سه شنبه, 30 مرداد 1397 06:20

امام علي النقي عليه السلام و قدرت نمايي الهي

شخصيت تابناك دهمين امام و دوره زندگاني آن امام همام از ويژگي هاي خاص برخوردار است. دشمني بي حد و اندازه ي خلفاي عباسي با اهل بيت پيامبر عليهم السلام و حصر و حبس امامان شيعه از مهمترين اين ويژگي ها بود.
به بهانه ايام شهادت حضرت علي النقي، امام هادي عليه السلام گفتگويي با حجة الاسلام والمسلمين سيدرضا هاشمي گلپايگاني محقق و پژوهشگر در تاريخ اسلام انجام داديم تا از ابعاد تاريخي دوره امام دهم آگاه شويم.

تبيان: لطفا بفرماييد آنچه عصر امام دهم، حضرت علي النقي عليه السلام را از اعصار ساير ائمه هدي عليهم السلام متمايز مي كند، چيست؟
دو ويژگي مهم به نظر مي رسد در دوران امام هادي عليه السلام وجود دارد:

يكي دشمني شديد با اهل بيت عليهم السلام كه در دوره متوكل به اوج مي‌رسد.

متوكل كسي است كه حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام در پيش گويي خود از خلفاي بني العباس، فرمودند: دهمين آنها كافرترين آنهاست.

دهمين خليفه ي عباسي، متوكل است كه كار بي شرمي و دشمني با اهل بيت عليهم السلام را به جايي رساند كه قبر مطهر حضرت سيدالشهدا عليه السلام را به آب بست و در صدد تخريب آن برآمد. و متوكل همان كسي است كه امام هادي عليه السلام را شبانه و به زور به مجلس شراب بُرد، براي آنكه به آن حضرت جسارت كند. نمونه هاي ديگري هم از دشمني‌هايي كه با اهل بيت عليهم السلام در زمان حضرت هادي عليه السلام مي شد، وجود دارد. مانند آنكه خود متوكل سوار بر مركب مي رفت و امام هادي  عليه السلام را با پاي پياده به دنبال خود مي كشاند.

دهمين خليفه ي عباسي، متوكل است كه كار بي شرمي و دشمني با اهل بيت عليهم السلام را به جايي رساند كه قبر مطهر حضرت سيدالشهدا عليه السلام را به آب بست و در صدد تخريب آن برآمد. و متوكل همان كسي است كه امام هادي عليه السلام را شبانه و به زور به مجلس شراب بُرد، براي آنكه به آن حضرت جسارت كند



تبيان: چه چيزي سبب حساس تر شدن متوكل نسبت به امام هادي عليه السلام شد؟
صريح متون و گزارشات تاريخي آن است كه از امام هادي عليه السلام نزد متوكل سعايت (و سخن چيني) شد و او هم آن حضرت را از مدينه به سامراء به زور فرا خواند. علت سعايت هم اذيت و آزار امام هادي عليه السلام بود.

با برنامه ريزي دشمنان خدا و رسول، يك فضاي ضد اهل بيت بر بلاد اسلامي حاكم بود و بخصوص در سامراء كه حالت پادگان نظامي داشت.

 

تبيان: سيره و روش امام علي النقي عليه السلام در برابر اين كينه توزي ها چه بود؟
در مقابل اين دشمني ها، امام هادي عليه السلام مانند ساير اهل بيت عليهم السلام دو برخورد داشتند:

در بسياري از مواقع از قدرت الهي و فوق‌العاده خود استفاده نمي‌كردند كه اين صبر و سكوت به امر خداست. مانند آنكه شمر به قتلگاه مي‌آيد و به حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام جسارت مي‌كند ولي حضرت از قدرت الهي خود استفاده نمي‌كنند.

متوكل كه سپاه و لشگر خود را به امام هادي عليه السلام نشان داد، امام فرمودند: ما هم سپاه و لشكر داريم، متوكل تا اين را شنيد، جا خورد و نگران شد. آن حضرت دو انگشت خود را باز كردند. او ديد بين زمين و آسمان تمام فرشتگان آماده براي ياري امام هادي عليه السلام هستند
يا اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وقتي خاندان ياسر را در حال شكنجه شدن، مشاهده كردند، فرمودند: صبراً آل ياسر، فإنّ موعدكم الجنة، اي خاندان ياسر، صبر كنيد كه جايگاه شما بهشت است. رسول خدا مي توانستند با تصرفي الهي كاري كنند دست آن شكنجه گر خشك شود ولي اين كار را نكردند. ائمه ما مي توانستند در برابر قاتلان خودشان، به وسيله اعجاز دفاع كنند ولي خيلي از جاها از قدرت الهي خود استفاده نكردند.

اما بعضي ها جاها هم چشمه هايي از قدرتشان را نشان دادند، ملاك آن هم دست خودشان است و آن رضايت خداست. كجا خدا راضي است؟ كجا خدا اين قدرت نمايي را مي خواهد؟ ما نمي توانيم براي آنها تكليف روشن كنيم. آنها خود با خداوند در ارتباط اند و از رضاي پروردگارشان باخبرند. و اينكه بعضي اوقات از قدرت فوق العاده خودشان استفاده كردند، شايد اين حكمت را داشته است كه كسي سكوت آنها را نشانه عجز و ناتواني آنها نداند.

امام هادي عليه السلام هم در بيشتر مواقع، صبر و سكوت را پيشه كردند ولي بعضي جاها هم با اين دشمني ها و جسارت ها برخورد كردند از جمله وقتي كه متوكل، براي هتك حرمت، آن حضرت را پياده به دنبال خود مي برد، در حاليكه خودش بر مركب سوار بود، امام هادي عليه السلام او را نفرين كردند و متوكل در اثر همان نفرين سه روز بعد كشته شد.

يا نمونه ديگر اينكه، جواني در محضر امام هادي عليه السلام از خود، كارهاي سخيف و دلقك گونه نشان مي داد كه ظاهراً بر سر سفره اي هم بود. حضرت فرمودند: چگونه به خنده و غفلت مشغول است، در حالي كه سه روز ديگر جايگاه او قبر است. اما جوان جدي نگرفت، گويا اعتقادي به امام و فرمايش ايشان نداشت. سه روز بعد از دنيا رفت.

يا آن جريان متوكل كه سپاه و لشگر خود را به امام هادي عليه السلام نشان داد، امام فرمودند: ما هم سپاه و لشكر داريم، متوكل تا اين را شنيد، جا خورد و نگران شد. آن حضرت دو انگشت خود را باز كردند. او ديد بين زمين و آسمان تمام فرشتگان آماده براي ياري امام هادي عليه السلام هستند.

 

تبيان: دومين ويژگي ممتاز دوران امام علي النقي عليه السلام چيست؟
دومين ويژگي آن دوره، بالا رفتن معرفت شيعيان به اهل بيت عليه السلام است.

بعد از زمان حضرت رضا عليه السلام، ائمه ما اعجاز و كرامات و مقامات خود را، هم بيان مي كردند و هم نشان مي دادند. محدويتهاي زمان امام باقر و امام صادق عليهماالسلام را نداشتند و لذا خيلي از شيعيان، كرامات و معجزات ائمه عليهم السلام را به راحتي مشاهده مي كردند.

انگشترسازي آمد نزد امام هادي عليه السلام كه آقا بيچاره شدم، متوكل نگيني را فرستاده تا من برايش درست كنم، نگين افتاده و دو نيم شده. امام فرمودند: هيچ نگران نباش.

فرداي آن روز متوكل براي او پيغام داد، تو مي تواني اين نگين را نصف كني؟ چرا كه بين هر دو همسر من بر سر آن اختلاف افتاده، مي خواهم هر دو از آن استفاده كنند. او هم مي گويد: ببينم چه كار مي توانم بكنم، به تو خبر خواهم داد. رفت و به امام هادي عليه السلام گفت كه به متوكل چه گفتم، حضرت هم فرمودند: كار درستي كردي.

يكي ديگر از كرامات امام هادي عليه السلام جريان آن زني است كه ادعا كرد من زينب عليهاالسلام هستم، تا براي خود محبوبيتي ايجاد كند. امام عليه السلام اول او را نصيحت كردند كه حضرت زينب عليهاالسلام از دنيا رفته:


امام آمد و اول نصيحتش فرمود                     ولي نداشت نصيحت براي آن زن سود

وليّ حق كه به جان و تنش سلام و درود          گشود غنچه لب را به او چنين فرمود

كه گوشت بدن اهل بيت كرام                        بود به حكم خدا بهر هر درنده حرام

 

البته گوشت بدن فرزندان بلاواسطه حضرت زهرا عليه السلام جز درندگان حرام است نه همه سادات. 

اين زن نادان به جاي اينكه اعتراف به اشتباه خود كند، گفت به حضرت كه اول خود شما بفرماييد جلوي درندگان:


بگفت اي وليّ حق كنون ز من بشنو                        به جانب قفس شيرها تو اول برو

ما نمي توانيم براي آنها تكليف روشن كنيم. آنها خود با خداوند در ارتباط اند و از رضاي پروردگارشان باخبرند. و اينكه بعضي اوقات از قدرت فوق العاده خودشان استفاده كردند، شايد اين حكمت را داشته است كه كسي سكوت آنها را نشانه عجز و ناتواني آنها نداند
متوكل هم خيلي خوشحال شد كه الآن امام هادي عليه السلام در قفس شيرها، طعمه درندگان مي شود.                            به جانب قفس شيرها قدم بنهاد ...

ولي امام كه جان جهان فدايش باد 

 

حضرت وارد قفس شيرها شد، شيرها به حالت خاصي به گرد حضرت جمع شدند و مودبانه نشستند. يكي از شيرها كه پيرتر از همه بود، به حضرت عرض كرد كه من چون ناتوان شده ام، وقتي غذا به داخل قفس مي اندازند، نمي توانم زودتر از شيرهاي جوان تر، خود را به غذا برسانم و غالباً گرسنه مي مانم. امام هم با همان زبان حيوانات به شيرهاي جوانتر سفارش شير پير را مي كند.

اين اصلاً جاي شگفتي ندارد، چرا كه وقتي حضرت سليمان با حيوانات از جمله مورچه، هدهد و ... حرف مي زند، ائمه ما، كه طبق اعتقاداتمان مقامشان از انبيا بالاتر است، قطعا مي توانند با حيوانات سخن بگويند.

پس امام از قفس بيرون آمدند و متوكل آن زن را به داخل قفس شيرها انداخت.

همچنين ايشان با سربازهايي كه متوكل از نقاط مختلف با زبانهاي گوناگون آورده بود، به زبان خودشان سخن مي گفتند، به زبان فارسي و ...

و اين چنين ائمه عليهم السلام قدرت خودشان را نشان مي دادند تا معرفت شيعيان نسبت به مقام امامت بالا رود.

 

تبيان: آيا اين زمينه و بستر براي شيعيان در زمان ساير ائمه عليهم السلام وجود نداشت؟
البته شيعيان خاص زمان امام صادق عليه السلام هم اين معرفت را داشتند ولي در زمان امام هادي عليه‌السلام اين معرفت بروز و ظهور بيشتري پيدا كرد و تا جايي پيش رفت كه آن حضرت در زيارت جامعه كبيره نيز شيعيان را از زلال اين معرفت سيراب كردند.


مصاحبه:  ابوالفضل صالح صدر

تبیان

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved