چهارشنبه, 02 خرداد 1397 13:45

امام هادي عليه السلام و يك نكته از روانشناسي اجتماعي

در اين نوشتار قصد داريم تنها به عنوان نمونه، به ترجمه و شرح يكي از روايات صادره از ائمه‌ي معصومين (عليهم‌السلام) كه در آن به يك مسأله از مسايل روان‌شناسي اجتماعي اشاره شده است، بپردازيم. اين روايت از ميان روايات صادره از امام هادي (عليه‌السلام) انتخاب شده است.


بررسي تأثيرات متقابل فرد و اجتماع و توجه به تعامل ميان فرد و جامعه، موضوعي نيست كه صرفاً در عصر حاضر و با ظهور علم روان‌شناسي جديد به آن توجه شده باشد. بسياري از فلاسفه و حكما از زمان‌هاي بسيار دور موضوعات روان‌شناسي اجتماعي را به زبان خود و با روش‌هاي مرسوم عصر خويش مورد بحث و بررسي قرار داده‌اند. در يك تعريف ساده، روان‌شناسي اجتماعي به عنوان علم مطالعه‌ي رفتار متقابل بين انسان‌ها يا علم مطالعه‌ي تعامل انسان‌ها شناخته مي‌شود. رفتار فرد در گروه، مسأله‌ي هم رنگي، بررسي نگرش و تغييرات آن، تأثير عوامل اجتماعي روي رفتار، توجيه خود و ... عمده‌ترين مباحث مورد علاقه‌ي روان‌شناسان اجتماعي است.
با توجه به اين نكته كه اهل بيت (عليهم‌السلام)، حاملان و وارثان وحي و علوم انبيا و خزانه داران علم الهي، منبع علم، معرفت و حكمت هستند و به همين دليل مؤمنان موظف به اخذ معارف و علوم خود از اين منبع هستند و بايد نظام معرفتي خود را بر اساس آنچه از اين منبع جوشيده و تراوش كرده است، شكل و سامان دهند. براي درك صحيح مسايل مربوط به روان‌شناسي اجتماعي نيز سزاوار است كه به اين منبع مراجعه كنيم.
بديهي است كه سامان دادن علم روان‌شناسي اجتماعي با گرايش اسلامي آن، تلاش گسترده‌اي را مي‌طلبد كه از موضوع اين نوشتار خارج است. در اين نوشتار قصد داريم تنها به عنوان نمونه، به ترجمه و شرح يكي از روايات صادره از ائمه‌ي معصومين (عليهم‌السلام) كه در آن به يك مسأله از مسايل روان‌شناسي اجتماعي اشاره شده است، بپردازيم. اين روايت از ميان روايات صادره از امام هادي (عليه‌السلام) انتخاب شده است.
ترجمه و شرح روايت:
قالَ الامامُ أبو الحسن، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه عليه:

* لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَيْهِ،
 

از كسى كه نسبت به او كدورت و كينه دارى و مكدر و آزرده خاطرش ساخته‏‌اى يا بر او خشم گرفته‌اى، صفا، يك رنگي، صميميت و محبت مجوى.
جامعه‌ي سالم، جامعه‌اي است كه بين افراد آن جامعه محبت، يك رنگي، صفا و صميميت حكم فرما باشد و آحاد آن جامعه هم‌چون اعضاي يك خانواده نسبت به هم با صفا معاشرت كنند؛ خشم و غضب بي‌جا، قلب‌هاي مملو از كينه و كدورت‌هاي حاصل از اختلاف‌ها، اين آرامش اجتماعي را مورد تهديد قرار خواهند داد. كسي كه در رفتار خود با ديگران اين اصل را رعايت نكرده است، طبيعتاً نبايد انتظار صفا و صميميت از طرف ديگران داشته باشد.

* ولاَ الوَفاءَ مِمَّنْ غَدَرْتَ بهِ،
 

و از كسي كه به او وفا نكرده‌اي، خيانت كرده‌اي و نيرنگ زده‏اى، وفاداري طلب مكن.
قرآن كريم، با اين كه بزرگ‌ترين دشمن اسلام را يهود و مشركان مي‌داند و در توصيف آنان مي‌فرمايد:
« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا؛ يهود و مشركان را لجوج‌ترين دشمن نسبت به افراد با ايمان مي‌يابي.»[1]
اما همين قرآن، هر زمان كه پاي پيمان و وفاداري نسبت به آن به ميان مي‌آيد، دستور مي‌دهد كه مسلمانان پيمان‌هاي خود را حتي با اين گروه‌ها حفظ كنند و چيزي از آن كم نكنند. از اين رو مي‌فرمايد:
«إِلاَّ الَّذينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ؛ مگر با آنان كه در نزديكي مسجد الحرام پيمان بستيد، تا آنان به پيمان خود وفادارند، شما نيز وفادار باشيد. همانا خداوند پرهيزكاران را دوست مي‌دارد.»[2]
با اين وصف، وفاداري نيز از لوازم جامعه‌ي سالم است و در طرف مقابل، نيرنگ و خيانت از عوامل تهديد كننده‌ي اين اصل مهم اجتماعي است. كسي كه در رفتار با ساير افراد، طريق خدعه، نيرنگ و خيانت را پيش گرفته و به لوازم وفا متعهد نبوده است نبايد از ديگران انتظار وفاداري داشته باشد.

* وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إلَيْهِ،
 

هم‌چنين از كسى كه نسبت به او بدگمان هستى و تير بدگمانى‏ات را به او نشانه رفته‏‌‌اى و نسبت به او با سوء ظن برخورد كرده‏‌‌اي، نصيحت، موعظه، خوش‏بيني، خيرخواهى و خلوص طلب نكن.
«نصح» و خيرخواهى به اين معناست كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى همه‌ي نيكان و پاكان گردد، يا به تعبيرى ديگر آنچه از خير، خوبى و سعادت معنوى و مادى براى خويش مى‌خواهد براى ديگران نيز بطلبد و اين يكى از فضايل معروف است كه در آيات قرآن و روايات اسلامى به آن اشاره شده است. پيامبران الهى خيرخواهان امت‌ها بودند و يكى از صفات بارز آن‌ها همين موضوع بود.
قرآن مجيد از زبان «نوح» شيخ الانبيا چنين نقل مى‌كند كه به قوم خود فرمود:
«اُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّى وَ اَنْصَحُ لَكُمْ وَ اَعْلَمُ مِنَ اللهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ؛ رسالت‌هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‌كنم و خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايى (از لطف و مرحمت و عنايت) مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد.»‍[3]
در اين جا بعد از مسأله‌ي ابلاغ رسالت، سخن از نصح و خيرخواهى امت به ميان آمده كه نقطه‌ي مقابل حسد، بخل و خيانت است. همين معنا با تفاوت مختصرى در مورد پيامبران بزرگ خدا، «هود، صالح و شعيب (عليهم‌السلام)» نيز وارد شده است. بديهى است كه خيرخواهى منحصر به اين چهار بزرگوار نبوده بلكه تمامي انبياى الهى و اولياي معصومين اين ويژگى را داشته‌اند و پيروان راستين آنان نيز بايد خيرخواه ديگران باشند.
در حديثي از پيامبر اكرم آمده است كه فرمودند: « اِنَّ اَعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ اَمْشَاهُمْ فِى اَرْضِهِ بِالنَّصِيحَةِ لِخَلْقِهِ ؛ بلند مقام‌ترين مردم در پيشگاه خداوند در قيامت كسى است كه از همه بيش‌تر تلاش در خيرخواهى مردم كرده است.»[4] و در روايت ديگرى از همان حضرت (صلى‌الله‌عليه‌وآله) ميزان و معيارى براى خيرخواهى بيان شده و آن اين است كه از منافع ديگران به اندازه‌ي منافع خويش دفاع كند، ايشان مي‌فرمايند: «لَيَنْصَحُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ اَخَاهُ كَنَصِيحَتِهِ لِنَفْسِهِ؛ هر كدام از شما بايد نسبت به برادر مؤمن خود خيرخواه باشيد به همان اندازه كه نسبت به خويش خيرخواه است!»[5]
واژه‌ي «نصح» و «نصيحت» اگر چه در زبان روزمره‌ي فارسى ما معمولاً به معناي اندرز به كار مى‌رود ولى در لغت عرب چنين نيست، بلكه مفهوم وسيع و گسترده‌اى دارد. «راغب» در كتاب «مفردات» مى‌گويد: «نصح و نصيحت» هر كار و هر سخنى است كه در آن مصلحت ديگرى باشد و اين واژه در اصل به معناى خلوص و اخلاص است. به همين دليل عسل خالص را «ناصح» مى‌گويند، كار خياط را هم نصح مى‌نامند به خاطر اصلاح كردن پارچه‌اى كه به او داده شده است و از آن جا كه شخص خيرخواه از روى خلوص و اخلاص در اصلاح كار ديگران مى‌كوشد، واژه‌ي نصح و نصيحت درباره‌ي او به كار مى‌رود و اصولاً هر چيزى كه خالص و صاف باشد، خواه در سخن يا عمل و در امور مادى يا معنوى، واژه‌ي «نصح» بر آن اطلاق مى‌شود. بنابراين هنگامى كه در بحث‌هاى اخلاقى سخن از نصيحت به ميان مى‌آيد، مقصود، ترك هر گونه حسد، كينه، بخل، سوء ظن و خيانت است.[6] در نتيجه كسي كه از نصح و خيرخواهي نسبت به ديگران دريغ كرده و با سوء ظن با ديگران روبه‌رو شده است نبايد انتظار خيرخواهي از آنان داشته باشد.

* فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ. [7]
 

چون كه ديدگاه، افكار و قلب ديگران نسبت به تو، همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى‌باشد.
امام (عليه‌السلام) در اين فراز پاياني، علت آنچه را كه در سطور گذشته مرور كرديم بيان مي‌فرمايند و آن اين كه: «قلب‌ها با هم مرتبطند و رفتار انسان با ديگران در رفتار آن‌ها با انسان اثر مستقيم دارد و آنچه كه هر كسي در دل نسبت به ديگران دارد، ديگران نيز همان را در دل نسبت به او خواهند داشت.»(*)

پي نوشت ها :
 

(1) سوره‌ي مائده : 82
(2) سوره‌ي توبه : 7
(3) سوره‌ي اعراف : 62
(4) اصول كافى، صفحه‌ي 28، حديث 5 و 4
(5) همان مدرك.
(6) اخلاق در قرآن، جلد 2، نصح و خيرخواهي
(7) بحارالانوار: ج 50، ص 177، ح 56، و ج 71، ص 182 ح 41.

 

نويسنده: حجت الاسلام كيوان عزتي

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved