سه شنبه, 03 بهمن 1396 22:58

پاداشهاى عظيم

آنچه درزيارت حسين بن على(ع) بسيار چشمگير است، ثوابهاى كلان و پاداشهاى عظيم و محير العقولى است كه در روايات ائمه، براى آن بيان شده است.

امام صادق(ع) در روايتى، براى زيارت حسين بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در ركاب پيامبر و امام عادل بيان مى‏كند.(۱) در جاى ديگر، پاداشى همچون اجر شهيدان ( بدر ) را نويد مى‏دهد.(۲) و در احاديث بسيارى، ثواب حج و عمره مكرر رابراى آن بر مى‏شمارد.و در سخنى، امام صادق(ع) براى كسى كه به زيارت حسين برود، با اين خصوصيت كه نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد كردن هزار برده، و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.(۳) و با تعبيرات ديگر، پاداشهايى كمتر و بيشتر نقل شده است.راز آن چيست؟
مى‏دانيم كه هر عمل،با توجه به اينكه در چه زمانى، در چه مكانى، و در چه شرايطى و از سوى چه كسى و با چه انگيزه و هدفى و با چه ميزان رشد و آگاهى و بصيرت، انجام بگيرد، ارزشهاى متفاوت و تاءثيراتى مختلف پيدا مى‏كند.
مرحوم علامه مجلسى،در بيان رمز اين اختلاف پاداشها و گوناگونى تعبيرها در ثواب آن، مى‏گويد:
( ...شايداختلاف اين اخبار، در اندازه ارزش و فضيلت و ثواب زيارت را توان بر اختلاف اشخاص و عملها، و نيز، كم و زيادى ترس در راه زيارت، يا دورى و نزديكى مسافت و ...حمل كرد.زيرا هر عمل نيكى، نسبت به اختلاف مراتب اخلاص و شناخت و تقوا و ديگر شرايطى كه موجب كمال يك عمل است، داراى ثواب و ارزشهاى متفاوت مى‏شود.علاوه بر اينكه در بسيارى از احاديث، امامان، طبق درك و شعور و اندازه ايمان و ظرفيت و گنجايش فكرى طرف، سخن مى‏گفتند...)(۴) آنچه مسلم است، ارت‏كربلا، هميشه آزاده نبوده، بلكه همراه با گرفتاريها و محدوديتهايى بوده است كه موجب دشوارى زيارت مى‏گشته است (بعدا به اين بحث خواهيم‏رسيد) ولى ائمه، براى همين شرايط هم، تكليف را ساقط ندانسته و به زيارت حسين(ع) دستور مى‏دادند.
به اين قطعه از تاريخ، دقت كنيد:
يكى از شيعيان، به‏نام حسين، نوه ( ابو حمزه ثمالى )، نقل كرده است كه:در اواخر دوره بنى اميه به قصد زيارت حسين بن على، بيرون آمدم‏ولى مخفيانه حركت مى‏كردم تا اهل شام، نفهمند، تا اينكه شب فرا رسيد و مردم به خواب رفتند.شب، از نيمه گذشته بود كه غسل زيارت كردم و به سوى قبر سيدالشهدا عزيمت كردم.
نزديكيهاى‏قبر كه رسيدم، با مردى رو به رو شدم، زيبا روى و خوشبو و سفيد چهره، كه به من گفت:
برگرد، الان‏نمى‏توانى زيارت كنى.برگشتم.اواخر شب باز رفتم، باز هم آن مرد را ديدم كه گفت:دسترسى پيدا نمى‏كنى.
گفتم:چرا نتوانتم‏به زيارت فرزند پيامبر و سالار جوانان بهشت برسم؟من پياده از كوفه در اين شب جمعه به اينجا آمده‏ام.مى‏ترسم كه صبح شود و هوا روشن گردد و نيروهاى مسلح بنى‏اميه مرا بكشد.گفت:برگرد، فعلا نمى‏شود...چون حضرت موسى و فرشتگان، هم اكنون به زيارت مشغولند.برگشتم و صبر كردم تا اينكه سحر د.غسل كردم و نزديك قبر رفتم و آن مرقد را زيارت نمودم و نماز صبح را در آنجا خواندم و از ترس شاميان، بسرعت از آنجا برگشتم ).(۵) آيا كسى كه‏در چنين وضعيت مخفيانه، به زيارت قبر مولايش حسين برود و همراه با دلهره و هراس از نگهبانانى كه ماءمور كنترل و ممانعت از زئران تربت كربلا هستند، زيارت كند، مستحق ثوابى بيشتر نيست؟! ( معاويه بن وهب ) مى‏گويد وارد منزل حضرت صادق(ع) شدم.در نماز خانه منزلش، به نماز ايستاده بود، صبر كردم تا نمازش تمام شد.ديدم پس از نماز، دست به دعابرداشت و براى زائران قبر حسين بن على دعا كرد، آنانكه با انفاق مال و تلاش بدنى به زيارت مى‏روند، براى پيوند با ائمه و شاد كردن رسول خدا و پاسخگويى به فرمان امامان و خشمگين ساختن دشمنان و راضى كردن خداوند.و چنين دعا كرد:
خدايا، از آنان‏راضى باش، و خود و خانواده‏شان را، شب و روز، نگهدار، و همراهى‏شان كن و از شر هر جبار سركشى و ستمگر، و از گزند شياطين نهان‏و آشكار در امانشان بدار و نيازهايشان را برآور...خدايا به آنان، بخاطر اينكه از وطن، دور ماندند و ما را بر فرزندان و بستگان خود برگزيدند، بهترين پاداشها را عطا كن.خدايا!دشمنان ما، اين زائران را به خاطر سفر، ملامت كردند ولى اين سرزنشها، هرگز پيروان ما را از اين زيارت، مانع نگشت.آمدند تا با مخالفان ما مخالفت كرده باشند!خدايا!آن چهره‏ها را كه آفتاب در اين راه تغيير داد، رحمت كن، آن صورتهائى را كه بر تربت حسين، قرار گرفت، مورد لطف قرار بده، آن چشمهايى را كه در راه ما اشك ريخت، آن دلهايى‏كه براى ما و تشنگى ما سوخت، آن ناله‏هايى كه براى ما سر داده شد، رحمت كن.
خدايا!من آن بدنهاو جانها را تا قيامت، تا هنگام ورود به كوثر در آن روز تشنگى بزرگ، به تو امانت مى‏سپارم...
امام، همچنان دعا مى‏خواند و سجده مى‏كرد.
پس از فراغت‏از نماز، گفتم:اين دعاهايى را كه از شما شنيدم، اگر در حق كسى بود كه خدا را نمى‏شناخت، مى‏پنداشتم كه هرگز به آتش دوزخ نخواهد سوخت به خدا قسم، (با اين دعاهاى شما؟آرزو كردم كه اى كاش به حج نرفته بودم و حسين را زيارت مى‏كردم.
امام فرمود:توبه او بسيار نزديكى.پس چه چيز مانع از آن مى‏شود كه به زيارتش بروى؟اى معاويه بن وهب!مبادا كه اين كار را ترك كنى؟
گفتم:نمى‏پنداشتم‏كه كار، به اين ارزش و عظمت مى‏رسد.(۶) همين معاويه بن وهب، نقل مى‏كند كه:
امام صادق(ع)به من فرمود، هرگز زيارت حسين(ع) را به خاطر ترس، رها مكن.هر كس زيارت آن حضرت را واگذارد و به سبب ترس، زيارت نكند، حسرت فراوان خواهد ديد.اى معاويه!آيا دوست ندارى كه خداوند تو را در ميان كسانى ببيند كه پيامبر دعايشان كرده است؟آيا دوست ندارى كه با فرشتگان همدوش باشى و در قيامت، بى گناه به محشر آيى و جزء كسانى باشى كه با پيامبر دست مى‏دهند؟!...(۷) رسول خدا ، در ضمن گفتار مفصلى‏به اميرالمومنين، كه فضيلت زيارت قبر على و فرزندش حسين و تشويق به زيارت آنان را بيان مى‏كند و ثواب اخروى آنرا مى‏گويد، مى‏فرمايد:
ليكن عده‏اى پست‏و فرومايه، زائران قبر شما را سرزنش و ملامت مى‏كنند، آنچنانكه زن بدكاره را ملامت مى‏كنند، آنان، بدترين افراد امت من مى‏باشند كه هرگز به شفاعتم نرسند و بر حوض كوثر وارد نشوند...)(۸) در سخنى ديگر، پيامبر اسلام، خطاب به حسين، هنگامى كه جاى شمشير را بر پيكر او مى‏بوسيد، فرمود:
تو و پدرت و برادرت، شهيد خواهيد شد.
حسين، مى‏پرسد:از امت تو، چه كسانى ما را زيارت خواهند كرد؟
پيامبر فرمود:مرا،و پدر و برادرت و خودت را، جز كسانى از امت راستين من، زيارت نمى‏كند.)(۹) در حديث هم، زيارت ائمه، در رديف جهاد با دشمنان به حساب آمده است.(۱۰) زيارت حسين، براى تهيدستان، به جاى زيارت حج محسوب مى‏شود و خداوند، پاداش حج را به آنان مى‏دهد.(۱۱) يكى از زنان‏شيعه، به نام ( ام سعيد احمسيه ) كه اهل عراق بود و براى زيارت قبور شهداى احد، به مدينه مشرف شده بود، در مدينه، به خدمتكار خود گفت:مركبى براى رفتن به مزار شهدا كرايه كن.
آنگاه،تصميم گرفت تا آماده شدن مركب، به ديدار فرزند پيامبر، حضرت صادق(ع) برود.
در حالى كه ديداروى با امام در منزل آن حضرت، طول كشيده و كرايه‏چى، معطل گشته بود، خدمتكارش آمد و به ( ام احمسيه ) گفت:مركب، آماده است.
امام صادق(ع) پرسيد:چه مركب؟كجا مى‏خواهى بروى؟
آن زن،مى‏گويد:گفتم:سر خاك شهدا، حضرت صادق(ع) فرمود:تعجب از شما مردم عراق است، براى زيارت شهدا، راهى طولانى و سفرى دراز را طى‏مى‏كنيد ولى ( سيدالشهدا ) را وا مى‏گذاريد و به زيارتش نمى‏رويد! گفتم:سيد الشهدا كيست؟
فرمود:حسين بن على.
گفتم:من زنى بيش نيستم.
امام:باشد!... براى‏كسى مثل تو، مانعى ندارد كه به زيارتش بروى، آنگاه از ثواب عظيم اين زيارت، برايم بيان فرمود.)(۱۲) در مورد زيارت شائقانه‏و عاشقانه كه از يور محبت و شيفتگى انجام گيرد، نيز، احاديثى نقل شده است كه به ذكر دو نمونه اكتفا مى‏شود:
امام صادق(ع) فرمود:
روز قيامت،يك منادى ندا مى‏دهد:( زائران حسين كجايند؟) جمعى بر مى‏خيزند.به آنان گفته مى‏شود:در زيارت حسين، چه مى‏خواستيد و چه اراده كرديد؟
مى‏گويند:زيارت‏ما، بخاطر محبت به پيامبر و على و فاطمه بود.
به آنان گفته مى‏شود:اينك،اين محمد و على و فاطمه و حسين و حسين! پس به آنان بپيونديد.شما در درجات آنان هستيد.به پرچم پيامبر ملحق شويد.
آنگاه،آنان، در سايه سار لواى خاصى كه در دست على بن ابى طالب است قرار مى‏گيرند تا وارد بهشت گردند.(۱۳) محبت، انسان را در دنيا به اين دودمان، پيوند ميدهد.زيارت محبت آميز هم، در نهايت انسان را در آخرت به خاندان رسالت پيوند ميدهد.آشنايى انسانها را در اين دنيا با دستگاه‏ولايت و خاندان پيامبر عامل جذب به اين ( عروه الوثقى ) است كه در آن دنيا هم ( حبل المتين ) نجات و سعادت خواهد شد.
از امام صادق(ع) روايت شده است كه:
خواستار سكونت در بهشت بايد زيارت ( مظلوم ) را رها نكند.
مى‏پرسند:مظلوم كيست؟
مى‏فرمايد:حسين است.هر كس با شوق به او و محبت به رسول الله‏و فاطمه و على، او را زيارت كند بر سفره‏هاى بهشتى مهمان اهل بيت خواهد بود.(۱۴) تاءكيدى كه امام، روى عنصر ( مظلوميت ) در زيارت سيد الشهدادارد، جاى دقت و تامل است و انگيزه حمايت از مظلوم و احياء ياد او و سپاس از فداكارى انسانى والا در برابر ظالمان را بيان مى‏كند.
ائمه، در صدد تشويق‏مردم به زيارتند.يعنى ايجاد شوق و رغبت و انگيزه و علاقه،و اين اشتياق، در صورتى فراهم مى‏آيد كه آثار يك عمل و نتايج يك اقدام، براى شخص، روشن باشد.
در زيارت كربلا، چه پاداشى مى‏تواند بزرگتر از ( بهشت ) باشد؟
و چه انگيزه‏اى‏قوى‏تر از ( مرضى حق ) بودن، و خشنودى رسول خدا را جذب كردن؟و چه نتيجه اى بالاتر از پيوند با اهل بيت، در دنيا و آخرت؟
________________________________________________________________
۱ - ثواب الاعمال، ص ۸۱.
۲ - كامل الزيارت ، ص ۱۸۳.
۳ - همان، ص ۱۶۴.
۴ - بحار الانوار، ج ۹۸ ص ۴۴.
۵- بحار الانوار، ج ۹۸ ص ۵۷ و ۵۹ (دو حديث است، با اندكى اختلاف در تعبيرات).
۶ - كامل‏الزيارات، ص ۱۱۶، بحار الانوار، ج ص ۸ و ۵۲.و سائل الشعيه، ج ۱۰ ص ۳۲۰.
۷ - كامل الزيارات، ص ۱۱۷.
۸ - بحار الانوار، ج ۹۷ ص ۱۲۱.
۹ - بحار الانوار، ج ۹۷ ص ۱۱۹، كامل الزيارات، ص ۷۰.
۱۰ - بحار الانوار، ج ۹۷ ص ۱۲۴ .
۱۱ - وسائل الشيعه، ج ۱۰ ص ۳۶۰.
۱۲- همان ص ۳۳۹، بحار الانوار، ج ۹۸ ص ۳۶ و ۷۱ (با اندكى اختلا و تغييير در عبارتها).
۱۳ - وسايل الشيعه ج ۱۰ ص ۳۸۷.
۱۴ - همان.

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved