سه شنبه, 03 بهمن 1396 23:21

علامه ابوالحسن شعرانی

 علامه ذوالفنون، حكيم متأله حاج ميرزا ابوالحسن شعراني(ره)

 
در تذكرة الاولياي عطار نيشابوري، در حكايتي لطيف و ظريف چنين آمده: "آن هنگام كه يوسف صديق را در بازار برده‏ فروشان به مزايده گذارده بودند و بهاي او به ده برابر وزنش طلا رسيده بود، پيرزني با چند بسته و ريسماني كه رشته بود به‏ ميان جمع آمد و فرياد زد كه "اي دلاّل كنعاني فروش" اين ده بسته ريسمان را از من بستان و يوسف را به من ده! مرد فروشنده خنديد و گفت: اي زن اين درّ يتيم در خور تو نيســت. صد گنج بهاي اين جوان است تو با ده كلاف ريسمان چه انتظار داري؟ در جواب او:
                        پير زن گفتا كه دانستم يقين         كاين پسر را كس نه بفروشد بدين
                  ليك اينم بس كه چه دشمن چه دوست           گويد اين زن از خريداران اوست
غرض اينكه من نيز چون آن زن با اندك سواد خويش سعي در سخن راندن از بزرگمردي كردم كه اسوه فقه و فقاهت، دين و ديانت و اسطوره اخلاق است. و اين مهّم ميسّر نيست با زبان الكن و قلم نارساي من؛ چرا كه به قول ملاّي روم:
در نيابد حال پخته هيچ خام  *** پس سخن كوتاه بايد والسّلام!


حضرت علامه ذوالفنون، حكيم متأله حاج ميرزا ابوالحسن شعراني فرزند مرحوم حاج شيخ محمد و از نوادگان ملا فتح الله كاشاني صاحب تفسير منهج الصادقين به سال 1320 هجري ـ قمري در شهر تهران ديده به جهان گشود و در بيت علم و فضيلت و تقوا رشد و نمو كرد. در كودكي و نوجواني، قرآن، تجويد و ادبيات عرب را نزد پدر فراگرفت و كتب رايج در رشته‏هاي مختلف را در محضر علماي قم و تهران بخصوص مدرّسان مدرسه فخريه(مروي) فراگرفت.
ايشان در تهران ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد ملاابوالحسن (جدّ ايشان) به بيان معارف اسلامي براي مردم پرداخته و عمر خود را به مطالعه، تحقيق، تأليف و تدريس گذراند و در حدود سي‏سال حوزه درس داشت.
مرحوم علامه شعراني نمونه پايداري در كسب علم و جامعيت در علوم مختلف و تعليم آن به ديگران بود. وسعت و عمق علمي‏شان از دروسي كه در طي ساليان متمادي تدريس مي‏كردند، بخوبي واضح است؛ چنانچه هيأت فلاماريون را از فرانسه به فارسي ترجمه كردند و براي جمعي درس گفتند. مرحوم سيد حسن مدرس « رحمه ‏الله » دستور دادند كه ايشان در مدرسه عالي سپهسالار رياضي تدريس كنند.
نكته قابل توجه اين است كه درس استاد منحصر به خواص و شاگردان نبود؛ بلكه در جلسات متعددي به بيان اصول و احكام و اخلاق ديني و رفع شبهات مي‏ پرداختند. در مورد روش تدريس و بيان استاد چنين آمده: آيت الله شعراني مطالب عالي علمي را تنزل مي‏دادند تا همگان بتوانند از مواهب دانش كه خدا نصيب ايشان كرده بهره‏ مند گردند و شاگردان آن عالم عاليقدر با مثالهايي كه به خود استاد اختصاص داشت، مطالب علمي را بخوبي درك مي‏كردند.

ديگر ويژگي‏هاي علمي و اخلاقي علامه شعراني!
شاگردان فاضل استاد خاطرات بسياري حاكي از صفاي دروني و سادگي و خوش خلقي و پايداري در تعليم و تعلّم و بي‏پيرايگي ايشان در عين فراست و دقت نقل مي‏كنند. اما آنچه معرف پارسايي و تواضع و صفا و اخلاص علامه شعراني به اهل بيت مي‏باشد، مقدمه ايشان بر ترجمه كتاب "نفس المهموم" است كه به نقل آن مي‏پردازيم: "اما بعد چنين گويد اين بنده فاني ابوالحسن بن محمدبن غلامحسين بن ابي الحسن المدعو بالشعراني كه چون عهد شباب به تحصيل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت و اقتدائا به اسلافي الصالحين من عهد صاحب منهج الصادقين از هر علمي بهره گرفتم و از هر خرمني خوشه برداشتم، گاهي به مطالعه كتب ادب از عجم و عرب و زماني به دراست اشارات و اسفار و زماني به تتبع تفاسير و اخبار، وقتي به تفسير و تحشيه كتب فقه و اصول و گاهي به تعمق در مسائل رياضي و معقول تا آن عهد به سر آمد.
لقد طفت في تلك المعاهد كلّها
و سرحت طرفي بين تلك المعالم
ساليان دراز، شب بيدار و روز در تكرار هميشه ملازم دفاتر و كراريس و پيوسته مرافق اقلام و قراطيس، ناگهان سروش غيب در گوش، اين ندا داد كه علم براي معرفت است و معرفت بذر عمل وطاعت‏و طاعت‏بي‏اخلاص‏نشود و اين همه ميسر نگردد مگر به توفيق خدا و توسل به اوليا؛ مشغولي تا چند؟!
علم چندانكه بيشتر خواني
چون عمل در تو نيست ناداني
شتاب بايد كرد و معاد را زادي فراهم ساخت! زود بر چتر كه آفتاب برآمد و كاروان رفت؛ تا يقيني باقي است و نيرو تمام از دست نشده، توسلي جوي و خدمتي كن... ."
شاخصهاي علمي علامه شعراني
مرحوم علامه شعراني در ابعاد مختلف دين داراي آثار گسترده و قابل توجهي بودند و ما در اينجا تيمنا به‏ذكر پاره‏اي از اين آثار مي‏پردازيم.
با استناد به بخش تعليقات علامه شعراني بر شرح اصول كافي كه اثر ملا صالح مازندراني است ، شاخصهاي علمي كه ذيلاً شرح آن مي‏آيد، در زمينه مبادي روش‏هاي كلامي و دين‏شناسي از شيوه كلي تعليقات و نحوه برداشت‏هاي ايشان انتزاع شده و گاه نيز خود به آنها تصريح نموده‏اند. و در ساير رشته‏ها نيز نياز به فحص و تحقيق جداگانه براي بيان شاخصه‏هاي علمي ايشان است.
1ـ وسعت گستردگي معلومات :
امتياز برجسته مرحوم شعراني اين است كه ايشان از معدود افراد جامع بين معقول و منقول در قرن اخير و حتي صاحب نظر در علومي چون نجوم، رياضي و طب بوده‏اند. اين جامعيت و وسعت معلومات براي اسلام‏شناسي امتيازي مهم محسوب مي‏شود. به عنوان نمونه مي‏توان به شرح اصول كافي ، جلد سوم، صفحات 69ـ76 رجوع شود كه ايشان از يك حديث سه سطري حدود شش برهان بر اثبات وجود حق تعالي استنتاج نموده و نيز در صفحات 369 تا 383 شرح حديث اول از باب حدوث الاسماء كه كيفيت ظهور اسماء الهي را تبيين نموده‏اند.
2ـ دقت و تعمّق:
مرحوم علامه شعراني را مي‏توان در دقت و تعمق در مسائل علمي و آيات قرآن و روايات اهل بيت جزء معدود افرادي دانست كه با وجود سعه علمي و گستردگي اطلاعات به هنگام تحليل و استنتاج لوازم از ملزومات توانايي و ابداع خاصي برخوردارند.
3ـ روحيه نقادي:
روحيه حق‏طلبي مرحوم شعراني كه جز با بررسي و نقادي منصفانه آرا حاصل نمي‏شد، ايشان را به نكاتي دقيق و راهگشا در زمينه‏هاي علوم عقلي و نقلي و نيز فهم آيات و روايات رهنمون مي‏گشت و احترام بسيار ايشان به علما، هيچ‏گاه مانع از نقادي آثار و آراي آنان نمي‏شد؛ چرا كه ادامه حيات علم را در تحرّي حقيقت و تمييز صحيح از سقيم مي‏ديدند.
4ـ شرح صدر و تقواي علمي:
مرحوم شعراني واجد خصلت انصاف و تقواي علمي بود. اولين سعي او در فهم هرچه بهتر نظريات ديگران و استدلالهاي آنان بود و آنگاه به تجزيه و تحليل منطقي به دور از هرگونه تعصب خام و جهت‏گيري و رأي استدلالي مي‏پرداخت و گاه در طرح دقيق ادله مخالفان، از خود آنها فراتر مي‏رفت و ابتدا ادله را استحكام مي‏بخشيد، سپس به بررسي و نقد و قبول يا رد آنها مي‏پرداخت.
ايشان در مقام تحقيق در عقايد يك دين يا نحله خاص تنها به مسموعات و منقولات درجه دوم اكتفا نمي‏نمود و خود به منابع دست اول رجوع مي‏كرد و با تسلطي كه بر چند زبان زنده دنيا داشتند حتي الامكان منابع اصلي را مورد مطالعه و بررسي قرار مي‏دادند. ايشان در مذمت به كار بردن حربه تكفير در شرح اصول كافي چنين مي‏فرمايند: "تكفير توسط اهل ظاهر مصيبتي است كه مسلمانها در اكثر زمانها به جهت اغواي شيطان به آن مبتلا بوده‏اند تا اينكه چهره دين را نزد ملحدان مشوه ساخته و علما را از تجهيز و مهارت در دفع شبهات منكرين بازداشته تا نتوانند مبادي عقايد را محكم نمايند."
5ـ روشن بيني و قدرت درك مفاهيم و موضوعات جديد:
كنجكاوي فطري علامه شعراني و ديد روشن ايشان در درك و فهم علوم بشري علاوه بر علوم ديني همراه با آشنايي به چندين زبان زنده دنيا ديدگاه و نظرگاه جديدي را در بينش ايشان به وجود آورده بود بطوري كه در بيان مفاهيم اسلامي گاه از نتايج علوم روز و نظريات علمي استفاده مي‏نمودند و گاهي نيز براي توضيح آيه يا روايتي و يا جهت تبيين فلسفه احكام فردي يا اجتماعي اسلام از تحليلهاي تاريخي جامعه‏شناسي يا روان‏شناسي يا اقتصادي استفاده مي‏كردند. البته دقت و وسواس علمي را براي پرهيز از تفسير به رأي رعايت مي‏فرمودند.
به نقل از شاگردانشان از محسّنات ايشان اين بود كه به فكر و آراي قدما در مسائل فقهي خيلي عنايت داشتند. و عجيب در ولايت متصلّب بودند و در ابتداي كتاب نفس المهموم مرحوم حاج شيخ عباس قمي« رحمه‏الله »كه ترجمه فرمودند با فرمايشاتي خواندني و بياناتي شيرين به پيشگاه اهل بيت ولايت اظهار علاقه، تضرّع و تأدّب نموده‏اند. به درس و بحث و مطالعه و تحقيق نيز عشق بسيار داشتند و اصلاً سر تا پا عشق بودند. شاگردان ايشان نقل مي‏كنند: "چه بسيار براي ما پيش مي‏آمد كه نماز صبح را در مدرسه مروي مي‏خوانديم؛ بين الطلوعين ايشان در منزلشان كفايه مي‏فرمود، كفايه كه تمام مي‏شد بعضيها مي‏نشستند، بعضيها مي‏رفتند. آقاياني براي درس مكاسب ايشان مي‏آمدند. يك نفسي تازه مي‏كرد، براي درس مكاسب مي‏آمد، درس مكاسب گفته مي‏شد، مكاسبيها مي‏رفتند بعد ايشان اسفار مي‏فرمود يا شفا يا اشارات و درس‏هاي فلسفي مي‏گفتند.
چه بسا روزهاـ خداي عليم و لطيف و خبير گواه است ـ كه ما در بين الطلوعين مي‏آمديم براي درس كفايه و سر درس آخري مثلاً مجسطي، زيج بهادري اذان ظهر مي‏گفتند و ايشان از صبح تا ظهر به ترتيب كفايه، اسفار و... تدريس مي‏كردند تا اذان ظهر."
آثار :
آثار چاپ نشده استاد بسيار است اما در اينجا به ذكر آثار مطبوع ايشان اكتفا مي‏كنيم:
ـ در تفسير و علوم قرآن:
1ـ حاشيه بر مجمع البيان در ده جلد با تصحيح كامل و اعراب اشعار و توضيح آنها
2ـ تصحيح كامل تفسير صافي در دو جلد
3ـ حواشي و تعليقات بر تفسير كبير منهج الصادقين در ده جلد
4ـ مقدمه و حواشي و تصحيح كامل تفسير ابوالفتوح رازي با توضيح اشعار و شواهد عربي و فارسي در دوازده جلد.
5ـ نشر طوبي؛ دائرة‏المعارف اصطلاحات قرآن تا حرف "ص" است كه به سبك جالبي معاني متفاوت واژه‏هاي قرآني به حسب استعمال در آيات مختلف مطرح شده و مورد تفسير قرار گرفته و شامل معارف مختلف فلسفي و كلامي و نكات دقيق فقهي و تاريخي است.
6ـ تجويد قرآن
7ـ طبع بيش از شصت نسخه از قرآن كريم كه با دقت نظر ايشان تصحيح و اعراب گذاري شده است.
ـ در حديث و درايت :
1. جمع حواشي و تحقيق و تصحيح كتاب "وافي" ملا محسن فيض كاشاني در سه جلد
2. تعليقات شرح اصول كافي ملا صالح مازندراني در دوازده جلد
3. تعليقات بر وسائل الشيعه شيخ حرّ عاملي از جلد شانزده تا بيست
4. حاشيه‏بر ارشاد"القلوب" ديلمي
5. ترجمه و شرح دعاي عرفه حضرت امام حسين« عليه‏السلام »به ضميمه كتاب فيض الدموع
6. ترجمه و شرح مفصل صحيفه كامله سجاديه
7. رساله در علم درايه
8. تحقيق و تصحيح جامع الروات به امر آية الله بروجردي
ـ در فقه و اصول:
1. المدخل الي عذب المنهل در اصول
2. شرح كفاية الاصول بر طريقه قال اقول كه به تفسير و توضيح مقاصد آن به عبارت واضح اكتفا شده
3. شرح تبصره علامه حلي كه مختصري از كليه كتب فقهي شيعه اماميه را نير در بر دارد.
4. حاشيه كبيره بر قواعد
5. رساله در شرح شكوك صلاة در عروة‏الوثقي
6. مناسك حج با حواشي نه نفر از مراجع تقليد
7. فقه‏فارسي‏مختصرجهت‏تدريس
ـ در فلسفه و كلام:
1. شرح تجريد در علم كلام
2. حاشيه بر فصل الخطاب في عدم تحريف الكتاب
3. راه سعادت در اثبات نبوت و ردّ شبهات يهود و نصاري
4. ترجمه كتاب الامام علي صوت العدالة الانسانيه با انتقاد از لغزش‏هاي نويسنده آن
5. تعليقاتي بر كتاب "محمد پيامبر و سياستمدار " نوشته مونتگمري وات
6. اصطلاحات فلسفي
7. مقدمه و حواشي محققانه بر اسرار الحكم سبزواري
ـ در هيئت و نجوم:
1. شرح عمل به زيج هندي و براهين عمليات آن مبتني بر هيئت جديد
2. تعليقه و مستدرك تشريح الافلاك در اشاره به هيئت جديد
3. هيئت فلاماريون ترجمه از زبان فرانسه
4. تقويمهاي شبانه‏روزي
ـ در تاريخ و فنون ديگر:
1. ترجمه نفس المهموم شيخ عباس قمي
2. مقدمه، تصحيح و تحقيق كشف الغمة
3. مقدمه و تصحيح منتخب التواريخ
4. مقدمه كتاب وقايع السنن مرحوم خاتون آبادي
5. مقدمه، تصحيح و تعليقات بر كتاب روضة الشهداء
6. تصحيح كامل و مقدمه و حاشيه جلد اول و سوم نفائس الفنون و عرائس العيون آملي
ـ رحلت علامه شعراني :
سرانجام اين علامه عاليقدر در سن 73 سالگي دچار ضعف و نقاهت و بيماري قلب و ريه گرديد. و پس از چندي بواسطه شدت بيماري به آلمان اعزام شده و در يكي از بيمارستانهاي شهر هامبورگ بستري گرديد ليكن معالجات سودي نبخشيد و پس از نيمه شب يكشنبه 12 آبان ماه سال 1352 مقارن با هفتم شوال سال 1393 هجري قمري در بيمارستان جان به جان آفرين تسليم نمودند. پيكر ايشان به تهران منتقل و در جوار حضرت عبدالعظيم به‏خاك سپرده‏شد.
گزيده‏اي از وصيت‏نامه علمي، معنوي و اخلاقي آيت الله شعراني خطاب به دانشجويان و طلاب علوم ديني:
"توصيه‏اي به برادرانم، يعني طالبان علوم دين و پژوهندگان آثار سرور انبياء« صلي‏الله‏عليه‏و‏آله »كه بدين كتاب مي‏نگرند؛ بزرگترين چيزي كه بر طالب علم واجب و ضروري است، خالص گردانيدن نيت اوست كه بنده را توفيق مي‏دهد و وسايل طاعت خويش را برايش فراهم مي‏آورد و هموست كه راه درست را در قلوب بندگانش الهام مي‏بخشد. اگر اخلاص نيت نباشد هيچ‏كس موفق نمي‏شود از نردبان دانش بالا رفته يا از آموخته‏هاي خود سودي برد... از ديگر اموري كه بر طالب علم واجب است، پارسايي و پرهيز از حرامها و مسائل شبهه‏ناك و نيز مواظبت بر عبادات است؛ زيرا هيچ كس از علم خود سودي نمي‏برد مگر آن را با عمل مقرون سازد. دلهاي مردمان نيز بواسطه عالم بي‏تقوا آرامش نمي‏يابد... .
و واجب است بر طالب علم كه قرائت قرآن كريم را در طول شبانه روز ترك نگويد و آن قرائت را به اندازه توانايي خويش با تدبّر و تأمّل در ريزه‏كاريها و معاني آيات همراه سازد و در آياتي كه به اشكال برمي‏خورد به تفسير مراجعه كند و نيز واجب است بر ادله گفتار و رفتار و مطالعه آنچه را بيهوده است و بدو ارتباطي ندارد واگذارد... و بايد طالب علم نسبت به علما گمان نيكو داشته باشد و اين راز موفقيت و وسيله كاميابي و پيروزي است و بدگماني به آنان شقاوت و بدبختي به بار مي‏آورد بلكه گاهي به كفر و گمراهي و جهل مركّب مي‏انجامد. پس بايد در كلام آنها با عنايتي كامل و تدبّري راستين نگريست... البته مقصود ما اين نيست كه اين بزرگان، معصوم از خطا هستند بلكه منظور اين‏است‏كه جايز نيست در اولين برخورد سريعا آنان را تخطئه كرد.
و نيز واجب است بر طالب علم كه عادت به تعصّب و خشكي نسبت به كتاب خاص يا طريقه‏اي خاص پيدا نكند...
يك طالب علم بايد در تهذيب نفس خويش كوشا باشد و خود را با اخلاق فاضله آراسته سازد و در اين راه تنها به خواندن احاديث وارد شده بسنده نكند؛ بلكه عمده آن است كه با اهل اخلاق همنشين و معاشر گردد و اعمال خود را بر آنان عرضه بدارد و عيوب و كاستي‏هاي خويش‏را دريابد و از آنان راههاي اصلاح نفس را بجويد.
شايسته است بر تو كه از معاشرتهاي خالي از تعليم با مردم بكاهي بويژه با ثروتمندان و مترفين و دنيا خواهان بايد آنچه را كه آخرت را از ياد تو مي‏برد و ميل و رغبت به دنيا را در تو ايجاد مي‏كند رها كني و با صالحان و پارسايان و اهل عبادت همراه گردي زيرا اين عمل بطور كلي در تهذيب نفس مؤثّر است... .
بدان كه (رشته‏هاي) علوم شرع بسيار است و كمتر اتفاق مي‏افتد كه شخصي در تمامي آنها كاردان و صاحب مهارت گردد و لذا بر هر طالب علمي واجب است كه بخشهايي از اين علوم را برگزيند كه:
الف ـ فايده آن براي مردم بيشتر باشد. ب ـ در جهت رهايي از گمراهي نيز از توانايي بيشتري بهره‏مند باشد. و از آنجا كه فراگيري و آموزش همه اين علوم، واجب كفايي است اگر در يك رشته تعداد عالمان افزايش يافت و در رشته ديگر رو به كاستي يا نابودي نهاد پس بر طلبه مستعد واجب است كه اين رشته را برگزيند هرچند كه منزلت و منافع دنيايي او در رشته ديگر نهفته باشد و اين از نشانه‏هاي اخلاص نيت در راه فراگيري دانش است و از همين امر دانسته مي‏شود كه هدف اين دانشجو تنها خداوند متعال است.
علومي هستند كه در همه رشته‏ها بدانها نياز هست. مانند:
1) زبان عربي
2) علم قرائت... هرچند اگر به قرائت يكي از قراء هم اكتفا كند... زيرا حفظ كلمات و الفاظ قرآن از واجبات است و اين هم وظيفه اهل علم مي‏باشد و از همين رهگذر است كه معجزه بودن قرآن پايدار مي‏ماند.
3) سيره
4) حديث؛ بايد از احاديث پيامبر« صلي‏الله‏عليه‏و‏آله »و اهل بيت« عليهم‏السلام » نمونه‏هاي خوب و شايسته‏اي را بداند زيرا با نگريستن در آن احاديث است كه ايمان در قلب آدمي استقرار مي‏يابد و بر راستي آنان در نبوت و امامت يقين حاصل مي‏شود.
5) اصول اعتقادات: واجب است بر طلاب علم كه بر اصول مذهب و آنچه به اعتقادات وابسته است، معرفت داشته باشد... زيرا هر عالمي احتياج به بحث و تقرير و تعليم دارد و اين امور جز از رهگذر علم تفصيلي امكان‏پذير نيست ؛ برخلاف عوام مردم كه نوعا به دانستن مختصر و اجمالي اكتفا مي‏كنند...
و نبايد در فراگيري علمي قدم پيش گذارد مگر آنكه مقدمات آن را تكميل كند مثلاً براي پرداختن به تفسير و حديث بايد ابتدا در ادبيات عرب به حد كمال رسد و بخشي از فقه و كلام را نيز آموخته باشد.
منبع : در آسمان معرفت: علامه حسن زاده آملي 

 


------------------

 

متن زیر از  سایت بارگاه حضرت عبدالعظیم حسنی  نقل شده است

تبارنامه
آيت ‏اللّه‏ حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى فرزند مرحوم حاج شيخ محمد، فرزند مرحوم آخوند ملا غلامحسين، فرزند مرحوم موالى ابوالحسن مجتهد، فرزند ملا ابوالقاسم بن عبدالعزيز بن محمد باقر بن نعمت اللّه‏ تهرانى و از نوادگان آخوند ملا فتح‏اللّه‏ كاشانى صاحب تفسير منهج‏ الصادقين بودند و جدّ مادرى ايشان، مرحوم آقا ميرزا ابراهيم نوّاب طاب ثراه، صاحب كتاب فيض الدموع و تأليفات ديگر بوده است.

زندگانى و استادان
آيت اللّه‏ شعرانى به سال 1320 قمرى در تهران از دودمانى پاك، شريف و در مهد علم و فضيلت و تقوا زاده شد و از اوان كودكى به تحصيل دانش پرداخت، ابتدا قرآن و تجويد و زبان عربى را از پدر بزرگوار خويش آموخت، سپس به مدرسه فخريّه، معروف به مدرسه خان مروى، در تهران راه يافت و الفيّه، و شاطبيّه را در قرائت و كتب متداوله حوزوى را نزد علماى تهران فراگرفت، آنگاه به قم عزيمت فرمود و در سال 1346 هنگامى كه والدشان وفات كرد، رهسپار نجف اشرف شد و در محضر درس محدث فاضل و متقى سيد ابوتراب خوانسارى شركت كرد و در رشته‏ هاى مختلف علمى مشارٌ بالبنان گرديد و سپس به تهران بازگشت و تا پايان عمر دست از اشتغال به تدريس، تحقيق، تأليف و تتبع برنداشت مهمترين اساتيد علامه شعرانى در فقه و اصول و فلسفه و نجوم و رجال و حديث عبارت‏ اند از:
حكيم محقق ميرزا محمود قمى متخلص به «رضوان» كه استاد، بيشترين بهره ‏هاى علمى را در علوم عقلى و فلسفى از ايشان برده ‏اند؛ مرحوم ميرزا طاهر تنكابنى، حاج شيخ عبدالنبى نورى؛ حكيم هيدجى؛ ميرزا مهدى آشتيانى؛ سيد ابوتراب خوانسارى؛ حاج ‏آقا بزرگ ساوجى؛ شيخ مسيح طالقانى؛ اديب لواسانى؛ شيخ محمدرضا قمشه ‏اى و ميرزا على ‏اكبر يزدى.
و علوم رياضى از هيئت و نجوم و عمل به اسطرلاب و استخراج از زيج و غير آن را نزد پدر خود و استاد خود، ميرزا حبيب ‏اللّه‏ مشهور به ذوالفنون فراگرفتند.

شاگردان
آيت ‏اللّه‏ شعرانى در طول حيات پربار علمى خويش شاگردان بزرگى پروريد كه هر كدام در پستهاى دينى و علمى خود موقعيتى بسزا داشته و دارند و اكنون گرمى برخى از درسهاى حوزه ‏هاى علوم دينى مرهون دست ‏پروردگان و شاگردان برجسته آن فقيد سعيد است.
در ذيل نام تنى چند از آنان را به شمارش مى‏آوريم.

آيات و حجج اسلام و اساتيد گرانقدر حضرات آقايان:
مرحوم ميرزا هاشم آملى (پيش از رفتن به نجف) ، عبداللّه‏ جوادى آملى ، سيد محمدباقر حجتى ،حسن حسن‏ زاده آملى ، محمد خوانسارى ، مرحوم سيد حسن سادات ناصرى ،احمد سيّاح ، سيد عباس شجاعى ، مرحوم عمادالدين شهرستانى سيد رضى شيرازى ، على‏اكبر غفارى ‌، قوامى واعظ ، مهدى محقق ، آقاكمال مرتضوى ، سيد محمدحسن مرتضوى ، مرحوم سيد حسن ميرخانى ، مرحوم محمدعلى ناصح ، مهدى نوائى ، على‏اكبر وحيد

گزاره‏ اى از حيات علمى آيت‏ اللّه‏ شعرانى در مقدمه ترجمه نفس المهموم خود نگاشته‏ اند:
چون عهد شباب به تحصيل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت و اقتداءً با سلافى الصالحين من عهد صاحب منهج ‏الصادقين از هر علمى بهره بگرفتم و از هر خرمنى خوشه برداشتم گاهى به مطالعه كتب ادب از عجم و عرب و زمانى به دراست اشارات و اسفار و زمانى به تتبّع تفاسير و اخبار، وقتى به تفسير و تحشيه كتب فقه و اصول و گاهى به تعمّق در مسائل رياضى و معقول، تا آن عهد به سرآمد.
لَقَدْ طُفْتُ في تِلْكَ المَعاهِدِ كُلِّها وَ سَرَّحْتُ طَرْفي بَيْنَ تِلْكَ المَعالِمِ
ساليان دراز شب بيدار و روز در تكرار هميشه ملازم دفتر و كراريس و پيوسته مرافق اقلام و قراطيس بودم. ناگهان سروش غيب در گوش اين ندا داد كه علم براى معرفت است و معرفت بذر عمل و طاعت؛ و طاعت بى ‏اخلاص نشود و اين همه ميسّر نگردد مگر به توفيق خدا و توسل به اوليا، مشغولى تا چند؟
علم چندان كه بيشتر خوانى چون عمل در تو نيست نادانى
نويسنده چهره درخشان گويد:
يكى از علماى شيعه كه خود در رشته‏ هاى مختلفه علمى، حوزه درس دارد و داراى دقت نظر است حضرت آيت اللّه‏ شعرانى را خواجه نصير عصر معرفى مى ‏كرد و مى‏ گفت هيئتِ فلاماريون را از فرانسه به فارسى ترجمه كردند و براى جمعى در مدرسه عالى سپهسالار [مدرسه عالى شهيد مطهرى] كه يكى از آنها خودم بودم درس مى ‏گفتند و اين دانشمند اضافه مى ‏كند كه در زمان مرحوم مدرّس اعلى اللّه‏ سيد حسن مدرّس دستور داد آيت اللّه‏ شعرانى در مدرسه عالى سپهسالار رياضى تدريس بفرمايند و نقل شد در مروى فلسفه تدريس مى‏فرمودند.
همو مى ‏افزايد:
يكى از اساتيد عاليقدر كه اخيراً در دانشكده الهيات تدريس مى‏كرد و بدرود حيات گفت به نگارنده گفت: درباره آقاى شعرانى قولى است كه جملگى برآنند. و نقل شده كه در دوران عمر ـ جز مقدارى از آن را ـ تا يك بعد از نيمه شب به مطالعه و تحقيق و نگارش مى ‏پرداختند چنانكه خودشان هم به عبارت ديگر نگاشته‏ اند و در اين قسمت اخير بيمارى آن مرحوم، مطالعات و زحمات نسبتا كم شده بود ولى ادامه داشت و سعى داشتند در احياى معارف دين مقدّس اسلام و مذهب حقّه جعفرى اثنى عشرى به هيچ وجه، كوتاهى ننموده و كمال جديّت را بنمايند و در حدود سى سال در منزل و خارج از منزل، حوزه درس داشتند و سطوح را بتمامها خصوصاً جلدين كفاية الاصول مرحوم استاد المحققين حضرت آيت‏اللّه‏ العظمى آخوند ملاكاظم خراسانى را تدريس مى‏ فرمودند كه نگارنده در حدود بيست سال قبل [از زمان تأليف كتاب] در محضر درس كفايه ايشان شركت داشتم و اخيرا درسها در اثر بيمارى و ضعف تعطيل شده بود و فقط اسفار اربعه صدرالمتألهين شيرازى رحمة ‏اللّه‏ عليه را شبها در منزل تدريس مى ‏نمودند و ممكن بود گاهى در اثر تقاضاى طالبان فضيلت، درسى اضافه شود؛ زيرا تا آنجا كه در خور استطاعت ايشان بود اگر براى استفاضه در رشته ‏هاى مختلفه علمى و فنونى كه در آن تبحر داشتند به ايشان مراجعه مى ‏شد دست ردّ بر سينه كسى نمى ‏گذاشتند.
به گيتى بهتر از دانشورى نيست بجز دانش به گيتى مهترى نيست
سرى سخت و دلى ستوار بايد كه كار دين و دانش سرسرى نيست
بجز يك پرتو از انوار دانش فروغ آفتاب خاورى نيست

به گفته صاحب چهره درخشان (ص 11 ـ 16) اشتغالات علمى علامه شعرانى را پس از ادراك حوزه علميه تهران، قم و نجف و بازگشت ايشان به تهران در سه محور مى‏ توان خلاصه كرد:

الف ـ تبليغ
ايشان رهبرى روحانى قلب پايتخت كشور شيعه يعنى امامت جماعت مسجد ملا ابوالحسن ـ جدّشان ـ معروف به مسجد حوض نزديك بازار تهران را به عهده داشتند كه خود مرحوم ملا ابوالحسن مجتهد تهرانى آن را از املاك شخصى خود نقشه برداشته و به طورى كه نقل كردند ساخته است. در اين مسجد اعتقادات و احكام و اخلاق و معارف دينى را خود ايشان و نيز گويندگان مذهبى براى مردم بيان مى‏كردند و مرحوم شعرانى براى تجديد بناى مسجد خيلى زحمت كشيدند تا به صورت فعلى درآمد؛ ابوالحسن تأسيس و ابوالحسن تجديد بنا كرد.
ب ـ تأليف
آنچه آيندگان دست مايه قضاوت درباره آگاهى و ميزان دانش يك شخص قرار مى‏دهند نوشته ‏ها و انديشه‏ه ايى است كه از او بر جاى مانده است و در مورد علامه شعرانى و در اهميت آثار گرانسنگ قلمى ايشان به اين كلام از استاد آيت‏ اللّه‏ حسن حسن‏زاده آملى بسنده مى‏ كنيم كه فرمودند:
« آثار آيت اللّه‏ شعرانى را بايد در عداد كرامت به حساب آورد .»
آنچه در ذيل آمده فهرستى است از آن آثار جاويدان كه عمدتا از كتاب چهره درخشان نقل مى ‏كنيم:
1 ـ اصطلاحات فلسفى (فلسفه اولى يا ما بعد الطبيعة)
2 ـ تجويد قرآن مجيد.
3 ـ تحقيق و تصحيح جامع الرّواة كه به امر حضرت آيت‏اللّه‏ بروجردى اعلى اللّه‏ مقامه پس از زحمات و دقت كامل استاد به زيور طبع آراسته گرديد.
4 ـ ترجمه « الامام على صوت العدالة الانسانيه » با انتقاد از لغزشهاى نويسنده آن.
5 ـ ترجمه رساله علوم و صناعات فارابى(ناتمام).
6 ـ ترجمه نفس المهموم مرحوم محدث متبحر حاج شيخ عباس قمى اعلى اللّه‏ مقامه به نام دمع السّجوم كه احاطه استاد را در طرز ترجمه و تحقيق در تاريخ نشان مى ‏دهد .
7 ـ ترجمه و شرح دعاى عرفه حضرت اباعبداللّه‏ الحسين عليه ‏السلام كه با كتاب فيض الدموع مرحوم بدايع ‏نگار چاپ شده است.
8 ـ ترجمه و شرح مفصل صحيفه كامله سجاديه به فارسى كه با پنجاه صفحه ملحقات به طبع رسيده و در دسترس است.
9 ـ ترجمه و شرح منظومه مرحوم حاجى سبزوارى به فارسى (ناتمام).
10 ـ تصحيح كتاب « ابى الجعد » يا « مسند الرضا » يا « صحيفة الرضا عليه‏السلام » به روايت شيخ طبرسى؛ اين كتاب همراه با نثر اللئالى و طب الائمة به امر آيت ‏اللّه‏ بروجردى(ره)، در سال 1377 ق به چاپ رسيد.
11 ـ تصحيح و حواشى مفيد بر تفسير صافى در 2 جلد.
12 ـ تعليقات بر شرح اصول كافى ملا صالح مازندرانى در 12 جلد كه خيلى مورد توجه اهل نظر است.
13 ـ تعليقات بر وسائل الشيعه كه از جلد شانزدهم تا بيستم آن به چاپ رسيده است.
14 ـ تعليقات و حواشى بر تفسير كبير منهج ‏الصادقين اثر ملا فتح ‏اللّه‏ كاشانى در 10 جلد .
15 ـ تعليق و جمع حواشى كتاب وافى مرحوم فيض كاشانى در سه جلد.
16 ـ تعليقاتى بر « زيج بهادرى » كه البته تعليقات آن اندك است امّا شاگرد برجسته و وارسته ايشان استاد آيت اللّه‏ حسن حسن‏زاده آملى يك دوره كامل آن را شرح كرده ‏اند.
17 ـ تعليقات بر كتاب « محمد (ص) پيامبر و سياستمدار » ، تأليف پروفسور مونت گمرى وات انگليسى .
18 ـ تعليقه و مستدرك تشريح الافلاك در اشاره به هيئت جديد موافق با زيج هندى. 19 ـ جلد اول و سوم « نفائس الفنون و عرائس العيون » با تصحيح و مقدمه و حاشيه بر آن.
20 ـ چند كتاب مستقل فقهى به فارسى درباره طهارت، صلاة ، اطعمه و ديات .
21 ـ تحشيه رسائل شيخ اعظم انصارى عليه الرحمه به فارسى.
22 ـ حاشيه بر ارشاد القلوب ديلمى؛ اين كتاب بيشتر يكى از متون درسى حوزوى در دفن اخلاق به شمار مى ‏رفت؛ از اين‏ رو مرحوم شعرانى آن را احياء و تصحيح كرد و بر آن حواشى سودمندى نگاشت.
23 ـ حاشيه بر مجمع‏ البيان در ده جلد با تصحيح و اعراب اشعار و توضيح آنها.
24 ـ حاشيه كبيره بر قواعد.
25 ـ راه سعادت (اثبات نبوت خاتم الانبياء (ص) و حقانيت دين اسلام) .
26 ـ رساله در شرح «نشكوك الصلاة من العروة الوثقى.»
27 ـ رسالة في الدرايه.
28 ـ رساله‏اى در اعتقادات، مانند اعتقادات صدوق و مفصلتر از آن كه در ابتداى شرح اصول كافى چاپ شده است.
29 ـ شرح تبصره علاّمه حلّى اعلى اللّه‏ مقامه كه متن فقهىِ مستقل، عالى و با ديدى جديد و نو از نظر مسائل روز به فارسى است در دو جلد.
30 ـ شرح تجريد در علم كلام به فارسى كه شرح الشرح است و بيان دو عالم بزرگ خواجه نصيرالدين طوسى قدس اللّه‏ سرّه و شاگرد عاليقدرش علامه على الاطلاق قدّس سرّه الشريف.
31 ـ شرح كفايه در اصول بر طريقه «قال ـ اقول» كه اكتفا كرده‏ اند بر تفسير مقاصد آن به عبارت واضح و روشن نظير شرح شمسيه.
32 ـ فقه فارسى مختصر كه به صورت تعليمات دينى منتشر گرديده است.
33 ـ كتاب « المدخل إلى عذب المنهل » در اصول.
34 ـ كتابى در تراجم(چاپ نشده).
35 ـ متجاوز از 60 نوع قرآن به قطعهاى مختلف كه با دقت نظر استاد در خود آيات و ترجمه آنها و تصحيح و اعراب‏گذارى و رسم‏الخط طبق منابع و مآخذ معتبرى كه در دسترس داشتند.
36 ـ مقدمه بر كتاب وقايع السنين و الاعوام مرحوم سيد عبدالحسين خاتون آبادى . 37 ـ مقدمه و تصحيح منتخب التواريخِ مرحوم ملا هاشم خراسانى.
38 ـ مقدمه و تصحيح و تحقيق در مطالب « كشف الغمه » و شرح حال مؤلف آن على بن عيسى وزير.
39 ـ مقدمه و تصحيح و تعليقات بر « روضة الشهداء » تأليف ملا حسين واعظ كاشفى . 40 ـ مقدمه و حواشى و تصحيح تفسير ابوالفتوح .
41 ـ مناسك حج مشتمل بر واجبات حج تمتع و عمره و اقسام حج كه با حواشى 9 نفر از مراجع تقليد چاپ و منتشر گرديد.
42 ـ نثر طوبى يا دائرة المعارف لغات قرآن مجيد به ترتيب حروف تهجّى كه جامع و بى ‏نظير است و چنين خدمتى سابقه نداشته است.
43 ـ هيئت فلاماريون كه از فرانسه به فارسى ترجمه كرده‏اند و احاطه استاد را به زبان علمى فرانسه نشان مى ‏دهد.

وفات
آيت اللّه‏ شعرانى در اواخر عمر دچار ضعف و نقاهت و بيمارى قلب و ريه شدند و زير نظر طبيب بودند و چون بيمارشان شدت يافت براى معالجه به آلمان رفتند و در بيمارستانى در شهر هامبورگ بسترى گرديدند لكن معالجات سودى نبخشيد و شب يكشنبه هفتم شوال المكرم 393 (12 / 8 / 52) سى و پنج دقيقه بعد از 12 نيمه شب در بيمارستان بدرود زندگى گفتند و روز چهارشنبه جنازه به تهران حمل شد و قبل از ظهر روز پنجشنبه تشييع جنازه گرديد و در جوار حضرت عبدالعظيم حسنى عليه‏السلام روبروى باغ طوطى، مقبره خانوادگى زمردى به خاك سپرده شد اعلى اللّه‏ مقامه و رفع في فراديس الجنان اعلامه.


متن اخیر از  سایت بارگاه حضرت عبدالعظیم حسنی  نقل شده است

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved