شنبه, 31 شهریور 1397 13:06

امامان دوازده گانه در کتب اهل تسنن و تشیع

برخی روایات وارده لز پیامبر در مورد اهل بیت در متون اهل سنت وشیعه

1ـ در صحیح بخارى آمده است : «محمد بن المثنى حدثنا غندر حدثنا شعبة عن عبد الملک سمعت جابر بن سمرة قال سمعت النبی(صلى الله علیه وآله)یقول: یَکُونُ إثْنا عَشَرَ أمیراً ، فَقالَ کَلِمَةٌ لَمْ أسْمَعُها فقال أبی: أنَّهُ قال: کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْش»; جابر بن سمره مى گوید: از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شنیدم که مى فرمود: امیران ـ جانشینان بعد از من ـ دوازده تن خواهند بود و بعد از آن سخنى فرمود که من آن را نشنیدم ، پدرم گفت: پیامبر فرمود: همه آنها از قریش خواهند بود .
2ـ در صحیح مسلم هفت حدیث از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در این مورد نقل شده است که به ذکر یکى از آنها اکتفا مى شود:
هداب بن خالد ازدى از حماد بن مسلمه و او از سماک بن حرب و او از جابر بن سمره نقل مى کند: «سمعت رسول الله یقول: لا یَزالُ الإسلامُ عزیزاً إلى إثْنی عَشَرَ خَلیفَةً ثُمَّ قال کَلِمَةٌ لَمْ أفْهَمُها فَقُلْتُ لاِبی ما قال ، فَقالَ کُلُّهُمْ مِنْ قُریش»; شنیدم از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)که فرمود: اسلام عزیز خواهد بود با وجود دوازده امام سپس کلمه اى فرمود که من آن را نفهمیدم پس از پدرم درباره آن کلمه سؤال کردم ، پدرم گفت: رسول خدا فرمود: همه آنها از قریش خواهند بود .
در سنن ابى داوود نیز این حدیث به طور مکرر بیان شده است که دو روایت نقل مى شود:
3ـ جابر بن سمره مى گوید: «سَمِعْتُ رَسولَ الله(صلى الله علیه وآله) یَقُولُ لا یَزالُ هذا الدّین حتّى یَکُونَ عَلَیکُم إثنا عَشَر خَلیفةً کُلُّهُمْ تَجْتَمِعُ عَلیهِ الأُمة ، فَسَمِعْتُ کَلاماً مِنَ النَّبی لَمْ أَفْهَمَهُ فَقُلْتُ لاِبی ما یَقُولُ؟ قالَ کُلُّهُمْ مِن قریش» ; از رسول خدا شنیدم که فرمود: این دین، همواره پابرجا خواهد بود تا این که دوازده امام بر شما بیایند که امت بر آنها اجتماع دارند ، پس از آن سخنى از پیامبر شنیدم و آن را نفهمیدم، از پدرم سؤال نمودم که آن حضرت چه فرمود؟ پدرم گفت پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: همه آنها از قریش خواهند بود .
و نیز در همین کتاب نقل شده است که جابربن سمره گفت: «قالَ سَمِعْتُ رِسُولَ اللهِ یَقُولُ: لا یَزالُ هذا الدین عَزیزاً إلى إثنا عَشَرَ خَلیفَةً قالَ فَکَبَّر الناس وضَجُّوا ثُمَّ قالَ کَلِمَةً خُفْیَةً قُلْتُ لاِبى یا أبةِ ما قالَ؟ قالَ کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْش» .
4ـ در مسند احمد حنبل نیز این حدیث به این صورت آمده است : «عَنْ مَسْروق قالَ کُنّا جالِساً عِنْدَ عَبْدُ الله وَ هُوَ یَقْرَئُنا القُرْآن فَقالَ لَهُ رَجُلٌ یا أباعَبدُ الرَّحْمن هَلْ سَأَلْتُمْ رَسُولَ الله(صلى الله علیه وآله) کَمْ تَمْلِکُ هذِهِ الأُمَّةَ مِنْ خَلیفة؟ فَقالَ عَبْدُ الله بن مَسْعُود ما سَأَلَنی عَنْها أحَدٌ مُنْذُ قَدِمْتُ العِراقَ قَبْلَکَ ، ثُمَّ قالَ نِعَمْ وَ لَقَدْ سَألَنا رَسُولُ الله فَقالَ إثْنا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَباءِ بَنی إِسرائیل» ; مسروق مى گوید: شبى نزد عبد اله بن مسعود بودیم ، او براى ما قرآن تلاوت مى کرد ، مردى از وى سؤال کرد که اى ابارحمان! ـ کنیه ابن مسعود ـ آیا از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسیدید که خلفاى این امت چند نفر خواهند بود؟ ابن مسعود گفت: از روزى که وارد عراق شدم تاکنون، هیچ کس درباره این مسأله از من سؤال نکرده بود. آرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) این مسأله را پرسیدیم و آن حضرت در پاسخ فرمود: تعداد خلفاى من دوازده نفر خواهند بود به عدد نقباى بنى اسراییل.
در متون اهل سنت، روایات زیادى در این زمینه وجود دارد که براى پرهیز از اطاله کلام، به همین مقدار اکتفا مى شود.
 
همچنین در حدود سیصد روایت در منابع روایى تشیع، در این زمینه از رسول خدا نقل شده که به ذکر چند نمونه از آن اشاره می شود:
الف) ابو حمزه ثمالى از امام على بن حسین و او از پدرش امام على و او از رسول خدا نقل مى کند که فرمود: «الأئِمةُ مِنْ بَعدی إثنا عَشَرَ أوَّلُهُم أنتَ یا عَلی و آخِرُهُمْ القائمُ الَّذی یَفْتَحُ الله ـ تعالى ذکره ـ عَلى یَدَیْهِ مَشارقُ الأرضِ وَمَغارَبُها»; امامان بعد از من دوازده نفراند، اول آنها تویى یا على و آخر آنها قائم(عج) است که خداوند متعال به دست او مشرق و مغرب زمین را مى گشاید.
ب) عبدالرحمان بن سمره مى گوید: «قُلْتُ یا رَسولَ الله أرْشِدْنی إلَى النَّجاةِ فَقالَ یا ابنَ سَمُرة إذا إخْتَلَفَتِ الأهواءُ وَتَفَرَّقَتِ الآراءُ فَعَلَیْکَ بَعَلَیْ أبْنَ أَبِی طالِبْ ، فَإِنَّهُ إُمامُ أُمَّتَیْ وَ خَلیفَتْى عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدِیْ ، وَ هُوَ الفارُقْ اَلَّذِی یُمَیّزُ بَیْنَ الحَقْ وَ الباطِلْ ، مَنْ سَأَلَهُ أَجابَهُ ، وَ مِنْ إسْتَرْشَدَهُ أَرْشَدَهُ وَ مَنْ طَلَبَ اَلْحَقَ مِنْ عِنْدَهُ وَجَدَهُ ، وَ مَنْ ألْتَمَسَ الهُدى لَدَیْهِ صادَفَهُ ، وَ مَنْ لَجَأَ إلَیْهِ أَمَنَهُ ، وَ مَنْ اَسْتَمْسَکَ بِهِ نَجاهُ ، وَ مَنْ إقْتَدى بِهِ هَداهُ ، یا اِبْنَ سَمَرةَ سَلِمَ مَنْ سَلِمَ لَهُ وَ والاهُ ، وَ هَلَکَ مَنْ رُدَّ عَلَیْهِ وَ عاداهُ ، یا ابْنَ سَمُرةَ إنّ عَلیاً مِنّی ، رُوْحُهُ مِنْ رُوْحِی وَطْینَتُهُ مِنْ طِیْنَتَىْ ، وَ هُوَ أَخِیْ وَ أنا أَخُوْهُ ، وَ هُوَ زَوْجُ إبْنَتِى فاطِمَةُ سَیِّدةُ نِساءِ الْعالَمِین مِنْ اَلأوَّلِیْن وَالآخَرِیْن ، وَ إنّ مِنْهُ إمامَى أمّتِی وَ سَیّدَىْ شَبابُ أَهْلَ الجَنّةِ الحَسَنْ والحُسَیْنَ ، وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْن ، تاسِعَهُم قائم أمّتَی یَمْلاُ الأَرْضُ قِسْطاً وَ عَدْلا کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جُوْراً» ; به رسول خدا گفتم مرا به سوى نجات راهنمایى بفرما. حضرت فرمود، اى پسر سمره! هنگامى که آرا و نظرها مختلف شد و تفرقه به وجود آمد، تو باید به على بن ابى طالب مراجعه کنى که او امام امت من، و خلیفه من بعد از من است. او معیار شناخت حق و باطل است، کسى که از او ـ چیزى ـ بپرسد وى را پاسخ مى دهد، کسى که از او راهنمایى بخواهد، او را راهنمایى مى کند و کسى که حق را از او بخواهد، آن را در نزد او مى یابد و کسى که از او هدایت بجوید وى را هدایت مى کند و کسى که به او پناهنده شود، او را پناه مى دهد و کسى که به او تمسک جوید، او را نجات مى دهد، و کسى که به او اقتدا کند، او را هدایت مى کند.
اى پسر سمره! سالم مى ماند هر که تسلیم او باشد و او را دوست بدارد، و هلاک شود کسى که او را نپذیرد و با او دشمنى کند.
اى پسر سمره! على از من است و روح او از روح من است و سرشت او از سرشت من او برادر من و من برادر اویم و او شوهر دختر من فاطمه، سرور زنان دو جهان از اولین تا آخرین مى باشد، و دو امام و سرور جوانان اهل بهشت، امام حسن و امام حسین، و نُه تن از فرزندان حسین، از نسل اوست که نهم آنها قائم امت من است که زمین را پر از عدل و داد مى کند; چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.
د) ابو طفیل از امام حسن فرزند على بن ابى طالب نقل مى کند که فرمود:«سَمِعْتُ رَسُولِ اللهِ یَقُولُ أنا سَیِّدُ النَّبِیینَ وَ عَلیُّ بن أبی طالِب سیّدُ الوصیّینَ وَ الحَسَنِ و الحُسَیْنِ سَیِّدا شَبابِ أهْلِ الجَنَّةِ وَ الأئمَّةَ بَعْدُهُما سادَةُ المُتَّقینَ وَلیُّنا وَلىُّ الله ، وعَدوُّنا عَدوُّ الله ، طاعَتُنا طاعَةُ الله ، وَ مَعْصیَتُنا مَعْصیَةُ الله عزَّوجلَّ»; از رسول خدا شنیدم که مى فرمود : من سرور پیامبرانم ، و على بن ابى طالب سرور اوصیاست و حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت اند ، و امامان بعد از آن دو، سرور پرهیزکاران اند ، و دوست ما دوست خداست و دشمن ما دشمن خداست. اطاعت و پیروى از ما، پیروى از خداوند است، و عصیان بر ما عصیان بر خداوند است

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved