چهارشنبه, 28 شهریور 1397 04:19

الگوها و اسوه ها

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

 

تاکنون آن چه از اسوه های دینی معرفی شده، از مردان با فضیلت و اصحاب بزرگوار پیامبر خدا (ص) یا امامان معصوم (علیهم السلام) بوده است. از آن جا که در میان الگوهای مکتبی، زنان با فضیلت نیز فراوانند و گروه بسیاری از خوانندگان و مشترکان این مجله نیز خواهران متعهّد می باشند، در این شماره به سراغ یکی از بانوان نمونه و الگوهای دینی می رویم، باشد که از این سرمشق شایسته، درس ها بیاموزیم و پیروی کنیم. گلی از بوستان امامت

نهالی که در بوستان امامت بروید و از آب عفاف و نور فضیلت سیراب شود و توان بگیرد و با گذشت زمان، خود به شاخه ای پر بار و زیبا از «شجره طیّبه» دودمان حضرت رسول (ص) تبدیل گردد، شایسته الگوگیری است. بی دلیل نیست که این بانوی پاک را «کریمه اهل بیت» نامیده اند، چون کرامت ها و بزرگواری های این خاندان را در خود در حدّ اعلا جمع کرده است.

حضرت فاطمه معصومه (س) در سال 173 هجری در مدینه دیده به جهان گشود و در خانه ای بزرگ شد که پدری چون امام کاظم (ع) و برادری چون حضرت رضا (ع) در آن می زیست.

نام مادر آن حضرت را «خیزران»، یا «نجمه» یا «اروی » گفته اند که بانویی لایق و پاک و با ایمان بود و چون حضرت رضا (ع) را به دنیا آورد، به لقب «طاهره» آراسته شد.

فاطمه معصومه (س) در دامان ایمان و پاکی رشد کرد و در چشمه عفاف و عصمت و علم و حکمت به طهارت روح و جان رسید. نسب و تبارش نبوی، فاطمی و علوی بود. جدّ او از طرف مادر از نسل امام حسن مجتبی (ع) و از طرف پدر از نسل امام حسین (ع) بود. از این رو در زیارت نامه اش خطاب به او گفته می شود: «السلام علیکِ یا بنتَ الحسنِ و الحسین».

عبادت و ادب، شاخ و برگ روییده بر آن «سرو پاک دامنی» بود. ویژگی های روحی و خصایص فردی و خلق و خوی والایش سبب شده بود که ا ورا کریمه خاندان رسالت بنامند و با این لقب در زبان عالمان و فقیهان شیعه از او یاد می شد؛ لقبی که از میان بانوان اهل بیت، تنها مخصوص او بود.

لقب های دیگر او هر کدام گویای فضایل اوست؛ همچون: «محدّثه»، «عابده»، «مِقدامه» و «معصومه». این القاب پاک، یادآور حضرت زهرا (س) است که حضرت معصومه (س) هم شرافت و نجابت را از آن بانو به ارث برده است. در سایه تربیت رضوی

فاطمه معصومه (س) برای حضرت رضا (ع) فقط یک خواهر نبود و چنان نبود که محبت و احترامش به آن حجّت خدا، تنها به دلیل برادری و حسّ عاطفی باشد. گرچه هر دو از یک پدر و مادر بودند، لیکن فاطمه معصومه، تربیت شده برادرش علی بن موسی الرضا (ع) بود و آن چه از این امام معصوم فرا گرفته بود، افزون بر تربیتی بود که در دامان پدر و مادری شایسته یافته بود.

شرایط ویژه زندگی او، سبب شده بود از پدر دور باشد و به برادر نزدیک تر. خانواده او، خانواده یک زندانی مغضوبِ دستگاه خلافت بود. موسی بن جعفر (ع) بزرگ این خاندان، به دستور هارون الرشید در زندان به سر می برد. آن حبس و زندان سال ها طول کشید و تا شهادت آن حضرت ادامه یافت. فرزندان آن امام، از جمله دختر بزرگوارش حضرت معصومه (س) به فراق پدر مبتلا بود، ولی چون اسارت پدر برای خدا و دین و حریّت بود با همه سختی هایش، برای فرزندان قابل تحمل بود، چون خدا از این بنده صالح رضایت داشت.

در همه سال هایی که امام کاظم (ع) از این زندان به آن زندان می رفت و مظلومانه غربت محبس ها را تحمل می کرد، امام رضا (ع) عهده دار تربیت و متکفّل زندگی خواهرش فاطمه معصومه (س) و دیگر خواهرانش بود. رسالتِ رهبری و مسئولیت رسیدگی به تربیت فرزندان و حل مشکلات خانواده امام کاظم (ع) بر دوش او بود، حتی رسیدگی به خانواده های علوی که امام کاظم (ع) سرپرستی یا سرکشی و رسیدگی به آنان را عهده دار بود، در آن دوران سخت و غم آلود، بر عهده علی بن موسی الرضا (ع) بود. مورّخان شمار خانواده های تحت تکفّل امام هفتم را تا پانصد خانواده هم ذکر کرده اند.

تأثیر تربیتی امام رضا (ع) بر خواهرش را نمی توان نادیده گرفت. بی دلیل نبود که این بانوی بزرگ و جوان، در دانش و کمال و ایمان و نقل حدیث و در راه هجرت و فداکاری در راه عقیده، پایگاه و جای گاه بلندی یافته و دل های عاشقان عترت را مجذوب خویش ساخته بود. وی به مرز «عصمت» رسیده بود، گرچه وی را از چهارده معصوم نشمرده اند، اما در مقام معنوی و پارسایی، تالی تلو عصمت بود. عالمان فرزانه و فقیهان بلند مرتبه، پیوسته به آستان بوسی او افتخار می کرده اند و سلام بر او را در هر صبح و شام، توفیقی الهی برای خود می شمرده اند. فاطمه علیها السلام، راوی حدیث

در دودمان امامت، زمینه از هر جهت فراهم بود تا فرزندان - چه دختر چه پسر - با علم دین و قرآن و حدیث و فقه آشنایی کامل داشته باشند. فاطمه معصومه (س) نیز از این موهبت برخوردار بود و آن گونه که گفته اند، «عالمه محدّثه راویه» بود.(1) هم احادیثی را از پدران ارجمندش روایت می کرد و هم زنان و مردانی صاحب دانش و آشنا با حدیث، از زبان این بانو احادیثی را روایت کرده اند. در سلسله سند برخی روایات، نام «فاطمه دختر موسی بن جعفر» دیده می شود و عالمانی از شیعه و سنّت، روایات او را در ضمن احادیث صحیح و ثابت شده و مورد قبول نقل کرده اند.

یکی از روایاتی که با سندهای متّصل به حضرت زهرا و پیامبر خدا از او نقل شده، درباره «حدیث غدیر» و مورد دیگر درباره «حدیث منزلت» است.(2) حدیث دیگری که اسناد آن به رسول خدا (ص) می رسد و این بانو آن را روایت کرده، درباره قضایای مربوط به معراج و مشاهدات پیامبر (ص) در شب معراج است. حدیث دیگری هم با همین سند به پیامبر اکرم (ص) می رسد و مضمونش طهارت و پاکی سیدالشهدا هنگام ولادت و عدم احتیاج به تمییز کردن است.

نقل حدیث از فاطمه معصومه و اهتمام و توجه عالمان به آن چه از زبان او به عنوان «حدیث» وارد شده و در مجموعه های حدیثی ثبت گشته است، جای گاه معتبر این دختر جوان و دانشمند را نزد ارباب بصیرت می رساند.(3) هجرت در پی برادر

وقتی حضرت رضا (ع) با اجبار مأمون عباسی در سال 200 هجری از مدینه به خراسان رفت، حضرت معصومه (س) پس از مدتی به قصد دیدار برادر عازم خراسان شد. این هجرت یک سال پس از سفر برادر به «مرو» بود، اما حوادث سفر به شکل دیگری رقم خورد و این بانوی پاک، موفق به دیدار برادر نشد.

حضرت معصومه (س) همراه گروهی از هاشمیان و بعضی از بستگان، این راه طولانی را در پیش گرفت. در مسیر هم حوادث و درگیری هایی پیش آمد. وقتی این کاروان به شهر ساوه رسید فاطمه معصومه (س) بیمار شد. قراین نشان می داد که او از این بیماری جان سالم به در نخواهد برد. از این رو پرسید: تا «قم» چه قدر فاصله است؟ گفتند: ده فرسخ. از همراهان خواست هر طور شده او را به قم برسانند. قم در آن زمان، شهری شیعه نشین بود و محبّان اهل بیت و راویان و عالمان بسیاری در این دیار مقدس می زیستند.

وقتی خبر عزیمت آن بانو به بزرگان شهر قم رسید، عده ای از چهره های معروف و معتبر قمی که در پیشاپیش آنان «موسی بن خزرج اشعری» حضور داشت، برای استقبال از او از شهر بیرون شدند. موسی بن خزرج جلوتر رفت و زمام ناقه دختر موسی بن جعفر (ع) را گرفت و وارد شهر شد و همراه با استقبال شایانی که مردم داشتند، موکب فرخنده او را به خانه خود برد و با افتخار، پذیرایی و خدمت او را بر عهده گرفت.(4) رحلت جان گداز

هفده روز از ورود حضرت معصومه (س) به قم گذشته بود، لکن حال او روز به روز وخیم تر گشته بود و معالجات اثری نداشت. تا این که سرانجام چشم از جهان فرو بست. درگذشت وی در روز دهم ربیع الثانی سال 201 هجری بود.(5)

به دستور موسی بن خزرج، پیکر او را غسل دادند و کفن کردند و برای خاک سپاری به قطعه زمینی به نام «بابِلان» بردند که متعلّق به خود موسی بود. میان خاندان او بحث بر سر این بود که پیکر مطهّر دختر امام کاظم (ع) را چه کسی بردارد و در قبر بگذارد؟ تصمیم گرفتند خادم پیر و با ایمانی به نام «قادر» که در دودمان آنان بود، این کار را انجام دهد. کسی را در پی او فرستادند. اما در همان لحظه چشمشان به دو تک سوار نقاب دار افتاد که از سوی ریگ زارهای بیرون شهر نزدیک می شدند. فرود آمدند و بر پیکر آن بانو نماز خواندند و وارد سردابی شدند که آماده شده بود، جنازه را به آن جا بردند و به خاک سپردند، سپس بیرون آمده و بی آن که کلمه ای با کسی سخن بگویند و شناخته شوند، رفتند.(6)

پس از آن، سایه بانی از حصیر بر قبر او ساختند و زمان گذشت، تا آن که زینب دختر امام جواد (ع) قبّه ای بر روی قبر عمّه اش حضرت معصومه بنا کرد. با گذشت زمان، این منقطه آبادتر شد و شیعیان به آن عنایت خاصی پیدا کردند و طبق توصیه ای که از سوی امامان معصوم (علیهم السلام) به زیارت قبر آن بانوی با فضیلت شده بود، مرقد آن بزرگوار زیارت گاه گشت و عالمان بسیاری به این شهر کوچ کردند و در جوار حرم مطهّر او حوزه علمیه شکل گرفت و قم به یکی از عظیم ترین پایگاه های تشیّع و تبلیغ اسلام، تبدیل شد. فضایل بسیار

جای گاه والای حضرت معصومه نزد امامان و اهل بیت (علیهم السلام) از این نقل تاریخی به خوبی روشن می شود:

روزی گروهی از مردم «ری» به دیدار حضرت صادق (ع) در مدینه رفته بودند. هنگام ملاقات، خود را گروهی از اهالی ری معرفی کردند. حضرت فرمود: مرحبا به برادرانِ قمی ما. گفتند: ما از ری آمده ایم! حضرت باز همان سخن را تکرار فرمود. چند بار دیگر آنان تأکید کردند که اهل ری هستند، اما پاسخ حضرت صادق (ع) همان جمله بود. سپس امام افزود:

خداوند حرمی دارد که آن «مکه» است. پیامبر (ص) نیز حرمی دارد که «مدینه» است. امیرمؤمنان (ع) هم حرمی دارد که «کوفه» است. ما امامان هم حرمی داریم که «شهر قم» است. به زودی دختری از فرزندانم به نام «فاطمه» در آن جا به خاک سپرده خواهد شد. هر کس قبر او را زیارت کند، بهشت او واجب می شود.

به گفته راوی حدیث، این سخن امام صادق (ع) وقتی بود که هنوز حضرت موسی بن جعفر (پدر حضرت معصومه) به دنیا نیامده بود.(7)

در روایات متعددی، پاداش زیارت عارفانه او «بهشت» بیان شده است. در روایت دیگری است که حضرت رضا (ع) از سعد بن سعد پرسید: ای سعد! قبری مربوط به ما اهل بیت نزد شماست؟ گفت: آری، فدایت شوم، قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) است. امام رضا (ع) فرمود: آری، هر کس با معرفت زیارتش کند، بهشت برای اوست: «نعم، من زارها عارفاً بحقّها فله الجنّة».(8)

قم، اکنون حرم اهل بیت و حریم امامان معصوم است. بانویی در این شهر مدفون است که بارگاهش همچون نگینی در این خطّه کویری می درخشد و حرمش چشمه پر فیض است و پروانگانی شیفته علم و معرفت از سراسر ایران، بلکه از کشورهای اسلامی دیگر به این شهر می آیند، تا هم بارگاه منوّر او را زیارت کنند، هم از علوم ائمه و معارف اهل بیت در این شهر استفاده کنند.

در شرح حال بزرگانی همچون: امام خمینی، ملّا صدرا، علامه طباطبائی، آیة الله مرعشی و... نمونه های متعددی نقل شده که این بزرگان در آستانه مقدسه او چه احترام ها و ادب ها و زیارت ها و حاجت گرفتن هایی داشته اند و حق و جای گاه او را می شناختند و برای حل مشکلات خود به او متوسّل می شدند.

شخصیت عظیم او، الگوی عفاف و علم و ایمان است و مرقد نورانی اش، جاذبه ای که دل های دوست دار خاندان عصمت را همچون مغناطیسی به سوی خود می کشد. باشد که از این اسوه فضیلت، سرمشق ایمان و عفاف بگیریم. پی نوشت ها:

1) اعیان الشیعه، ج 8، ص 391؛ به نقل از ریاض العلماء.

2) الغدیر، ج 1، ص 197.

3) به مواردی از احادیث منقول از ایشان و منابع آن، در مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 259 اشاره شده است.

4) بحارالانوار، ج 48، ص 290.

5) مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 257.

6) بحارالانوار، ج 48، ص 290.

7) بحارالانوار، ج 99، ص 267؛ مستدرک سفینة البحار، ج 8، ص 596.

8) بحارالانوار، ج 99، ص 265.

……………………………………………………..

مجله معارف اسلامی مهر، آبان و آذر 1386، شماره 69

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved