سه شنبه, 01 اسفند 1396 09:17

دشمني با امام كاظم عليه السلام

بردبارى و گذشت امام كاظم عليه السلام، بى مانند و سرمشق ديگران بود. لقب «كاظم » به دنباله نام آن گرامى، حاكى از همين خصلت وي و نشانه شهرت ايشان به كظم غيظ و گذشت و بردبارى اوست.

در روزگارى كه عباسيان، در سراسر بلاد اسلامى خفقان ايجاد كرده بودند و اموال مردم را به عنوان بيت المال مى‌گرفتند و صرف عيش و نوش مى‌كردند و بر اثر حيف و ميل آنان، فقر عمومى بيداد مى‌كرد، مردم اغلب بى فرهنگ و فقير بودند و تبليغات ضد علوى عباسيان نيز، اذهان ساده لوحان را مى‌آلود، گهگاه، برخى از سر نادانى، بر امام كاظم(عليه السلام) برمى‌آشفتند، اما آن بزرگوار، با اخلاق عالى خويش، بر آشفته‌ها را تسكين مى‌داد و با ادب و متانت خويش، آنها را تاديب مى‌كرد.

مردى از اولاد خليفه دوم در مدينه مى‌زيست كه امام كاظم عليه السلام را آزار مى‌داد و گاهى به ايشان با دشنام، توهين مى‌كرد.

برخى از ياران امام كاظم عليه السلام، پيشنهاد مى‌كردند كه او را تاديب كنند؛ اما امام شديداً ايشان را از اين كار باز مى‌داشت.

روزي امام كاظم عليه السلام بر مركب سوار شده و به مزرعه آن مرد رفتند و او را در مزرعه يافتند و همچنان سواره وارد مزرعه شدند. او فرياد زد كه زراعت مرا پايمال نكن! حضرت اعتنايى به گفته او نكردند و همچنان سواره نزد او رفتند (1) و چون كنار او رسيدند، از مركب پياده شدند و با گشاده‌رويى و بزرگوارى از او پرسيدند:

چقدر براى اين مزرعه خرج كرده‌اى؟

گفت: صد دينار .

فرمود: چقدر اميد سود دارى؟

گفت: غيب نمى‌دانم.

فرمود: گفتم چقدر اميدوار هستى؟

گفت: اميد دويست دينار سود دارم.

حضرت سيصد دينار به او مرحمت فرمودند و فرمودند زراعت هم از آن خودت، خدا به تو آنچه به آن اميد دارى خواهد رسانيد. آن شخص برخاست و سر آن گرامى را بوسيد و از او خواست كه از گناهان و جسارت‌هاى وى در گذرد. امام تبسمى فرمودند و بازگشتند ... .

روز بعد، آن مرد در مسجد نشسته بود كه امام كاظم(عليه السلام) وارد شدند.

آن مرد تا نگاهش به امام افتاد گفت:

«الله اعلم حيث يجعل رسالته»؛ خدا بهتر مى‌داند كه رسالت خويش را به چه كسانى بدهد. (كنايه از آن كه امام موسى بن جعفر به راستى شايستگى امامت دارند.)

دوستانش با شگفتى پرسيدند، داستان چيست، قبلا از او بد مى‌گفتى؟

او دو باره امام را دعا كرد و دوستانش با او به ستيزه برخاستند...

امام با يارانى از خود كه قصد قتل او را داشتند فرمود: كدام بهتر است، نيت شما يا اين كه من با رفتار خويش او را به راه آوردم؟ (2)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- اين كار چون براى اصلاح و به راه آوردن آن شخص انجام مى‌شده در نظر امام جايز بلكه لازم بوده است.

2- تاريخ بغداد، ج 13، ص 28/ ارشاد مفيد، ص 278 .

 

منبع:

كتاب پيشواي هفتم، تحريريه موسسه اصول دين قم .

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved