سه شنبه, 30 مرداد 1397 06:15

امام باقر عليه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت

ابن حجر هَيْثَمي از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر عليه‏السلام مي‏نويسد:
«ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّي بذالك مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ اي شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَكامِنها فلذالك هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ كُنُوزِ المعارِف و حقائق الاحكام ما لايخفي الاّ علي مُنْطَمِسِ الْبَصيره اَو فاسِدِ الطّويّه وَ مِنْ ثمّ قيل فيه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛

لقب باقر براي ابو جعفر محمّد باقر برگرفته از شكافتن زمين و بيرون آوردن گنج‏هاي پنهان آن است، بدين جهت كه او از گنج‏هاي پنهان معارف و حقايق احكام آن قدر آشكار ساخت كه جز بر افراد بي‏بصيرت و دل‏هاي ناپاك پوشيده نيست و از اين جاست كه وي را شكافنده و جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ي علم خويش ناميده‏اند.
وي سپس به شخصيّت امام در بعد عرفان اشاره مي‏كند و مي‏گويد:
«و لَهُ من الرّسوخ في مقامات العارفين ما يكلُّ عنه اَلْسِنَهُ الواصفين و له كلماتٌ كثيرهٌ في السلوك و المعارف لا تَحتَمِلُها هذه الْعِجاله؛ و براي او از استواري و ثبات در مراحل سلوك عرفاني منزلتي است كه وصف كنندگان از بيان آن عاجزند و در زمينه‏ي اين سلوك و معارف داراي كلمات فراواني است كه فرصت، مجال طرح آن را نمي‏دهد.»[۱] 
عبدالله عطاء مكّي از دانشمندان عصر امام مي‏گويد: «هيچ گاه دانشمندان را از نظر علمي بدان سان كه نزد امام محمد باقر عليه‏السلام بودند كوچك و حقير نيافتم. ديدم حكم ابن عُتَيبَه را با همه‏ي زيادي علم و منزلتي كه در نزد مردم داشت، در مقابل آن حضرت همانند كودكي بود كه در مقابل معلّم خويش نشسته باشد.»[۲]  
«جاحظ» ديگر دانشمند برجسته‏ي اهل سنّت آفاق زيبا و بلنداي كلام حكيمانه‏ي امام باقر عليه‏السلام را اين گونه ترسيم مي‏كند: «قد جَمَع محمّد ابن علي ابن الحسين عليهم‏السلام صلاح حال الدّنيا بِحذافيرها في كلمتين فقال: ,صلاح جميع المعايش وَ التّعاشر مِلاُْ مكيال: ثلثان فِطْنَه و ثُلُثُه تغافلٌ،؛ محمّد ابن عليّ ابن الحسين مصلحت تمامي زندگي دنيا را در دو كلمه جمع نموده و فرموده است: ,صلاح همه‏ي زندگي‏ها و روابط و معاشرت «با ديگران» در پر نمودن پيمانه‏اي است كه دو سوّم آن هوش و فراست و زيركي و يك سوّم آن تغافل (و خود را به غفلت زدن در بعضي از امور) است.»،[۳](۱۷)
قتاده فقيه بصره به امام باقر عليه‏السلام گفت: «بخدا سوگند من در نزد فقيهان و ابن عبّاس نشسته‏ام امّا اضطراربي كه در نزد شما دارم، در نزد هيچ يك از آنان نداشته‏ام.
فقال له ابو جعفر عليه‏السلام اَتَدْري اين اَنت، انت بين يدي بيوتٍ اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه...؛
فرمود: آيا مي‏داني كه در كدامين مكان قرار گرفته‏اي؟ تو اكنون در مقابل خانه‏هايي هستي كه خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏اي آن رخصت داده است و نام خدا در آن برده مي‏شود و صبح و شام خداي را در آن خانه‏ها تسبيح مي‏كنند و آنان مرداني هستند كه تجارت و خريد و فروش آنان را از ياد خدا و اقامه‏ي نماز و پرداخت زكات باز نمي‏دارد.
تو در اين گونه مكاني و ما داراي اين خانه‏ها.»[۴] 
نظير همين سؤال را عكرمه ديگر دانشمند اهل سنّت از امام عليه‏السلام نمود و پاسخي نظير پاسخ قتاده دريافت داشت.[۵] 
فخر رازي از علماي اهل سنّت در تفسير خود در بيان نظرهاي مختلف راجع به معناي كوثر مي‏نويسد:
«سومين نظر در معناي كوثر اين است كه منظور از آن، فرزندان پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است و اين به آن جهت است كه اين سوره در ردّ كساني نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزند عيبجويي مي‏كردند كه در اين صورت معناي آن اين است كه خداوند تو را فرزندان و نسلي عطا مي‏كند كه در طول تاريخ برقرار خواهند ماند. سپس مي‏گويد: ,ببين كه چقدر انسان‏ها از اهل بيت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به شهادت رسيده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاينده‏ي آنان است. آن گاه بنگر كه چه تعداد از بزرگان انديشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا عليهم‏السلام و محمّد نفس زكيّه در ميان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»،[۶]
________________________________________
[۱] - الصّواعق المحرقه، ص ۲۰۱
[۲] - حليه الاولياء، ج ۳، ص ۱۸۶؛ ارشاد مفيد، ص ۲۸۰، به نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۶ و تذكره الخواصّ، ص ۳۳۷ و البدايه والنّهايه «ابن كثير»، ج ۹، ص ۳۱۱، به نقل از سيره‏ي پيشوايان، ص ۳۰۸
[۳] البيان و التّبيين، ج ۱، ص ۸۴، نقل از بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۸۹.
[۴] - بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۵۷
[۵] - همان، ص ۲۵۸.
[۶] ـ تفسير فخر رازي، ج ۳۲، ص ۱۲۴.

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved