چهارشنبه, 02 خرداد 1397 13:44

ایمان در آیات و روایات

 سید محمد جواد حیدریه

  مقدمه  

حمد و ستایش پروردگاری را سزاست كه انسان را آفرید و بابهای سعادت و كمال را به روی او گشود و راه دستیابی به این مهم را ایمان و تسلیم قرار داد. هدف از خلقت انسان، عبادت و پرورش روح بندگی در اوست. و چه چیز جز ایمان با این روح بندگی سازگار و عجین است؟ در آیات و روایات فراوانی به اهمیت ایمان پرداخته شده و هر فرد را به این حقیقت رهنمون می سازد كه كوتاهترین و مطمئن ترین راه برای رسیدن به هدف والای آفرینش و قرب پروردگار ایمان است. ایمان با شناخت و معرفت آغاز می گردد با اقرار و شهادتین معنا می یابد و با عمل با اعضا و اركان بدن محقق می گردد. ایمان مراتب و مراحلی دارد و فرد با قدم نهادن در این مسیر هرگز متوقف نمی گردد، او همواره یا حركتی رو به بالا دارد و یا سیر نزولی پیدا می كند، البته اگر ایمان حقیقی و راستین باشد،نه تنها همواره سیر صعودی دارد، بلكه فرد تمام آنچه برای او ارزشمند و گرانمایه است، در راهش فدا می نماید. چرا كه ایمان با فضیلت ترین فضیلتهاست. یقیناً متاعی چنین با ارزش منشاء بركات و آثار فراوانی برای فرداست كه نه تنها در زندگی دنیوی ظهور وبروز پیدا می كند بلكه در زندگی ابدی نیز همراه با او خواهد بود. برای تحقق حقیقت ایمان، در روایات اموری به پایه و ركن تعبیر شده اند، به این معنا كه وجود چنین مواردی سبب قوام ایمانمی گرددو البته موارد متعددی نیز استحكام بخش و تقویت كننده هستند، حالت عكس این مورد نیز صادق است، به این معنا كه از مواردی در آیات و روایات به عنوان مانع ایمان نام برده شده و مواردی نیز به عنوان عوامل تزلزل و در نهایت نابودی ایمان ذكر شده اند. كوتاه سخن اینكه ، ایمان، حقیقتی دوست داشتنی و در عین حال دست یافتنی است كه همه ی ما با تمام وجود به آن نیاز داریم، تا چون تكیه گاهی مطمئن به آن تكیه زده و عمر كوتاه دنیوی را سپری نمائیم و واین ایمان جز با عمل استوار نمی شود و تضمینی برای بقا و اثر گذاری نخواهد داشت.

حقیقت ایمان  

تسلیم توأم با اطمینان خاطر را ایمان گویند. چرا كه تا زمانیكه عقیده بدون تسلیم باشد، شخص همچنان در كفر به سر می برد ، در نتیجه مؤمن كسی است كه به حق تسلیم باشد و تسلیم قهراً با عمل توأم است و بدون آن مصداق ندارد. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله ) در تعریف ایمان فرموده اند: «ألایمان معرفه بالقلب وقول باللسان وعمل بالاركان»(1)یعنی ایمان شناخت با دل وگفتن با زبان وعمل با اركان بدن است.

شناخت ایمان واقعی از ایمان غیر واقعی  

پیامبراكرم (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: بنده آن گاه نابی وزلالی ایمان را بیابد كه برای خدا دوست ودشمن بدارد، پس هرگاه برای خدا دوست بدارد وبرای خدا دشمنی ورزد، بیگمان سزاوار ولایت خداست.(2)كه ایمان واقعی و كامل زمانی تحقق می یابد كه روح ایمان با تمام ارزشهایش متجلی گردد، در اینصورت هیچ چیز برای او ارزشمند تر از معبودش و تقید به ایمانش نیست.

مراتب ایمان  

ایمان نوعی علاقه شدید الهی و معنوی است، هر چند از استدلالات عقلی سرچشمه گیرد ، همراه با این علاقه، عوامل دیگری نظیر عقیده و استدلال صحیح ، تسلیم و فرمانبرداری ،اطمینان و یقین از روی علم و آگاهی و لطف الهی در شكل گیری ایمان افراد نقش بسزائی دارد در نتیجه با تأثیر این عوامل و شدت و كاهش آنها میزان تجلی ایمان نیز در افراد متفاوت است.«هُوَ الَّذی أَنزَلَ السَکینَةَ فی قُلُوبِ المؤمِنِینَ لِیَزدادُوا إیمَنًا مَعَ إیمَنِهِم وَلله جُنُودُ السَمَوتِ والأرضِ وَکانَ اللهُ علیمًا حَکیمًا .»(3)با دقت در این آیه می توان به این نكته پی برد كه ایمان واقعیتی است كه قابلیت زیادت و نقصان دارد و همین امر سبب می شود كه هر یك از مومنین در درجه و مرتبه ای از ایمان قرار داشته باشند.در نتیجه فرد مومن هرگز نباید در یك مرحله از ایمان متوقف گردد چرا كه دائماً به سوی درجات بالاتر از علم و عمل گام بر می دارد. امام صادق (علیه السلام ) در این زمینه می فرمایند:«ان الایمان عشر درجات بمنزله السلم، یصعد منه مرقاه بعد مرقاه»(4)ایمان همچون نردبان ده درجه دارد كه پله پله از آن بالا می روند.

تفاوت اسلام وایمان  

« قَالتِ الأعرابُ ءَامَنَّا قُل تُؤمِنُوا وَلَکِن قُولُواأسلَمنَا و لَمّا یَدخُلِ الإیمنُ فی قُلُوبِکُم وَ إن تُطیعُوا الله وَرَسُولَهُ لا یَلِتکُم مِن أعمَلِکُم شیئًاإنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیمٌ »(5) برطبق این آیه تفاوت اسلام وایمان درآن است كه اسلام ، شكل ظاهری وقانونی دارد ولی ایمان یك امر واقعی وباطنی است وجایگاه آن قلب آدمی است نه زبان وظاهر او.اسلام آوردن ممكن است انگیزه های مختلفی در بر داشته باشد، حتی انگیزه های مادی ومنافع شخصی ، ولی ایمان حتماً از انگیزه های معنوی و علم وآگاهی سرچشمه می گیرد.(6)در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم:«الاسلام یحقن به الدم وتؤدی به الامانه، وتستحل به الفروج والثواب علی الایمان»(7)یعنی با اسلام خون انسان محفوظ وادای امانت او لازم وازدواج با او حلال می شود ولی ثواب بر ایمان است. اقسام ایمان وَ هُوَ الّذِی أنشَأکُم مِن نَقسٍ وَاحِدَةٍ فَمُستَقَرُ وَ مُستَودعُ قَد فَصَلنَا الایتِ لِقومٍ یفقَهُونَ (8)». در ایـن آیــهانـسانهابـهدو دستـه مستـقـر (بـه معنای ثابـت وپـایدار) ومستودع (بـه معنـای ناپایدار) تقسیم و دسته بندی شده اند، یكی از صحیح ترین وگویاترین مصادیق این دو تعبیر بیان نوع حقیقت ایمان در افراد مختلف است. مولا علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: «فمن الایمان ما یكون ثابتاً مستقراً فی القلوب ومنه ما یكون عواری بین القلوب والصدور.»(9)به این معنا كه ایمان بر دو قسم است، یكی ایمانی كه در دل ها ثابت وبرقرار ودیگری درمیان دلها و سینه ها ناپایدار است، تا سرآمدی كه تعیین شده است.

نشانه های ایمان  

برای ایمان نشانه ها و شاخصه هایی وجود دارد كه در كلام معصومین (علیهم السلام) به آنها اشاره شده است. به عنوان مثال پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: «إن الرجل لایكون مومنا حتی یكون قلبه مع لسانه سواء ویكون لسانه مع قلبه سواء ولایخالف قوله عمله»(10) انسان مؤمن نیست مگر آن كه دلش بازبانش یكی باشد وزبانش با دلش و گفتارش با كردارش ناسازگار نباشد.

فضیلت ایمان  

ارزش وجایگاه ایمان در دیدگاه معصومین (علیهم السلام) به حدی است كه آن را والاترین مقصد برای انسانها دانسته اند.(11) وبه راستی چرا چنین نباشد وایمان مقصد نهائی انسانها نباشد در حالی كه مولای متقیان علی (علیه السلام) در تبیین آن فرموده اند :« إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلی الله سبحانه وتعالی، الایمان به وبرسوله والجهاد فی سبیله، فإنّه ذروه الاسلام وكلمه الاخلاص فإنها الفطره»(12)همانا بهترین چیزی كه انسانها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیك شوند، ایمان به خدا وایمان به پیامبر (صلی الله علیه وآله) وجهاد در راه خداست، كه جهاد قلّه بلند اسلام ویكتا دانستن خدا براساس فطرت انسانی است.

سیمای مؤمن  

برای فردی كه اصطلاحاً مؤمن نامیده می شود، صفات وویژگیهائی وجود دارد. چرا كه پذیرش هر مسلك ، عقیده وتفكری مستلزم پذیرش آداب وسنن آن مرام است. ویژگیهائی كه آن شخص را از سایرین متمایز كرده وزیربنای روحیات شخص می باشد. در حدیثی بسیار تأمل برانگیز از پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) سیمای مؤمن حقیقی را برای ما ترسیم می نماید، حضرت می فرمایند:«ثلاث من كنّ فیه ذاق طعم الایمان: من كان لاشیء أحبّ الیه من الله وروسله ومن كان لإن یعرق بالنّار أحب إلیه من أن یرتدّ عن دین هومن كان یحب لله ویبخض لله.»(13)سه چیز است كه هركس داشته باشد طعم ایمان را چشیده است. كسی كه هیچ چیز را بیشتر از خدا وپیامبر او دوست نداشته باشد. كسی كه اگر او را با آتش بسوزانند برایش بهتر است تا اینكه از دینش دست بشوید وكسی كه به خاطر خدا دوستی ودشمنی ورزد.

اصناف مؤمنان  

با توجه به پذیرش ایمان از سوی شخص با ایمان وافعال وی آثار فراوانی در زندگی دنیوی واخروی او به وجود می آید وبراساس این آثار مؤمنان به 2 گروه تقسیم می گردند؛دو گروهی كه به هر 2 اطلاق مؤمن می گردد اما در حقیقت تفاوتهای چشمگیری با یكدیگر دارند برای روشن شدن بهتر موضوع حدیثی از امام صادق (علیه السلام) را ذكر می كنیم كه حضرت فرمودند: مؤمنان دو دسته اند ، یكی مؤمنی كه به عهد خدا عمل كرده وبه شرط خدا وفا كرده است واین است مورد قول خدا «مِّنَ المُؤمِنینَ رِجالُ صَدَقوا ما عَهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهِم مَن قَضَی نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظرُ وَما بَدَّلُوا تَبدیلا »(14)ایشان همان دسته هستند كه نه هراسهای دنیا ونه هراسهای آخرت به ایشان نمی رسد، وشفاعت می كند ونیازی به شفاعت ندارند ومؤمنان دیگر،چون زراعت تازه روئیده و لطیف هستند، گاهی كج می شوند وگاهی راست و اینها هستند كه دچار هراس آخرت می شوند و از كسانی نیستند كه آنها شفاعت شود وشفاعت از كسی نكنند.(15)مؤمنانی كه چون در دین خود استوار وثابت قدم نبوده اند در دنیا وآخرت دچار هراس ودلهره گشته و مشمول شفاعت نمی شوند. البته در حدیث دیگری قریب به همین مضمون بیان می شود كه دسته دوم نیز عاقبت به خیر می شوند اما در هر صورت به رتبه وجایگاه دسته اول نخواهند رسید.(16)

اركان ایمان  

در بررسی اركان ایمان ابتدا باید دید ركن چه مفهومی دارد«الركن فی اللغه ما یقوی به الشیء والركن من الشیء الجزء الاقوی منه»(17) ركن در لغت، چیزی است كه شی به واسطه او تقویت می شود وركن یك چیز قوی ترین جزء آن چیز است، ویا در جای دیگر درتعریف ركن آمده است:«ركن الشیء جانبه الّذی یسكن الیه ویستعار للقوه واركان العبادات جوانبها الّتی علیها مبناها وبتركها بطلانها(18)» ركن هر چیز، جنبه ای از آن است كه به او تكیه می شود ودر استعاره به آن نیرو وقوت گفته می شود. مولای متقیان علی (علیه السلام) می فرماید«إنّ الایمان علی اربع دعائم؛علی الیقین والصبر والعدل والجهاد»(19) یعنی ایمان بر4 ستون استوار است: صبر، یقین، جهاد وعدالت. در بررسی اركان ایمتن به حدیثی از مولای متقیان علی (علیه السلام)تأسی نمود و بر اساس دسته بندی ایشان به بررسی اركان ایمان می پردازیم.حضرت می فرمایند:«الایمان معرفه بالقلبواقرار باللسان وعمل بالاركان»(20)ایمان برشناخت با قلب، اقرار با زبان وعمل با اعضا وجوارح استوار است.

اركان ایمان در بعد معرفتی  

1- شناخت با عقل  

آنچه در روایات به چشم می خورد این است كه ، زیربنای تمامی معارفی كه سبب ایمان می گردد، عقل وخرد می باشد . چرا كه بدون فهم و درك صحیح و شناخت حقیقی هیچ یك از اعمال دیگر انسان نیز ثمره و فایده ای ندارد. امیر المؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند: آن كه با علم رفتار كند، همچون كسی است كه به راه روشن رود.(21)عامل مهم بی ایمانی جهل است و سرچشمه ی اصلی ایمان، علم و آگاهی است، لذا برای ارشاد و هدایت مردم باید امكانات كافی برای مطالعه و اندیشه در اختیار آنها گذاشته شود تا بتوانند راه حق را پیدا كنند، نه اینكه كوركورانه یا از روی تقلید اسلام را پذیرا شوند، هنگامیكه پذیرش اسلام از روی علم و آگاهی انجام شد، یقینا روح ایمان و تسلیم در فرد پر رنگ تر و با پذیرش بهتر همراه خواهد بود.

2- شناخت با قلب  

در بعضی از موارد برای یافتن حقیقت ایمان نمی توان بر پایه علم و یقین حاصل از دانش تكیه نمود در اینجا یكی دیگر از اركان ایمان در بعد معرفتی برای ما شناخته می شود و آن شناخت با قلب است. البته منظور ما در اینجا از قلب عضو صنوبری جسم مان نیست، منظور قلبی ست كه در مرتبه والاتر از عقل است و آنچه به واسطه آن یافته های علم و آگاهی عقل ارزش می یابد، مگر می شود عقل چیزی را بپذیرد، برای آن ارزش قائل شود در حالیكه اعماق قلب و روح شخص آن را تایید نكرده باشد آنچه به واسطه ی عقل به آن می رسیم ودرك می كنیم علم الیقین ماست وآنچه انسان به واسطه ی قلب به شناخت آن می رسد همان عین الیقین وبالاترین نوع شناخت انسان است.

اركان ایمان در بعد لسانی  

اقرار با زبان  

با دقت در روایات به این نكته پی می بریم كه در این بعد از قضیه موارد متعددی ذكر نشده وتنها به موردی خاص، محدود اما كلیدی اشاره شده است . اهمیت این دسته از اركان به آن حد است كه بدون آن حتی به فرد اطلاق مسلمان هم نمی شود تا چه رسد به مؤمن. ركن ایمان در بعد لسانی و در حیطه ی اقرار همان است كه فرد شهادتین را به زبان آورد و با اقرار به آن وارد دین مبین اسلام گردد وبا تلاش در جهت ایجاد تك تك اركان افعالی ایمان در خود وملكه نمودن آنها ، خود را مؤمن به معنای واقعی نماید.

اركان ایمان در بعد افعالی  

این دسته از اركان ایمان با اینكه از لحاظ رتبه ی دسته بندی در آخرین مرحله قرار دارند، امّا گسترده ترین دسته از اركان ایمان می باشند. و شاید معنا ودلیل آن این باشد كه فرد پس از حصول اطمینان از صحت عقاید وابراز واقرار آن بایستی پای در میدان عمل نهاده و آنچه را تا امروز به صورت تئوری پذیرفته عملاً در زندگی خود وارد نماید، تا میزان پذیرش خود را محك زده و عیار ایمان خویش را بسنجد.برخی از مواردی كه در اكثر احادیث به عنوان ركن ایمان ذكرشده بود را بر می شمریم: 1- حسن خلق: ابتدایی ترین ركن ایمان برای هر فرد ایجاد خلق خوش و نیكوست، پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) در پاسخ مردی كه پرسید : دوست دارم ایمانم كامل شود؛ فرمودند: اخلاقت را خوب كن، ایمانت كامل می شود.(22) همچنین پیامبر اكرم(صلی الله علیه واله) می فرمایند: «اكثر ما یدخل الناس الجنه تقوی الله وحسن الخلق »(23) بیشترین چیزی كه مردم را وارد بهشت می كند تقوی وحسن خلق است. البته اهمیت این موضوع به حدی است كه پیامبر (صلی الله علیه وآله) هدف از بعثت خود را تكمیل فضائل اخلاقی ذكر نموده اند. (24) 2- عزت نفس: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند:«حسن العفاف والرضا بالكفاف من دعائم الایمان»(25) عزت نفس وخویشتندارای وخرسند بودن به قدر كفاف از پایه های ایمان است.آری شخصی كه خود را به زینت ایمان آراسته نمود وروح خویش را به نور آن متعالی كرد هرگز آن را با ذلت درخواست از دیگران و یا چشم داشتن به لطف دیگران از بین نخواهد برد چرا كه معبودی كه قدرت همه امور به دست اوست را می پرستد وپروردگار عالمیان عزت نفس را تحسین وتمجید نموده است.(26) البته همه ی انسانها دارای عزت نفس هستند وبرای خود ارزش قائلند، هستند اما فرد با ایمان به دلیل وجود ایمان در دلش عزتی دارد كه در واقع عزت خداست و باید از آن صیانت وحفاظت كند. چرا كه اگرعزت فرد مؤمن خدشه دار شود در واقع عزت ایمان او خدشه دار شده است وپروردگار مهربان ذلت ایمان را بر نمی تابد تا آنجا كه ذلت فردی را هم كه خود را به زینت ایمان آراسته برنمی تابد. 3- راستگوئی وصداقت:یكی دیگر از مواردی كه با عنوان اركان ایمان از آن یاد شده است راستگوئی وصداقت است واهمیت این موضوع تا به آنجاست كه مولای متقیان علی (علیه السلام) می فرمایند:«رأس الایمان، الصّدق»(27) راستی در رأس ایمان است. 4- صبر وگذشت:صبر یكی دیگر از اركان ایمان است وامیر المؤمنین در خصوص آن فرموده اند «إلزموا الصّبر فإنّه دعامه الایمان وملاك الامور.»(28)پیرو صبر باشید كه آن ستون ایمان وقوام كارهاست.البته ذكر موردی چون صبر مفهوم دیگری چون گذشت و را نیز در بر دارد كه این مورد نیز به كرات در كلام معصومین( علیهم السلام) به عنوان یكی اركان ایمان ذكر شده است. به عنوان مثال پیامبر رحمت محمد مصطفی ( صلی الله علیه و آله) می فرمایند: بهترین خصال ایمان، صبر و گذشت است.(29) 5-اقامه ی نماز و پرداخت زكات:در آیات ابتدائی سوره مؤمنون آنجا كه به ذكر صفات وویژگیهای افراد مؤمن می پردازد، موضوع نماز مؤمن رادوبار وبه دو صورت بیان می دارد در ابتدای سوره اولین صفت مؤمن را خشوع در نماز عنوان می فرماید:«الَّذینَهُم فی صَلاتِهِم خَاشِعونَ »(30)ودر پایان ذكر صفات مؤمنان، محافظت ومداومت در نماز را یكی از شاخصه های رفتاری ایشان بر می شمرد. « وَالَّذینَ هُم عَلَی صَلَواتِهِم یُحافِظُونَ»(31)آری یكی از بارزترین ویژ گی های مؤمنان در این سوره به پاداشتن نماز است،چرا كه صفات مؤمن با نماز آغاز می گردد وبه نماز ختم می شود وبه راستی چرا؟ زیرا بیمه كننده انسان در برابر گناهان(32) وزمینه ی مطمئنی برای ایجاد همه ی خوبیها ونیكیها است. وبسیار هم دیده شده كه همراه با ذكر نماز، زكات نیز ذكر گردیده واین نشان دهنده ی رابطه دو سویه این دو با هم می باشد چرا كه نماز بیانگر رابطه خلق با خالق است وپرداخت زكات وسایرحقوق شرعی رابطه خلق با یكدیگر باشد واز این رو در ذكر صفات بارز و ویژگی های اخلاقی مؤمن ، پرداخت زكات نیز آمده است.«وَالَّذینَ هُم لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ »(33). 6-روزه داری:روزه نیز در كلام پیامبر (صلی الله علیه وآله) ذكر گردیده وآثار آن بركسی پوشیده نیست. خدای تعالی مؤمنان را مورد خطاب قرار داده وآنان را به روزه داری امر می كند « یأیُّها الّذِینَ ءَامَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِیامً کَما کُتِبَ عَلَی الّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ »(34)چرا كه روزه ، عامل موثری است برای پرورش روح تقوا وپرهیزگاری در تمامی زمینه ها وتقوا نیز خود برخاسته از ایمان است. 7-وفای به عهد و امانتداری:به فرموده ی امام صادق (علیه السلام) خداوند عزوجل ایمان را برهفت پایه استوار نمود كه یكی از آنها وفای به عهد وپیمان است.(35) پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) نیز می فرمایند: خوش پیمانی از ایمان است. (36)همچنین علاوه بر وفای به عهد ادای امانت نیز ذكر شده كه البته به معنی وسیع كلمه است چرا كه در مفهوم وسیع امانت، امانتهای خدا وپیامبران الهی و همچنین امانتهای مردم جمع است. 8-كظم غیظ:فرو بردن خشم وكظم غیض نیز از مواردی است كه در روایات از آن به كامل كننده ی ایمان تعبیر شده استپیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) در این زمینه می فرمایند«من كظم غیظاً وهو یقدر علی امضائه اعقبه الله امنا وایماناً یجد طعمه »(37)آن كس كه خشم خود را فرو ببرد، با اینكه قدرت بر اعمال آن دارد، خداوند دل او را از آرامش و ایمانی پر می كند. كه طعم آن را می چشد. این حدیث بیانگر آن نكته است كه فرو بردن خشم اثر فوق العاده ای در تكامل معنوی انسان وتقویت روح ایمان دارد. 9-مدارا با مردم :یكی دیگر از مواردی كه از آن به عنوان ركن ایمان یاد شده است، سازش ومدارا با مردم می باشد. به فرموده ی امام رضا (علیه السلام) مؤمن، مؤمن حقیقی نمی باشد، مگر اینكه 3 خصلت در او وجود داشته باشد: سیره وسنتی از پروردگارش، سیره ای از پیامبرش وسیره ای از امام و رهبرش. اما سیره پروردگارش طبق فرمایش قرآن « عَالِمُ الغَیبِ فَلا یُظهِرُ عَلَی غَیبِهِ أحَدًا.إِلَّا مَنِ ارتَضَی مِن رَسولِ فَإنَّهُ یَسلُکُ مِن بینِ یَدَیهِ وَمِن خَلفِهِ رَصَدًا»(38)پرده پوشی است وسنت پیامبرش طبق فرمایش پروردگار « خُذِ العَفوَ وَأمُر بِا لعُرفِ وَ أَعرِض عَنِ الجاهِلِینَ »(39)مدارا با مردم است وسنت امام طبق فرمایش قرآن « لَّیسَ البِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهُکُم قِبلَ المشرِقِ وَ المَغربِ وَلَکِنَّ البِرَّ مَن ءَامَنَ باللهِ وَالیَومِ الاخرِ وَالمَلَائکَةِ وَالیَتَمَی وَالمَسَاکینَ وَابنَ السَبیلِ وَالسَائلینَ وَفی الرِقابِ وَأَقَامَ الصَلَاة وَءَاتَی الزَّکَوةَ وَالمُوفُونَ بِعَهدِهِم إذا عَهَدُوا وَ الصَابِرینَ فی البَأسَآءِ وَالضَّرَّاءّ وَحینَ البَأسِ أُو لئکُ الَّذینَ صَدَقُوا وُ أولئِکَ هُم المُتَّقُونَ »(40)صبر در سختی وتنگنا ها می باشد.(41) 10- توكل:حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: «الایمان علی اربعه اركان، التوكل علی الله و التفویض الی الله و التسلیم لامر الله والرضا بقضاءالله»(42) ایمان بر 4 ركن استوار است: 1- توكل بر خدا 2- تفویض امور به خدا 3- تسلیم شدن به امر خدا 4- رضا به قضای الهی. منظور از توكل بر خدا، این است كه انسان كار خود را به او واگذارد و حل مشكلات خود را از او بخواهد، خدایی كه از تمام نیازهای او آگاه است و قدرت بر حل هر مشكلی دارد. 11-تفویض:تفویض امر به خدا به معنای واگذار نمودن كارخویش به او است، نه اینكه شخص دست از تلاش بكشد بلكه، نهایت كوشش وتلاش خود را بكند وهنگامی كه در برابر موانع سخت قرار گرفت وحشت نكند ودلسرد نگردد بلكه كار خود را به خدا واگذارد وبا عزمی راسخ به تلاش وجهاد ادامه دهد. تفویض گرچه از نظر مفهوم با توكل شباهت زیادی دارد، ولی مرحله ای بالاتر از توكل است. 12- تسلیم:اصولاً روح ایمان همان تسلیم است. البته بدون شك، استقلال فكری و روحی انسان اجازه نمی دهد كه بی قید وشرط تسلیم كسی شود، اما هنگامی كه مسأله به امر خداوند حكیم وپیامبر خدا می رسد تسلیم مطلق نبودن دلیل برگمراهی است چرا كه فرمان ایشان كمترین خطا واشتباهی ندارد. 13- رضایت وخوشنودی از قضای الهی: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند:« من افضل الایمان، الرّضا بما یأتی به القدر»(43) خرسندی به آنچه مقدر شده، از برترین (درجات) ایمان است. ب)عوامل تقویت ایمان 1- آموختن مسائل شرعیه :آشنائی بیشتر وكامل تر از شرع مقدس سبب می گردد انسان خواسته یا ناخواسته حدود را زیر پا نگذارد واز موارد تجاوز نكند وهمین مقید بودن به حدود شرعی سبب می گردد روح ایمان وتسلیم در برابر خالق در شخص تقویت وتثبیت گردد. 2- زدودن شك وتردید:داشتن یقین سبب تقویت ایمان می گردد واهمیت این موضوع به قدری است كه حتی عدم یقین را عدم ایمان دانسته اند .(44) چرا كه یقین یكی از اركان ایمان شمرده است. البته یقین نیز مانند ایمان دارای مراتبی است وبسته به اینكه شخص چه مرتبه ای از یقین را دارا باشد ایمان او محك می خورد پس نه تنها یقین ركن ایمان است، بلكه یكی از مؤثرترین عوامل تقویت آن نیز می باشد. 3- خوف ورجاء: یكی دیگر از مواردی كه می توان از آن یاد كرد داشتن حالت خوف ورجاء می باشد. به این معنا كه فرد همواره در حالتی بین امید وترس قرار داشته باشد. این ویژگی سبب می گردد، فرد مؤمن همواره در جهت تقویت ایمان خود بكوشد واین تلاش او در جهت تقویت ایمان او را مغرور نسازد چرا كه می داند پروردگار مهربانش بسیار بزرگتر از آن است كه بتوان حق بندگی او را به جای آورد ولی در عین حال هرگز هم ناامید نمی شود چرا كه لطف ورحمت پروردگار خویش را با تمام وجود حس نموده وباور نمی كند این معبود مهربان تلاش اندك او را نا دیده انگاشته ومأجور ندارد. پس در نهایت ، این حالت خوف ورجاء ، قوه ی محركه او می گردد، برای تجدید لحظه به لحظه ایمان. 4- تقوا:تقوی، همان احساس مسئولیت و تعهدی است كه به دنبال رسوخ ایمان در قلب، بر وجود انسان حاكم می شود و او را از گناه و فجور باز می دارد، به نیكی و پاكی و عدالت دعوت كرده، اعمال آدمی را خالص و فكر و نیت او را از آلودگیها پاك می كند و این بر خاسته از ریشه ی لغوی این كلمه نیز هست كه تقوی از ( وقایه) مشتق شده است «وقایه» به معنای كوشش در حفظ و نگهداری چیزی است.(45) 5- اخلاص: اخلاص، آن است كه محرك انسان از هر گونه شابئه ی غیر الهی پاك باشد، به بیان بهتر انسان « توحید نیت» داشته باشد. 6- صبر و شكیبایی: صبر بر خلاف آنچه اكثر مردم تصور می كنند، هرگز به معنی تحمل بدبختیها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر عوامل شكست نیست، بلكه صبر و شكیبایی به معنای پایداری و استقامت در برابر هرمشكل و هر حادثه است. كمتر موضوعی را در قرآن و یا روایات می توان یافت كه مانند صبر تكرار و مورد تاكید قرار گرفته باشد. شاید مهمترین دلیل این موضوع این است كه، صبر و استقامت، ویژگی خاصی دارد كه فضائل دیگر بدون آن ارج و بهایی نخواهد داشت به این معنا كه پشتوانه همه فضائل اخلاقی از جمله ایمان، صبر است. 7-حیا: حیا نیز یكی از مواردی است كه هم به عنوان ركن وپایه ایمان وهم به عنوان عامل تقویت ایمان از او یاد شده است.از پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) روایت شده كه فرمودند: حیاء وایمان به هم نزدیكند، وقتی یكی از این دو رفت دیگری هم می رود.(46)آری به قدری رابطه این دو با یكدیگر تنگاتنگ است كه ایمان ، بدون حیا حقیقت واقعی خویش را هرگز نمی یابد. 8- تسلیم محض:تسلیم شدن در برابر خداوند وپیامبر (صلی الله علیه وآله) ومعصومین (علیهم السلام) نیز یكی از مواردی است كه همچون حیا، هم از اركان ایمان وهم تقویت كننده ایمان است. 9- اشك ریختن در غم ابا عبدالله (علیه السلام): از مواردی كه تاثیر شگرفی در تقویت ایمان وترقی در مراتب ایمان دارد، اشك ریختن وسوگواری وحتی حضور در مجالس عزاداری سرور وسالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می باشد. 10- به دنیا آمدن در شب ولادت معصوم (علیه السلام): از مواردی كه سبب ایجاد وتقویت ایمان در فرد می گردد این است كه ولادت فرد با هنگامتولد یكی از معصومین (علیهم السلام) مقارن گردد. امام صادق (علیه السلام)در این زمینه می فرمایند:«إن ّ فی اللیله التی یولد فیها الامام لا یولد مولود إلا كان مؤمناً وإن ولد فی ارض الشرك نقله الله الی ایمان ببركه امام (علیه السلام)»(47) در شبی كه امام (علیه السلام) متولد می شود، هر مولودی كه به دنیا بیایید مومن می شود. اگر چه در زمین شرك به دنیا بیایید، خداوند به بركت امام (علیه السلام) او را منتقل به ایمان خواهد كرد.

موانع ایمان  

بحث در خصوص موانع ایمان از دو دیدگاه مورد بررسی قرار می گیرد:الف)خروج از ایمان ب) عوامل تزلزل ایمان.

الف)خروج از ایمان  

حضرت امام صادق (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند:« .... وقد یخرج من الایمان بخمس جهات من الفعل كلها متشابهات معروفات: الكفر و الشرك و الضلال و الفسق و ركوب الكبائر.»(48)بی گمان بنده به سبب یكی از 5 كار كه، همگی مانند هم وشناخته شده هستند، از ایمان خارج می شود: كفر، شرك، گمراهی، فسق وارتكاب كبائر.

1- كفر  

كفر، با هر كوتاهی در اجرای امر پروردگار محقق می گردد، ولو به علت سهل انگاری باشد، تا چه رسد به نافرمانی از روی تعمد. وبا این مسأله فرد از حیطه ی ایمان وعبودیت خارج می گردد.مراحل كفر عبارتند از:1- اعراض 2- تكذیب 3- استهزاء

2- شرك  

مورد بعدی كه به عنوان مانع ایمان ذكر گردید، شرك، است. شرك، تدین وتعبد به هر خلاف ونافرمانی خداست، كسی كه معصیت خدا نماید، خرد باشد یا كلان ، مشرك است.(49) انواع شرك شرك دارای اقسام مختلفی است مانند شرك در خلقت، شرك در تدبیر عالم وشرك در عبادت .كسی كه دارای شرك جلی یا آشكار است یا در خلقت یا در تدبیر عالم ویا در عبادت كسی را شریك خداوند یكتا قرار می دهد واین بارزترین نوع شرك است. شرك خفی، آن است كه غیر خدا را نیز در كارها مراعات كند، مثلاً بگوید: اگر فلان نبود، هلاك می شدم.(50) سرچشمه ی شرك، عدم معرفت صحیح درباره ی خداوند است.

3- ضلالت یا گمراهی  

مرحله ی بعدی كه به عنوان مانع برای ایمان ذكر گردید، ضلال یا همان گمراهی است. معنای ضلال ، نادان بودن به امر واجب است، به این معنا كه یكی از طاعتهای خدا را ترك كند كه بنده جز به انجام آن شایسته ی ایمان نیست. به این معنا كه بعد از اینكه برای آن واجب اقامه دلیل گردید، آن را ترك كند. واین ترك از راه انكار یا جحود یا تمرد نباشد، بلكه به دلیل سستی ، اغفال واشتغال به كار دیگری باشد. قرآن ضلالت الهی را مخصوص كسانی می شمرد كه دارای این اوصافند:كفر،ظلم،فسق،دروغ،اسراف وكفران.

4- فسق  

فسق به معنای خروج از حق است.(51) كافر، فاسق است چرا كه از شرع خارج شده وگناهكار فاسق است كه به نسبت گناه از شرع وحق كنار رفته است.فسق، معنای وسیعی دارد و هر گونه نافرمانی و خروج از راه و رسم بندگی خدا حتی كفر را شامل می شود.

5- ارتكاب كبائر  

كه گناهان دو دسته اند ، دسته ای كه قرآن نام آنها را كبیره ودسته ای دیگر كه نام آنها را سیئه گذاشته است. هر گناهی كه یكی از شرائط زیر را داشته باشد، كبیره محسوب می شود: الف) گناهانی كه خداوند وعده ی عذاب درباره ی آن داده است. ب) گناهانی كه در نظر اهل شرع ولسان روایات با عظمت یاد شده است. ج)گناهانی كه در منابع شرعی بزرگتر از گناهی شمرده شده كه جزء كبائر است. د) گناهانی كه در روایات معتبر تصریح به كبیره بودن آن شده است.(52)

ب)عوامل تزلزل ایمان  

عوامل تزلزل ایمان ، متعدد هستند كه از جمله ی آنها عدم آگاهی از دلایل محكم است. همچنین می توان به هواپرستی ها وضعف نفس اشاره كرد، آلودگی به گناهان نیز می تواند دیر یا زود انسان را از حیطه ی عبودیت خارج كند. آری هر یك از این ها اموری هستند كه ممكن است در پایان عمر انسان، ایمان انسان را متزلزل كند وسرانجام آدمی بی ایمان از دنیا برود.

1-عدم معرفت نسبت به حقیقت ایمان  

آنچه روشن وواضح است این كه ، هر عقیده وروشی كه بدون پشتوانه ی علمی وبدون همراهی استدلالات قانع كننده باشد، هرگز در اعماق وجود انسان تأثیر گذار نخواهد بود، وچنانچه فرد مدت زمانی را هم به اقتضائات مختلف به آن پایبندی نشان دهد، بلاخره دیر یا زود ، خود را از قید وبند آن رها خواهد كرد. چرا كه بی شك ، تكلیف ومسئولیت بدون شناخت وآگاهی ممكن نیست .

2- هوی پرستی  

بی شك در وجود انسان، غرائز وامیال گوناگونی است كه همه ی آنها برای ادامه حیات او ضرورت دارد، مانند: خشم وغضب ، علاقه به خویشتن، علاقه به مال وزندگی مادی وامثال اینها، بدون تردید دستگاه آفرینش همه ی اینها را برای همان هدف تكاملی آفریده است. اما مهم این است كه اینها گاه از حدود تجاوز نموده وپا را از گلیمشان فراتر می نهند ودیگر یك ابزار مطیع در دست عقل نیستند بلكه بنای طغیان ویاغی گری می گذارند، عقل را زندانی كرده وبروجود انسان حاكم شده، زمام اختیار او را در دست می گیرند واین همان چیزی است كه از آن تعبیر به هوی پرستی می شود.این حالت از انواع بت پرستی ها هم خطرناكتر است بلكه بت پرستی نیز از آن ریشه می گیرد.

آثار هوی پرستی  

الف) غفلت هوی پرستی سرچشمه ی غفلت وبی خبری است. چرا كه یكی از ابتدائی ترین آثار هوی پرستی غافل شدن از معبود است. ب) گمراهی گمراهی نیز یكی از بزرگترین آثار هواپرستی است، شاید درست تر باشد بگوئیم هوا پرستی بدترین گمراهی هاست. ج)تقابل با حق طلبی هوا پرستی نقطه مقابل حق طلبی است، چرا كه در بسیاری از موارد، خواسته ها وتمایلات فردی با دستورات شرعی ویا حتی مصالح اجتماعی سازگار نیست، اما فردی كه به روحیه ی خود بینی وخود محوری خو كرده است همواره با حق به مقابله پرداخته وآن را رد ونفی می كند مبادا تمایلات او زیر سؤال رود. د) تقابل با عدالت هواپرستی مانع عدالت ودادگری است. ه) فساد آخرین ومهمترین اثر هوی پرستی ، رواج فساد است، چرا كه اگر نظام آسمان وزمین بر محور هوی وهوس مردم بگردد، فساد سرتاسر پهنه ی هستی را فرا خواهد گرفت.

3-همنشینی با بدان ومنافقان(معاشرت با بدان)  

یكی دیگر از عواملی كه سبب تزلزل ایمان است، همنشینی ومصاحبت با افراد گمراه است. بدون شك عوامل سازنده ی شخصیت انسان، امور مختلفی هستند كه پس از اراده وخواست وتصمیم انسان، همنشین ودوست ومعاشر از اهم آنهاست. وانسان خواه ناخواه تحت تأثیر آن قرار دارد چرا كه بخش مهمی از افكار وصفات اخلاقی خود را از طریق دوستانش می گیرد.

4-آلودگی به گناهان  

الف)دروغ یكی از مواردی كه از آفات ایمان است وجزء گناهان كبیره شمرده شده است وتداوم برآن سبب كمرنگ شدن روح ایمان در فرد می گردد، صفت دروغگوئی است. امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «جانبوا الكذب فأنّه مجانب للایمان ، الصادق علی شفا منجاه وكرامه والكاذب علی شرف مهواه ومهانه »(53) از دروغ بركنار باشید كه با ایمان فاصله دارد، راستگو در راه نجات وبزرگواری است. اما دروغگو برلب پرتگاه هلاكت وخواری است.در روایات دروغ به عنوان كلید گناهان شمرده شده است . در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم «إن الله عزّوجل جعل للشر اقفالها وجعل مفاتیح تلك الاقفال الشراب والكذب شر من الشراب»(54)خداوند متعال برای شرّ وبدی، قفلهایی قرار داده وكلید آن قفلها شراب است، سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است.دروغ سرچشمه ومنشأ پیدایش نفاق ودورویی استمهم ترین سرمایه ی یك جامعه اعتماد متقابل واطمینان عمومی است. مهم ترین چیزی كه این سرمایه را به نابودی می كشاند، دروغ، خیانت وتقلب است. ویكی از دلایل عمده اهمیت راستگویی همین موضوع است. ب)حسد یكی دیگر از گناهانی كه آفت ایمان شمرده شده است،حسد می باشد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید:«لاتحاسدوا فإنّ الحسد یأكل الایمان كما تأكل النّار الحطب ولا تبا غضوا فإنّها الحالقه»(55) حسد،همیشه در مورد نعمت پیدا می شود، هنگامی كه نعمتی به بنده ای عطا می شود، كسی كه ناظر برتنعم اوست، یكی از دو حالت را پیدا می كند. 1- اینكه از وجود آن نعمت ناراحت می شود وزوال آن را آرزو می كند كه این حالت حسد نامیده می شود. 2- اینكه از وجود نعمت ناراحت نمی شود وزوال آن را نیز آرزو نمی كند ولی مایل است كه او هم از چنین نعمتی برخوردار شود، این حالت غبطه نامیده می شود، این حالت برعكس حسد، از صفات پسندیده وموجب رشد وحركت انسان است.(56) ج)غیبت غیبت ، یكی از گناهان بزرگی است كه انجام آن سبب تزلزل ایمان می گردد.غیبت آن است كه در غیاب كسی سخنی گفته شود كه عیبی از عیوب او را فاش كند، خواه این عیب جسمانی باشد یا اخلاقی ، در اعمال او باشد یا در سخنش ویا حتی اموری كه مربوط به اوست مانند لباس، خانه، همسر، فرزندان وغیره. 1- یكی از فلسفه های تحریم غیبت حفظ سرمایه بزرگ انسان كه همان حیثیت، آبرو وشخصیت اوست می باشد. 2- دیگر دلیل این است كه غیبت ، ایجاد بدبینی می كند، در نتیجه پیوندهای اجتماعی سست می گردد وسرمایه ی اعتماد از بین می رود. 3- غیبت بذر كینه وعداوت را در دلها می پاشد وگاه سرچشمه نزاع های خونین وقتل وكشتار می گردد. گناهان وموارد متعدد دیگری نیز در كلام معصومین (علیهم اسلام) وآیات شریف قرآن به عنوان آفت ایمان شمرده شده است، از جمله،دوروئی،(57)مكر،(58)كینه،(59)سوءظن(60)،بداخلاقی(61)،بخل(62)،ستیزه جوئی،(63)ستم(64) وموارد متعدد دیگر.

آثار ایمان  

از آنجا كه طبق قانون طبیعت هر عمل یا هر عقیده ای دارای آثار و تبعات متعدد است،یقیناً ایمان نیز كه هم جنبه ی عقیدتی و هم جنبه ی افعالی دارد، دارای آثار متعددی است.

آثار دنیوی ایمان  

وجود نیرویی چون ایمان در كنترل افعال واقوال فرد تاثیر بسزائی دارد كه در برخی موارد به صورت یك عامل محرك برای فرد است وگاه به صورت عاملی باز دارنده. از انجا كه انسان موجودی اجتماعی وجمع گرا است ونمی توان یك انسان منفعل ،تنها وگوشه گیر را انسانی موفق ونرمال شمرد، این نكته سبب می گردد آثار زندگی انسان در اكثر موارد از لحاظ تاثیری كه در زندگی فردی وی دارد وهمچنین تأثیراتی كه در زندگی اجتماعی او دارد مورد بررسی قرار گیرد، از این رو ما در بحث ایمان نیز كه طبعاً منشا آثار فراوانی در زندگی هر فرد است این آثار را از دو بعد فردی واجتماعی بررسی می كنیم.

آثار فردی ودنیوی ایمان  

1- پاكی از كفر وشرك یكی از اولین ومهمترین آثارایمان در زندگی فردی، پاكی او از كفر وشرك است.از دیگر آثاری كه برای ایمان ذكر شده،ایجاد حالت آرامش وسكینه در فرد است. به این معنا كه فرد همواره در آرامش روحی وروانی به سر می برد.یكی از ابتدائی ترین پیامدهای ایمان در زندگی فرد، ایجاد خلق وخوی نیكو است. هنگامی كه با یك فرد مؤمن نشست وبرخاست می كنیم. نورانیتی در او وجود دارد كه اثرات این نور را در تمام وجودش احساس می كنیم .ایمان نور است و اگر ایمان در جان شخصی رسوخ یافت این نور تمام وجودش را فرا می گیرد. حتی اعمال، رفتار وگفتارش نیز نورانی ودرخشنده می گردد.كسانی كه ایمان آورند وعمل صالح انجام دهند، خداوند رحمان برای ایشان محبتی در دلهای دیگران ایجاد می نماید. به راستی یكی از مهم ترین آثار ایمان محبوبیت است. 6- كرامت از جمله آثار مترتب بر ایمان، كرامت شخص با ایمان است. او به امر پروردگارش ، هواهای نفسانی را مهار كرده و همواره خود را از لذتها ومطالع دنیوی (ظاهراً) محروم نموده است. در ازای این خویشتنداری خداوند جلّ و اعلا برای مؤمن مقام ومنزلتی والا در نظر گرفته كه این عزت وكرامت هم در پیشگاه خداوند است وهم در میان خلائق.سعادت گم شده ی همه ی انسانهاست وهر كس آن را در چیزی می جوید ودر جائی می طلبد وبه طور خلاصه عبارت است از فراهم بودن اسباب تكامل برای یك فرد یا یك جامعه.پروردگار مهربان آثار دنیوی فراوانی در ازای ایمان قرار داده تا دلهای افراد را نسبت به ایمان وتسلیم در برابر حق متمایل سازد. حضرت علی بن حسین زین العابدین (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: یعنی مومن كسی است كه دعای او بدون یكی ازاین سه اثر نیست، یا برایش ذخیره گردد یا در دنیا برآورده شود یا بلائی را از او بگرداند كه می خواست به او برسد(65). شخص با ایمان علاوه بر آثار وبركات ذكر شده كه به واسطه ایمان برای او محقق می گردد، گاه دچار بلاها ومشكلاتی نیز می گردد. البته این نه به عنوان یك نقیصه بلكه به عنوان عاملی برای پیشرفت وترفیع در جه ایمان او می باشد. دلایل ابتلای مؤمن الف) امتحان وآزمایش آزمایش الهی: پرورش وتربیت است . این یك قانون كلی وسنت دائمی است كه برای شكوفا كردن استعدادهای نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) ودر نتیجه پرورش دادن بندگان. همچنین پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) می فرمایند: هیچ رنج ،درد وغمی به مؤمن نمی رسد جز اینكه خداوند به (واسطه) آن گناهانش را جبران كند. ج) ترفیع درجه واجر معنوی اجر معنوی و آثار تكاملی این سختیها به قدری است كه امام صادق(علیه السلام) در این زمینه می فرمایند: اگر مؤمن می دانست كه صبر در برابر مصائب چه اندازه پاداش دارد، آرزو می كرد كه بدنش با مقراض پاره پاره گردد.(66)

آثار اجتماعی ودنیوی ایمان  

1- حسن خلق همان گونه كه در بیان آثار فردی ایمان، خوش خلقی یكی از ابتدائی ترین آثار ایمان ذكر شد، خواه ناخواه این حسن خلق فردی در جامعه نیز جاری وساری می گردد وباعث ایجاد روابط صحیح اجتماعی می گردد. 2- ایثار یكی از مواردی كه به وفور در جوامع اسلامی ودر بین افراد با ایمان به چشم می خورد، ایثار واز خودگذشتگی است. در جامعه ای كه تمام افراد آن با هم احساس قرابت ونزدیكی می كنند، هیچ كس از نادیده گرفتن خود برای خیر رساندن به دیگران ، امتناع نمی ورزد. از این رو در این جوامع فرهنگهایی چون فرهنگ شهادت، نوع دوستی ، كمك رسانی به دیگران زیاد به چشم می خورد. 3- صلابت از ویژگیهای فردی كه نور ایمان در وجودش تجلی یافته است، صلابت می باشد، از آنجا كه حقیقت ایمان در او كامل گردیده و شیرینی آن را چشیده به راحتی از سخن ورای وعقیده خود دست بر نمی دارد، حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: « ان المومن اعزمن الجبل، الجبل یستفل بالمعاول، و المومن لا یستفل دینه بشیء»(67) یعنی مومن از كوه سخت تر است زیرا كوه با ضربات تیشه شكاف بر می دارد اما دین مومن با هیچ چیز شكاف نمی خورد. 4- ارتباط روحی مومنان با یكدیگر ویژگی منحصر به فردی كه در مومنان وجود دارد، ارتباط روحی و معنوی آنها با یكدیگر است به این معنا كه اگر چه ممكن است به نظر برسد آنها بعد مكانی دارند، اما در حقیقت قرب حقیقی دارند. 5- دفع بلایا یكی از محسوس ترین و بزرگترین آثار اجتماعی ایمان، دفع بلایا از جامعه به واسطه ایمان است. چرا كه در روایات متعدد ا زمعصومین (علیهم السلام) ذكر شده كه خداوند جامعه ای را كه در آن افراد با ایمان حضور داشته باشند عذاب نمی كند. به عبارت دیگر خداوند شهری را به واسطه یك مومن از فنا نگه می دارد.(68) 6-آرامش و امنیت نتیجه غایی و نهایی ایمان در جامعه، ایجاد آرامش و امنیت است و مگر می شود در چنین جامعه ای آرامش نباشد، در جامعه ای كه همه افراد آن با یكدیگر روابط صحیح، سالم و عاری از گناه و ظلم دارند.امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: برای هر چیز، چیزی است كه با او آرامش می یابد ومؤمن به برادر مؤمنش آرامش می یابد همانطور كه پرنده به همنوع خود آرامش می یابد.(69)

آثار اخروی ایمان  

1- مرگ راحت مؤمن به دلیل ایمانش وقتی در سرازیری مرگ قرار می گیرد ، نسبت به سایر افراد درد و زحمت كمتری خواهد داشت. 2- رد شدن از صراط به راحتی وقتی ملائكه می ببیند كه مومنین می خواهند از صراط رد شوند می گویند: خدایا تو آنان را بیامرز واز افتادن نگاهشان دار. هر كس از صراط به سلامت گذشت وپایش به بهشت رسید از صمیم قلب خدای را شكر می كنند 3- نعمتهای بهشتی از دیگر آثار ایمان ، تنعم وبهره مندی فرد با ایمان از نعمتهای بهشتی است، آنجاست كه نتیجه ی آن همه خویشتن داری واطاعت از اوامر ونواهی را خواهد دید، هنگامی كه بهشتی كه خداوند برای بندگان صالحش آراسته را می بیند. 4- سلام خداوند برمؤمن روایت شده كه درهای قصر مؤمن در بهشت هزار عدد است، هنگامی كه مؤمن در آن جایگزین شد، هزار ملك اجازه گیرند كه از طرف رب العالمین بر مؤمن وارد شوند وبه او تهنیت ومنزل مباركی گویند آن گاه با تشریفات خاصی از هر در ملكی وارد می شود ودرود خداوند را به مؤمن ابلاغ می نماید:(70) 5- قرب پروردگار از رشته های نعمت معنوی و روحانی در بهشت، دعوت گیری انبیاء بزرگ از مؤمنین است. ملائكه از طرف پیامبران می آیند واز مؤمنین دعوت می گیرند. شنبه مهمان آدم ابوالبشر ، یكشنبه مهمان نوح علیه السلام. دوشنبه میهمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) سه شنبه حضرت موسی (علیه السلام) چهارشنبه عیسی مسیح (علیه السلام) وپنج شنبه میهمان خاتم الانبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) هستند وروز جمعه روز زیارت الله است، روز مقام قرب واذن در حضور رب است. 6- فلاح ورستگاری طبق آیات ابتدائی سوره مومنون رستگاری تنها نصیب مومنان می گردد. افلح از ماده فلح وفلاح در اصل به معنی شكافتن وبریدن است. سپس به هر نوع پیروزی ورسیدن به مقصد وخوشبختی اطلاق می گردد. درحقیقت افراد رستگار وخوشبخت موانع را از سر راه برداشته وراه خود را به سوی مقصد می شكافند وپیش می روند.

بررسی رابطه ایمان و عمل صالح در آیات و روایات  

هرگاه نامی از ایمان بـرده می شود در پـی آن از عمل صالح سخن بـه میان می آید، به عنوان مثال در اكثـر آیـات كه خطـاب آن بـه افـراد بـا ایـمان است و یـا نـامـی از ایمان بـرده شده است در خصوص عمل صالح هم صحبت می شود. این بیانگر آن نكته است كه ایمان و عمل صالح در آیین ما دو مقوله جدایی ناپذیر هستند. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:« ما من شیء احب الی الله من الایمان و العمل الصالح و ترك ما امر ان یترك»(71): چیزی محبوب تراز ایمان و عمل صالح و ترك كردن آنچه امر به ترك آن نشده نزد خداوند نیست.

رابطه دو سویه ایمان وعمل صالح  

اگر انگیزه ایمان در كار نباشد غالباً عمل آلوده می شود واگر آلوده نشود بسیار استثنائی است. اما اگر ریشه های درخت عمل صالح از آب توحید وایمان به الله سیراب گردد، كمتر ممكن است آفاتی همچون عجب، ریا، تظاهر وخود بینی ، تقلب، ومنت گذاری وامثال آن به آن راه یابد وبه همین دلیل قرآن مجید، غالباً ایمان وعمل صالح را با هم پیوند می دهد، چرا كه پیوندشان یك واقعیت عینی ونا گسستنی است.(72) اسلام و شرع همه جا عمل صالح را میوه ی درخت ایمان می شمرد، چرا كه عمل همیشه پرتوی از نیات وعقاید آدمی است وهمیشه شكل ورنگ آن را به خود می گیرد، نیت های ناپاك ممكن نیست عمل پاكی به وجود آورد ومحصول مفیدی از خود نشان دهد چرا كه عمل همیشه بازتاب نیات است.

عمل صالح بازتاب ایمان  

اصولاً عمل صالح نمی تواند بدون ایمان، وجود پیدا كند واگر هم گاهی افرادی بی ایمان اعمال نیكی انجام دهند، بی شك محدود، ضعیف واستثنائی خواهد بود وبه تعبیر دیگر برای عمل صالح به طور مستمر وریشه دار وعمیق انجام گیرد باید از عقیده ی پاك واعتقاد صحیح سیراب گردد. نیت وعقیده انسان زیر بنای اعمال وكردار اوست. پس آنچه از او تعبیر به عمل صالح می گردد، اعمالی است كه روح ایمان، انسان را به سوی انجام آنها سوق داده است.

مراتب ایمان وعمل صالح  

ایمان مراحل و درجاتی دارد و به تبع، اعمال انسان نیز با توجه به مرتبه ی ایمان او دارای مراتب ومراحلی است. به عنوان مثال پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله )می فرمایند: «الایمان قول وعمل یزید وینقص»(73)ایمان گفتار است وكردار ، كاستی وفزونی می پذیرد.

اثرات مترتب بر ایمان وعمل صالح  

یقیناً وجود ایمان در فرد دارای آثار وتبعاتی است. به این معنا كه پذیرش روح ایمان وتعالی مراتب آن ودر نتیجه ی این تعالی ، صدور اعمال خیر وصالح در زندگی فرد منشأ خیرات وبركاتی می گردد. خداوند بزرگ در آیه ای از قرآن می فرماید: « إلَّا الَّذِنَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئّکَ لَهُم مَغفِرَةٌ وَأَجرُ کَبیرُ»(74) در این آیه به افراد با ایمان وبا استقامت كه دارای عمل صالح هستند هم وعده مغفرت وآمرزش از گناه داده می شود وهم وعده ی اجر وپاداش ، اشاره به اینكه اعمال نیك برخاسته از ایمان دارای دو اثر می باشد: - شستشوی گناهان.2- جلب پاداشهای بزرگ.

رهایی از خسران  

«وَالعَصرِ إنَّ الإنسانَ لَفی خُسرٍ إلَّا الّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوا بِالحَقِ وتَوَاصَوا با لصَّبرِ.»(75) پروردگار مهربانمان سوگند می خورد به تمامی دوران و اعصار . كه انسان در خسران وزیان است. ودر آیه ی آخر برای نجات از خسران عظیمی كه در 2 آیه گذشته ذكر گردیده، برنامه ی جامعی راتنظیم كرده وبر4 اصل مهم تاكید می فرماید: اصل اول: ایمان، كه زیر بنای همه ی فعالیتهای انسان را تشكیل می دهد، چرا كه تلاشهای عملی انسان از مبانی فكری واعتقادی او سرچشمه می گیرد، نه همچون حیوانات كه حركاتشان به خاطر انگیزه های غریزی است. در این آیه ایمان به طور مطلق ذكر شده است تا شامل ایمان به همه ی مقدسات گردد، یعنی از ایمان به خدا وصفات او گرفته تا ایمان به قیامت و حساب و جزا و كتب آسمانی وانبیای الهی واوصیای آنها. اصل دوم: اعمال صالح ، صالحات همان اعمال شایسته است، نه فقط عبادات، نه تنها انفاق فی سبیل الله، نه تنها جهاد، نه كسب علم ودانش، بلكه هر كار شایسته ای كه وسیله ی تكامل نفوس وپرورش اخلاق وقرب الی الله وپیشرفت جامعه انسانی در همه زمینه ها شود ، ممكن است گاهی اوقات عمل صالحی از بعضی انسانهای غیر مؤمن سر زند، ولی مسلماً ریشه دار وپایدار نیست ، چون از انگیزه های عمیق الهی سرچشمه نمی گیرد واز جامعیت برخوردار نیست . در این آیه صالحات به صورت جمع آورده شده جمعی كه (ال) دارد واین الف ولام معنای عمومیت دارد وبیانگر این است كه راه جلوگیری از خسران طبیعی وقهری بعد از ایمان انجام اعمال صالح است. اصل سوم: تواصی به حق، یعنی دعوت همگانی وعمومی به حق تا همگان حق را از باطل به خوبی بشناسد وهرگز آن را فراموش نكنند. اصل چهارم. صبر وشكیبائی. چرا كه بعد از مسأله ی شناخت وآگاهی ، هر كس در مسیر عمل در هرگام با موانعی روبه رو است. اگر استقامت وصبر نداشته باشد، هرگز نمی تواند احقاق حق كند وعمل صالحی انجام ویا ایمان خود را حفظ كند.(76)

 

-----------

پي نوشت ها :  

1 . محمد، محمدی ری شهری، میزان الحكمة، ج1، ص361. 2 . همان،ج1،ص383. 3 . فتح/4. 4 . محمد باقر،مجلسی، بحارالانوار، ج66،ص165. 5 . حجرات/14. 6 . ناصر، مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج22،ص210. 7 . محمد، كلینی، اصول كافی، ج4،ص80. 8 . انعام/98. 9 . محمد،دشتی، نهج البلاغه، خطبه 189،ص370. 10 . محمد، محمدی ری شهری، همان،ص365. 11 . الایمان اعلی غایه : ایمان والاترین مقصد است. عبدالواحد،آمدی، غررالحكم ص58 12 . محمد، دشتی، نهج البلاغه، خطبه 110،ص211. 13 . محمد، محمدی ری شهری، همان،ص383. 14 . احزاب/23. 15 . محمد، كلینی،اصول كافی،ج5،ص71. 16 . همان. 17 . علی مشكینی،مصطلحات الفقه،ص274. 18 . حسین،راغب ، مفردات،ص365. 19 . محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه،ج1،ص379. 20 . محمد ، دشتی، نهج البلاغه، ص677، حكمت 227. 21 . عبدالواحد، آمدی، غررالحكم ،ص94. 22 . محمد، محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج1،ص373. 23 . عباس، قمی، سفینه البحار،ج2،ص676. 24 . بعثت لأتمم مكارم الأخلاق. وص26 اخلاق شبر؛عبد الله ، شبر، اخلاق شبر،ص26. 25 . محمد، محمدی ری شهری،همان،ص379. 26 . بقره/273. 27 . محمد،محمدی ری شهری،میزان الحكمة،ص361. 28 . عبد الواحد، امدی، غرر الحكم، ص427. 29 . ابو القاسم پاینده،نهج الفصاحه ،ص79. 30 . مومنون/2. 31 . مؤمنون/9. 32 . عنكبوت/29.(إن الصلّاه تنهی عن الفحشاء والمنكر.) 33 . مؤمنون/4. 34 . بقره/183. 35 . محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، ج66،ص159. 36 . حسین الحرانی، تحف العقول،ص47. 37 . محمد، حرعاملی،وسائل الشیعه، ج12،ص178.. 38 . جن/ 27-26. 39 . اعراف/199. 40 . بقره/177. 41 . محمد باقر،مجلسی،همان،ج 64،ص280. 42 . محمد،محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج1،ص379. 43 . همان،ص797. 44 . همان،ص648؛ ایمان ندارد آن یقین ندارد. 45 . ناصر، مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج22، ص205. 46 . ابوالقاسم،پاینده ،نهج الفصاحه،ص81 وهمان مجموعه الخبار،ص348. 47 . حسین ، جلالی شاهرودی، مجموعه الاخبار،ص328. 48 . محمد، محمدی ری شهری،‌میزان الحكمه،ج1،ص385. 49 . حسین،الحرانی، تحف العقول،ص344. 50 . علی اكبر،قرشی،قاموس قرآن، ج4،ص28. 51 . علی اكبر، قرشی، قاموس قرآن ،ج5،ص176. 52 . ناصر، مكارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج22،ص540. 53 . محمد، دشتی، نهج البلاغه، خطبه 86،ش11. 54 . عباس، قمی، سفینه البحار، ج7،ص452 ووسائل الشیعه ، ج12،ص244. 55 . عبدالواحد، امدی ، غررالحكم، ص623 ونهج البلاغه، خطبه 86،ش11. 56 . عبدالله ،شبر، اخلاق،ص255. 57 . عبدالواحد، امدی، غررالحكم،ص75.الایمان بریء من النفاق. ایمان از دو روئی به دور است. 58 . همان،ص97.المكر والغلّ مجانبا للایمان. مكر وكینه ا زایمان به دورند. 59 . همان. 60 . حسین جلالی، مجموعه الاخبار ،ص215. 61 . محمد باقر، مجلسی، بحار الانوار، ج64،ص301. 62 . همان. 63 . همان. 64 . همان. 65 . حسین بن شعبه الحرانی، تحف العقول،ص287. 66 . علی بن حسن ، طبرسی، ترجمه مشكاه الانوار،ص273. 67 . همان،ص402. 68 . محمد، كلینی، اصول كافی، ج5، ص69. 69 . محمد حكیمی،الحیاه،ج1،ص268. 70 . عبدالحسین، دستغیب، همان، ص108. 71 . محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، ج64،ص71 72 . ناصر، مكارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج11،ص392. 73 . محمد، محمدی ری شهری،میزان الحكمه،ج1،ص365. 74 . هود/11. 75 . عصر3-1. 76 . ناصر، مكارم شیرازی، تفسیر نمونه ، ج27،ص299.  

 

-----------------

منابع

قرآن كریم،مترجم ناصر مكارم شیرازی. نهج البلاغه ،مترجم محمد دشتی. 1- امام سجاد (علیه السلام) صحیفه ی سجادیه، چاپ دوم، قم، موسسه ی امام مهدی (علیه السلام)1413هـ.ق. 2- قمی،عباس، كلیات مفاتیح الجنان، چاپ دوم، انتشارات بارش، 1379،هـ.ش. 3- ابن با بویه قمی، محمد، الخصال، مترجم یعقوب جعفری، چاپ اول، قم، نسیم كوثر، 1382هـ.ش،2جلد. 4- ..........،............، ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، مترجم علی اكبر غفاری، چاپ دوم، بی جا، صدوق، 1373،هـ.ش، تك جلد. 5- احسانی، ابی الجمهور، عوالی اللئالی، محقق شیخ مجتبی عراقی، چاپ اول، قم، سید الشهدا، 1405،هـ.ق. 6- الحرانی، حسین بن شعبه، تحف العقول، مترجم علی اكبر غفاری، چاپ اول، تهران، انتشارات اسلامیه، 1366،هـ.ش. 7- امدی، عبدالواحد، غررالحكم ودر الكلم، مترجم محمد علی انصاری، چاپ پنجم، قم، موسسه انتشاراتی امام عصر(عج الله فرجه)، 1387،هـ.ش. 8- پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه، چاپ دوم، اصفهان، انتشارات خاتم الانبیاء، 1384،هـ. ش،تك جلد. 9- جلالی شاهرودی، حسین، مجموعه الاخبار، مشهد، كتابفروشی جعفری، 1394، هـ. ق، جلد دوم. 10- حافظ، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، انتشارات تكثیر، تهران، 1377،هـ.ش. 11- حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1424،هـ.ق،29جلدی. 12- حكیمی، محمد رضا، محمد وعلی، الحیاه، چاپ ششم، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1370،هـ.ش. 13- دستغیب، عبدالحسین، مظالم، چاپ اول، تهران، انتشارات حمید. 14- راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ قرآن، محقق عدنان داوودی، چاپ اول، دمشق، دار العلم،1416هـ.ق، تك جلد. 15- سیاح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوین، چاپ هفدهم، تهران، انتشارات اسلام، 1374،هـ.ش، 2 جلد. 16- شبر، عبد الله، الاخلاق، مترجم محمد رضا جباران، چاپ هشتم، قم، انتشارات هجرت،1381،هـ.ش. 17- طبرسی، علی بن حسن، مشكاه الانوار، ترجمه ی عزیز الله عطاردی، چاپ اول، تهران، انتشارات عطارد، 1374،هـ.ش، تك جلد. 18- طریحی، فرید الدین ، مجمع البحرین، محقق سید احمد حسینی، چاپ سوم، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1378. هـ.ش. 19- فارسی، سلیمان بن داوود جارود، مسندا بوداوود، بیروت، چاپ دار المعرفه. 20-قرشی، علی اكبر، قاموس قرآن، چاپ هفتم، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1375،هـ.ش. 21- قمی، عباس، سفینه البحار، چاپ دوم، تهران، دار الأسوه، 1416،هـ.ق.8جلد. 22- كلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافی، مترجم محمد باقر كمره ای، چاپ سوم، قم، انتشارات اسوه، 1375،هـ.ش. 23- .............،...........، روضه كافی، مترجم محمد باقر كمره ای، چاپ سوم، تهران، انتشارات اسلامیه، 1382، هـ.ش. 24- ...........،............، مستدرك الوسائل، چاپ دوم، بیروت لبنان، موسسه آل البیت،1408،هـ.ق. 25- مجلسی، محمد باقر ، بحارو الانوار الجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار، چاپ سوم، تصحیح شده، بیروت لبنان، دار احیاء التراث العربی، 1403،هـ. ق. 26- محمدی اشتهاردی، محمد ، عالم برزخ در چند قدمی ما، چاپ اول، قم، انتشارات نبوی، 1371،هـ. ش. 27- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحكمه، چاپ سوم، قم، دار الحدیث، 1381، هـ.ش،15 جلد. 28- مشكینی، علی،مصطلحات الفقه، چاپ چهارم، قم، موسسه چاپ الهادی،1384،هـ.ش. 29- مظاهری، حسین، معاد در قرآن، چاپ اول، قم، انتشارات شفق، 1364،هـ. ش. 30- مظفر، محمد رضا، المنطق، چاپ دوم، قم، انتشارات دار العلم، 1388،هـ. ق. 31- مكارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المؤمنین(علیه السلام)،چاپ اول، تهران، دار الكتب الاسلامیه، 1379،هـ. ش. 32- ............،..........، تفسیر نمونه، چاپ سی وسیم، تهران، دار الكتب الاسلامیه، 1375، هـ.ش. 33- میر دامادی، سید باقر، مواعظ المعصومین، چاپ اول، قم، انتشارات دار الفكر، 1383، هـ.ش. 34- نیلی پور، مهدی، بهشت اخلاق، چاپ اول، قم، موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج الله تعالی) 1385.هـ.ش.

----------

كتاب شناسی

1- ایزوتسو، توشی هیكو، مفهوم ایمان در كلام اسلامی، مترجم زهرا پور سینا، چاپ اول، تهران،انتشارات سروش، 1378،هـ.ش. 2-بهشتی، ابوالفضل، سیمای مؤمن در قرآن و حدیث، چاپ اول، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1382،هـ. ش. 3- جوادی، محسن، نظریه ایمان دركلام وقرآن، ویراستار رضا بابائی، چاپ اول، بی جا، معاونت امور اساتیدو دروس معارف اسلامی ،1376،هـ. ش. 4- دستغیب، سید عبدالحسین، ایمان، موسسه مطبوعاتی دار الكتاب، قم، بی تا. 5-فعالی، محمد تقی، ایمان در اسلام و مسیحیت، چاپ اول، كانون اندیشه جوان، 1378،هـ. ش. 6- ...........،..........، ایمان وچالش های معاصر، چاپ اول، قم، مركز مطالعات وپژوهش های فرهنگی حوزه علمیه، 1381،هـ .ش. 7- لاهیجی، عبد الرزاق، سرمایه ایمان در اصول اعتقادت، چاپ سوم، بی جا، انتشارات الزهرا، 1372،،هـ. ش. 8- مجتهدشبستری، محمد،ایمان و آزادی، چاپ سوم، تهران ، انتشارات طرح، 1379،هـ.ش. /ج

-------

منبع:اختصاصی راسخون

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved