سه شنبه, 03 بهمن 1396 23:02

بعثت رسول خدا نام و نژاد عرب

در این که لفظ عرب از چه گرفته شده است، اختلاف نظر بسیار وجود دارد.

گروهی از دانشمندان آنرا از نام «یعرب بن قحطان» می دانند که در یمن می زیستند و اعراب نخستین بودند، ولی جمعی دیگر از اهل تحقیق به این نظریه ایراد گرفته و می گویند به خود «یعرب» و پدرش «قحطان» چه می گفتند؟ بنا بر این در اطلاق کلمه عرب بر شاخه ای از نژاد سامی، قول درستی در دست نیست.

«یشحب» پسر «یعرب» و «سبا» پسر «یشحب» بود. سبا پدر کلیه قبائل عرب قحطانی است. او ده پسر داشت. شش تن از نیکان بودند و اینان: ازد، کنده، مذحج، اشعرون، انمار، حمیر، و چهار تن آنها افرادی نادرست به شمار می رفتند و آنها: عامله، جزام، لخم، و غسان
[15]

بودند. قبائل عرب قحطانی به نام اینان موسوم شدند، و از آنها نیز تیره هائی پدید آمدند که قرنها پس از ظهور اسلام باقی بودند.

اعراب نژاد سامی بازماندگان «سام» پسر حضرت نوح پیغمبر بودند و لذا زبان آنها را شاخه ای از زبان سامی می دانند که بهترین زبان نژاد سامی است.

مورخان، قوم عرب را به دو دسته تقسیم کرده اند: عرب خالص که گفتیم ساکن یمن بوده اند و به عرب قحطانی شهرت داشتند، و تیره دیگر، عرب عدنانی بودند که در سرزمین تهامه، نجد، یمامه، حجاز، شام و عراق پراکنده شدند.

عدنان نیای اعلای اینان که جد بیستم پیغمبر اسلام است، نواده حضرت اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم خلیل است. علت سکونت آنها در سرزمین حجاز این بود که بواسطه مصالحی، خداوند به ابراهیم وحی نمود که فرزند خردسالش «اسماعیل» و مادرش «هاجر» را بوسیله «براق» از فلسطین به نقطه ای در حجاز که بعدها شهر مقدس مکه در آنجا بنا شد، بیاورد و در آنجا ساکن گرداند، و ابراهیم نیز چنین کرد» .

هنگامی که ابراهیم هاجر و اسماعیل را در نقطه کنونی شهر مکه فرود آورد و خواست به خدا بسپارد و به فلسطین باز گرداند، گفت: «خداوندا! من دودمانم را در سرزمینی بدون کشت در نزد خانه محترمت ساکن گردانیدم، تا نماز گزارند، پس دلهای مردمان را به سوی آنها معطوف دار، و به آنها روزی ده، باشد که تو را شکر کنند(5)
[16]

با پدید آمدن آب زمزم در زیر پای اسماعیل شیرخوار که به طرز معجزه آسا تحقق یافت، و آگاهی قبیله جرهم از وجود آب در آن نقطه و آمدن بدانجا، اسماعیل در میان قبیله مزبور پرورش یافت، و زبان آنها یعنی عربی را فرا گرفت.

حضرت اسماعیل در جوانی، با دختری از عرب اصیل قحطانی از قبیله «جرهم» ازدواج کرد. معد فرزند عدنان چهار پسر به نامهای: نزار، قضاعه، قنص و ایاد، داشت. قبائل مضر، ربیعه، انمار، خثعم، ثقیف، بجیله، قضاعه، تمیم، مزینه، خزاعه، اسلم، هذیل، طی، کلب، کنانه، خزیمه، و تیره هائی که از اینان منشعب گردیدند، به آنان نسبت می رساندند. به اینان عرب مستعرب یا عرب اسماعیلی می گفتند. قبیله مشهور و محترم «قریش» نیز به آنها می پیوستند.

به تقسیم دیگر به موازات ظهور اسلام، عرب سه دسته بودند. عرب شمال که در نجد و حجاز و اواسط سرزمین عرب یعنی شبه جزیره می زیستند، و به زبانی که قرآن مجید بر اساس آن نازل گردید، سخن می گفتند. و دیگر عرب قحطانی مقیم جنوب بودند که در یمن موطن اصلی خود و حضر موت سکونت داشتند، و زبان آنها لغت سبای یا حمیری بود. عرب قحطانی به مرور ایام در حجاز پراکنده شدند که از جمله دو قبیله معروف اوس و خزرج بودند، که در سرزمین یثرب و شهر «مدینه» به سر می بردند.

دسته دیگر عرب «نبطی» بود که در اصل عرب نبودند، ولی با عرب آمیزش پیدا کردند و در سرزمین آنها سکونت ورزیدند، و با آنان وصلت نمودند. از اینرو، زبان آنها عربی خالص نبود، بلکه ترکیبی از عربی و غیر عربی بود.
[18]

چون بحث ما درباره حجاز و قلمرو ظهور دین مبین اسلام است، لذا در این باره سخن می گوئیم:

قرنها پیش از ظهور اسلام در نقطه شرقی و شمالی شبه جزیره عربستان، سه تیره از عرب وجود داشته اند؛ بدین شرح:
5-ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم. ربنا لیقیموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون - سوره ابراهیم آیه 37

Copyright © 2013 Moballeq, All rights reserved