شنبه, 30 دی 1396 22:33

فرق تأویل و تفسیر

 واژگان تأویل و تفسیر از یكدیگر به كلی بیگانه نیستند

 

 

واژگان تأویل و تفسیر از یكدیگر به كلی بیگانه نبوده و دارای وجوه اشتراكی هستند. هر دو در مورد قرآن و غیر قرآن و كلام و غیر كلام به كار می‌روند و طبق برخی از معانی تأویل، تفسیر، شامل تأویل می‌شود، با این حال، هم كلمه تأویل و تفسیر به طور كلی، و هم تأویل و تفسیر قرآن، وجوه تمایزی از یكدیگر دارند كه در دو بخش به آن می‌پردازیم.
الف. فرق واژه‌های تفسیر و تأویل
1.تفسیر از كلمه فسر اشتقاق یافته است كه در همه معانی آن، نوعی آشكار كردن و رفع ابهام و پوشیدگی وجود دارد، ولی تأویل از كلمه «اُوْل» به معنای رجوع و بازگردیدن گرفته شده است.
2. همه معناهایی كه برای تفسیر ذكر شده، از یك نوع است و در همه آنها گونه‌ای آشكار كردن و رفع خفا و ابهام وجود دارد، ولی برای تأویل سه دسته معانی ذكر شده كه تنها یك دسته از آن معانی، مانند معنای تفسیر و یا قریب به‌ آن و از دو دسته دیگر، یك دسته معانی مصدری است كه جامع همه آنها «بازگردانیدن» است و دسته دیگر، معانی وصفی است كه جامع آنها «ما یؤول الیه الشیء» است؛ یعنی چیزی كه شیئی (اعم از سخن و غیر سخن) به آن باز می‌گردد. این دو دسته با معنای اَول (ریشه اصلی تاویل) مناسب است و همان فرقی كه بین معنای «اوْل» و «فسْر» وجود دارد، بین معنای تفسیر و این دو دسته معنای تأویل نیز وجود دارد.
3. استعمال واژه تفسیر، به معنای وصفی رایج و شایع نیست و لذا در معناهایی كه اهل لغت برای تفسیر ذكر كرده‎اند، معنای وصفی به چشم نمی‎خورد جز اینكه از برخی نقل شده كه تفسیر و تأویل در معنا مترادفند؛ ولی استعمال تأویل، به معنای وصفی رایج و شایع است، و هم در لغت معانی وصفی متعدّدی برای آن ذكر شده و هم در هفده موردی كه در قرآن كریم استعمال شده ـ چنانكه گذشت ـ همه جا به معنای وصفی است.
ب. فرق تفسیر و تأویل قرآن
براساس اختلافی كه بین مفسران و صاحب‌نظران علوم قرآنی، در معنای تأویل و حقیقت تأویل قرآن وجود دارد، دیدگاههای مختلف و گوناگونی در فرق تفسیر و تأویل ابراز شده است[1].جمعی گفته‌اند: تفسیر و تأویل به یك معنا است[2]. برخی تفسیر را اعم از تأویل دانسته‌اند[3] و بیشتر صاحب نظران ـ تأویل را به طور كامل مغایر با تفسیر دانسته‌اند ـ نیز در بیان فرق این دو و تعیین حیطه هر یك اختلاف نظر دارند. به عنوان مثال، جمعی در عین اینكه هر دو را مربوط به معنا و مفاهیم الفاظ دانسته‌اند، تفسیر را به كشف مراد از لفظ مشكل[4] یا شرح قصه‌ای مجمل و تعریف مدلول الفاظ غریب و تبیین اسباب نزول[5] معنا كرده و تأویل را به تبیین معنای متشابه[6] یا برگرداندن آیه از معنای ظاهر به معنای احتمالی موافق با كتاب و سنّت[7]، یا بازگرداندن یكی از دو احتمال به معنای مطابق با ظاهر[8] اختصاص داده‌اند و برخی تفسیر را ویژه معنای وضعی لفظ، و تأویل را تفسیر باطن لفظ دانسته‌اند[9]. برخی تفسیر را صورت علمی (معنای ذهنی) كلام و تأویل را حقیقت خارجی (وجود «مخبربه» در خبر، و فعل مأمور و ترك محظور در امر و نهی) آن معرفی كرده‌اند[10] و بعضی تأویل زا خارج از حیطه مفاهیم الفاظ و مصادیق خارجی آن دانسته و آن را به حقیقت متعالیه قرآن در لوح محفوظ، كه همه آیات كریمه مستند به آن است، تفسیر كرده‌اند[11].
بدیهی است تحقیق گسترده كه نقد و بررسی دیدگاههای مختلفی كه در مورد تفاوت تأویل و تفسیر وجود دارد، مجال بیشتری می طلبد كه مناسب با وضع این نوشتار نیست[12]. در اینجا به اجمال، به بیان فرق بین تفسیر و تأویل قرآن و تفكیك محدوده تفسیر قرآن از تأویل آن، تنها بر اساس تعریفی كه مورد قبول ماست می‌پردازیم.
چنانكه گذشت، تفسیر قرآن، تبیین مفاد استعمالی آیات كریمه و آشكار نمودن مراد خدای متعال از آن، بر مبنای ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره‌ است. تأویل قرآن طبق آنچه از ظاهر آیات كریمه (آیاتی كه در بر دارنده كاربرد تأویل در مورد قرآن كریم است) و روایات مربوط به آن استفاده گردید، آن قسم از معانی و مصادیق آیات كریمه است كه جز خدای متعال و راسخان در علم (نبی اكرم «ص» و ائمه اطهار «ع») كسی آن را نمی‌داند و فهمیدن آن بر مبنای ادبیات عرب و اصول محاوره میسر نیست.
بر اساس این بیان، معارف قرآن كریم به دو بخش قسمت می‌شود: 1. معارفی كه فهمیدن آن بر مبنای ادبیات عرب و اصول محاوره برای همگان میسر است، و در روایات از آن به «ظاهر قرآن » و «ظهْر قرآن» تعبیر شده است؛ 2. معارفی كه بر مبنای ادبیات عرب و اصول عقلایی محاوره دانستن آن میسر نیست برای پی بردن به آن، راهی جز مراجعه به راسخان در علم وجود ندارد. و در روایات از آن به «باطن قرآن» و «بطن قرآن» یاد شده است. بخش «اوْل» در قلمرو تفسیر قرار می‌گیرد و بخش دوم محدوده تأویل است[13].

----------------------------------------

[1] . برای اطلاع از آراء آنان ر.ك: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 44 ـ 49.
[2] . ر.ك: جزایری، نورالدین، فروق اللغات فی التمییز بین مفاد الكلمات، ص 87.
[3] . ر.وك: مقدمه جامع التفاسیر، راغب اصفهانی، ص 47؛ فروق اللغات، ص 88؛ كشف الظنون، ج 1، ص 334؛ الاتقان، ج 2، ص 1189؛ البرهان فی علوم القرآن، ج 2، ص 285.
[4] . مجمع البیان، ج 1، ص 39.
[5] . تاج العروس ذیل واژه «فسر»
[6] . همان جا.
[7] . جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، ص 65.
[8] . «التأویل رد احد المحتملین الی ما یطابق الظاهر» (مجمع البیان، ج 1، ص 39).
[9] . احمد بن محمد بن ابراهیم الثعلبی (م. 427) و مؤلف تفسیر الكشف و البیان، معروف به تفسیر ثعلبی به نقل از معجم الفروق اللغویّه (ص 131) می‌نویسد: «التفسیر بیان وضع اللفظ اما حقیقه او مجازاً و التأویل تفسیر باطن اللفظ».
[10] . ابن تیّمیمه، احمد، التفسیرالكبیر، ج 2، ص 103 و ج 7 ، ص444.
[11] . المیزان؛ ج 3، ص 23، 25 ،27 ،49 ،52 ،54.
[12] . جهت اطلاع از انظر دیگر ر.ك: حاشیه شیخ‌زاده بر انوار التنزیل بیضاوی؛ ج 1، ص 605؛ الاتقان؛ ج 2، ص 1189؛ روح الجنان؛ ج 1، ص 14؛ معرفت محمد هادی، التمهید؛ ج 3، ص 10؛ سبحانی، جعفر، منشور جاوید؛ج 3، ص 248.
[13] . واژه تأویل گاه در معنایی عام به كار می‌رود كه شامل بطن قرآن نیز می‌شود، آن گونه كهه در متن آمده است و گاه در معنایی هم عرض بطن به كار می‌رود و معانی پنهان، به بطن، و حقیقت متعالی قرآن در لوح محفوظ به تأویل اختصاص می‌یابد، آن گونه كه در دیدگاه برخی از مفسران نظیر علامه طباطبایی آمده است؛ چنانكه گاه نیز واژه تأویل به گونه‌ای تعریف می‌شود كه نوعی تفسیر است و یا بخشی از آن در قلمرو تفسیر قرار می‌گیرد.

------------
علي اكبر بابايي- روش‎شناسي تفسير قرآن
منبع:اندیشه قم

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved