دوشنبه, 23 مهر 1397 12:24

مسجد جامع فهرج ,قدیمی ترین مسجد ایران

 قرن اول هجری و با معماری ساسانی در فهرج از توابع مهریز در یزد

 

 1- مقدمه

مسجد جامع یا كهن فهرج، مربوط به قرن اول هجری و با معماری ساسانی در فهرج از توابع مهریز در یزد.   در بهار گذشته، وزارت فرهنگ و هنر به نگارنده ماموریت داد تا آثار باستانی منطقه یزد را بررسی كند. در راه بازگشت از بافق، مناره گلین فهرج در میان دشت خشك و پهناور كویر، نظر مرا به خود جلب كرد. راه خود را گرداندم و برای بازدید آن، وارد آبادی شدم.   در پای مناره، گروهی از مردم فهرج گرد آمده بودند؛ و چون دانستند كه با آثار باستانی سر و كار دارم، برای ساختن مسجدی تازه به جای مسجد جامع كه به نظر ایشان كهنه و فرسوده شده بود، از من یاری و نظر خواستند و مرا به درون مسجد بردند.   در نخستین برخورد، اثری دست نخورده و اصیل از معماری باشكوه ساسانی كه با خشت های بزرگ یك ارش در یك ارش ساخته شده بود و نمایی از سیمگل داشت، پیش چشمم جلوه گر شد. گچبری های درهم و شكنجی آن كه گهگاه از زیر اندود های كاهگل، خونمایی می كرد، مرا به گمان انداخت كه مگر معبد یا كوشكی از روزگار ساسانیان است كه بعد ها با تغییراتی تبدیل به مسجد شده است؛ به خصوص كه محراب اصلی آن الحاقی و تازه ساز می نمود. و با همین پندار دست به كار بررسی و عكسبرداری از آن شدم و به مردمی كه می خواستند به جای این اثر نفیس، بنایی تازه بسازند، اهمیت فوق العاده آن را توضیح دادم تا از این كار منصرف شوند.  

2- بررسی از دیدگاه معماری

پس از بررسی بیشتر، با توجه به طرح مجموعه و وضع و موقعیت حیاط و شبستان و صفه ها، مسلم شد كه این بنا، اثری اسلامی است و از روز نخست، برای مسجد ساخته شده و مانند مسجد صدر اسلام، چنانچه از كتب اخبار بر می آید، دارای طرحی ساده و بی پیرایه می باشد و شاید نخستین مسجدی باشد كه تاكنون در خاك ایران شناخته شده است.   با توجه به آذین پیشان شبستان مسجد خصوصاً تزیینات گچبری شكنجی و پیچك های آن، كه بیننده را بی اختیار و ناخودآگاه به یاد كاخ تیسفون می اندازد، به نگارنده حق خواهند داد كه در نخستین دیدار، این اثر را بنایی ساسانی بداند؛ به خصوص كه مناره آن كه شاید در قرون چهارم و پنجم به آن الحاق شده، با خشت های كوچكتر ساخته شده و آغاز راه پله و در ورودیش به آن می ماند كه هنوز هم خوب به مسجد نچسبیده و جای خود را باز نكرده است.   طرح اصلی مسجد، بسیار ساده است؛ حتی نسبت به تاریخانه دامغان. شبستانی با ده دهانه دارد كه دهانه میانی، بزرگتر از دو دهانه چپ و راست است و باز، دهانه های آخرین كه دنباله ایوان های شرقی و غربی است، دهانه ای بزرگتر دارد. قوس ها، همه ناری (بیضی) است و طاق ها نیز ناوی و آهنگ (كوره پوش) است و بر خلاف تاریخانه دامغان و شبستان زیرزمینی جامع سمنان، كوشش نشده است تا با پوشش، چهاربخش كوتاهتر شود و مانند بنا های پیش از اسلام، بلندی و افراز شكوهمندی دارد. حیاط و صحن كوچك مسجد، از جنوب، به سه دهانه شبستان و از شرق و غرب، هر یك به دو دهانه ایوان محدود می شود و بر جانب شمال آن، چهار صفه است كه با درگاه هایی كه فعلاً مسدود شده، به هم راه داشته است.   پوشش صفه ها، شكل بسیار ساده و ابتدایی نیم گنبد است؛ كه بعد ها در سردر اصلی اغلب آثار اسلامی ایران، با شكوه و زیبایی هرچه تمامتر دیده می شود. ولی در اینجا روی دو ترنبه بسیار ساده، گریواری با چفت زده اند و بلافاصله نیم گنبد ساده روی آن ساخته شده؛ درست مانند اینكه یكی از گنبد های ساسانی را نصف كرده باشند. در این صفه ها، جای دو درگاه اصلی كه فعلاً با تیغه بسته شده، هنوز به جای است و بی گمان می توان پذیرفت كه ورودی اصلی مسجد در اینجا بوده است. درگاه، مانند درگاه های ساسانی، همه دارای چانه است؛ یعنی پاكار طاق و چپیله سر درگاه، كمی از جرز های دو سو پس نشسته است و این وضع، عمومیت دارد.   در روی نمای حیاط، چند طاقچه و كاو، با طاقی شكنجی (دالبری) دیده می شود كه بعداً در مسجد «علاقوندی» در فهرج و همچنین در مسجد كهن مهر آباد ابرقو كه خود یكی از كهن ترین مساجد ایران است، با طرحی پروانه ای در ترنبه ها به كار رفته است و به وضوح، اصل و مبدا قوس های شكنجی مغرب و آندلس را نشان می دهد. جای محراب اصلی شبستان، نخست، فرورفتگی راست گوشه ای بوده است كه بعد ها محراب كاهگلی در درون آن كنده اند كه دخل و تصرفی بسیار زشت است و باز هم بر روی دیوار های شبستان و ایوان، از این گونه كاو ها دیده می شود كه مواجه با قبله نیست.   یكی از مشخصات جالب این مسجد، نقش در های ساسانی است كه با گچ، بر روی دیوار شرقی ساخته اند و به نظر می آید چون نصب در های مجلل و آراسته در بنا های صدر اسلام معمول نبوده، معمار باذوق مسجد خواسته است سندی از در های زیبای كهن به دست آیندگان بدهد.   ورودی اصلی مسجد، فعلاً در كنار مناره است و چندان كهن نیست و گمان می رود همزمان با الحاق منار، احداث شده باشد و مستقیماً به شبستان باز می شود؛ ولی علاوه بر منار و سردر، دو اطاق در قسمت غربی مسجد وجود دارد كه معماری آن قدیمی است و با توجه به مصالح آن به نظر می آید كه همزمان با ساختمان مسجد، ساخته شده است. در تاریخانه دامغان هم، نظیر این شبستان زمستانی هست كه فعلاً بدون پوشش می باشد و جای تهرنگ آن نمایان است.   پوشش این دو اطاق طاق ناوی آهنگ (كوره پوش و لوله ای) است و ویرانه اطاق دیگری، در كنار دیوار شمالی یا همان ورودی قدیم مسجد نیز موجود است كه پیش از كاوش دقیق، نمی توان درباره آن اظهار نظر كرد.   معماری مسجد، بجز طرح اصلی كه چیز تازه ای است، كاملاً ساسانی است و حتی زغره ها و ستونك های چهار گوشه جرز ها و سرستون ها و درگاه ها و آرایش ها، همه، به سبك معماری پیش از اسلام ایران است و با معماری تاریخانه دامغان و شبستان زیرزمینی جامع سمنان تفاوت بسیار دارد.   در دو بنای دامغان و سمنان، سعی شده است تا طاق ها، كوتاهتر بشوند و به همین مناسبت شاید برای نخستین بار، از طاق های چهار بخش كم خیز استفاده شده، در صورتیكه طاق مسجد فهرج ارتفاع چشمگیری دارد و هیچگونه تلاشی را كه می بایست قاعدتاً برای سبك كردن و مردموار كردن بنا به كار رود، دیده نمی شود و همچنان، چون بنا های پیش از اسلام ایران، شكوهی غرور آمیز دارد؛ ولی طرح آن ساده تر از تاریخانه است. شبستان تابستانی تاریخانه، دارای هفت دهانه در سه دهانه است؛ در صورتیكه مسجد جامع فهرج فقط پنج دهانه در دو دهانه دارد. به همچنین، در حیاط تاریخانه، تعداد دهانه ایوان های شرقی غربی از آن جامع فهرج كه دو دهانه در هر طرف دارد، بیشتر است و طبعاً شكوه بیشتری دارد. قوس های تاریخانه و شبستان كهن جامع سمنان، به جناغی نزدیك شده؛ ولی قوس های جامع فهرج، هنوز ناری كامل است و بالاتر از همه، پوشش و آرایش پیشانی طاق ها، كوچكترین تفاوتی با بنا های ساسانی ندارد.   نمای درونی مسجد فهرج و منار آن؛ به گمان زیاد این مسجد، اولین مسجدی باشد كه در ایران ساخته شده باشد.

 

 

3- بررسی از دیدگاه تاریخی

«ابو اسحاق ابراهیم اصطخری» در كتاب «مسالك و ممالك» خود، ناحیه یزد را بزرگترین ناحیه اصطخر خوره یا كوره اصطخر یاد می كند و چهار شهر بزرگ این ناحیه را به ترتیب كثه، میبد، نایین و فهرج نام می برد. در جاییكه فاصله شهر ها را می گوید، از فهرج به كثه را پنج فرسنگ و فاصله آنرا تا آبان،   بیست و پنج فرسنگ می نویسد. در سایر كتب مسالك هم كمابیش همین گونه است و اغلب آنها از اصطخری نقل كرده اند؛ چون، برای نواحی فارس و نزدیك آن، اصطخری كه خود از مردم فارس بوده، مدارك معتبری دارد. نیز، اصطخری می گوید كه سه شهر از این چهار، مسجد جامع دارد؛ ولی پس از آن، چهار شهر بهره و كثه و میبد و نایین را یاد می كند: "یزد، بزرگتر نواحی اصطخر باشد؛ سه جایگاه مسجد آدینه دارد: كثه و میبد و نایین و بهره." در متن عربی اصطخری، به جای بهره، فهرج نوشته؛ ولی مترجم كه از نثر روانش معلوم می شود از مردم همان حدود بوده، نام مصطلح محل را در حدود قرن چهارم و پنجم، «بهره» نوشته است.   «كثه»، شهرقدیم ناحیه یزد و كرسی آن ولایت بوده است. ویرانه های آن در زیر ریگ روان، پنهان است. بعضی، این شهر را با شهر كنونی یزد، یكی می انگارند ولی شهر فعلی یزد، از آغاز قرن پنجم، رو به آبادی می رود و جای كثه را می گیرد.   در كتب فرهنگ و لغت نامه ها، در برابر نام «فهرج»، نوشته شده كه این نام صورت معرب «بهره» است و سه شهر، یكی در عراق، دیگری در بلوچستان و سومی هم كه معروف است، همان بهره یا فهرج یزد از ناحیه یزد اصطخر خوره است و چنانچه می دانیم، فهرج در بخش سریزد واقع شده و در واقع دروازه ناحیه یزد است.   نمای سرو قدیمی ای كه در حیاط شهدای فهرج است؛ قبور در دو اطاق متصل به هم قرار دارد و مورد طواف و نذورات و صدقات و زیارت مردم است؛ قبر ها متعلق به فرماندهان و سپاهیان لشكر اول اعراب می باشد.   در هر صورت، اگر فهرج را معرب بهره یا پهرشت، پهله یا فهله هم بدانیم، همه را می توان نامی از برای پناهگاه و محل اجتماع و بالاخره شهر و خانه و آبادانی دانست. چه نظایر این نام، كثه، آوه، شبستان، چپر و جز آن نیز همه تقریباً معنای سرپوشیده و نهانخانه و پناهگاه می دهد.

سپاه اعراب در نبرد اول پس از پیروزی نسبی، به دنبال دستگیری یزدگرد سوم راهی خراسان شد كه در بیابان های مركزی ایران به علت تفاوتی كه با بیابان های عربستان دارد، راه و آب گم كرد و بازگشت و به زحمت خود را به فهرج از توابع مهریز در یزد رساند.  

 

 

4- بررسی از دیدگاه جغرافیایی

پیش، گفتیم كه این اثر را از لحاظ سبك معماری و طرح، می توانیم كهنترین مسجدی بدانیم كه در ایران زمین ساخته شده است؛ و كافی است كسی كه با معماری ایران، آشنایی اندكی داشته باشد، طرح ها و تصاویر آن را ببیند و بی هیچ شرح و تفسیری، این حقیقت را دریابد. با این همه، از لحاظ تاریخی هم با مقایسه آنچه در كتب تاریخی و جغرافیایی آمده، می توانیم این نظر را مدلل كنیم. چنانكه پیش از این یاد شد، اصطخری، مورخ و جغرافیا نویس میانه سده چهارم، می گوید: "سه شهر ناحیه یزد مسجد دارد." و آنگاه نام چهار شهر كثه، میبد، نایین و بهره یا در متن عربی، فهرج را می آورد.   نقشه راه و مكان چهار شهر بزرگ شهرستان یزد از استان اصطخر یعنی كثه (یزد)، میبد، نایین و فهرج كه به گفته اصطخری در مسالك و ممالك صاحب مسجد جامع نیز می باشند.   كثه مركز یزد كه اكنون در دل ریگ های روان پنهان شده، به گفته اصطخری، مسجد جامع و منبر دارد؛ یعنی امیر نشین است. و باز به گفته هم او، دو در آهنین دارد، یكی باب المسجد و دیگری دروازه ایزد یا شاید یزد. مسجد جامع نایین را هم می شناسم؛ كه قسمت اصلی و كهن آن مسلماً در زمان اصطخری وجود داشته و شاید قسمت های نوی آن در آن زمان وی یا پس از آن الحاق شده است. می ماند یك شهر دیگر از چهار شهر ناحیه یزد كه باید یا میبد یا فهرج باشد. ولی در میبد، مسجدی كهن كه بتواند در زمان اصطخری وجود داشته باشد، سراغ نداریم.  

5- موخره

مسجد جامع فهرج، اكنون به ثبت تاریخی رسیده است و امیدواریم با كاوش هایی كه در پیرامون آن به عمل خواهد آمد، چیز های تازه و ارزنده ای به دست آید و گوشه ای از تاریخ تاریك معماری ایران را در سده های نخستین هجری، روشن كند. ناچار به توضیح است كه مسجد جامع فهرج در زیر خاك پنهان نبوده كه مثلاً نگارنده آن را كشف كرده باشد و یا بنا بر بعضی نوشته ها، آنرا بزرگترین كشف باستانشناسی بداند بلكه بنایی بوده است كه دیگران نیز بار ها دیده و شاید به قدمت بسیار آن هم پی برده باشند؛ منتهی نگارنده بنا به اقتضای شغل و حرفه خود، حد قدمت آنرا بر حسب تصادف شناخته و آنرا آورده است.

---------

منبع:www.sedayemohandes.ir

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved