دوشنبه, 30 بهمن 1396 17:39

تذکّراتی دربارۀ ماه مبارک رمضان

مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی تهرانی(ره)

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

    «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ؛ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ‏ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ»؛[1]  

مقدّمه  

اين‌طور كه در نوشته‏های من وجود دارد، حدود پنج سال گذشته، در ماه مبارك رمضان، بحث دعا را شروع کرده‏ام؛[2] و يك بحثي در دعا است كه من درباره آن بحث نكرده‏ام. ان‏شاءالله، اگر خدا توفيقي عنايت كند مي‏خواهم آن بحث را مطرح كنم.

 ماه مبارک رمضان ماه نزول و صعود است!  

قبل از آنكه وارد بحث شوم اين مطلب را عرض مي‏كنم كه به تعبير اهل معرفت، ماه مبارك رمضان، ماه سلوك الي‏الله‏تعالي است، دار ضيافت الله است. تعبيرات مختلفي در اين باب وجود دارد. ماه مبارك رمضان، ماه فرود و نزول و ماه صعود است. نزول و فرود، يعني كلام الهي از مصدر وحي نازل مي‏شود و از ناحيه ربّ به سوي عبد فرود مي‏آيد، خداوند با بندگانش سخن مي‏گويد. لذا قرآن، در ليله‏ي قدر كه ماه مبارك رمضان است بر قلب مقدّس پيغمبراكرم نازل شد. لذا ماه نزول كلام الهي به سوي بندگانش است. از آن طرف ماه صعود هم است، يعني ماهي است كه ربّ به عبدش اجازه داده است كه بدون حجاب با او سخن بگويد و آنچه كه مورد نظرش است در تمام امور دنيوي و اخروي، با خدا و ربّش در ميان بگذارد.   ماه‏هاي ديگر هم همين‏طور است، امّا خصوصيّت اين ماه اين است كه در اين ماه بررسي كردن دعاها عند الرّب هيچ توقّفی ندارد و تسريع در اجابت صورت می‌گیرد. من در گذشته این بحث را گفته‏ام و نمي‏خواهم وارد اين بحث بشوم. لذا اهل معرفت، از قرآن به قرآن نازل تعبير مي‏كنند و از دعا به قرآن صاعد تعبیر می‏کنند و مي‏گويند: دعا هم قرآن است؛ امّا قرآن صاعد است. قرآن کریم از ناحيه ربّ نزول پيدا مي‏كند و دعا از ناحيه‏ي عبد به سوي مولايش صعود پيدا مي‏كند. پس این ماه، ماه راز و نياز است؛ ماه گسستن از سوي ربّ است و پيوستن به ربّ است؛ اصلاً ما هر تعبيري نسبت به ماه مبارك رمضان كنيم باز هم نارسا خواهد بود.

 ثواب قرائت هرآیه از قران در ماه مبارک  

لذا اگر شما به رواياتي كه در ماه مبارك رمضان وارد شده مراجعه كنيد، می‏بینید که به دو چيز زياد سفارش شده است؛ يك، قرائت قرآن كه در روايت دارد، از نظر اجر هر آيه‏اش با يك ختم قرآن در ماه‏هاي ديگر معادل است؛ يعني اگر يك آيه در ماه ‏مبارك رمضان بخواند، اجر و ثوابش با يك ختم قرآن از اوّل تا آخر، در ماه‌هاي ديگر معادل است. اين اختصاص به ماه مبارك رمضان دارد و ما روايات زيادی در این‏باره  داريم. من در گذشته‏ هم به اين روايات اشاره كردم كه «لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ رَبِيعٌ، وَ رَبِيعُ‏ الْقُرْآنِ‏ شَهْرُ رَمَضَان‏»؛[3] هر چيزي بهاري دارد و بهار قرآن ماه مبارك رمضان است. لذا به آن خيلي سفارش شده است.  

ماه رمضان، برجسته‌ترین ماه است!  

در روايتي است از امام‏صادق(صلوات‏الله‏عليه) وقتي ايشان ماه‌ها را تعريف مي‏فرمايند: «فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ»؛ ماه رمضان، برجسته‏ترين شهر است. «وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ»؛ تا اينكه مي‏فرمایند: «فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآنِ»؛[4] با قرآن به استقبال این ماه بروید!  

سفارش به دعا و استغفار در ماه مبارک  

 از طرف دیگر به دعا خیلی سفارش شده است که در این ماه زیاد دعا کنید. مثلاً راجع‏به قرآن صاعد در روايات داريم که علي(عليه‏السّلام) مي‏فرمايد: «عَلَيْكُمْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِكَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاءِ»؛[5] در ماه رمضان زیاد دعا و استغفار کنید. يا در آن خطبه‏اي كه پيغمبراكرم قبل از ماه مبارك رمضان خواندند، آمده که حضرت فرمودند: «دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ»؛[6] همين تعبيري بود كه من الآن كردم، كه در ماه مبارك رمضان حجابی در كار نيست و تمام حجب برطرف مي‏شود.

  خدا در ماه مبارک رمضان هر گره کوری را باز می‌کند!

  اينكه گفتم: بررسي دعاهاي ما در این ماه، هيچ معطّلي ندارد، برای همین است؛ تسريع در اجابت هم بعد از آن مطرح است. اگر من اين تعبير را عرض كنم، تعبير ساده و پائيني است ولي خوب است، عبد، هر گره كوري كه داشته باشد، در ماه مبارك رمضان با ربّ خود در ميان بگذارد، آن را باز مي‏كند.  

ماه رمضان، ماهِ باز شدن درهای آسمان‌ها!  

ما در روايات داريم كه شب اول ماه مبارك رمضان، درهاي آسمان‏ها باز مي‏شود و تا آخرين شب‏ ماه مبارك رمضان بسته نمي‏شود. ما در این زمینه روايات متعدّدی داريم. اين اشاره به همين معنا است که حجب برطرف مي‏شود و كنار مي‏رود. حالا ممكن است این تعبير کوتاه باشد؛ ولی گویا این‏طور است که من نشسته‏ام و دارم با خداي خود حرف مي‏زنم، او هم حاضر است و دارد به حرف‏های من گوش می‏کند. اگر من او را نمي‏بينم، او من را مي‏بيند. اگر من حرف‌هاي او را نمي‏شنوم، او حرف‌هاي مرا مي‏شنود. چه‏بسا من نتوانم دردهاي خودم را درست بگويم، ولي او بهتر از من بداند.   پس از ماه رمضان غفلت نكنيد! از نظر عظمت اين ماه آن‏قدر بالا است که همه اوليای خدا(صلوات‏الله‏عليهم‏اجمعين) راجع‏به آن سفارش كرده‏اند.

 سیر پُر خطر انسان

  امّا بحث اصلی؛ من يك مقدّمه مي‏گويم و بعد وارد بحثم می‌شوم. انسان، وقتي در اين عالم مي‏آيد، بايد مسیری را بپیماید و سيري كند تا از اين عالم، بيرون رود و به عالم ديگر منتقل شود. اين يك بُعد انسان است. انسان اين‏طور است که اگر بخواهد بُعد معنوي و انساني‌اش شكوفا شود، بايد سير كند، يك راهي است که بايد آن را طي كند تا بعد معنوی‏اش شکوفا شود.   امّا مشكل از كجا است که او موفّق به چنین سیری نمی‏شود؟ مشكل اينجا است كه اين راه پر از پرتگاه است و انسان هر قدمي كه برمي‏دارد، بايد مراقب باشد که واژگون نشود. سراسر اين راه، يعني از آن زماني كه من به قوّه‏ي تميیز و عقل مي‏رسم، تا زماني كه از اين دنيا چشم مي‏بندم، بايد در اين راه حركت كنم، راه پر از خطر و همه‏اش پرتگاه است.

  بهترین پناهگاه خدا است!  

حالا عقل چه اقتضا مي‏كند؟ عقل مي‏گويد: كسي كه قدم در راهي گذاشته كه پر از پرتگاه است، پناهگاه مي‏خواهد كه هر وقت احتمال داشت که بلغزد و واژگون شود، بتواند به آن پناهگاه تكيه كند، آن را بگيرد و خود را نجات دهد. چاره‏اي جز اين نيست.   در بين پناهگاه‏ها، پناهگاه‏هاي مادّي هيچ بُردی ندارد. یعنی پول، نمي‏تواند تو را نجات دهد؛ رياست، نمي‏تواند تو را از هلاکت رهایی بخشد. مسلّماً نجات و رهایی با پول و ریاست به‏دست نمی‏آید. اگر بخواهی با پول و ریاست پیش بروی، اصلاً نمي‏گذارند که در اين راه قدم برداری؛ همان‌جا جلويت را مي‏گيرند! پس هيچ ابزار مادّي، نجات بخش انسان از اين پرتگاه‏ها نيست. پس باید به‏سراغ بُعد معنوي رفت.   ما فقط يك پناهگاه داريم كه تنها او ما را از خطرات ایمنی می‏بخشد و آن‏هم خدا است. او هم نسبت به پرتگاه‏هاي معنوي و هم نسبت به پرتگاه‏هاي مادّي، پناه ما است. اینکه ما در زندگي دنيايي خودمان، اين‌قدر حوادث مادّي به سراغ‌مان مي‏آيد، و به چه‏كنم چه‏كنم‌ مي‏افتيم و راه به جايي نمي‏بريم، تنها راه نجاتمان خدا است؛ نه پول مشكل‏گشاي من است و نه رياست. حتّي در بُعد مادّي هم همین‌طور است که این ابزار کارآمد نیستند و مشکلی را برطرف نمی‏کنند. يك پناهگاه هست و آن پناهگاه هم در اين جمله خلاصه شده است؛ «لا حَولَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِالله»! هيچ پناهگاه و نيرويي نيست، مگر از ناحيه‏ي او! هيچ موجودي، نجات‌بخش من و تو نيست؛ چه در مشكلات مادّي و چه در مشكلات معنوي جز او. يگانه پناهگاه همه، خدا است.

 سلاح مؤمن دعا است

   شما نگاه كنيد در بين روياتي كه ما در باب دعا داريم، چه‌قدر سفارش شده است: «سِلاحُ المُؤمِن الدُعاء»؛[7] ابزار و وسيله‏ مؤمن، دعا است. « الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ»،[8] «الدُّعَاءُ مِفْتَاحُ الرَّحْمَةِ وَ مِصْبَاحُ الظُّلْمَةِ»،[9] « وَ لَا يُهْلَكُ مَعَ الدُّعَاءِ أَحَدٌ»؛[10] علي(عليه‏السّلام) فرمود: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَرْضِ الدُّعَا»؛[11] محبوب‏ترین کار نزد خدا دعا کردن است. مثل اينكه اینجا كار تمام شد.

  مقایسه ارزشی بین دعا و نماز

  من در گذشته بحثي در باب مقايسه ارزشي بين دعا و نماز داشته‏ام که نمي‏خواهم آن را تكرار كنم. ما در عبادات بالاتر از نماز نداريم. شكّي در اين نيست. در بين اعمال عبادي، بهتر از نماز نداريم. امّا وقتی که برخی افراد از امامان ما سئوال مي‏كند که اگر من دعا كنم ثواب بيشتري دارد يا نماز مستحبّي بخوانم؟ حضرات مي‏فرمايند: برو دعا كن! حالا يك روايت بخوانم که قبلاً هم، آن را خوانده‏ام: «رُوِيَ أَنَّ رَسوُلَ‏الله(صَلي‏الله‏عَلَيهِ‏وَ‏آله‏وَسَلَّم): الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ»؛[12] هر عبادتي انجام بدهيم، نوعی دعا است؛ حتّي نماز هم از اوّل تا آخر، دعا و سخن گفتن با ربّ است. حتّي سوره‏هاي انتخاب شده در نماز نیز غالباً دعا است. در سوره‏ي حمد می‏گوییم: «اِهدِنَاالصِّراطَ المُستَقيم»؛ آیا این دعا نیست؟! صلوات‏هايي كه مي‏فرستيم، استغفارهایی که می‏کنیم، همه‏اش دعا است.  

درخواست جلب منفعت و دفع ضرر

  بحث دعا اين است كه انسان از مطلق گرفتاري‌هايش، به خدا پناه مي‏برد. چه گرفتاري‌هاي مادّي و و چه گرفتاری‏های معنوي؛ هر چه مي‏خواهد باشد. من در اينجا يك تقسيم‏بندي مي‏كنم كه ‏وارد بحث شوم؛ دعا، نسبت به معارف‌مان هم درخواست منفعت از خدا است و هم درخواست دفع و رفع ضرر از او است. ما از این درخواست به جلب منفعت و رفع ضرر تعبير می‌کنند. حالا منفعت یا ضرر، معنوي باشد یا مادّي، فرقي نمي‏كند. دعاهاي ما بر محور اين دو چیز است. ما از خدا درخواست كنيم منفعت به سوي ما جلب شود و ضرر از ما دفع شود، همين.  

تقاضای دفع منفعت، لعن است

  حال در اينجا قضيه را عكس كنیم؛ اگر ما از خدا دفع منفعت را بخواهم؛  یعنی بخواهیم که منفعت به ما نرسد، يا جلب ضرر را بخواهیم که او به ما ضرر بزند، آیا این هم دعا است؟! بله؛ اين دو تا هم دعا و درخواست است. دعا يعني «درخواست از خدا» که اين دو تا هم دعا است.[13] اسم اوّلي لعن است. دفع منفعت، لعن است. «اَللّهُمَّ العَن فُلان»؛ يعني خدايا اين را از رحمت خود دور كن. يعني رحمتت را به او نرسان، به اين دفع منفعت مي‏گويند.[14]  

تقاضای جلب ضرر، نفرین است

  دوّمي: تقاضاي ضرر است، اين لعن نيست؛ اين عبارت از نفرين است. اين خودش يك بحثي است. من حالا نمي‏خواهم وارد اين جهت از بحث شوم. چون بحث من اساساً يك چيز ديگري است. راجع به انبياء و اولياء است كه ما آيات زيادي در قرآن داريم،  نسبت به معجزات انبياء و اولیا، كه در آنجاها ما مي‏بينيم اين مسائل مطرح است كه من انشالله اين را بعد مي‏خواهم بحث كنم.  

پناهگاه اصلی، خدا و اولیای خدا است

  و امّا اينكه عرض كردم دنيا پر از پرتگاه است و انسان محتاج به پناهگاه است. در اين مسير پر از پرتگاه، در اينجا پناهگاه اصلي خدا است «لا حَولَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللهِ العَليِّ العَظيم»؛ امّا «اِلّا بِاللهِ»؛ در آن دارد. ما مي‏بينيم پناهگاه او است. امّا پناهگاه‌هايي هم خدا به ما معرفي كرده كه در ربط با خدا هستند. و آنها هم دستگيري مي‏كنند. و آن اولياء خاصّ خدا هستند. اينها هم پناهگاه ما هستند.  

حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) پناه معصومین!  

امّا باذن الله، مثل معصومين(صلوات‏الله‏عليهم‏اجمعين) كه در بين آنها، من معمولاً شب اوّل به سراغ آن پناهگاهي مي‏روم كه خود معصومين هم پناه به او مي‏بردند. اين خيلي مهم است. خود معصومين يعني أئمّه به او در مشكلاتشان پناه مي‏بردند. او زهرا(سلام‏الله‏عليها) است كه در روايتي راجع به امام‏باقر(صلوات‏الله‏عليه) نقل شده است که وقتی مشكلی برای حضرت پيش مي‏آمد ايشان بلند مي‏گفتند: «يا فاطِمَه!». اين پناه بردن است.

  ذكر مصيبت

  خيلي ملتمس دعا هستم! بياييد شب اوّل از زهرا(سلام‌الله‏عليها) آنچه را كه در عرض یک ماه مي‏خواهيم همين امشب از او بگيريم. يا زهرا ما كم صبريم. ما صبرش را نداريم. امشب يك نظري به ما بفرما. ابن‏عباس نقل مي‏كند، مي‏گويد: هنگام وفات پيغمبراكرم ديدم پيغمبراكرم، هاي‌هاي گريه مي‏كند، اشك به صورتش جاري است و از محاسنش سرازير شده؛ پرسیدیم: يا رسول‏الله سبب گريه‏ي شما چيست؟ فرمود: گريه مي‏كنم براي فرزندانم و آنچه كه اين امّت بعد از من به آنها روا مي‏دارند. بعد حضرت، انگشت مباركش را به سوي دخترش اشاره كرد و فرمود: «كَأنّي بِفاطِمَه»؛ گويا دخترم فاطمه را دارم مي‏بينم كه به او ظلم و ستم شده، او دارد منِ پدر را صدا مي‏زند و احدي از اين امّت او را اعانت نمي‏كند!   كجا بود كه زهرا صدايش بلند شد: «يا اَبَتاه»؛ آيا بين در و ديوار بود؟ يا زماني بود كه نوشته‏اند: « وَ رَكَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ»؛ زماني بود كه درب نيم‏سوخته را با لگد زدند درب روي زهرا افتاد. خودش می‏گوید: شعله‏ي آتش زبانه می‏کشید؛ «فَرَدَّهُ عَلَيَّ وَ أَنَا حَامِلٌ»؛[15] من آن موقع باردار بودم.              

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. بحارالانوار، ج91، ص96  

[2]. امسال اصلاً فكر نمي‏كردم که موفّق شوم بحثي داشته باشم، ولي خدا اين توفيق را عنايت كرده كه فعلاً در جمع دوستان هستم و مي‏خواهم بحث كنم.  

[3]. بحارالانوار، ج 89، ص 213  

[4]. كافي، ج4، ص65  

[5]. بحارالانوار، ج93، ص378  

[6]. بحارالانوار، ج93، ص356  

[7]. غررالحكم، ص192  

[8]. كافي، ج2، ص468  

[9]. بحارالانوار، ج90، ص300  

[10]. بحارالانوار، ج90، ص300  

[11]. كافي، ج2، ص467  

[12]. بحارالانوار، ج90، ص300  

[13]. امّا در قالب اين بحث‏هايي كه من راجع به دعا كردم آن را نياوردم. آن كساني كه اهل بحث هستند دقّت كنند من اصلاً اين‏ها را در بحث‏هايم نياورده‏ام. ولي هر دو تاي اينها هم دعا است.  

[14]. من در اين مورد بحث نمي‏كنم چون من اين را در مباحث اخلاقي خود بحث كرده‏ام. من این را بحث نمي‏كنم، اين از مصاديق دعا است. البته آنجا من در اين قالب‏ها نياورده‏ام. در آنجا بحثم يك چيز ديگري بوده، اينجا يك چيز ديگر است.  

[15]. بحارالانوار، ج30، ص349  

------------

www.mojtabatehrani.ir

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved