شنبه, 28 مهر 1397 14:41

ولادت امام جواد(ع)

مهدي پيشوايی

 

امام نهم كه نامش «محمد» و كنیه اش «ابو جعفر» و لقب او «تقی» و «جواد» است، در ماه رمضان سال 195 ه. ق در شهر «مدینه» دیده به جهان گشود.[1] مادر او «سبیكه» كه از خاندان «ماریه قبطیه» همسر پیامبر اسلام به شمار می رود[2]، از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود[3]، به طوری كه امام رضا - علیه السلام - از او به عنوان بانویی منزه و پاكدامن و با فضیلت یاد می كرد[4]. مولودی پرخیر و بركت در خانواده امام رضا - علیه السلام - و در محافل شیعه، از حضرت جواد - علیه السلام -، به عنوان مولودی پرخیر و بركت یاد می شد.

چنانكه «ابو یحیای صنعانی» می گوید: روزی در محضر امام رضا - علیه السلام -، فرزندش ابو جعفر را كه خردسال بود، آوردند. امام فرمود:«این مولودی است كه برای شیعیان ما، با بركت تر از او زاده نشده است»[5]. گویا امام، به مناسبتهای مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد می كرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا - علیه السلام - معروف بوده است، به گواه اینكه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» می گویند: در محضر امام رضا - علیه السلام - بودیم كه ابو جعفر را آوردند، عرض كردیم: این همان مولود پرخیر و بركت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است كه در اسلام بابركت تر از او زاده نشده است»[6].

باز «ابو یحیای صنعانی» می گوید: در مكه به حضور امام رضا - علیه السلام - شرفیاب شدم، دیدم حضرت موز را پوست می كند و به فرزندش ابو جعفر می دهد. عرض كردم: این همان مولود پرخیر و بركت است؟ فرمود:«آری، این مولودی است كه در اسلام مانند او، و برای شیعیان ما، با بركت تر از او زاده نشده است»[7]. شاید در بدو نظر تصور شود كه مقصود از این حدیث این است كه امام جواد از همه امامان قبلی برای شیعیان، با بركت تر بوده است، در حالی كه چنین مطلبی قابل قبول نیست، بلكه بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان می دهد كه ظاهراً مقصود از این حدیث این است كه تولد حضرت جواد در شرائطی صورت گرفت كه خیر و بركت خاصّی برای شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا كه عصر امام رضا - علیه السلام - عصر ویژه ای بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفی امام بعدی، با مشكلاتی روبرو بوده كه در عصر امامان قبلی، بی سابقه بوده است، زیرا از یك سو پس از شهادت امام كاظم - علیه السلام - گروهی كه به «واقضیه» معروف شدند، براساس انگیزه های مادی، امامت حضرت رضا - علیه السلام - را انكار كردند و از سوی دیگر امام رضا - علیه السلام - تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر حاكی بود كه امامان دوازده نفرند كه نه نفر آنان از نسل امام حسین خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا - علیه السلام -، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سؤال می برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده امامت حضرت رضا - علیه السلام - را انكار می كردند.

گواه این معنا، اعتراض «حسین بن قیاما واسطی» به امام هشتم در این مورد، و پاسخ آن حضرت است. «ابن قیاما» كه از سران «واقفیه» بوده است[8]، طی نامه ای به امام رضا - علیه السلام - او را متهم به عقیمی كرد و نوشت: چگونه ممكن است امام باشی در صورتی كه فرزندی نداری؟! امام در پاسخ نوشت: از كجا می دانی كه م دارای فرزندی نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روز نمی گذرد كه خداوند پسری به من عطا می كند كه حق را از باطل جدا می كند[9].

این شگرد تبلیغی از طرف «حسین بن قیاما» (و دیگر پیروان واقفیه) منحصر به این مورد نبوده است، بلكه این معنا به مناسبتهای مختلف و در موارد گوناگون تكرار می شده و امام رضا - علیه السلام - همواره سخنان و دلائل آنان را رد می كرده است[10]، تا آنكه تولد حضرت جواد به این سمپاشیها خاتمه داد و موضع امام و شیعیان كه از این نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقویت گردید و اعتبار و وجهه تشیّع بالا رفت[11]. وسوسه های واقفیه و دشمنان خاندان امامت در این مورد، به حدی بود كه حتی پس از ولادت حضرت جواد كه واقفیه را خلع سلاح كرد، گروهی از خویشان امام رضا - علیه السلام - طبعاً بر اساس حسد ورزیها و تنگ نظریها - گستاخی را به جایی رساندند كه ادعا كردند كه حضرت جواد، فرزند علی بن موسی نیست!!

آنان در این تهمت ناجوانمردانه و دور از اسلام، برای مطرح كردن اندیشه های پنهانی خویش، جز شبهه عوام فریبانه عدم شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره! چیزی نیافتند و گندمگونی صورت حضرت جواد را بهانه قرار داده گفتند: در میان ما، امامی كه گندمگون باشد وجود نداشته است ! امام هشتم فرمود: او فرزند من است. آنان گفتند: پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - با قیافه شناسی داوری كرده است[12]، باید بین ما و تو قیافه شناسان داوری كنند. حضرت (ناگزیر) فرمود: شما در پی آنان بفرستید ولی من این كار را نمی كنم، اما به آنان نگویید برای چه دعوتشان كرده اید.

یك روز بر اساس قرار قبلی، عموها، برادران و خواهران حضرت رضا - علیه السلام - در باغی نشستند و آن حضرت، در حالی كه جامه ای گشاده و پشمین بر تو و كلاهی بر سر و بیلی بر دوش داشت، در میان باغ به بیل زدن مشغول شد، گویی كه باغبان است و ارتباطی با حاضران ندارد. آنگاه حضرت جواد - علیه السلام - را حاضر كردند و از قیافه شناسان درخواست نمودند كه پدر وی را از میان آن جمع شناسایی كنند. آنان به اتفاق گفتند: پدر این كودك در این جمع حضور ندارد، اما این شخص، عموی پدرش، و این، عموی خود او، و این هم عمه اوست، اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص باشد كه در میان باغ بیل بر دوش گذارده است، زیرا ساق پاهای این دو، به یك گونه است! در این هنگام امام رضا - علیه السلام - به آنان پیوست. قیافه شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، این است! در این هنگام علی بن جعفر، عموی حضرت رضا(ع) از جا برخاست و بوسه برلبهای حضرت جواد زد و عرض كرد: گواهی می دهم كه تو در پیشگاه خدا امام من هستی[13]. بدین ترتیب بكبار دیگر توطئه و دسیسه مخالفان امامت برای خاموش ساختن نور خدا، با شكست روبرو شد و خداوند آنان را رسوا ساخت.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . كلینی، اصول كافی، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه. ق، ج 1، ص 492، شیخ مفید، الاًّرشاد، قم، مكتبه بصیرتی، ص.316 برخی تولد او را در نیمه رجب همان سال نوشته اند (طبرسی، اعلام الوری، الطبعهالثالثه، دار الكتب الاًّسلامیه، ص 344).

[2] . كلینی، همان كتاب، ص 315 و 492 - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، المطبعهالعلمیه، ج 4، ص 379.

[3] . مسعودی، اثبات الوصیه، نجف، منشورات المطبعهالحیدریه، 1374 ه.ق، ص 209.

[4] . قدّست امّ ولدته خلقت طاهرهمطهره(مجلسی، بحار الأنوار، تهران، المكتبهالاًّسلامیه، 1395 ه.ق، ج 50، ص 15).

[5] . شیخ مفید، الاًّرشاد، قم مكتبه بصیرتی، ص 319 - طبرسی، اعلام الوری، الطبعه الثالثه، المكتبهالاًّسلامیه، ص 347 - فتّال نیشابوری، روضه الواعظین، الطبعه الأولی، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1406 ه.ق، ص 261 - كلینی، اصول كافی، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 321 - علی بن عیسی الاًّربلی، كشف الغمّه، تبریز، مكتبه بنی هاشمی، 1381 ه.ق، ج 3، ص 143.

[6] . مجلسی، بحار الانوار، الطبعه الثانیه، تهران، المكتبه الاًّسلامیه، 1395 ه.ق، ج 50، ص 20.

[7] . كلینی، فروع كافی، الطبعه الثانیه، تهران دارالكتب الاًّسلامیه، 1362 ه.ش، ج 6، ص 361 - قزوینی، سید كاظم، الاًّمام الجواد من المهد اًّلی اللحد، الطبعه الأولی، بیروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه.ق، ص 337.

[8] . شیخ مفید، الاًّرشاد، قم، مكتبه بصیرتی، ص 318 - علی بن عیسی الأربلی، كشف الغمّه، تبریز، مكتبه بنی هاشمی، 1381 ه.ق، ج 3، ص 142 - تستری، محمد تقی قاموس الرجال، تهران مركز نشر الكتاب، ج 3، ص 37.

[9] . كلینی، اصول كافی، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1،ص 320 - طبرسی، اعلام الوری، الطبعه الثالثه، المكتبه الاًّسلامیه، ص 346 - علی بن عیسی الاًّربلی، همان كتاب، ص 142 - شیخ مفید، همان كتاب، ص 318.

[10] . علی بن عیسی الاًّربلی، همان كتاب، ص 142 - تستری، همان كتاب، ص 316 - كلینی، همان كتاب، ص 321 - طوسی، اختیار معرفه الرجال (معروف به رجال كشّی)، تصحیح و تعلیق: حسن المصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ه.ق، ص 553، حدیث شماره 1045.

[11] . قزوینی، سید كاظم، الاًّمام الجواد من المهد اًّلی اللحد، الطبعه الأولی، بیروت، مؤسسه البلاغ، 1408 ه.ق، ص 337.

[12] . معتبر شناخته شدن قیافه شناسی از طرف پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - ادعائی بود كه صرفاً از طرف آنان مطرح شد و هرگز به معنای تأیید آن از طرف امام رضا - علیه السلام - نبود، و اگر حضرت به این پیشنهاد تن در داد، یا از روی ناگزیری به این دلیل كه می دانست این كار در نهایت، به روشن شدن واقعیت، و اثبات پوچی ادعای آنان تمام می شود. قیافه شناسان كسانی بودند كه از روی شباهت اندام، نسب اشخاص را تعیین می كردند. قیافه شناسی نزد اعراب جایگاه مهمی داشت. علمای امامیه تعلیم و تعلّم و گرفتن مزد در قبال انجام دادن این عمل را حرام می دانند. برخی از علمای امامیه این عمل را مطلقاً حرام شمرده اند و برخی در صورتی آن را حرام می دانند كه موجب فعل حرام یا منجر به اظهار نظر قظعی گردد. هر كس كه از فقه اسلامی آگاهی داشته باشد، عدم جواز این عمل و استفاده از آن را مسلّم می داند، چه رسد به این كه به استناد آن، مسائل مربوط به ارث و نكاح و امثال اینها حل گردد! (ر.ك به مقّرم، سید عبدالرزاق، نكاهی گذرا بر زندگانی امام جواد - علیه السلام -، ترجمه دكتر پرویز لولاور، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1370ه.ش، ص 35).

[13] . كلینی، اصول كافی، تهران، مكتبه الصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 322 - مقرّم، سید عبدالرزّاق، نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد - علیه السلام -، ترجمه دكتر پرویز لولاور، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس دضوی، 1370 ه.ش. ص.36 به همین جهت بود كه امام رضا - علیه السلام - خود را به رسول خدا، و فرزندش جواد را به ابراهیم فرزند پیامبر تشبیه می كرد، زیرا پس از تولد ابراهیم از ماریه قبطیه برخی از همسران رسول خدا از روی حسد، چنین تهمتی به وی زدند و گفتند: این نوزاد از «جریح» خادم رسول اكرم است!! ولی پس از تحقیق و كاوش روشن شد كه اصولاً «جریح» فاقد عضو تناسلی است! و به این ترتیب خداوند دروغ آنان را آشكار ساخت و ماریه را از این تهمت تبرئه كرد (ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، قم المطبعه العلمیه، ج 4، ص 387 - الطبری، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الاًّمامه، الطبعه الثالثه، قم منشورات الرضی، 1363 ه.ق، ص 201 - 204).  

-----------

مهدي پيشوايی- سيره پيشوايان، ص530

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved