چهارشنبه, 30 آبان 1397 06:09

مال حرام

مصادیق مال حرام !

 

حرام، یا ذات و عین آن حرام است، مانند سگ و خوک و خاک و غیر این‌ها، یا به سبب صفتی که در آن پدید آمده حرام شده است، مانند شراب به واسطه آنکه مست کننده است و غذای مسموم و زهر آلود، یا به علّت خللی که در اثبات مالکیّت و تصرف آن رخ نموده است که این قسم آخر خود دارای اقسام بسیار است که در کتب فقه مذکور است[1] و به طور کلی هر مالی که از یکی از راه‌های کسب حلال نباشد (‌ «حلالْ‌خواری»: «مصادیق حلالْ‌خواری»)، یا جامع آداب و شروط نباشد را شامل است.[2]

می‌توان مهم‌ترین حرام‌هایی است که از طریق کسب قابل تحصیل است را به این شرح ارائه نمود:

1. تصرف نامشروع در مال خدا و پیامبر و ائمه علیهم السلام مانند خمس و صدقاتی است که به امر آن بزرگواران جمع می‌شود و زیر نظر آنان مصرف می‌شود است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: این کار سرنوشتی جز جهنم هنگام ملاقات الهی برای فرد در پی نخواهد داشت.[3]

2. تصرف نابه‌حق کارمندان حکومت در اموال دولت اسلامی؛ که مورد نهی پیامبر اکرم‌صلی الله علیه و آله است.[4]  

3. خوردن مال یتیم؛ که یکی از هفت گناه بزرگ است.[5]

4. تصرف در مال دیگران با سوء استفاده از گریزگاه‌های قانونی و ظواهر حقوقی؛ که گرچه به ظاهر مالک آن مال است اما در واقع پارهای از آتش جهنم است و قضاوت حاکم اسلامی نیز مجوزی برای این جرم نیست[6]

5. غصب زمین و ملک دیگران به زور: که حرام است[7] و رسول اکرم فرمودند: هر کس یک وجب زمین ناحق غصب کند خداوند آن را تا هفت زمین در قیامت بر گردنش می‌آویزد.[8]

6. رباخواری؛ که قرآن کریم ربا را در حکم جنگ با خداوند متعال انگاشته[9] و امام باقر علیه السلام آن را مصادیق مال حرام معرفی فرمودند.[10]

تصرف نامشروع در مال خدا و پیامبر و ائمه علیهم السلام مانند خمس و صدقاتی است که به امر آن بزرگواران جمع می‌شود و زیر نظر آنان مصرف می‌شود است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: این کار سرنوشتی جز جهنم هنگام ملاقات الهی برای فرد در پی نخواهد داشت

7. رشوه؛ [11] درآمد از راه رشوه؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: خدا لعنت کند هم رشوه دهنده و هم رشوه گیرنده.

در روایتی دیگر می فرمایند: شما را برحذر می دارم از رشوه دادن و رشوه گرفتن چرا که رشوه کفر محض است و اگر کسی این کار را انجام دهد به وی بهشت را نمی شنود.

ایشان فرمودند: هم رشوه دهنده و هم رشوه گیرنده در آتش هستند. پولی که رشوه دهنده می دهد حرام است و باعث تزلزل کانون گرم خانواده رشوه گیرنده می شود. برای رشوه دهنده هم چون به واسطه ی این کار ممکن است چیزی مانند پست و مقام و ... عایدش شود این درآمد حرام است. گاهی شغلی که به رشوه دهنده رسیده حق او نبوده و حق دیگری را ضایع کرده است و همه درآمد او در تمام سال‌هایی که از این کار نصیب او شده حرام است و در زندگیش اثر سوء می گذارد.

8. قمار: که قرآن کریم آن ‌را پلید و از عمل شیطان و سبب دشمنی بین انسان‌ها دانسته[12] و امام صادق علیه السلام فرمودند خوردن مال قمار نوعی حرام خوردن است.[13]
قمار اینترنتی

9. اجرت نوشتن دعاها و تعویذات غیر توحیدی یا احیاناً مضر چون ایجاد تفرقه بین همسران و دعای محبت و ...  که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آن‌ را حرام دانستند.[14]

10. حبس دستمزد کارگران و کارمندان: که خدای متعال فرموده است خود شخصاً در قیامت با چنین ظالمانی برخورد می‌فرماید.[15]

11. گدایی؛ که مجاز نیست مگر برای کسی که در اثر تنگی معاش یا بدهی سنگین واقعاً نیازمند باشد .[و توان کسب هم نداشته باشد][16]

12. دزدی که رسول اکرم او را لعنت فرموده[17] و فرمودند ایمان در حال دزدی از او سلب می‌شود.[18]

13. میراث‌خواری ناحق:‌ این معنی که ورثه برخی به سهم خود راضی نشده و سهم دیگران را هم می‌خواهند [به بهانه‌هایی که همواره هم وجود داشته است] تصاحب کنند.[19] [20]

14. گم شده: که تصرف در آن حلال نیست و باید [طبق ضوابط آن] اعلام شود و اگر صاحب آن پیدا نشد صدقه داده شود.[21]

15. هرگونه معامله از روی عدم رضایت؛ زیرا قرآن کریم فرمودند: مال مسلمان جز با رضایت او قابل تصرف نیست.[22]

16. درآمد حاصل از هر معامله ی حرام؛ مانند فروش بت‌ها[23]، مهر زن نابکار[24] و فروش اشیای عین نجس مانند سگ و خوک و شراب و وسایلی که مخصوص گناه باشند مانند آلات خاص قمار و لهو و هر چیزی که بدانیم در راه حرام صرف می‌شود مانند انگوری که می‌دانیم صرف شراب خواهد شد و نیز فروش مجسمه و اجرت گرفتن بر غنا و غش در معامله مانند مخلوط کردن آب و شیر.[25]

پولی که رشوه دهنده می دهد حرام است و باعث تزلزل کانون گرم خانواده رشوه گیرنده می شود

17. مبادله و معامله بر روی مالی که خریدار بداند دزدی و نامشروع است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در این صورت این شخص هم که با مال خود آن مبادله را انجام می‌دهد حکم همان غاصب را خواهد داشت.[26]

18. درآمدهای حاصل از رفتارهای حرامی که معامله را حرام و باطل می‌کند مانند تناجش؛ به معنی قیمت‌گذاری روی کالای کسی بر اساس تبانی قبلی بدون قصد خرید آن تا قیمت کالا را بالا به برد و دیگران در آن قیمت گزاف رغبت کنند.[27]

غش و تلبیس در معامله [28]  که فرد را از زمره ی مسلمانان بیرون می‌برد[29] و کم‌فروشی که کم‌فروشان مورد تهدید خدای متعال و در معرض عذاب الهی هستند[30]و گرانفروشی؛ زیرا هر کس در قیمت‌ها تصرفی کند که گرانی ایجاد کند، حق است بر خدا که او را در بدترین جای جهنم افکند.[31]

19. مشاغل و حرفه‌های حرام؛ یعنی تنجیم به معنی پیشگویی جزمی از حوادث جهان هستی مانند ارزانی و گرانی و کم حاصلی و پرحاصلی و زیادی باران و کمی آن، و غیر این‌ها و مجسمه‌سازی و هر نوع یاری ظالمان در کارهای ظالمانه‌شان [از جمله کارمندی در دستگاه حکومتی آنان] و خرید و فروش کتب ضلال که ضد عقاید مسلمانان است و سحر و شعبده و کهانت و اجرت گرفتن بر چیزی که واجب عینی یا کفایی است مانند غسل و کفن اموات و نیز بر تعلیم علومی که یاد گرفتن آنان بر هر مسلمان واجب است[32]

به امید انکه در کسب و کارهایمان بیش‌تر توجه کنیم تا خدایی نکرده مال حرامی را کسب نکنیم.

 

پی نوشت ها:

[١]. نراقی، علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج، 3، ص 225 و 226.

[٢]. نراقی ملا احمد؛ پیشین، ص  447.

[٣]. قضاعی، پیشین، ص 373.

[٤]. ابو داوود سجستانی، سلیمان بن اشعث؛ سنن ابی داوود، بیروت، اول، 1421 ق، ج 3، ص 186.

[٥]. نساء/2

[٦]. بخاری، ابی عبدالله محمد بن اسماعیل؛ صحیح بخاری، دار الکتاب العربی، بیروت، 1431 ق، ص 539.

[٧]. علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج 3، ص 225 و 226.

[٨]. صدوق، محمّد بن علی بن بابویه؛ من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چ‌دوم، 1413 ق، ج 4، ص 12.

[٩]. بقره: 279

[١٠]. کلینی، پیشین، ج 5، ص 126.

[١١]. علامه حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدی؛ تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، مۆسسه امام صادق (علیه السلام)، قم، اول، 1420 ق، ج2، ص 262.

[١٢]. مائده: 90 و 91

[١٣]. طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن؛ تهذیب الأحکام، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ایران، چهارم، 1407 ق، ج 6، ص 370.

[١٤]. ابوداوود، پیشین، ج 4، ص 18.

[١٥]. بخاری، پیشین، ص 438.

[١٦]. مغربی نعمان بن محمد تمیمی؛ دعائم الإسلام، دارالمعارف مصر، 1385 ق، ج 2، ص 63.

[١٧]. بخاری، پیشین، ص 1371.

[١٨]. کلینی، پیشین، ج 2، ص 32.

[١٩]. فجر: 19

[٢٠]. طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم، پنجم، 1417 ق، ج 20، ص 283.

[٢١]. خمینی، سید روح اللّه موسوی؛ تحریر الوسیلة، مۆسسه مطبوعات دار العلم، قم، اول، بی‌تا، ج 2، ص 221 و 222.

[٢٢]. نساء /29

[٢٣]. مغربی، پیشین، ج 2، ص 18.

[٢٤]. صدوق، من‌لایحضره‌الفقیه، پیشین، ج 4، ص 363.

[٢٥]. خمینی، سید روح اللّه موسوی؛ تحریر الوسیلة، پیشین، ج1، ص 493 – 500.

[٢٦]. صدوق، من‌لایحضره‌الفقیه، پیشین،  ج 4، ص 15.

[٢٧]. شعیری، محمد بن محمد؛ جامع الأخبار، انتشارات حیدریة، نجف اشرف، چ اول، بی تا، ص 284.

[٢٨]. نراقی، علم‌اخلاق‌اسلامی، پیشین، ج 3  ص  225 – 226.

[٢٩]. طوسی، تهذیب‌الأحکام پیشین، ج 7، ص 12.

[٣٠]. مطففین:1 - 3

[٣١]. حاکم نیشابوری، حافظ ابی‌عبدالله محمد بن عبدالله؛ المستدرک علی‌الصححیین، دارالکتاب العربی، بیروت، 1429 ق، ج 2، ص 13.

[٣٢]. تحریر الوسیلة، پیشین،  ج1، ص 493 – 500.

زهرا اجلال

تبیان

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved