جمعه, 25 آبان 1397 21:57

لقب باقر براي امام پنجم (عليه السلام)

در فصول المهمه آمده است: آن حضرت را بدين لقب (باقر) مي‏خواندند زيرا علوم را مي‏شكافت و باز مي‏كرد.در صحاح آمده است: «تبقر، يعني توسع در علم» .

و در قاموس گفته شده است : محمد بن علي بن حسين را باقر مي‏خواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نيز ذكر شده است: آن حضرت را باقر مي‏خواندند چرا كه علم را مي‏شكافت و به اصل آن پي مي‏برد و فروع علم را از آن استنباط مي‏كرد و دامنه علوم را مي‏شكافت و وسعت مي‏داد.ابن حجر در صواعق مي‏نويسد: «او را باقر مي‏خواندند و اين كلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، يعني آنكه زمين را مي‏شكافد و مكنونات آن را آشكار مي‏كند.زيرا او نيز گنجينه‏هاي نهاني معارف و حقايق احكام و حكمتها و لطايف را كه جز از ديد كوته نظران و ناپاكان پنهان نبود، آشكار مي‏كرد.» از اين رو درباره وي گفته مي‏شد كه آن حضرت شكافنده علم و جامع آن و نيز آشكار كننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذكره الخواص نيز آمده است: او را باقر لقب داده بودند زيرا در اثر سجده‏هاي فراوان، پيشاني‏اش شكاف برداشته بود.برخي هم گويند چون آن حضرت از دانش بسيار برخوردار بود او را باقر مي‏خواندند.آنگاه به نقل سخن جوهري در صحاح مي‏پردازد.
شيخ صدوق در علل الشرايع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفي پرسيدم چرا به امام پنجم، باقر مي‏گفتند؟ گفت: «چون علم را مي‏شكافت و اسرار آن را آشكار مي‏كرد» .در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفته‏اند براي هيچ يك از فرزندان حسن و حسين (ع) اين اندازه از علوم، از قبيل تفسير و كلام و فتوا و احكام و حلال و حرام فراهم نشد كه براي امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل كرده است كه از آن حضرت سي هزار حديث پرسش كردم.
چرا لقب باقر(ع) فقط براي او؟
مطلبي كه لازم است بدان بپردازيم، اين است كه چگونه امام پنجم عليه‏السلام به باقر لقب يافت با اين كه همه‏ي معصومين شكافنده‏ي دانش و علم بوده‏اند؟
براي بررسي و تحليل آن لازم است كه به موقعيّت و زمان ويژه‏ي امام باقر عليه‏السلام توجّه نمائيم.
بعد از رحلت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حوادث تلخ و ناگواري براي جهان اسلام و اهل بيت عليهم‏السلام پيش آمد كه موجب شد امام علي عليه‏السلام به مدّت بيست و پنج سال خانه نشين گردد و مردم نتوانند از دانش آن امام بهره‏ي لازم را ببرند. در دوره‏ي پنج ساله‏ي حكومت آن حضرت ناكثان (عهدشكنان)، قاسطين (معاويه و اصحاب او) و مارقين (خوارج نهروان) نيز با جنگ‏هاي خود فرصت تعليم گسترده را از آن امام سلب نمودند.
امام مجتبي عليه‏السلام نيز پس از دوره‏ي حكومت كوتاه خود، همين مشكلات و تنگناها را داشته و خفقان حاكم اموي و تبليغات مسموم آنان راه‏هاي روي آوري مردم بسوي آن حضرت را سد نموده بود. اين خفقان در دوران امام حسين عليه‏السلام به اوج خويش رسيد. به طوري كه هر گونه امكان تبليغ و بيان فروعات احكام را از ابي عبداللّه عليه‏السلام سلب نمودند.
اگر روايات فقهي را مورد مطالعه و دقّت قرار دهيم مشاهده مي‏كنيم كه روايات امام حسين عليه‏السلام در اين زمينه اندك است، تازه همان روايات نيز از طريق فرزندان معصومش عليهم‏السلام به ما رسيده است.
اين خفقان در كربلا به اوج خود رسيد و پس از شهادت آن حضرت تا پايان عمر امام زين العابدين عليه‏السلام نيز سايه سنگين و شوم استبداد بر امّت اسلامي گسترده بود امّا در زمان امام باقر عليه‏السلام وضعيّت به گونه‏اي ديگر شده بود. از يك سو فرقه‏هاي مختلف و مكتب‏هاي گوناگون سؤالات زيادي را در ذهن‏ها پديدار ساخته بود كه جواب و تحقيق درباره‏ي آن را دنبال مي‏كردند كه مناظرات امام عليه‏السلام گواه آن است و از سويي ديگر مظلوميّت اهل بيت عليهم‏السلام براي جامعه‏ي اسلامي به صورت روشن‏تري پديدار شده بود و موجب توجّه و جذب دل‏هاي مستعدّ بسوي آن بزرگواران شده بود و اين در حالي بود كه ضعف حكومت اموي و قيام‏هاي مختلفي كه در مملكت اسلامي عليه آنان انجام مي‏گرفت فرصت پرداختن و ايجاد حسّاسيّت نسبت به اهل بيت را از آنان گرفته بود.
در اين زمان بود كه امام باقر عليه‏السلام در صحنه‏ي علمي ظهور يافت و علوم ديني و الهي را فرا راه حقّ جويان قرارداد و با تبيين درست و اصيل ديدگاه دين، جلوه‏ي زيبايي از دانش و آگاهي و معرفت را ترسيم نمود و انسان‏هاي دور افتاده از ساحل را به آب‏هاي زلال حقيقت رهنمون شد. او بار ديگر اعجاز علمي نسل كوثر را متجلّي ساخت و گل‏واژه‏هاي علم و آگاهي را از بوستان قرآن و سنّت به دل‏هاي حق‏جو هديه نموده تا همچنان به عنوان باقرالعلوم آل محمّد بر تارك قرون و اعصار هرچه شكوهمندتر بدرخشد

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved