سه شنبه, 01 خرداد 1397 20:07

اعلام آغاز ماه قمری

 آیا اعلام اول ماه از شئون مرجع تقلید است یا از شئون ولی فقیه

 

پاسخ اجمالی

فقاهت به معنای توانایی استنباط احکام اولیه شرعی از منابع و متون دینی، امر مشترکی است که هم در مرجعیت و هم در قضاوت و هم در ولی فقیه مورد نیاز است، و فقاهت در همه این شئون متفاوت، به یک معنا است.

مهم ترین شئون یک مرجع تقلید، به دست آوردن احکام فرعی شرعی از طریق استدلال از منابع دینی و  قرار دادن آن به عنوان فتوا در اختیار مقلّدین خود است، و تقلید از او از باب رجوع غیر متخصص به متخصص و جاهل به عالم فقط در احکام فرعی شرعی فقهی بوده و در موضوعاتی که نیاز به استنباط ندارد، تقلید بر مکلف واجب نیست؛ و رؤیت هلال چون از موضوعات بوده، از شئون مرجع تقلید نیست.

مهمترین شئون ولی فقیه، افزون بر شئون یک مرجع، مانند فقاهت، اداره جامعه براساس معیارها و ارزش های اسلامی است، و می تواند براساس موازین در جامعه حکم کرده و اطاعت از احکام حکومتی او بر همگان واجب است.

بنابراین؛ اگر چه رؤیت هلال ماه صرفاً از امور حکومتی نیست و با شهادت عدول و یا اطمینان خود انسان و دیگر موارد ذکر شده در توضیح المسائل، نیز اثبات می شود ولی حکم به اول ماه ، از شئون ولی فقیه است.

پاسخ تفصیلی

رهبران دینی گاهی از آن جهت که کارشناس فن و متخصص امر هستند اظهار نظر می کنند و گاهی به عنوان رهبر و پیشوای امت، فرمان هایی صادر می کنند.   پیامبر مکرّم اسلام(ص) دارای هر دو وجه بودند، هم احکام شرعی الهی را بیان می کردند هم دستورهای اجتماعی سیاسی، مانند فرمان جهاد و اعلام صلح صادر می کردند. [1]

این مسئله در مورد پیشوایان معصوم(ع) نیز وجود دارد. اما این امر در زمان غیبت کبری که فقهای بزرگوار هدایت دینی و بیان احکام الهی را به عهده دارند، بعضاً با مشکلاتی همراه بوده است.   در این عصر مردم در ابواب فقهی مختلف مثل نماز، روزه، حج، زکات، خمس و... و عموم عبادات و معاملات با مراجعه به فقها در جهت رفع تکلیف و عمل به احکام شرعی اقدام می کنند و در این زمینه مشکل چندانی ندارند. مشکل مردم در پاره ای مسائل اجتماعی - سیاسی مانند اقامه حدود الهی، اقامه نماز جمعه و عید، اعلام جهاد و صلح، اخذ وجوهات شرعیه، تشکیل حکومت و دهها مسئله اجتماعی سیاسی دیگر است.   برخی فکر می کنند این امور همچون احکام شرعی فقهی، با تقلید از یکی از مراجع تقلید حل می شود. اما آیا مسائلی چون اعلام روز اول ماه مبارک رمضان و روز عید فطر و روز عید قربان و... همچون وجوب نماز و بیان احکام فقهی است؟

پاسخ به پرسش مطرح شده، در ضمن  موارد ذیل روشن می شود:

الف) شأن مرجع تقلید:

مهم ترین شأن مرجع تقلید عبارت است  از:

«مرجعیت» که در فرهنگ شیعی، آمیزه ای از شأن «افتا» و «ولایت» می باشد و مراجع عظام تقلید، وظیفه ارشاد مردم به سوی احکام الاهی را دارند؛ [2]

ب) شأن ولی فقیه:

مهمترین شأن ولی فقیه،- افزون بر شأن یک مرجع، مانند فقاهت- اداره جامعه براساس معیارها و ارزش هاس اسلامی است، [3] و می تواند براساس موازین در جامعه حکم کرده و اطاعت از احکام حکومتی او بر همگان واجب است؛ [4]

گفتنی است که صدور حکم حکومتی ( یعنی، ایجاد دستوری از طرف حاکم درباره یک حکم شرعی یا وضعی یا موضوع حکم شرعی و وضعی در موضوع خاص [5] و   چنین حکمی که براى حفظ کیان اسلام و نظام سیاسى- اجتماعى مسلمانان مفید و تأثیرگذار است مى تواند به عنوان اولى یا ثانوی اش با تشخیص ولى فقیه در قالب احکام حکومتى جعل و صادر شود [6] ) نمی تواند دارای تکثّر و اختلاف باشد، از این رو از شئون حاکم اسلامی است. بر خلاف احکام شرعی فقهی که قابل تکثّر و محل ابراز آراء و نظرات مختلف است.

حکم به رویت هلال

صاحب جواهر به عنوان یکی از مدافعان ولایت عامه فقیه، با توجه به روایات، محدوده صدور حکم و انشای فقیه عادل را منحصر به مقام قضا و رفع منازعه ندانسته و احکامی مانند حکم به رؤیت هلال اول ماه را نیز از شئون ولی فقیه می داند. [7]

در علم فقه هم ، نظر فقیه و مرجع تقلید، از موارد و معیارهای اثبات رؤیت هلال ذکر نگردیده و آثار شرعی بر قول فقیه و مرجع تقلید (بما هو فقیه و مفتی) مترتب نشده است، بلکه یکی از موارد اثبات رؤیت هلال ماه حکم حاکم اسلامی ذکر شده است. [8]

بنابراین اگر چه رؤیت هلال ماه صرفاً از امور حکومتی نیست و با شهادت عدول و یا اطمینان خود انسان و دیگر موارد ذکر شده در توضیح المسائل، نیز اثبات می شود ولی اگر از دیدگاه حکمی از احکام حکومتی که مخصوص حاکم اسلامی است، به آن نگاه شود، جزء شئون ولی فقیه است؛ یعنی حکم دادن به این که اول ماه است از شئون ولی فقیه است.

 --------------------------------------

[1] ر.ک: هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص 138، مؤسسه فرهنگی خانه خرد، چاپ پنجم، 1389ش.

[2] همان، ص 141.

[3] با استفاده از: ولایت و دیانت، ص 141.

[4] ولایت و دیانت، ص 121 – 122؛ توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏ 1، ص 35، س 55 و ص 36، س 62.

[5] جواهرالکلام، ج 40، ص 100.

[6] اقتباس از پاسخ 7179 (سایت: 7391) .

[7] جواهرالکلام، ج 40، ص 100.

[8] صراط النجاة (المحشى)، ص 193؛ سؤال و جواب، ص 120؛ توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج 1، ص 959- 961، ذیل م 1730 و 1731.

 

 

 

 

 

 


 

 

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved