شنبه, 30 دی 1396 20:44

مثلث شخصیت حضرت علی (ع)

آیت الله جعفر سبحاني

از نظر روان شناسان، شخصیت هر فردی متشكل از سه عامل مهم است كه هر یك در انعقاد و تكون شخصیت تأثیربه سزایی دارد و گویی روحیات و صفات و طرز تفكر انسان همچون مثلثی است كه از پیوستن این سه ضلع به یكدیگرپدید می آید. این سه عامل عبارتنداز:

1. وراثت

2. آموزش و پرورش

3. محیط زندگی

صفات خوب و بد آدمی و روحیات عالی و پست او به وسیله این سه عامل پی ریزی می شود و رشد و نمو می كند. درباره عامل وراثت سخن كوتاه اینكه: فرزندان ما نه تنها صفات ظاهری را، مانند شكل و قیافه، از ما به ارث می برند، بلكه روحیات و صفات باطنی پدر و مادر نیز از طریق وراثت به آنان منتقل می شود. آموزش و پرورش و محیط، كه دو ضلع دیگر شخصیت انسان را تشكیل می دهند، در پرورش سجایای عالی كه دست آفرینش در نهاد آدمی به ودیعت نهاده و یا تربیت صفاتی كه كودك از پدر و مادر به وراثت برده است نقش مهمی دارند. یك آموزگار می تواند سرنوشت كودكی و یا كلاسی را تغییر دهد.

و بسا كه محیط، افراد آلوده را پاك و یا افراد پاك را آلوده می سازد. قدرت این دو عامل در شكل دادن به شخصیت آدمی چنان مسلم و روشن است كه خود را ازتوضیح درباره آن بی نیاز می دانیم. البته نباید فراموش كرد كه در ورای این امور سه گانه و مشرف و مسلط بر آن ها اراده وخواست انسان قرار گرفته است. شخصیت موروثی حضرت علی - علیه السلام - امیرمؤمنان از صلب پدری چون ابوطالب دیده به جهان گشود. ابوطالب بزرگ بطحاء (مكه) و رئیس بنی هاشم بود. سراسر وجود او، كانونی از سماحت و بخشش، عطوفت و مهر، جانبازی و فداكاری در راه آیین توحید بود.

در همان روزی كه عبدالمطلب جد پیامبر در گذشت، آن حضرت هشت سال تمام داشت. از آن روز تا چهل و دوسال بعد، ابوطالب حراست و حفاظت پیامبر را، در سفر و حضر، برعهده گرفت و با عشق و علاقه بی نظیری در راه هدف مقدس پیامبر كه گسترش آیین یكتا پرستی بود جانبازی و فداكاری كرد. این حقیقت در بسیاری از اشعار مضبوط در دیوان ابوطالب منعكس شده است ؛ همچون: لیعلم خیار الناس ان محمداً نبی كموسی و المسیح بن مریم (1) افراد پاك و خوش طینت باید بدانند كه محمد - صلی الله علیه و آله - پیامبری است همچون موسی و عیسی - علیه السلام -. الم تعلموا انا وجدنا محمداًرسولا كموسی خط فی اول الكتب (2) آیا نمی دانید كه محمد - صلی الله علیه و آله - همچون موسی (پیامبری آسمانی) است و پیامبری او در سرلوحه كتاب های آسمانی نوشته شده است ؟

یك چنین فداكاری، كه به زندانی شدن تمام بنی هاشم در میان دره ای خشك و سوزان منجر شد، نمی تواندانگیزه ای جز عشق به هدف و علاقه عمیق به معنویت داشته باشد، و علایق خویشاوندی و سایر عوامل مادی نمی تواند یك چنین روح ایثاری در انسان پدید آورد. دلایل ایمان ابوطالب به آیین برادر زاده خود به قدری زیاد است كه توجه قاطبه محققان بی نظر را به خود جلب كرده است. متأسفانه گروهی، از روی تعصبات بیجا، در مرز توقف درباره ابوطالب باقی مانده اند و گروه دیگر جسارت را بالاتر برده، او را یك فرد غیر مؤمن معرفی كرده اند. حال آن كه اگر جزئی از دلایلی كه درباره اسلام ابوطالب دركتاب های تاریخ و حدیث موجود است درباره شخص دیگری وجود می داشت،

در ایمان و اسلام او برای احدی جای تردید و شك باقی نمی ماند، اما انسان نمی داند كه چار این همه دلایل نتوانسته است قلوب بعضی را روشن سازد! شخصیت مادر حضرت علی - علیه السلام - مادر وی، فاطمه، دختر اسد فرزند هاشم است. وی از نخستین زنانی است كه به پیامبر ایمان آورد و پیش از بعثت از آیین ابراهیم - علیه السلام - پیروی می كرد. او همان زن پاكدامنی است كه به هنگام شدت یافتن درد زایمان راه مسجد الحرام راپیش گرفت و خود را به دیوار كعبه نزدیك ساخت و چنین گفت: خداوندا، به تو و پیامبران و كتاب هایی كه از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم، پروردگارا! به پاس احترام كسی كه این خانه را ساخت و به حق كودكی كه در رحم من است، تولد این كودك را بر من آسان فرما. لحظه ای نگذشت كه فاطمه به صورت اعجازآمیزی وارد خانه خدا شد و در آنجا وضع حمل كرد.[1] این فضیلت بزرگ را قاطبه محدثان و مورخان شیعه و دانشمندان علم انساب در كتابهای خود نقل كرده اند.

در میان دانشمندان اهل تسنن نیز گروه زیادی به این حقیقت تصریح كرده، آن را یك فضیلت بی نظیر خوانده اند.[2] حاكم نیشابوری می گوید: ولادت علی در داخل كعبه به طور تواتر به ما رسیده است.[3] آلوسی بغدادی صاحب تفسیر معروف می نویسد: تولد علی در كعبه در میان ملل جهان مشهور و معروف است و تاكنون كسی به این فضیلت دست نیافته است.[4] در آغوش پیامبر - صلی الله علیه و آله - هر گاه مجموع عمر امام - علیه السلام - را به پنج بخش قسمت كنیم، نخستین بخش آن را زندگی امام پیش از بعثت پیامبرتشكیل می دهد. عمر امام در این بخش از ده سال تجاوز نمی كند، زیرا لحظه ای كه حضرت علی - علیه السلام - دیده به جهان گشود بیش از سی سال از عمر پیامبر - صلی الله علیه و آله - نگذشته بود؛ و پیامبر در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شد.[5]

حساسترین حوادث زندگی امام در این بخش همان شكل گیری شخصیت حضرت علی - علیه السلام - و تحقق ضلع دوم ازمثلث شخصیت وی به وسیله پیامبر است. این بخش از عمر، برای هر انسانی، از لحظه های حساس و ارزنده زندگی اوشمرده می شود. شخصیت كودك در این سن، همچون برگ سفیدی، آماده پذیرش هر شكلی است كه بر آن نقش می شود؛ و این فصل از عمر، برای مربیان و آموزگاران، بهترین فرصت است كه روحیات پاك و فضایل اخلاق كودك راكه دست آفرینش در نهاد او به ودیعت نهاده است پرورش دهند و او را با اصول انسانی و ارزشهای اخلاقی و راه و رسم زندگی سعادتمندانه آشنا سازند. پیامبر عالی قدر اسلام، به همین هدف عالی، تربیت حضرت علی - علیه السلام - را پس از تولد او به عهده گرفت.

هنگامی كه مادر حضرت علی - علیه السلام - نوزاد را خدمت پیامبر آورد با علاقه شدید آن حضرت نسبت به كودك روبرو شد. پیامبر از وی خواست كه گهواره حضرت علی را در كنار رختخواب او قرار دهد از این جهت، زندگانی امام از روزهای نخست بالطف خاص پیامبر توأم شد. نه تنها پیامبر گهواره حضرت علی را در موقع خواب حركت می داد، بلكه در مواقعی ازروز بدن او را می شست و شیر در كام او می ریخت، و در موقع بیداری با او با كمال ملاطفت سخن می گفت. گاهی او رابه سینه می فشرد و میگفت: این كودك برادر من است و در آینده ولی و یاور و وصی و همسر دختر من خواهد بود. ب

ه سبب علاقه ای كه به حضرت علی داشت هیچ گاه از او جدا نمی شد و هر موقع از مكه برای عبادت به خارج شهر می رفت حضرت علی - علیه السلام - را همچون برادر كوچك یا فرزند دلبندی همراه خود می برد.[6] هدف از این مراقبت ها این بود كه دومین ضلع مثلث شخصیت حضرت علی - علیه السلام - كه همان تربیت است، به وسیله اوشكل گیرد و هیچ كس جز پیامبر در این شكل گیری مؤثر نباشد. امیر مؤمنان در سخنان خود خدمات ارزنده پیامبر - صلی الله علیه و آله - را یاد كرده، می فرماید: و قد عملمتم موضعی من رسول الله - صلی الله علیه و آله - بالقرابه القربیه و المنزله الخصیصه، وضعنی فی حجره و انا ولد یضمنی الی صدره و یكنفنی فی فراشه و یمسنی جسد و یشمنی عرفه و كان یمضغ ثم یلقمنیه.[7] شما ای یاران پیامبر، از خویشاوندی نزدیك من با رسول خدا و مقام (احترام) مخصوصی كه نزد آن حضرت داشتم كاملاًآگاه هستید و می دانید كه من در آغوش پر مهر او بزرگ شده ام ؛ هنگامی كه نوزاد بودم مرا به سینه خود می گرفت ودر كنار بستر خود از من حمایت می كرد و دست بر بدن من می مالید، و من بوی خوش او را استشمام می كردم، و او غذادر دهان من می گذاشت.

پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - حضرت علی - علیه السلام - را به خانه خود می برد. از آنجا كه خدا می خواهد ولی بزرگ دین او در خانه پیامبر بزرگ می شود و تحت تربیت رسول خدا قرار گیرد، توجه پیامبر را به این كار معطوف می دارد. مورخان اسلامی می نویسند: خشكسالی عجیبی در مكه واقع شد. ابوطالب، عمومی پیامبر، با عایله و هزینه سنگینی روبرو بود. پیامبر با عموی دیگر خود، عباس، كه ثروت و مكنت مالی او بیش از ابوطالب بود به گفتگو پرداخت و هر دو توافق كردند كه هر كدام یكی از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببرد تا در روزهای قحطی گشایشی در كار ابوطالب پدید آید. از این جهت عباس، جعفر را و پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - حضرت علی را به خانه خود بردند.[8] این بار كه امیر مؤمنان به طور كامل در اختیار پیامبر قرار گرفت از خرمن اخلاق و فضایل انسانی او بهره های بسیاربرد و موفق شد تحت رهبری پیامبر به عالیترین مدارج كمال خود برسد. امام - علیه السلام - در سخنان خود به چنین ایام و؛ؤمراقبت های خاص پیامبر اشاره كرده، می فرماید: و لقد كنت اتبعه اتباع الفصیل اثر أمه یرفع لی كل یوم من اخلاقه علما و یا مرنی بالاقتداء به.[9]

من به سان بچه ناقه ای كه به دنبال مادر خود می رود در پی پیامبر می رفتم ؛ هر روز یكی از فضایل اخلاقی خود را به من تعلیم می كرد و دستور می داد كه از آن پیروی كنم. حضرت علی - علیه السلام - در غار حرا پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - پیش از آنكه مبعوث به رسالت شود، همه ساله یك ماه تمام را در غار حرا به عبادت می پرداخت و در پایان ماه از كوه سرازیر می شد و یكسره به مسجدالحرام می رفت و هفت بار خانه خدا را طواف می كرد و سپس به منزل خود باز می گشت. دراینجا این سؤال پیش می آید كه با عنایت شدیدی كه پیامبر نسبت به حضرت علی داشت آیا او را همراه خود به آن محل عجیب عبادت و نیایش می برد یا او را در این مدت ترك می گفت ؟ قراین نشان می دهد از هنگامی كه پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - حضرت علی - علیه السلام - را به خانه خود برد هرگز روزی او را ترك نگفت. مورخان می نویسند: علی آنچنان با پیامبر همراه بود كه هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به كوه و بیابان می رفت او را همراه خودمی برد.[10]

ابن ابی الحدید می گوید: احادیث صحیح حاكی است كه وقتی جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخرساخت علی در كنار حضرتش بود. آناز از روزهای همان ماه بود كه پیامبر برای عبادت به كوه حرا رفته بود امیر مؤمنان، خود در این باره می فرماید: و لقد كان یجاور فی كل سنه بحراء فأراه ولایراه غیری[11] پیامبر هر سال در كوه حرا به عبادت می پرداخت و جز من كسی او را نمی دید.[12]

این جمله اگر چه می تواند ناظر به مجاورت پیامبر در حرا در دوران پس از رسالت باشد ولی قراین گذشته و اینكه مجاورت پیامبر در حرا غالباً قبل از رسالت بوده است تأیید می كند كه این جمله ناظر به دوران قبل از رسالت است. طهارت نفسانی حضرت علی - علیه السلام - و پرورش پیگیر پیامبر از او سبب شد كه در همان دوران كودكی، با قلب حساس ودیده نافذ و گوش شنوا خود، چیزهایی را ببیند و اصواتی را بشنود كه برای مردم عادی دیده و شنیدن آن ها ممكن نیست ؛ چنانكه امام، خود در این زمینه می فرماید: [13]

أری نور الوحی و الرساله و أشم ریح النبوه[14] من در همان دوران كودكی، به هنگامی كه در حرا كنار پیامبر بودم، نور وحی و رسالت را كه به سوی پیامبر سرازیربود می دیدم و بوی پاك نبوت را از او استشمام می كردم. امام صادق - علیه السلام - می فرماید: امیر مؤمنان پیش از بعثت پیامبر اسلام نور رسالت و صدای فرشته وحی را می شنید. در لحظه بزرگ و شگفت تلقی وحی پیامبر به حضرت علی فرمود: اگر من خاتم پیامبران نبودم پس از من تو شایستگی مقام نبوت را داشتی، ولی تو وصی و وراث من هستی، تو سروراوصیا و پیشوای متقیانی. [15]

امیر مؤمنان درباره شنیدن صداهای غیبی در دوران كودكی چنین می فرماید: هنگام نزول وحی بر پیامبر صدای ناله ای به گوش من رسید؛ به رسول خدا عرض كردم این ناله چیست ؟ فرمود: این ناله شیطان است و علت ناله اش این است كه پس از بعثت من از اینكه در روی زمین مورد پرستش واقع شود نومید شد. سپس پیامبر رو به حضرت علی كرد و گفت: انك تسمع ما أسمع و تری ما أری إلا أنك لست بنبی و لكنك لوزیر[16]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مجمع البیان، ج 4 ص 37

[2] . مجمع البیان، ج 4 ص 37

[3] . كشف الغمه، ج 1 ص 90

[4] . مانند مروج الذهب، ج 2 ص 349الشفاء، ج 1 ص 151و. . .

[5] . مستدرك حاكم، ج 3 ص 483

[6] . شرح قصیده عبدالباقی افندی، ص 15

[7] . برخی مانند ابن خشاب در كتاب موالید الائمه مجموع عمر علی - علیه السلام - را شصت و پنج و مقدار عمر آن حضرت را پیش ازبعثت دوازده سال دانسته است. به كتاب كشف الغمه نگارش مورخ معروف علی بن عیسی اربلی (متوفای سال 693ه ـ ق) ج 1ص 65مراجعه شود.

[8] . كشف الغمه، ج 1 ص 90

[9] . نهج البلاغه عبده، ج 2 ص 182 خطبه قاصعه.

[10] . سیره ابن هشام، ج 1 ص 236

[11] . نهج البلاغه عبده، ج 2 ص 182

[12] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 208

[13] . نهج البلاغه، خطبه 187(قاصعه).

[14] . پیش از آنكه پیامبر اسلام از طرف خد به مقام رسالت برسد وحی و صداهای غیبی را به صورت مرموزی، كه در روایات بیان شده است، درك می كرد. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 197

[15] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 310 [

16] . نهج البلاغه، خطبه قاصعه.

--------

جعفر سبحاني - فروغ ولايت، ص 13    

 منبع:www.andisheqom.com

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved