورد و خبر داد. حضرت فرمود: آن را وزن کن، وزن کرد دویست درهم بود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: این گنج است و خمس دارد.(7)
6ـ مردى از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) سؤال هایى کرد، از جمله این که: در خرابه ها و نشانه ها گنج مى یابیم، حضرت فرمود: در آنها خمس است.(8)
در برخى روایات هم آمده است که در «سیوب» خمس است. سیوب همان گنجینه است، رگه هایى از طلا و نقره در معدن ها شکل مى گیرد، اموال مدفون در دوران جاهلیت، یا به معناى معدن، این ها از تفضّلات و عطایاى خداست و براى کسى است که آن را بیابد.(9)
«عجماء» حیوانى است که از دست صاحبش گریخته است. ضررهایى که در حالتِ گریختگى بزند، غرامتى بر صاحبش نیست. این که «معدن، جُبار است» یعنى اگر کسى معدنى حفر کند و کسى در آن بیفتد، غرامتى بر او نیست. همچنین اگر کسى چاهى را براى استفاده عموم حفر کند و انسانى در آن بیفتد، بر صاحب آن غرامتى نیست.
«رکاز» هم چیزى است که از دفن شده هاى اهل جاهلیت به دست مى آید. پس هر که رکازى بیابد، خمس آن را به حکومت مى دهد، بقیه مال خود اوست.(10)
«آرام» یعنى نشانه ها. سنگى که سر راه در بیابان مى گذاشتند تا راه را بشناسند، از عادت جاهلیت بود که وقتى در راه چیزى مى یافتند و نمى توانستند با خود ببرند، بر آن سنگى مى نهادند تا نشانى باشد و هنگام برگشت، آن را بردارند.(11)روایات یاد شده (که این الفاظ در آنها بود) نشان مى دهد که غیر از زکات، مالیات دیگرى از باب غنیمت وجود دارد که خمس است.(12)

(1). الفقه الإسلامى وادلته، ج 2، ص 776.
(2). مسند احمد، ج 1، ص 314؛ سنن ابن ماجه، ج 2، ص 839 (چاپ 1373 هـ).
(3). صحیح مسلم، ج 5، ص 127؛ صحیح بخارى، ج 1، ص 182.
(4). الخراج، ابویوسف، ص 22.
(5). مسند احمد، ج 3، ص 335.
(6). همان، ج 5، ص 326.
(7). همان، ج 3، ص 128.
(8). همان، ج 2، ص 186.
(9). النهایه، واژه «سیب».
(10). سنن ترمذى، ج 6، ص 145.
(11). النهایه، واژه «ارم».
(12). گردآوری از کتاب: سیماى عقاید شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، مترجم: جواد محدثی، نشر مشعر، چاپ: دارالحدیث، بهار 1386، ص 291.

 

سایت آیت الله مکارم شیرازی

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved