دوشنبه, 02 بهمن 1396 03:48

حاج شیخ عباسعلی اسلامی، مبلغ نواندیش

محمدتقی ادهم نژاد

 

این خطیب نستوه و مبارز، در سال 1275 ش مطابق با 1323 ق در شهر سبزوار، یكی از شهرهای استان خراسان رضوی به دنیا آمد.

   تولد و تحصیلات

 

شرح زندگی، خدمات و آثار جاویدان مبلّغ بزرگ، انقلابی و تأثیرگذار دوران معاصر، حاج شیخ عباسعلی قرائتی سبزواری مشهور به اسلامی واعظ  رحمه الله به تنهایی می تواند الگو و سرمشق ارزنده ای برای همه شیفتگان خدمت به دین و میهن اسلامی به ویژه مبلّغان جوان دینی كشور باشد. این خطیب نستوه و مبارز، در سال 1275 ش مطابق با 1323 ق در شهر سبزوار، یكی از شهرهای استان خراسان رضوی به دنیا آمد. قرآن و دروس ابتدایی و مقداری از مقدمات علوم دینی را در شهر سبزوار آموخت و آن گاه برای تكمیل علوم و معارف اسلامی وارد حوزه مشهد مقدّس گردید. زندگی او تا سی سالگی در سبزوار و مشهد گذشت و از اساتید علوم دینی این دو شهر بهره فراوانی برد. در سال 1305 ش به همراه عدّه ای از مردم خراسان، راهی عراق گردید و سالیان متمادی در شهرهای كربلا، نجف و سامراء ساكن شد و از محضر عالمان بزرگی همچون آیة اللَّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی و حاج آقای بزرگ تهرانی صاحب الذریعة، بهره های علمی فراوانی برد. 1 اسلامی واعظ در هنگام تحصیلات در نجف اشرف بر اثر كثرت مطالعه واشتغالات متنوع علمی مبتلا به عارضه درد چشم گردید و اطبا او را از مطالعه و نگاه كردن به صفحات كتاب برحذر داشتند. ایشان برای بهبود، مدتی را در كربلا ماند و آن گاه به سوریه رفت و چند ماهی را در دمشق گذرانید و از نزدیك با وضعیت مسلمانان آن دیار آشنا شد. بعد از بهبودی نسبی، به نجف بازگشت و رابطه گرم خود را با علما و روحانیون این شهر تجدید نمود. محیط فرهنگی و دینی شهر نجف تأثیر عمیقی بر زندگی و بینش دینی وی گذاشت و مسیر زندگی او را مشخص كرد.

مراجعت به ایران اسلامی واعظ پس از سالیان متمادی اقامت و تحصیل در عراق و تكمیل مدارج عالیه علمی و اخذ اجازات از اساتید فرزانه با كوله باری از اندوخته های علمی در سال 1310 ش در حالی وارد ایران شد كه اختناق و محدودیتهای فراوانی از لحاظ دینی توسط رضاخان بر ملت ایران حكمفرما بود و وی به پیروی از اربابان خود فشارهای مضاعفی بر حوزه های علمیه و روحانیون فراهم ساخته بود. اسلامی واعظ بعد از مراجعت به ایران مدتی را در شهرهای سبزوار، مشهد و بیرجند سپری كرد و مشغول تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم گردید تا اینكه در سال 1313 ش عازم هندوستان شد و به مدت هفت سال در آن دیار مشغول تبلیغ و نشر احكام و معارف علوی گردید.

مسافرت به هندوستان مسافرت اسلامی واعظ به هند از آنجا آغاز شد كه وی در نجف اشرف با یكی از روحانیون سرشناس شهر «لكنهو » ی هند به نام «نجم العلماء » كه مؤسس مدرسه ای به نام «مدرسة الواعظین » بود، آشنا گردید. نجم العلماء در آن زمان از علما و مراجع بزرگ نجف درخواست كرده بود تا عدّه ای از روحانیان فاضل را جهت تقویت شعایر اسلامی شیعیان و پربار كردن توان علمی و دینی دانش آموزان «مدرسة الواعظین » به هندوستان اعزام دارند. مرحوم اسلامی ابتدا به فكر افتاد تا راهی سرزمین هندوستان شود؛ اما برخی از دوستان او را از این تصمیم منصرف كردند. وی بعد از مراجعت به ایران، همواره تصور سفر به هندوستان و دیدار از مدرسة الواعظین را همچون یك رؤیا در ذهنش داشت تا اینكه در سال 1313 ش با كمك و همكاری شوكت الملك عَلَم، حاكم بیرجند موفق به اخذ گذرنامه شد و با هدف تبلیغ احكام دین راهی سرزمین عجائب هند گردید و وارد شهر «لكنهو » شد ومورد استقبال «نجم العلماء » مؤسس مدرسة الواعظین قرار گرفت. از آنجایی كه ایشان دارای معلومات فراوان علمی و دینی بود و نیز از نعمت قدرت بیان و شیرینی كلام و سخنوری بهره مند بود، در محافل و مجالس علمی و فرهنگی و در میان شیعیان شهرهای مختلف خوش درخشید و به شهرت بسزایی دست یافت. او علاوه بر سخنرانیها، در نزد نجم العلماء به تحصیل پرداخت و از شیوه های جدید و ابتكاری آموزشی مدرسه بهره های فراوان برد و آشنایی كامل پیدا كرد. 2

الگوگیری از مدرسة الواعظین ورود مرحوم اسلامی به هند در زمانی اتفاق افتاد كه این دیار تحت تسلط و سیطره انگلیس بود. در آن روزگار انگلیسیها تلاش داشتند برای پیشبرد اهداف استعماری خود لااقل بخشی از مردم هندوستان را با این اهداف هماهنگ كنند. به همین منظور، مدارس جدیدی برای آموزش دروس مورد نظرشان ساختند و كوشش گسترده ای را صورت دادند تا با سنتهایی كه به زعم آنان مانع پیشرفت هندوستان بود، مبارزه شود. بخشی از هندوها با انگلیسیها از در آشتی و مسالمت وارد شدند و فرزندان خود را برای فراگیری علوم و فنون جدید در مدارس انگلیسیها ثبت نام كردند. تحولات فوق برخی از چهره های شاخص شیعه هند را به فكر انداخت تا هم برای عقب نماندن از هندوها و هم آلوده نشدن به همكاری با اجانب بیگانه، مستقلاً مدارسی ایجاد كنند. هدف آنان از این كار، هم دست یافتن به علوم و فنون جدید و هم حفظ و نگه داری میراث و سنت دینی تشیع بود. تأسیس مدرسه ای تحت عنوان «مدرسة الواعظین » در راستای تحولات فوق به دست توانای نجم العلماء، عالم برجسته شیعه هند بود كه دروس فقه، اصول و زبان انگلیسی و عربی، مقاله نویسی و... در آن تدریس می شد و دارای كتابخانه بزرگی بود كه دانش آموزان از آن استفاده می كردند. آموزش علوم و فنون جدید همراه با آموزش علوم اسلامی، خلّاقیت و نوآوری علمی، شیوه های ابتكاری در آموزش و تربیت و اخلاق آموزشی و... در آن مدرسه، اسلامی واعظ را سخت تحت تأثیر قرار داد؛ به طوری كه بعد از مراجعت به ایران «جامعه تعلیمات اسلامی » را براساس آن طرح موفق، پایه گذاری نمود و بسیار خوش درخشید. 3

مهاجرت به تهران وی بعد از هفت سال اقامت در هند در سال 1319 ش به ایران آمد و كارهای خود را در مشهد شروع كرد؛ ولی به دنبال لو رفتن اقدامات تبلیغی وی و شدت عمل مأموران رضاخان به ناچار در همان سال به تهران مهاجرت كرد. به بركت قدوم مبارك و سخنرانیهای پربار ایشان، مدارس تعلیمات دینی در تهران و شهرستانها احداث گردید. اسلامی واعظ در روزگاری كه در هندوستان به سر می برد، از اوضاع غریب روزگار خود مطلع شد و به این نتیجه رسید كه تنها راه رسیدن به پیشرفت، دست یافتن به علوم جدید، همراه با حفظ میراث و سنت گذشته است؛ لذا بعد از استقرار در تهران و به دنبال سقوط حكومت رضاخان در شهریور 20، فعالیتهای گسترده ای را در بخشهای فرهنگی، سیاسی، تبلیغی و اجتماعی انجام داد و با مسافرت به شهرهای ایران به تأسیس مدارس و حوزه های علمیه و سایر اماكن عام المنفعة پرداخت كه به اختصار به توضیح برخی از اقدامات وی می پردازیم:

فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی 1. تأسیس مدارس تعلیمات اسلامی در تهران و شهرستانها؛ 2. تأسیس بیش از 80 مسجد و حسینیه؛ 3. تأسیس مدارس دینی (حوزه) در شهرستانهای مختلف؛ 4. تأسیس چندین باب دار الایتام؛ 5. تأسیس دهها كتابخانه بزرگ در شهرهای مختلف؛ 6. انتشار مجله ماهانه تحت عنوان «مجله جامعه تعلیمات اسلامی»؛ 7. تشكیل «جمعیت پیروان قرآن»؛ 8. تألیف دهها كتاب و مقاله سودمند. 4

چگونگی تأسیس مدارس اسلامی وی بانی و پایه گذار بزرگ ترین مدارس زنجیره ای به سبك جدید و نوین در عصر طاغوت بود. او موفق شد در طول حیات خود بیش از 183 باب مدرسه در تهران و شهرستانها تأسیس و پایه گذاری نماید. این مدارس كه شامل مقاطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و به دو صورت دخترانه و پسرانه بود، توانست هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم را در خود تربیت نماید و امروز بسیاری از مدیران و فرهیختگان متدین جامعه از تربیت یافتگان مكتب مرحوم اسلامی هستند. ایشان در سال 1322 ش موفق گردید امتیاز اولین مدرسه ملّی (غیر دولتی) را كسب نماید؛ امّا قبل از تأسیس مدرسه، اولین تشكّل مذهبی تحت عنوان جمعیت پیروان قرآن را ایجاد كرد كه خود عهده دار تدریس اصول عقاید به شیوه نوین در آن تشكّل بود. اغلب مدرّسان و معلمان مدارس خود را كه بسیاری از آنان از برجستگان فرهنگی و نویسندگان مذهبی بودند، از درون همین تشكّل مذهبی جذب واز وجود آنان برای رشد و تكامل فرزندان مردم در مدارس بهره برداری نمود. تأسیس این مدرسه و به دنبال آن مدارس دیگر كه همراه با جذب افراد مؤمن و كارآمد و با شیوه آموزشی متفاوت با دولت طاغوت بود، با استقبال گسترده عموم مردم متدین و مسلمان روبه رو شد. مرحوم اسلامی به هر شهری كه مسافرت می كرد و در منابر از شیوه كار مدارس سخن می گفت، بلافاصله عدّه ای از متدینین شهر كه عمدتاً بازاری و تجّار محترم بودند، اقدام به تأسیس مدرسه تحت مدیریت وی می نمودند. هجوم افراد برای ثبت نام فرزندان خود در این مدارس و نگرانیهای دولت وقت به ویژه وزارت فرهنگ در گزارشهای ساواك 5 به كرّات منعكس شده است. مدارس و شیوه آموزش اسلامی و دینی ایشان با حمایتهای گسترده علما و مراجع 6 همراه بود. حضرات آیات عظام: بروجردی، سید محمدتقی خوانساری، سید صدر الدین صدر، سید محمد حجت، فیض قمی، امام خمینی، حكیم، گلپایگانی، سید احمد خوانساری، سید ابو القاسم كاشانی، میلانی، مرعشی نجفی، بهبهانی و... نیز با حمایتهای همه جانبه، از وجود چنین مدارسی اظهار خرسندی كردند و به دنبال حمایت مراجع، بسیاری از بازاریان متدین در كار حمایت مالی این مدارس نقش مؤثری ایفا نمودند و نیز بسیاری از چهره های فرهیخته كه عمدتاً از شاگردان حضرت امام راحل رحمه الله بودند،به تأسی از مدارس اسلامی در شهرهای مختلف اقدام به تأسیس مدارس جدید نمودند، همانند: شهید بهشتی در قم، آیة اللّه احسان بخش در رشت، علامه كرباسچی در تهران. مدارس جامعه تعلیمات اسلامی در سال 1328 ش صاحب اساسنامه و مرامنامه شد 7 و بدین وسیله همه راههای نفوذ طاغوت مسدود گردید. عوامل منفور رژیم پهلوی به ویژه ساواك با همه توان و علی رغم اخلال گریها، كارشكنیها، فشارها و محدویتهای گوناگون هیچ گاه موفق به تعطیلی این مدارس نشدند و حتی نتوانستند خللی در اجرای برنامه های علمی و آموزشی آن وارد سازند. 8

كیفیت آموزش و دروس مرحوم اسلامی علاوه بر آموزش كتب رسمی، جهت ارتقای توان دینی و علمی مدارس خود، اقدام به تدوین و تألیف كتب دینی نمود كه انجام این مهم به عهده برخی از شخصیتهای برجسته حوزه و دانشگاه بود؛ چنان كه به پیشنهاد مرحوم اسلامی، كتاب «تعلیمات دینی » برای دانش آموزان سالهای پنجم و ششم ابتدایی را علامه بزرگوار طباطبایی 9 صاحب تفسیر المیزان تألیف و تدوین كرد و یا كتاب «تربیت و تعلیم دینی » را شهید باهنر 10 تدوین نمود و نیز كتاب «اخلاق اسلامی » توسط یكی از اساتید متدین دانشگاه به نام حسینعلی گلشن كه شامل مفاهیم اخلاقی به روش ساده و ادبی بود، تدوین گردید. همچنین اغلب تألیفات و كتب مورد نیاز این مدارس شامل احكام، اصول عقاید و تفسیر قرآن به شیوه جالبی به قلم مرحوم سید محمدرضا رجایی صورت پذیرفت. نوشته های وی همواره مورد استقبال عموم بود و در خارج از مدارس طرفداران زیادی داشت؛ 11 به گونه ای كه از سوی مسلمانان امریكا نیز تقاضاهایی برای ارسال نوشته های وی به جامعه تعلیمات واصل می گردید.

سایر اقدامات فرهنگی از سایر اقدامات این مدارس، اقامه نماز جماعت، اجرای دعا و نیایش به جای سرود صبحگاهی در مدرسه، اهدای جوایز بسیار ارزشمند، اردوهای ورزشی، تفریحی، كوهپیمایی، مسافرتهای تفریحی و زیارتی و علمی دانش آموزان، اجرای برنامه های آموزشی دینی و علمی، و فوق برنامه های فنی و آزمایشگاهی مدارس بود كه موفقیت فراوانی را به دنبال داشت؛ به حدّی كه اغلب دانش آموزان این مدارس - طبق گزارشات ساواك - با رتبه های ممتاز در آزمونهای دانشگاهها پذیرفته می شدند و نیز از جمله اقدامات این مدارس، انتشار مجله ای تحت عنوان «جامعه تعلیمات » به صورت ماهیانه بود كه در موضوعات دینی همانند: اصول عقاید، فروع دین، اخلاق اسلامی، تعلیم و تربیت، تاریخ انبیا، مباحث اجتماعی، بهداشت، تاریخ اسلام، علوم جدید و نیز گزارش عملكرد مدارس به صورت روشن و شفاف منتشر می شد. 12

فعالیتهای تبلیغی - سیاسی اسلامی واعظ یكی از بزرگ ترین خطبای نامدار بود كه برای ارشاد و هدایت مردم به اغلب شهرهای ایران و حتی در خارج از ایران به كشورهای مختلف مسافرت نمود. او مبلّغی موفق بود و در سنگر تبلیغ و خطابه یكی از مدافعان واقعی اسلام به شمار می آمد و با همه توان از حریم اسلام دفاع می كرد و با شجاعتی وصف ناپذیر از شاه و رجال مملكتی انتقاد می نمود كه به همین خاطر دوازده بار به زندان افتاد و هر بار با وساطت مراجع تقلید و بزرگان و نیز فشارهای افكار عمومی از زندان آزاد گردید. او از جمله وعّاظ انقلابی و طرفدار امام بود كه بارها به جرم حق گویی و طرفداری از نهضت اسلامی امام زندان و یا ممنوع المنبر و ممنوع الخروج شد. جالب آنكه از این 12 مورد زندانِ ایشان، چهار مورد آن فقط به خاطر حملات شدید وی به شخص شاه در شهرهای تهران، بندر انزلی، مشهد مقدّس و شهرری بوده است. 13 منابر اسلامی واعظ كه آمیخته با سیاست بود و افشاگری علیه مفاسد رژیم را در سرلوحه امور تبلیغی خود قرار داده بود، همواره در میان مردم، مشتاقان فراوانی داشت و به حق، او مصداق روشن «اَلْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ » 14 به شمار می آید. او با همه قدرت و توان تبلیغی خود در حمایت از امام راحل رحمه الله از ابتدای نهضت اسلامی تا پیروزی انقلاب اسلامی وارد میدان گردید و از جمله وعاظ تأثیرگذاری بود كه در جریان حادثه 15 خرداد دستگیر و زندانی شد. نام و امضای ایشان در پای بسیاری از اعلامیه ها و بیانیه های علما و مدرسین و خطبا دیده می شود و علی رغم كهولت سن در راهپیماییها و تظاهرات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی رحمه الله شركت می كرد. 15و حتی در زمان جنگ تحمیلی در جبهه ها حضور می یافت و رزمندگان اسلام را تشویق به ادامه مقاومت علیه دشمن می كرد. همچنین با بسیاری از شخصیتهای انقلابی در ارتباط بود. اغلب جلسات وعاظ تهران در منزل وی برگزار می گردید و در این جلسات برای پیشبرد اهداف نهضت امام راحل رحمه الله تصمیماتی اتخاذ می شد و نیز آن مرحوم با هیئتهای مذهبی تهران روابط دائمی داشت و از جمله آنها هیئت مذهبی قائمیه بود كه همواره در جلسات آنان یاد و نام حضرت امام زنده نگه داشته می شد. خلاصه آنكه چهره انقلابی و دشمن ستیز اسلامی و سوابق زندانهای طولانی او به سالهای بسیار دور برمی گردد. درگیری او در حادثه كشف حجاب با رژیم منحط پهلوی او را تا پای اعدام به پیش برد. روابط بسیار نزدیك وی با فدائیان اسلام و همكاری نزدیك او با مرحوم آیة اللّه كاشانی و مسافرتهای او به نمایندگی از طرف ایشان در شهرهای مختلف كشور و سخنرانیهای 16 پرشور او همه و همه نشانگر چهره انقلابی و مبارزاتی آن مجاهد آگاه می باشد. از همه مهم تر، همكاری با اخلاص آن دانشمند فرزانه در كنار امام راحل رحمه الله در دوران نهضت مقدّس اسلامی و در آن روزهای حساس و خطرناك، گویای این واقعیت است كه او در هر فرصت و زمانی به فكر یاری اسلام و مسلمین بوده است و شاهد گویای این واقعیت، سخنرانی پرشور امام امت رحمه الله است كه در تاریخ 1/12/1341 بعد از ذكر جنایات رژیم پهلوی فرمود: «اگر آقای اسلامی را نگذاشتند در تهران منبر برود، دیدند كه ایشان در بندر پهلوی منبر رفتند و حقیقت را در آنجا بیان داشتند. اگر در بندر پهلوی از ادامه سخنان ایشان جلوگیری كردند، شك نداشته باشند كه ایشان سخنان خود را در جای دیگر دنبال خواهند كرد و هر جا كه فرصت پیدا كند، مطالب را به گوش مردم خواهد رساند. » 17 حضرت امام در سخنرانی مشهور خود علیه كاپیتولاسیون نیز چنین فرمود: «می خواهند نفوذ ایرانی قطع بشود. باید برای آشپزهای آمریكایی، برای مكانیك آمریكایی، برای اداری آمریكایی، اداری، فنی، مأمورین، كارمندان فنی، برای خانواده هایشان مصونیت باشد؛ لیكن آقای قاضی در حبس باشند. آقای اسلامی (حاج شیخ عباسعلی) را با دستبند ببرند این ور و آن ور. این خدمتگذاران اسلام باید در بندر عباس حبس باشند. وعاظ اسلام باید در حبس باشند.» 18

برخی از فعالیتهای اجتماعی مرحوم اسلامی دارای نبوغ و استعداد فكری فوق العاده و در فعالیتهای اجتماعی دارای ابتكار خاصی بود. برخی از طرحهای مطرح شده از سوی اسلامی واعظ عبارت اند از: الف. طرح تأسیس تربیت مبلّغ با استمداد از آرای مراجع دینی. وضع نابسامان تبلیغات دینی در زمان اسلامی واعظ به اوج خود رسیده بود و بدون هیچ برنامه و ضابطه ای هر كس از هر كجا و با هر كیفیت و سلیقه ای بی محابا دست به آن امر خطیر و حساس می زد و چه بسا مفاسدی به بار می آورد كه به مراتب بیشتر از مصالح آن بود؛ لذا وی برای سامان بخشیدن به اوضاع تبلیغی روحانیون، «طرح تأسیس تربیت مبلّغ » زیر نظر خطبای موفق و با تجربه كشور را با مراجع بزرگوار مطرح نمود كه با استقبال و تأیید آنان روبه رو شد. 19 ب. تأسیس مركز چاپ و انتشارات برای چاپ كتابهای سودمند. ج. انجمن روابط فرهنگی با تمام كتابخانه های جهان و دانشمندان و مستشرقان جهان. د. طرح تشكیل هیئت بررسی مطبوعات و نشریات كشور. ه. طرح تشكیل درمانگاههای مجهز برای رفاه حال مردم محروم و بی بضاعت به طور رایگان. و. طرح بنای سالنهای مدرن برای جشنهای مذهبی و سخنرانیهای دینی. ز. تعلیم راه و رسم مناظره به جوانان تحت سرپرستی استادان لایق برای مناظره با ارباب ادیان به صورت منطقی و مستدل و تشكیل كانونی برای بانوان مسلمان جهت تعلیم معارف دینی. ح. طرح عمران و آبادانی مناطق و روستاها تحت عنوان «هیئت خیریه » به منظور احداث مساجد، حسینیه ها، حمامها، بیمارستانها، حفر چاههای عمیق، تعمیر و مرمت جاده های اصلی و فرعی، تأسیس صندوق برای كمك به مستمندان، اقدام به دعوت روحانی وتهیه وسایل زندگی آبرومند برای روحانیون در روستاهای فاقد روحانی، تأسیس شركت تعاونی، تشویق جوانان لایق برای تحصیل علوم دینی و... 20 كه بخشی از آنها در زمان حیات پرخیر و بركتش تحقق یافت و برخی نیز همانند طرح «تربیت مبلّغ » و «طرح هجرت » كه از آرزوهای دیرینه ایشان بود، در زمان انقلاب شكوهمند اسلامی به تحقق پیوست.

اوصاف و كمالات مرحوم اسلامی واعظ دارای توفیقات فراوانی بوده است كه بی سبب نصیب كسی نمی شود و به یقین نشأت گرفته از الطاف بی پایان الهی و ثمره عمل با اخلاص وی بوده است. او مردی شجاع، قاطع، اهل مناجات و سحرخیزی، شب زنده داری و تهجد، راز و نیاز و دعاها و زیارتها و گریه های پرسوز بود و عشق وافری نسبت به صدیقه كبری علیها السلام و حضرت سید الشهداءعلیه السلام داشت. 21 از شجاعت در سخنوری او همین بس كه در مجلس تجلیل و ختم شهید حاج طیب رضایی شركت و سخنرانی تندی را ایراد كرد و دهها مسافرت به حمایت از آیة اللّه كاشانی به اغلب شهرها نمود و بی اعتنا به ممنوع المنبر بودن از سوی ساواك در شهرهای مختلف به سخنرانی پرداخت و در رسوایی دستگاه سلطنت نقش مؤثری داشت و با صراحت به حمایت از فدائیان اسلام و نهضت امام خمینی رحمه الله پرداخت. او با صراحت در منبر از ترور كِنِدی رئیس جمهوری امریكا كه طراح اصلاحات ارضی در ایران بود، اظهار شادمانی نمود و به سیاستهای دولت امریكا حمله ور می شد. او حتی در كهولت سن هیچ گاه منبر و ارشاد را رها نكرد و بدان عشق می ورزید.

رحلت اسلامی واعظ بعد از عمری تلاش و خدمت به اسلام و مكتب حیات بخش علوی، ارشاد و هدایت مردم و خدمات علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، در سن 89سالگی در 20 فروردین 1364 ش مطابق با 25 رجب، سالروز شهادت امام هفتم علیه السلام در تهران دار فانی را وداع گفت و با تشییع باشكوهی در یكی از حجرات صحن بزرگ حرم حضرت معصومه علیها السلام به خاك سپرده شد. 22 عاشَ سَعِیداً وَماتَ سَعِیداً.

--------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1) ستارگان حرم، ج 7، صص 30 - 32؛ طلایه دار فرهنگ اسلامی در عصر اختناق، تألیف مرحوم اسلامی واعظ، تهران، انتشارات كتابخانه بزرگ اسلامی، اوّل، 1374 ش، صص 8، 12، 13، 125، 126 و 150.

2) جامعه تبلیغات اسلامی، حمید كرمی پور، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1380 ش، صص 22 - 23.

3) همان، همچنین جهت اطلاع بیشتر با تحولات هند در این زمان و رقابت مسلمانان به خصوص شیعیان با هندوها برای دست یابی به علوم و فنون، ر. ك: كتاب «كشف هند » تألیف جواهر لعل نهرو، ترجمه محمود تفضلی.

4) تفصیل خدمات وی در مجله «یاد»، ش 18، بهار 1369 ش و روزنامه رسالت، ش 1300 و 1304 همان سال آمده است.

5) گزارشات و اسناد محرمانه ساواك درباره فعالیتهای اسلامی واعظ و مدارس ایشان در كتاب «تعلیمات اسلامی»، بخش آخر، صص 113 - 280 به تفصیل آمده است

. 6) جامعه تعلیمات، ص 77.

7) تعلیمات اسلامی، ص 75.

8) همان، ص 86.

9)همان، ص 90.

10) همان، ص 85.

11) همان، ص 92.

12) جهت آشنایی بیشتر با عملكرد مدارس اسلامی، ر. ك: نشریه یاد، شماره 180، بهار 1369 ش.

13) شرح وقایع زندگی و مبارزات مرحوم اسلامی در: تعلیمات اسلامی، صص 103 - 106 آمده است.

14)الكافی، شیخ كلینی، ج 1، ص 26، ح 29، روایت امام صادق علیه السلام «كسی كه به [امور] زمان خود واقف باشد، شبهات بر او هجوم نمی آورد.»

15) ر. ك: نهضت روحانیون ایران، ج 3 و 4، ص 59، 61، 73، 113 و 354؛ اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، ص 258.

16) عنوان یكی از سخنرانیهای مرحوم اسلامی «طرح نو » است كه در «گفتار وعاظ»، محمدمهدی تاج لنگرودی واعظ، ج 1، صص 37 - 46 آمده است.

17)صحیفه نور، ج 1، ص 36؛ تعلیمات اسلامی، ص 52.

18) همان مدارك.

19) ستارگان حرم، ج 7، ص 39.

20) به گفتار وی تحت عنوان «طرح نو»، گفتار وعاظ، ج 1، و كتاب «طلایه دار فرهنگ اسلامی در عصر اختناق » تألیف آن مرحوم كه بعد از رحلت ایشان به چاپ رسیده است، مراجعه فرمایید

. 21) ستارگان حرم، ج 7، ص 42؛ مجله یاد، ش 18؛ روزنامه رسالت، ش 1304.

22) شرح حال و زندگی مرحوم اسلامی واعظ در منابع ذیل آمده است: طلایه دار فرهنگ اسلامی در عصر اختناق (شامل خاطرات آن مرحوم) ؛ ستارگان حرم، ج 7، گروهی از نویسندگان ماهنامه كوثر؛ جامعه تعلیمات اسلامی، حمید كرمی پور؛ آئینه دانشوران، ریحان یزدی، ص 68؛ تربت پاكان قم، ج 2، ص 859، دانشوران قم، چاپ كنگره حضرت معصومه علیها السلام، ص 287؛ سراج المعانی (شرح احوالات اصفهانی) ، ص 106؛ گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 335.

ضمناً از كتب خاطرات آقایان: مؤمنی حائری، شجونی، انصاریان و... در این مقاله بهره گرفتیم.

-------------

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره98.

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved