دوشنبه, 02 بهمن 1396 03:50

روشهاي تربيتي از ديدگاه امام هادي(عليه السلام)

زندگی نورانی

 

 

بي‌ترديد اگر بخواهيم شاهد يك تربيت صحيح وايده‌آل و پربازده در جامعه اسلامي باشيم، ‌مي‌بايست از شيوه‌ها و روش‌هاي تربيتي مناسب كه مطابق با موازين و راهكار‌هاي عقلي و شرعي است، بهره‌جويي كنيم. بهترين و كليدي‌ترين شيوه‌هاي تربيتي را مي‌توان در اقوال و افعال شايسته حضرات پيشوايان معصوم(ع) پي‌جويي كرد؛ زيرا آنان به عنوان بالاترين و برترين مربيان تربيتي بشر به حساب مي‌ايند و تمامي مكاتب تربيتي عالم، از مكتب انسان‌گرايي اگوست كنت و مكتب تجربه‌گرايي جان ديوئي تا ساير مكاتب پوزتيويستي و ...، چاره‌اي جز تسليم و رهجويي از مكتب تربيتي اسلام و اهل بيت(ع) ندارند؛ چنان كه قرآن كريم، همه را به پيروي كامل از آن بزرگواران فراخوانده است:)يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمًْ[1](؛«از خدا و رسول و صاحبان امر خود پيروي كنيد».
در اين نوشتار سعي شده است تا شيوه‌‌هاي زيباي تربيت از منظر دهمين امام معصوم(ع) با توجه به سخنان و رفتار آن بزرگوار، تبيين شود. قبل از هر چيز ناچاريم نگاهي اجمالي به تربيت و مفهوم روش تربيتي كنيم.

تربيت


تربيت مصدر باب تفعيل و از ريشه ربو يا ربب است كه به معناي رشد و نمو و پرورش دادن و غذا دادن و مانند آن به كار مي‌رود. تربيت در اصطلاح، همان رشد طبيعي و تدريجي و هماهنگ همه نيرو‌ها و استعدادهاي آدمي است و يا تربيت، ارائه نوعي زندگي است كه با ساخت شخصيت انسان مطابق و مبتني بر ارزش‌هاي معنوي باشد.[2] مرحوم مطهري تربيت را اين گونه تعريف مي‌كند:
«تربيت عبارت است از به فعليت در آوردن استعداد‌هاي دروني كه در شيء موجود مي‌باشد».[3]


روش‌هاي تربيت


مراد از روش، راه و طريقه‌اي است كه ميان اصل و هدف قرار دارد و عمل تربيتي را منظم مي‌كند و به هدف مي‌رساند.[4] خواجه نصير الدين طوسي در روش تعليم و تربيت چنين مي‌گويد:
«اولاً، بايد به طبيعت كودك پي‌برد و استعداد‌هاي او را كشف كرد و ثانياً، از راه تكرار و تذكار متواتر، درس را ملكه او ساخت تا از آفت نسيان محفوظ بماند. هر گاه كودك از انجام وظايف ديني امتناع كرد و افعال قبيحه از او ديده شد و به ديگران زيان رساند، بايد او را مؤاخذه كرد و بالأخره بايد كودك را عادت به سختي داد».[5]

شيوه‌هاي تربيتي امام هادي(ع)



1. ايجاد زمينه مساعد تربيتي


تربيت فرايندي است كه شامل مراحل قبل و بعد از تولد كودك مي‌شود و از ديدگاه امام هادي(ع)، چنانچه زمينه تربيتي مناسب فراهم شود، كودك سالمي متولّد مي‌شود كه توان و استعداد‌هاي فراوان و مطلوبي خواهد داشت و ريشه‌ آن در خانواده و پدر و مادر است. امام دهم(ع)، در خانه و محيطي چشم به جهان گشود كه فضاي آن آكنده از عطر دل انگيز دانش، معنويت، تقوا، اخلاص و بندگي خدا بود و هر لحظه و روزي كه از زندگي او در دامان مادر پاكدامن و مهربان و مكتب سازنده و تربيتي پدر بزرگوارش ، امام جواد(ع)، مي‌گذشت، دريچه‌اي از دانش و معرفت و كمالات نفساني بر رويش باز مي‌شد و فضاي خانه‌اش هميشه پر از نور و معنويت بود. احمد بن محمد بن عيسي به نقل از پدرش چنين مي‌گويد:
«هنگامي كه امام جواد(ع) قصد داشتند از مدينه به عراق بروند، امام هادي(ع) را در دامنشان قرار دادند و فرمودند: دوست داري كدام يك از سوغات‌هاي عراق را براي تو هديه آورم؟ امام هادي(ع) فرمودند: شمشيري كه به سان شعله آتش باشد (كه كنايه از روحيه دلاوري و شجاعت است. سپس امام جواد(ع) خطاب به فرزند ديگرش موسِِي فرمود: تو چه سوغاتي دوست داري؟ گفت فرش اتاق. امام جواد فرمودند: ابوالحسن به من شباهت پيدا كرده است و موسي به مادرش شباهت دارد».[6]
اين مطلب به خوبي نشانه آن است كه خانواده به ويژه پدر و مادر زمينه‌سازي اوليه را براي تربيت صحيح بر عهده دارند. امام هادي(ع)، نقش مادر را در تربيت صحيح فرزند ، بسيار مهم مي‌دانند و يكي از زمينه‌هاي تربيت صحيح را، خانواده شايسته معرفي كنند؛ چنان كه از علي بن مهزيار روايت شده است كه آن حضرت در وصف مادر بزرگوارشان، چنين مي‌فرمايند:
«روي محمد بن الفرج و علي بن مهزيار عن الهادي(ع): انّه قال: اُمّي عَارفَة بِحَقي و هِي مِنْ اَهلِ الجَنة لايقْرَبُها شَيطانُ ماردٌ و لاينالُها كَيدُ جَبارٍ عِنيدَ وَ هِي مَكلؤة و بِعَينِ الله اَلَتي لاتَنامُ ولا تَتَفلَّتُ عَنْ اُمّهاتِ الصِّدِيقين و الصالِحين[7]؛ مادرم، به حق من عارف و اهل بهشت بود، شيطان سركش به او نزديك نمي‌شد و مكر ستمگر لجوج به او نمي‌رسيد، در پناه چشم هميشه بيدار خدا بوده و در رديف مادران انسان‌هاي صديق و صالح قرار داشت».


2. داشتن الگو و سرمشق مناسب


از منظر امام هادي(ع)، وقتي كودك متولد مي‌شود، استعداد فطري و آمادگي ذاتي براي يادگيري و تربيت را دارد و مي‌بايست يك الگوي تربيتي صحيح را براي او ايجاد كرد تا از مشاهده رفتار آنان، به ويژه از والدين، الگو گيرد و از آنان تبعيت كند و اگر چنين الگويي فرا روي فرزند نباشد، مسلماً تربيت او دچار انحراف خواهد شد. امام هادي(ع) در مرحله اول، قرآن و اهل بيت(ع) را به عنوان بالاترين الگوي تربيتي معرفي مي‌كند و چنين مي‌فرمايد:
«... فَاوَّلَ خير يعَرفُ تَحقيقه مِنَ الكِتابَ و تَصديقه و التماسِ شَهادته عليه خبرٌ وَرَدَ عَنْ رسول الله(ص) وَ وُجِدَ بموافِقَة الكتاب و تَصديقَهِ بَحيثُ لا تخالفه أقاويلهم حيثُ قال(ص): انّي مُخلِفُ فيكُم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي لَن تضلّوا ما تمسّكتم بهما و اَنَّهُما لَنْ يفتِرقا حَتَّي يردا عَلَي الحوض؛ فلَمَا وَجْدنا شواهد هذا الحديثَ في كتاب الله نَصاً مِثلَ قوله جلَّ و َعَزَّ )اِنَّما وليكُم الله وَ رَسُوله و الَّذينَ امَنوُا الذينَ يقيمون الصلاة و يؤتونَ الزكاة و هُم راكِعونَ وَ من يتَوَلَ الله و رَسوُلَه وَ الذينَ آمنوا فِاِنَّ حزب الله هُم الغالبونَ ....(؛[8] نخستين خبري كه حقانيت و صدق آن از قرآن به دست مي‌ايد و مي‌توان كتاب خدا را بر آن گواه گرفت، حديثي است كه بر طبق كتاب خدا و پيامبر(ص) نقل شده است و اختلاف كلمه‌اي در آن نيست كه فرمود: من در ميان شما دو چيز گران بها مي‌گذارم: كتاب خدا و عترتم يعني اهل بيتم را كه هر گاه به آن تمسّك جوييد، گمراه نمي‌شويد و اين دو هيچ گاه از هم جدا نشوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند، و ما چون شواهد صدق اين حديث را به صراحت در قرآن مي‌يابيم كه مي‌فرمايد: ولي و صاحب اختيار شما تنها خدا و پيامبر اوست و كساني كه ايمان آوردند ؛ همان كساني كه نماز را به پا مي‌دارند و زكات را در حال ركوع مي‌پردازند و هر كس خدا و پيامبر او و كساني را كه به او ايمان آوردند(اهل بيت(ع) را ولي خود بگيرد، پيروز است؛ زيرا حزب خدا پيروز و سعادتمند است».
امام هادي(ع) در زيارت جامعه كبيره، ائمه معصوم را به عنوان بهترين سرمشق‌هاي انسان‌هاي هدايت‌جو مي‌داند و چنين مي‌فرمايد:
«السلام علي ائمة الهدي و مصابيح الدجي و اعلام التُّقُي و ذَوي النُّهي و اولي الحجي و كَهف الوري و وَرثَة الانبياء و المَثَل الاعَلي و الدَعوَةَ الحسني و حجج الله علي اهل الدنيا و الاخرة و الاولي...؛[9]سلام بر پيشوايان هدايت و چراغ‌هاي ظلمت و نشانه‌هاي پرهيزكاري و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان انبيا و نمونه و سرمشق برتر و دعوت كنندگان نيكو و محبت‌هاي خدا بر اهل دنيا و آخرت و سراي نخستين».
امام هادي(ع) سرپيچي از الگوهاي هدايت و نداشتن سرمشق جامع را موجب هلاكت و نابودي انسان معرفي مي‌كند و چنين مي‌فرمايد:
«من اتاكم نجي ..وَ مَن يأتِكم هَلَكَ وَ ضَلَّ مَنْ فارَقَكُم و فاز مَنْ تَمسَّكَ بِكُم...؛[10] هر كس به سوي شما اهل بيت(ع) بيايد، نجات مي‌يابد، هر كس از شما دوري كند، هلاك مي‌شود...، و هر كس از شما جدا شود به ضلالت سوق داده شود، هر كس به شيوه و راه شما تمسّك جويد، به فلاح و رستگاري مي‌رسد».


3. روش تمرين، تكرار و عادت دادن عملي


از شيوه‌هاي ديگر تربيتي امام هادي(ع) اين بود كه آن حضرت سعي مي‌كرد افراد را به رفتار پسنديده، ايجاد نظم و انضباط در زندگي تسلط بر نفس عادت دهد و با اجراي برنامه‌هاي مستمر همراه با تمرين و تكرار، رفتار‌هاي شايسته را به صورت ملكه در راه و رسم زندگي فردي و اجتماعي افراد به منصه ظهور درآورد. به تعبير ديگر، امام هادي(ع)، با تكرار كارهاي شايسته همچون: نماز، روزه، صدقه، امر به معروف و نهي از منكر و... ، قصد داشت چنين كردارهايي را جزء لاينفك زندگي افراد جامعه، قرار دهد؛ چنان كه در مورد اين شيوه تربيت آن حضرت چنين مي‌خوانيم:
«عن علي بن ابراهيم عن يحيي بن عبدالرحمن بن خاقان قال رايتَ اباالحسن الثالث(ع) سَجَدَ سَجدة الشُكر، فاَفتَرَش ذِراعيه فالصَقَ جُؤجُؤه و بَطُنه بالارض فَسألَتُه عَنَ ذلك فقال(ع) كَذا نُحِبُّ...؛[11] يحيي بن عبدالرحمن مي‌گويد: امام هادي(ع) را ديدم كه سجده شكر انجام مي‌داد و دو ساعد دست خود را پهن كرده و سينه و شكم خود را به زمين چسبانده بود. در اين باره از او سؤال كردم، فرمود: اين گونه دوست داريم».
امام هادي(ع)، براي تربيت صحيح، افراد را به تكرار و مداومت بر اعمال خوب تشويق مي‌كردند؛ چنان كه در روايتي چنين آمده است كه:
«عن محمد بن ريان قال: كتَبتُ الي اباالحسن الثالث(ع) ، اسألُه اِنْ يعلِمَني دعاءً لِلشدائِدِ والنوازلُ و المهمّات و قضاء حوائج الدُنيا و الاخرة و اَن يخُصَّني كما خَصَّ آباءَهُ مواليهم . فَكَتَب اِلي الزم الاستغفارَ...؛[12] محمد بن ريان مي‌گويد: به امام هادي(ع) نامه نوشتم و از او خواستم كه براي سختي‌ها و حوادث و حوايج مهم و برآوردن حاجات دنيا و آخرت، دعايي به من بياموزد؛ همان گونه كه پدران بزرگوار او به شيعيان خود مي‌آموختند. امام در پاسخ نوشت: ملازم استغفار باش و بر آن مداومت كن».
يا در مورد تربيت عملي آن حضرت چنين آمده است كه:«كافور خادم مي‌گويد: امام هادي(ع) به من فرمود: فلان سطل را در فلان جا قرار بده تا با آن براي نماز وضو بگيرم و مرا از پي كاري فرستاد و فرمود: چون برگشتي اين كار را انجام بده تا چون براي نماز برخاستم، آماده باشد، ولي من فراموش كردم. شب سردي بود، امام با ناراحتي مرا صدا زد، با خود گفتم: انالله، چگونه بگويم فراموش كردم... . با ترس خدمت حضرت رسيدم، فرمودند: تو مگر عادت مرا نمي‌داني كه من جز با آب سرد وضو نمي‌گيرم؟ اما تو آب را برايم گرم كرده‌اي و در سطل ريخته‌اي. عرض كردم: سرورم! سوگند به خدا، نه سطل را آنجا گذاشتم و نه آب را. حضرت فرمودند: الحمدلله. سوگند به خدا، ما نه آسان گرفتني را ترك كرده‌ايم و نه هديه‌اي را پس داده‌ايم. سپاس خدا را كه ما را از بندگان مطيع خود قرار داد و براي كمك به بندگانش، توفيق عطا كرد...».[13]


4. روش موعظه و نصيحت


چون كه انسان فراموشكار است و گاهي از نتيجه و حاصل كار‌ها غافل مي‌شود، بايد با موعظه و نصيحت و امر به معروف و نهي از منكر، او را متذكر وظايف خود كرد و و به او هشدار داد كه نتيجه عمل او چه خواهد شد و اين يكي از شيوه‌هاي تربيتي امام هادي(ع) براي تربيت افراد بود. آن حضرت هميشه افراد جامعه را با بيان نوراني و الهي خويش موعظه و نصيحت مي‌فرمود و آنان را متحوّل و متذكّر مي‌ساخت؛ چنان كه در روايت آمده است:
«بريحه عباسي، پيشنماز دستگاه خلافت در مكه و مدينه، در حضور متوكل عباسي، از شخصيت امام هادي(ع) و خطر او در ميان شيعيان به شدت انتقاد كرد و از خليفه خواست كه او را از مدينه تبعيد سازند و همين گونه هم شد. هنگامي كه امام هادي(ع) را از مدينه به سمت سامرا مي‌بردند، بريحه با امام همراه بود و به حضرت چنين گفت: تو خود مي‌داني كه عامل تبعيد تو (به سامرا) من بودم. با سوگند‌هاي محكم و استوار قسم مي‌خورم كه اگر شكايت مرا نزد اميرالمؤمنين يا يكي از درباريان و فرزندان او ببري، تمامي درختانت را (در مدينه) آتش مي‌زنم و بردگان و خدمتكارانت را مي‌كشم و چشمه‌هاي مزرعه‌هاي تو را كور خواهم كرد و بدان كه اين كار‌ها را مي‌كنم. امام هادي(ع) متوجه او شد و در مقام موعظه و نصيحت به او چنين فرمود: نزديك‌ترين راه براي شكايت از تو اين بود كه ديشب شكايت تو را نزد خدا بردم و من شكايت تو را كه بر خدا عرضه كردم، نزد بندگانش نخواهم برد. بريحه چون اين سخنان حكيمانة و موعظه‌آميز امام را شنيد، به دامان حضرت افتاد و با تضرع و انابه تقاضاي بخشودن كرد. امام نيز در جواب فرمود تو را بخشيدم».[14]

پي‏نوشت‏ها:
 

[1] . نساء / 59.
[2] . ر.ك: مربيان بزرگ، ترجمة غلامحسين شكوهي، ص258.
[3] . تعليم و تربيت اسلامي، شهيد مطهري، ص33.
[4] . اصول و روش‌هاي تربيت در اسلام، سيد احمد احمدي، نشر جهاد دانشگاهي، ص149.
[5] . تاريخ فرهنگ ايران، عيسي صديق، ص139 و166.
[6] . بحار الانوار، ج50، ص123.
[7] . دلائل الامامة، ص410، ح369.
[8] . بحارالانوار، ج50، ص20.
[9] . مفاتيح الجنان، دعاي جامعة كبيره.
[10] . همان.
[11] . الاستبصار، ج1،ص347.
[12] . بحارالانوار، ج93،ص283.
[13] .همان، ج50، ص126، ح4.
[14] . ر.ك: اثبات الوصية، مسعودي، ص 196 و 197 و454.
 

منبع: ماهنامه كوثر

 

 

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved